آخر به که باید گفت که دامی که جمهوری اسلامی و تندروان مذهبی در ایران، دست کم تاکنون، در آن نیفتادهاند، یعنی آمیختن و یکی کردن یهودیت در مقام دین با پروژههای سیاسی صهیونیسم و عملکرد دولت اسرائیل، امثال محسن کدیور با این نوع «مطالعه تطبیقی قرآن و کتاب مقدس» هم در آن میافتند، هم آن را میگسترند و به آن دعوت میکنند تا درد فجایع منطقه را بیدرمانتر کنند.
محسن کدیور یادداشتی نوشته است، حدود یک سال پیش، به نام «خدای اخلاقی و قداست زندگی». حاصل و خلاصه و نتیجهاش آن که بر خلاف «الله» که خدای اخلاقی است، و قرآن که هر نوع خشونت و تحمیل و جهاد ابتدایی را ممنوع کرده، «یهوه» خدایی است بیاخلاق که فرمان به قتل بیگناهان میدهد و «عهد عتیق» منشور و مجوز آن دستورات است. این از اصل آن کتاب. بعد بر خلاف اسلام که هر برداشت و عمل غیراخلاقی در آن حاصل تفسیر غلط آیات قرآن است، برداشت و تفسیر متألهان و مفسران مسیحی و یهودی از «عهد عتیق» توجیه آن فرمانهای غیراخلاقی تورات است.
مشکل این نیست که این نوع نوشتهها از «مطالعه تطبیقی» فقط نامی دارند و معنیش نی، آن است که اصل یهودیت و کتاب مقدس را هدف قرار میدهند. چون این نزاع خونین هیزم و نفت کم دارد، روحانی نواندیش، نه آن تندروی تکفیری، که باید راه چاره بجوید و به مثال کلمه مشترک و پیوندهای تاریخی این دو دین و پیروان آنها را برجسته کند، مایه نزاع مذهبی هم به آن میافزاید. آخر با گفتن آن که این جنایات همه از خداوند یهوه و کتاب مقدس برمیآید و اصلا در ذات تعالیم کتاب دینیشان هست، و تبدیل آن به جنگ الله و یهوه، و قرآن و عهد عتیق، چه سودی حاصل میشود؟
حکایت مثنوی است که مادری به کودکش میگفت، اگر خیال زشت دیو دیدی، به او حمله کن تا بگریزد. و کودک گفت که آخر «آن خیال زشت را هم مادریست». اگر مادر او هم چنین توصیهای بکند چه؟ آخر مطالعه تطبیقی نمیآموزاند «چون که هیزم مینهی بر آتشی، کی بمیرد آتش از هیزمکشی؟» اگر نزاع دینی شکل بگیرد، دست آن طرف (و هر طرف دیگر) خالی است؟ آن ربی یهودی نمیتواند، به همان شیوه تحقیق کدیور، ده عبارت و شاهد دمدستی از «اقتلوا»های قرآن جمع کند؟ و تفاسیر مسلمانان را از احادیث و تاریخ بیاورد؟ از حکایات بنی قریظه و بنی نضیر بگوید؟ موادّ کم دارد؟ اصلا این نکته ابتدایی و بدیهی مطرح نیست که چه کسی درست میگوید، «هر کسی بر ملّت خود عاشق است»، او میتواند بنویسد و مخاطب هم بیابد.
محسن کدیور با یافتن ریشه این مسایل در عهد عتیق و صفات یهوه، چه باری از مردم تحت ستم فلسطین برمیدارد؟ مشکل چطور حل میشود؟ میخواهد دین غاصبان را عوض کند و به خدا و کتاب و دین اخلاقی خود دعوت کند؟ چقدر تفاوت است بین آن که میگوید این جنایات یک دولت تندرو استعمارگر است، یا اشغالگری است، و نظام آپارتاید است، تا آن که اصل دعوا را به کتاب مقدس ببرد و مشکلات را ذاتی و دینی کند. تکلیف شیوخ و تندروهای دینی، بلکه سنتی، روشن است. از روحانی صلاحاندیش توقع دیگری میرود.
این یادداشت را آنگاه نوشتم که دیدم یکی برداشته متن عربی یادداشت ایشان را در سایت خبری و پرخواننده عربی گذاشته است. ابتدای آن هم نوشته «كل الجرائم الفظيعة... مشرّعة في كتبهم المقدّسة... مذكورة نصاً في العهد القديم». خسته نباشید! میگویم آخر در چه آتشی میدمید؟ این سخنان، دستکم فعلا، در گوش فارسیزبانان چندان اثر ندارد امّا خبر ندارید آن سو گوشهای مهیّا و آماده کم نیستند؟ مثالش پرچم حوثیها که فقط «مرگ بر این» و «مرگ بر آن» نیست، لعنت است بر خود آنها و دین آنها. مثالی از آن که گذشتن از این مرز خیلی آسان است. اینک هم که میبینید این جهالت و جنایت را که یک تکفیری به روز جشن یهودیان، در استرالیا، یک عده آدم بیگناه را به رگبار بسته است. این جنایت فقط در حقّ آن مردم بیگناه نیست، در حقّ آن مردم تحت ستم هم هست.
پیشتر آوردهام که «یهودیستیزی» به معنی نوین آن در اسلام نبوده است، تبعیض بوده امّا نه آن یهودیستیزی که فجایع بسیار به بار آورد. نبوده چون مقومات آن نبوده. نه مذهبی (که همچون مسیحیان فرض کنند که این قوم فرزند خداوند را به صلیب کشیدند)، نه اجتماعی (به دلیل تکثر طبیعی ادیان در شرق، نه چون مسیحیت اروپا که یهودیت را مقابل خود و انکار خود ببیند) و نه فلسفی (که به عنصر نژاد تکیه کند). اینک امّا این نوع «مطالعات تطبیقی» آمده که نزاع را به ذات و اصل و درون دین ببرد و آن را ابدی کند. در این نزاع خونین بیپایان، هر دو طرف بهانه و نویسندگان و نظریهپردازان خود را دارند، ای کاش دست کم روحانی نواندیش ایرانی بر آتش این نوع گفتمانها ندمد.
.
پ.ن.
- نشانی یادداشت ایشان در نظرات.
ـ در باب آیه مورد اشاره ایشان در قتل بیگناهان و از قضا سابقه آن در تفسیر میشنا، رک به یادداشت «از خون سرخ آدمی بر زمین»
.
Post #382
1.95K