حبّذا کاریزِ اصل چیزها...
در ادب و تاریخ، مولاناپژوهی، مطالعات عهدین و قرآن
مجید سلیمانی
@soleymanimajid
Post #401
1.55K

خواب زمستانی
سه ساعت، آهسته و آرام، میان آدمهایی که از ارتفاع کوهستان به آشوب عالم نظر میکنند و از آن میگویند، امّا در میان اتاقهای در دل کوه، فاصله سنگی و سنگین خود را حفظ میکنند و تقاطعهای گاه به گاهشان حاصلی جز انقطاع ندارد. نزدیکاند و دور، آمیخته و جدا. دلنگران هماند، امّا یکدیگر را میآزارند. خوباند، امّا خوبیشان را چون باری بر دل دیگری میگذارند. فرهیختهاند امّا گفتگو ندارند. حامیاند، امّا به هم فرصت خطا نمیدهند و جز تلخکامی نمیپرورند. میخواهند کاری کنند، ولی جدا و دور از هم، تا بیحاصلی پیشین را جبران کنند، تا مشغولیتی بیابند، تا با هم نباشند. تنهایی که پیش هماند چون توان تنهایی ندارند.
پایینتر، در روستا، مردمی که در دایره کشمکشها و نیازهای روزانه خود گرفتارند. گاه شورش میکنند اما گویی جز همین سرکشی و عصیان نمیخواهند.
باز آنها که بین این دو در رفتوآمد اند. طرف اعتماد پاییننشینان نیستند، و از سوی بالانشینان دیده و شنیده نمیشوند.
بالا تا پایین، همگی ساکن «کوی غربت».
زمستان، کوهستان، شب و شیهه اسبان، گفتگو و سکوت. کمی قدیمی، امّا دیدنیست.
.
سه ساعت، آهسته و آرام، میان آدمهایی که از ارتفاع کوهستان به آشوب عالم نظر میکنند و از آن میگویند، امّا در میان اتاقهای در دل کوه، فاصله سنگی و سنگین خود را حفظ میکنند و تقاطعهای گاه به گاهشان حاصلی جز انقطاع ندارد. نزدیکاند و دور، آمیخته و جدا. دلنگران هماند، امّا یکدیگر را میآزارند. خوباند، امّا خوبیشان را چون باری بر دل دیگری میگذارند. فرهیختهاند امّا گفتگو ندارند. حامیاند، امّا به هم فرصت خطا نمیدهند و جز تلخکامی نمیپرورند. میخواهند کاری کنند، ولی جدا و دور از هم، تا بیحاصلی پیشین را جبران کنند، تا مشغولیتی بیابند، تا با هم نباشند. تنهایی که پیش هماند چون توان تنهایی ندارند.
پایینتر، در روستا، مردمی که در دایره کشمکشها و نیازهای روزانه خود گرفتارند. گاه شورش میکنند اما گویی جز همین سرکشی و عصیان نمیخواهند.
باز آنها که بین این دو در رفتوآمد اند. طرف اعتماد پاییننشینان نیستند، و از سوی بالانشینان دیده و شنیده نمیشوند.
بالا تا پایین، همگی ساکن «کوی غربت».
زمستان، کوهستان، شب و شیهه اسبان، گفتگو و سکوت. کمی قدیمی، امّا دیدنیست.
.
- ❤ 12
- 👍 3





