TGViewer
کاریز کاریز @kariznotes · 1.6K subscribers
Post #381 2.1K
از چینیان و رومیان

در دست‌نویس‌های کهن، زیاد می‌بینیم که اشعاری را، معمولاً مهمتر را، در متن می‌آوردند و در حاشیه هم ابیات و اشعاری را از دیوانی دیگر. مشهورترین آن‌ها خمسهٔ امیرخسرو بود در حاشیهٔ پنج گنج نظامی تا جایی که موجب شد تا بگویند:
در حاشیه جای شعر خسرو زان است / تا گِرد سرِ شعر نظامی گردد...
امّا شگفتا که بر حاشیهٔ این نسخهٔ خمسهٔ بسیار نفیس، مورّخِ ۸۳۸ هجری، مثنوی را بر حاشیهٔ خمسه آورده‌اند. به هر شکل مولانا به نظامی علاقه بسیاری داشته است.

امّا این برگی که آورده‌ام حکایت رقابت چینیان و رومیان است در شرف‌نامه نظامی، که می‌دانید داستانش در مثنوی هم آمده است. سابقه‌اش همچنان کهن‌تر است و در اشعار انوری هم آمده است. آنجا امّا این رقابت بین دو گروه از نقّاشان چینی است:
صفّه‌ای را نقش می‌کردند نقّاشان چین / بشنو این معنی کزین بهتر حدیثی نشنوی
اوستادی نیمه‌ای را کرد همچون آینه / اوستادی نیمه‌ای را کرد نقشِ مانوی...

امّا پیش از انوری، حکایت در احیای غزّالی هم آمده است، و روایت نظامی به آن نزدیک است. آنجا رقابت بین چینیان و رومیان است امّا جالب آن که آنجا این رومیان هستند که نقاشی می‌کنند و چینیان صیقل می‌زنند.
در حکایت احیا، در نهایت «فرفعوا واذا بجانبهم يتلألأ منه عجائب الصنائع الرومية مع زيادة إشراق...». همان که مولانا می‌گوید، چون که «پرده را بالا کشیدند از میان»:
عکس آن تصویر و آن کردارها / زد برین صافی شده دیوارها
هر چه آنجا دید اینجا بِه نمود / دیده را از دیده‌خانه می‌ربود...
منتهی صنعت‌های رومی است که بر دیوار صیقل‌خورده چینی می‌افتد.

نظامی امّا بین این دو آشتی برقرار می‌کند که در نهایت هر یک هنر خود را دارند:
بر آن رفت فتوی در آن داوری / که هست از بصر هر دو را یاوری
نداند چو رومی کسی نقش بست / گهِ صقل، چینی بود چیره‌دست

امّا مولانا که اول «بلخی» و بعد «رومی» شد، در اینجا جانب همشهریان جدید خود را نگاهداشته و رومیان را اهل صیقل دانسته که بر چینیان اهلِ صنعت فایق می‌آیند و این البته با آن سنّت صورتگری چینی‌ها مناسبت بیشتری هم دارد.

تصویر بهتری هم اینجا آوردم. ساده امّا گویا، یک سو نقّاشان مشغول صورت و صنعت و تصویر، سوی دیگر امّا «در فروبستند و صیقل می‌زنند»...
**
پ.ن
یک،
دوست فاضل، جناب محمّد سوری پیشتر این توضیح افزون را، بر پایه یک نسخه خطی کهن که در دست تصحیح داشتند، لطف کرده بودند: «احتمالاً کهن‌ترین مأخذِ این قصه، امام ابوالقاسم قشیری (ف. ۴۶۵) مؤلف کتاب معروف رساله‌ی قشیریه باشد. ابونصر قشیری (ف. ۵۱۴) پسر امام قشیری از جلسات نیمه‌خصوصی پدرش یادداشت‌هایی فراهم آورده و در «کتاب الشواهد و الأمثال» درج کرده است. قصه‌ی فوق یکی از این یادداشت‌ها است (برگ 127a). در روایتِ امام قشیری سخن از چین و روم نیست بلکه فقط از مسابقه میان دو گروه از نقاشان سخن به میان آورده است.».

دو،
اشعار حاشیه مثنوی امّا از حکایت غریب دقوقی است:
ای دقوقی با دو چشم همچو جو / هین مَبُر اومید، ایشان را بجو
هین بجو که رُکن دولت جُستن است / هر گشادی در دل اندر بستن است‌
از همهٔ کارِ جهان پرداخته / کو و کو می‌گو به جان چون فاخته‌...

سه،
مولانا و اشعار انوری

چهار
باز به بط گفت که صحرا خوش است،، مولانا و تفاوت نگاهش با حکیم نظامی.
.
Telegram K-A-Images
  • ❤ 15
More from @kariznotes
  1. Sep 28, 2026پیش از دعا، آمین کند... جهت یادآوری و تمرین، با ابجدخوانی، سعی می‌کردم که با خواندن کلمات…
  2. Sep 26, 2026«گفتند که ما که ماهیان این دریاییم، اوّل در این دریای حیات بوده‌ایم... جواب آمد که ای ماهی…
  3. Sep 25, 2026مُلکی‌ست محنت تو و خلقی‌ست منتظر / این کار دولت است کنون تا که را رسد بیگانه گر هزار بود و…
  4. Sep 24, 2026از کربن ۱۴ و پوست بی‌جان... تاریخ‌گذاری به روش کربن ۱۴ روشی رایج است منتهی نتایج آن در خصو…
  5. Sep 20, 2026بسامد واژگان مثنوی، در قیاس با ترجمه مثنوی در یادداشتی پیشین از این بسامد واژگان مثنوی گفت…
  6. Sep 18, 2026والس با بشیر... حال که از مستند (هنوز ندیده) نزا با دو کارگردان اسرائیلی آن گفتیم، از «وال…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →