و خداوند از خلقت آدمی پشیمان شد...
(پیدایش، باب ششم، آیه ششم)
در حکایات آفرینش میخوانیم که:
چون خداوند قصد آفرینش آدمی کرد، فرشتگان گفتند که چرا کسی را میآفرینی که فساد کند و خون ریزد؟ گفت من آن میدانم که شما نمیدانید. (۱)
خداوند آدم را آفرید و او را در باغ عدن نهاد، امّا از درخت معرفت منع کرد و گفت که اگر از میوه آن بخورید، خواهید مُرد.
شیطان گفت که با خوردن آن نخواهید مرد. آدم و حوا از آن درخت خوردند، و نمردند.
خداوند گفت که اینک آدمی را به همان خاک فرستم که از آن آمده بود. امّا خاک را نفرین کنم تا نان به رنج و سختی به آدم و فرزندانش دهد.
قابیل، فرزند آدم، از آن زمین سخت نفرینشده، محصولی برآورد و تقدیم خداوند کرد. خداوند هدیه هابیل را - که دام قربانشده بود - پسندید و تقدیم قابیل را نپذیرفت. نزاع و خونریزی بین دو برادر پدید آمد.
چون قابیل خون ریخت و فساد فراوان شد، «خداوند از خلقت آدمی پشیمان شد»، دست خود خایان و انگشتان گزان، که این چرا کردم و این خلقت چه بود، لیک چون کردم، پشیمانی چه سود.
...
حال جدای این «خدایا این بلا و فتنه از توست، ولیکن کس نمییارد چخیدن» باید بگوییم که آیه و تعبیر بسیار جالبی است.
عکسی از نسخه تورات، فصل «برشیت» یا پیدایش و ترجمه تحت اللفظی عربی آن قطعه آوردهام.
انصاف آن است که در این حکایت الاوّلین، آن که بیش از همه حقّ شکایت دارد، چنان که میبینیم، نه خداوند است، نه فرشتگان و نه آدمی، بلکه خاک و زمین است که به ناخواه از آن برگرفته شده، بیتقصیر نفرین شده، خونخورده، و گورستان ویران شده است.
مولانا در دفتر پنجم مثنوی لابه و زاری خاک را در مقابل فرشتگانی که به سوی او میآیند تا کفی از او برگیرند، تصویر کرده:
پس زبان بگشاد خاک و لابه کرد / کز برای حُرمتِ خلّاقِ فرد،
تَرکِ من گو و برو جانم ببخش / رو بتاب از من عنانِ خِنْگرَخش
باز
خاک لرزید و در آمد در گریز / گشت او لابهکنان و اشکریز
سینه سوزان لابه کرد و اجتهاد / با سرشک پُر ز خون سوگند داد
تا فرشته آخر که
خاک را مشغول کرد او در سخن / یک کفی بربود از آن خاکِ کهن...
و شاملو هم به نوعی دیگر:
«پس آنگاه زمین به سخن درآمد...
و آدمی، خسته و تنها و اندیشناک بر سرِ سنگی نشسته بود پشیمان از کردوکار خویش...
و زمین به سخن درآمده با او چنین میگفت:
تو روی از من برتافتی...
انسان زیرِ لب گفت: ــ تقدیر چنین بود. مگر آسمان قربانییی میخواست.
نه، که مرا گورستانی میخواهد! (چنین گفت زمین).
دریغا ویرانِ بیحاصلی که منم!»
…
۱، رک یادداشت مرتبط: آفرینش آدم و فرشتگان، قرآن و میدراش
۲، «پس آنگاه زمین»، مدایح بیصله
Post #322
1.36K
- ❤ 17
- 👍 5