از کربن ۱۴ و پوست بیجان...
تاریخگذاری به روش کربن ۱۴ روشی رایج است منتهی نتایج آن در خصوص نسخ قرآنی موجب برخی ابهامات و گاه استنتاجات دلبخواهی شده است.
مختصر بگوییم که روش تعیین تاریخ کربن ۱۴ مبتنیست بر تعیین عمر رادیواکتیو کربن ۱۴، ایزوتوپی ناپایدار از کربن با هشت نوترون در مقابل شش پروتون (و از این رو ۱۴ خوانده میشود). این ایزوتوپ در اصل، به موجب تاثیر برخی پرتوهای کیهانی، از اتم نیتروژن به کربن «جهش» کرده و اندک اندک هم به اصل خود بازمیگردد. نسبت کربن ۱۴ در قیاس با کربن پایدار معمول بسیار اندک است، یعنی یک تریلیونیم، امّا همین هم دی اکسید کربن خود را میسازد و از طریق سنتزهای معمول به گیاه و از آنجا به حیوان و آدمی میرسد. این نسبت، با تقریب زیاد، همیشه در طبیعت یکسان بوده (مگر این اواخر به دلیل برخی فعالیتهای صنعتی و اتمی) و تا وقتی موجودی زنده است با جایگزینی منشا کربنی آن حفظ میشود. پس از مرگ، سنتز دی اکسید کربن در کار نیست و کربن ۱۴ محبوس جایگزین نمیشود و با فعالیت معمول رادیواکتیو خود، کمتر و کمتر میشود. به واقع یکی از نوترونها به پروتون تبدیل میشود و کربن ۱۴ به ازت تبدیل میشود.
پس این روش، خاصِ تعیین تاریخ هر جسم به دور مانده از جان است! آن را نمیتوان برای خنجر و شمشیر و جامدات از اصل بیجان بکار برد بلکه باید منشا گیاهی یا حیوانی یا انسانی داشته باشد همچون پوست و پاپیروس که میگویند:
پوستیام دور مانده من ز گوشت / چون ننالم در فِراق و در عذاب؟
چوب هم گوید بُدم من شاخ سبز / زین من بشکست و بدرید آن رکاب...
و در همه حال تاریخگذاری بر اساس پایه متن کتابت است (نه خود کتابت)، سال تولید پاپیروس، یا قربان شدن گوسفند برای پوست.
در یکی دو دهه اخیر، این روش تحوّل عمدهای دیده و میزان مادّه لازم برای تشخیص عمر از بالای ده گرم به چند گرم رسیده. نمونهها کوچکتر و صدمه به نسخه کمتر است. امّا همچنان روشی مخرّب است به این معنی که آن قطعه آزمایش شده از بین میرود و نمیتوان آن را به نسخه بازگرداند چرا که تبدیل به گاز میشود، گرچه گاز برای آزمایشهای بیشتر حفظ میشود. روش آزمایش چند گونه است. گاه سرعت فعالیت رادیواکتیویته نمونه بررسی میشود، طی چند روز تحت نظر قرار میگیرد تا ببینند که سرعت و نرخ آن در کجای نمودار قرار میگیرد، و گاه مستقیم میزان و درصد کربن ۱۴ باقیمانده توسط سانتریفوژها و طیفسنجهای مختلف خوانده میشود. این نتایج تحلیل میشوند و یک دوره زمانی بر اساس درصد احتمال به دست میآید.
در مثالهایی که آوردهام (که کمی قدیمی شده و باید به روز شود)، میبینیم که نتایج آزمایش نسخه صنعا (گاه برگههای متفاوت) چند بار تکرار شده با نتایج دور و نزدیک. اگر نیمه عمر کربن ۱۴ را در نظر بگیریم، برای یک نسخه قرآنی هزار و سیصد چهارصد ساله، هنوز حدود ۷۵ درصد آن نسبت اولیه در پوست باقیست.
امّا در این میان، افتاد مشکلها... خطای آزمایش چند وجهی است. یکی همان دقّت تشخیص کربنِ ۱۴ باقی مانده در نمونه است یا تشخیص میزان فعالیت آن. دیگر خود معیار نیمه عمر هم محدوده خطایی چهل ساله دارد، و اینجا حدود ده سال با توجه به فاصله تا نیمه عمر. دیگر شرایط پوست و آلودگی است که بر تاریخسنجی آن تاثیر دارد. نکته پیچیدهتر البته واسنجی یا کالیبراسیون است چون آن میزان کربن در مناطق مختلف، به مثال نیمکره شمالی و جنوبی، تفاوتهایی دارد و این همه در نتایج، که اینجا یک ربع قرن تفاوت اساسی ایجاد میکند، تاثیر دارند.
بنابراین گرچه این روش تشخیص در کل بسیار مفید بوده، خصوصا وقتی شواهد و قراین جانبی اندکاند و دست کم محدوده کلّی تاریخی را، چنان که در خصوص همین نسخ هم میبینیم، نشان میدهند امّا آنجا که نیاز به دقّت یا بحث دهه و ربع قرن است عموما و فعلا کافی نیست چون بازه زمانی گاه تا یک قرن را شامل میشود و کوتاه شدن بازه زمانی با کاهش دقّت و درصد احتمال همراه است.
در خصوص نسخ قرآنی، نتایج، یا بگوییم خطای آنها مطابق فرضیات و الگوهای رایج، چنان که در تصویر هم میبینیم، عمدتا به سوی قدمت بیشتر میل دارند و گاه حتی به پیش از اسلام میافتند. تاکید کنیم که مقصود اینجا نه تاریخ کتابت که تاریخ تهیّه پوست است و شاید به چند دهه پیش از کتابت بازگردد. این میل به قدمت یا فرض کهنگی تحقیق شده امّا علل آن محلّ بحث است همچون نسخه مشهور به دایه (حاضنه) که نتایج آزمایش پنجاه تا صد و سی سال پیش از تاریخ انجامه نسخه است.
حاصل این که قطعا این روش تخمین، با آزمایشها و تجمیع و تحلیل دادهها، دقیقتر خواهد شد و خطاهای آن کمتر منتهی در زمینه تاریخگذاری نسخ، این نتایج را باید محتاطانه در کنار مطالعات نسخهشناختی و خصوصا سیر تحوّل متن و حروف دید.
.
پ.ن.
از گوشت و پوست
.
از الله و لله در نسخ کهن
.
از کهنترین خطوط عربی
.
از نسخه صنعا و نمونه دیگر اینجا.
.
Post #565
1.04K
- ❤ 10
- 👍 2