قُل للیلی طُل...
شمس تبریزی، در مقالات، استفاده هنرمندانهای از مصراعی از شعری عربی کرده است: «فقُلتُ للیلی طُلْ فَقَدْ رَقَدَ البدرُ...» (پس به شب گفتم طولانی باش، که ماه در خواب است). شب حجاب است، امّا برای آن عاشق به معشوق رسیده، ضامن وصال...
استاد موحّد در تعلیقات آوردهاند که «مصراع دیگر این بیت بر من معلوم نیست». فوشه کور هم از این منظر توضیحی نیفزوده است. ضرر ندارد اشاره کنیم که این مصراع برگرفته از قطعهای چهار بیتی از مسلم بن ولید انصاری مشهور به صَریعُ الغوانی است، شاعر عهد هارون الرشید و برامکه (وفات ۲۰۸ هـ ق).
میگوید که، به رغم حسود، شب را نزد هم سر کردیم، و آنچه بین ما رفت، چون شرابی بود به مُشک آمیخته... تا آنجا که:
فَوَسَّدتُهُ كَفي وَبِتُّ ضَجيعَهُ / «وَقُلتُ لِلَيلي طُل فَقَد رَقَدَ البَدرُ»
فَلَمّا أَضاءَ الصُبحُ فَرَّقَ بَينَنا / وَأَيُّ نَعيمٍ لا يُكَدِّرُهُ الدَهرُ؟
کف دستم را بالینش کردم و همهشب همبسترش ماندم. به شب گفتم دراز باش، که قرص ماه در خواب است.
(امّا) دمیدن صبح ما را از هم جدا کرد، و کدام خوشیست که روزگار ناخوشش نمیکند؟
(بازی شاعر بین لیلِ شب و لیلای معشوق هم نادیده نماند.)
حجابی هست امّا بین که و که؟ بین او و معشوق یا بین آن دو و نامحرمان؟
شمس این سخن را در بیان آن آورده که عارف قرآن در سختی است و نه عارف کلام... ببینید چه مصراعی را از چه شعری برآورده و در کجا استفاده کرده است.
چنان که استاد نیز اشاره کردهاند، مولانا هم در دیوان به این بیت نظر داشته است:
از این همه بگذر، بیگه آمدهست حبیب
شبم یقین شب قدر است، قُل للیلی طُل...
.
Post #62
709
- ❤ 13
- 👍 1