«گفتند که ما که ماهیان این دریاییم، اوّل در این دریای حیات بودهایم...
جواب آمد که ای ماهیان! اگر چه ماهی قدرِ آب داند... اما بدان صفت و بدان سوز و بدان گرمی و جانسپاری و ناله و خونابه باریدن و جگر بریان داشتن نباشد که آن ماهیای که موج او را به خشکی افکند و مدّتهای دراز بر خاکِ گرم و ریگ سوزان میطپد که: «لایموتُ فیها و لایَحیی».
امکان زیستن بی دریا (نی) و امکان مُردن نی، از امید رسیدن به دریا».
استفاده خاصّ مولانا از این آیه، در مجالس سبعه. این گفتارها، مطابق همه شواهد، از مجالس اوّلیه اوست، پیش از دیدار با شمس.
.
Post #567
368