آه از آن رخسار برقانداز خوشعیّارهای
صاعقه است از برقِ او بر جان هر بیچارهای
بنا به روایتِ نسخهٔ اسعد افندی از کهنترین و معتبرترین نسخههای دیوان کبیر، این نخستین غزلیست که مولانا سرود. غزلی که آن را با ذکر تناقضهای دل به پایان میبرد:
شمس تبریزی تناقض چیست در احوالِ دل؟ هم مقیم عشق باشد هم ز عشق آوارهای
این تناقضهای دل که با اوست، از اوّلین غزل تا آخرین دفتر مثنوی:
کز تناقضهای دل پشتم شکست / بر سرم جانا بیا میمال دست
سایهٔ خود از سرِ من بر مدار / بیقرارم بیقرارم بیقرار
این تناقضهای دلیست که «دو هزاران من و ما»ست. از جنس تناقضهای ما نیست که:
سَعیُنا شَتّی تناقض اندریم / روز میدوزیم و شب برمیدریم...
...
دستنویس ۸۰۶ هجری
Post #400
1.43K

- ❤ 22
- 🤔 2