پای معنی گیر، صورت سرکش است...
مولانا در مثنوی، حکایت آن کاتب وحی را میآورد که
چون نَبی از وحی فرمودی سبق / او همان را وانبشتی بر ورق
منتهی در این میان، گاه خود پیشنهادی میداد که به ظاهر توسط پیامبر پذیرفته میشد:
پرتو آن وحی بر وی تافتی / او درون خویش حکمت یافتی
عین آن حکمت بفرمودی رسول / زین قدر گمراه شد آن بوالفضول...
حکایت عبدالله بن سعد بن ابی سرح است. در منابع قدیم از جمله تفسیر طبری آمده است که به مثال پیامبر املا میکرد «عزيز حكيم» و او مینوشت «غفور رحيم» و گاه میپرسید که چنین بنویسم؟ و پاسخ میشنید «نعم، سواء»، آری یکسان است... این نمونهها که چند گونه هم ذکر شده بیشتر در خصوص پایان آیات است و مرتبط با سجع کلام. حال اگر آن کاتب «هم ز نسّاخی برآمد هم ز دین»، داستان دیگری از مومنان هم آمده که هشام بن حکم و عمر اختلاف خوانشی را نزد رسول بردند و پیامبر فرمود که هر دو درست است «فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ». هر كدام را كه آسانتر است، بخوانید.
این حکایات را که دست کم علما و عرفای بزرگ با آن مشکلی نداشتهاند اشارهوار آوردیم که بگوییم شاید آنها انعکاسی و سایهای از آن تغییرات «ویرایشی» است که در متن دیده میشود گرچه چند و چونی و تقدّم و تاخّر آن محل بحث است.
نکته اینجاست که اگر پیشتر این نکات شاهدی جز برخی گزارشها در اخبار و روایات نداشت، اینک میتوان شواهدی مادّی از این نوع «دگرسانی»ها را در نسخ قرآنی هم جستجو کرد و نمونه خوب آن، همان لایه زیرین نسخه صنعاست.
تصویر و توضیح یکی از آنها را آوردهام که مثال جالبی است. آیه بیست و هشتم سوره نور که در کتابت نخست نسخهٔ صنعا، به جای «و اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ»، به صورت «و اللَّهَ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ» آمده است. همان معناست امّا چنان که میبینیم، ختم آیه به «تعملون» به واقع هماهنگتر هم بوده است با «تذکرون» و «تکتمون» در دو آیه پیشین و پسین. هر دو عبارت، نمونههای مکرّر دارد در قرآن: سواء، فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ...
مثال دیگر آیه بیست و هفتم سوره توبه است که در نسخهٔ صنعا به «وَ اللَّهُ عَلِيمٌ (حَکيمٌ؟)» ختم میشود به جای «غفورٌ رحیم» که در نسخهٔ رایج و رسمی آمده است. پیشتر آوردیم که تفسیر طبری، در حکایت آن کاتب، همین مثال «غفور رحیم» را آورده بود.
.
Post #257
892