از خون سرخ آدمی بر زمین
«خداوند گفت چه کردی؟ آواز خون برادر تو ناله میزند به من، از آن زمین...» (پیدایش، ب ۴، آ ۱۰)
خون، دَم (דָם)، آدم (אָדָם) و زمین، اَدَمه (אֲדָמָה) همگی از یک ریشه هستند (از سرخ، اَدُم אָדֹם). نسبت آدمی با خون سرخ ریخته بر زمین این قدر کهن است، در اسم و رسم.
مولانا میگفت:
گر نکردی شرعْ افسونی لطیف / بردَریدی هر کسی جسمِ حریف
شرع بهرِ دفعِ شرّ رایی زند / دیو را در شیشهٔ حجّت کند...
به راستی شرع، با افسونی لطیف، دیو شرّ را در شیشه میکند؟ یا از قضا، خود بهانه شرّ و توجیه خونریزی میشود؟ این همه بردریدن جسمها، به رغم شرع است یا حاصل آن؟ تکلیف کاسبان و راهزنان دین که روشن است، یا آنها که کسب و کارشان مرگ است، منتهی کم بوده که موسیای با موسیای در جنگ شد؟ ساده نیست، احتمالا گاه این است، و گاه آن.
به هر شکل، مفسّران تورات در میشنا هم، دست کم روزگاری، تلاش کرده بودند تا بهر دفع شرّ رایی زنند و در همین افسانه، افسونی لطیف بیابند. آنجا در باب حکم قاضی و دادگاه و خصوصا در هشدار و تحذیر به گواهان، میگویند که قاضی و شاهد بدانند که موضوع «خون» غیر از نزاعها و اختلافات دیگر است و جای نهایت احتیاط است. و در سخن از قتل هابیل، میپرسند چرا در عبارت تورات، خون به صورت جمع آمده است؟ (نکتهای که در ترجمهها منعکس نمیشود). چرا میگوید خونهای برادرت؟ (دمی דְּמֵ֣י صورت جمع در ترکیب، خونها)؟ و پاسخ میدهند از آن رو که این خون یک تن نیست، خون اوست و فرزندان او. «خون نخسبد، درفتد در هر دلی». به دل زمین هم برود، چون «ثار»، فریاد میکشد، نسل اندر نسل...
در ادامه آن سخن مشهور میآید که پس آکاه باشید «این همه مردم از یک آدم است... هر کس یک تن را بکشد، همه را کشته و هر کس یک تن را نجات دهد همه مردم را». (تلمود، سنهدرین، فصل چهارم، ۳۷)
قرآن را هم که میدانید، در اشاره به همان حکایت، و احتمالا عبارت، میگوید که:
«پس از این رو مقرّر کردیم بر بنی اسرائیل که هر که بکشد نفسی را، گویی کشته او آدمیان را همه، و کسی که زنده دارد نفسی را، گویی زنده داشته آدمیان را همه». (مائده، ۳۲)
مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا
و این همه البته سخن است، در میان رنگها و جنگها و اینهمه خونهای سرخ منتشر بر زمین... «و اکنون نفرین و لعنتی باشی از آن زمین، که گشود دهن خود را از برای خون برادرت...»
...
در باب هابیل و قابیل، همچنین رک: نخستین سخنان ناگفته
و خداوند از خلقت آدمی پشیمان شد...
.
Post #238
1.92K
- ❤ 14
- 👍 6