آفرینش آدم و فرشتگان، قرآن و میدراش
در قرآن میخوانیم که به هنگام آفرینش انسان، خداوند به فرشتگان گفت که «من در زمین جانشینی خواهم گماشت»، و [فرشتگان] گفتند: «آیا کسی را میگماری که در آن فساد کند، و خونها ریزد؟» و خداوند گفت که: «من چیزی میدانم که شما نمیدانید.»
خیلی موجز و مختصر است. پیش و پس این سخن و اعتراض و پاسخ چیست؟
میدراش ربّه برشیت (تفسیر آفرینش) از مهمترین تفسیرات تورات است که در حدود سالهای پانصد میلادی، یکی دو قرن قبل از اسلام، تالیف شده و متمرکز است بر تفسیر کتاب پیدایش.
آنجا، فصل هشتم، بند پنجم، به شیوه معمول میدراش که پرسش از هر کلمه متن تورات است، این سوال مطرح میشود که چرا خداوند در تورات میگوید که «انسان را به صورت خود بسازیم؟» چرا فعل جمع میآورد؟ و پاسخ مفسّر آن است که «چون خداوند همراه فرشتگان است و با آنها سخن میگوید...»
کدام فرشتگان؟ فرشته عشق، حقیقت، عدالت و صلح. در حاشیه بیاورم که نام این چهار فرشته هم ملهَم از دو آیه مزمور ۸۵ است که میگوید: «محبت و حقیقت با یکدیگر ملاقات میکنند، و دادگری و صلح روی هم را بوسه میزنند. راستی از زمین خواهد رویید و عدالت از آسمانها (به سوی زمین) خم خواهد شد.»
در ادامه بحث میدارش میآید که خداوند، در باب خلقت آدم، با این چهار فرشته مشورت میکند. این چهار با هم ملاقات میکنند و بحث میکنند که آدمی آفریده شود یا نه.
در این میان:
عشق میگوید همانا که آفریده شود، چون او عشق خواهد ورزید. (عشق اینجا به معنی مِهر و بخشندگی).
حقیقت میگوید تا آفریده نشود، چون او به دروغ خواهد گروید.
عدالت میگوید تا آفریده شود، چون او عدالت خواهد ورزید.
صلح میگوید تا آفریده نشود، چون در پی نزاع و دشمنی خواهد رفت.
فرشتگان همچنان به بحث خود ادامه میدادند که خداوند بازگشت و گفت این بحث چیست؟ من انسان را آفریدهام!
آنگاه خداوند «حقیقت» را، که مخالف بود و اعتراض کرده بود، به زمین تبعید میکند! دیگر فرشتگان شکایت میکنند که چرا با او چنین میکنی؟ و خداوند میگوید او را به زمین فرستادم تا «حقیقت» بر زمین روییده شود... آن صلح چه؟ سخنی در باب تبعید او نیست. شاید با دیدن عاقبت «حقیقت» زود توبه کرده! تفسیر بیشتر آن که نگرانی او دیگر وجهی ندارد چون دسترسی آدمی به حقیقت، او را از نزاع و خونریزی باز میدارد! در تفسیر عرفانیتر دیگری آمده که صلح، «سلام» یا «شلوم»، خود نام خداوند است و گویا سخن او، نگرانی یا ندای درونی خود خداوند بوده است. هر چه هست، سرنوشت او چندان در میدراش مورد توجه نبوده و این حکایت هم فقط برای تفسیر آن فعل جمع آفرینش نیست! به واقع در ادامه میآید که آن «حقیقت» نازل شده بر زمین چیست؟ تورات است که آسمانی است و از نزد خداست. نوعی تبیین علّت «تنزیل کتاب» است به زمین و صورتی از: إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ...
خطوط تقارب و تفارق روایت قرآن با تفسیر میدراش آشکار است: اشارهای به اصل داستان هست، منتهی از منظری تنزیهی و هم در قالب سبک و مقصودی که قرآن پی میگیرد، حذف و تعدیلی صورت گرفته. بحث مشورت نیست. تنها سخن و اعتراض فرشته «صلح» آمده که گویی اینک سخن همه ملایک است: «قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ؟» و پاسخ خداوند از آن دور نیست که علم من ورای شناخت و تشخیص شماست. بعد توبه فرشتگان است در قرآن: «چون ملایک گو که لا عِلم لَنا / یا الهی غَیرَ ما عَلَّمتَنا». آن بحث تنزیل «حقیقت» هم در آن قالب نیامده گرچه به صورتی دیگر ظاهر میشود. به واقع فرشته حقیقت نازل نمیشود، بلکه فرشتگان حقیقت را، تورات و انجیل و قرآن را، جهت تعلیم و تزکیه آدمی به زمین میآورند. مجملش گفتیم...
...
دو کلمه هم در باب نام آن فرشتگان بیاوریم؟
عشق، חֶסֶד خسد، منتهی «حسد» در معنی مهر و دوستی و محبّت و غیرت. بر خلاف عربی معنی مثبت دارد.
حقیقت، אֱמֶת اِمِت، خیلی اوقات همچون صفتی همراه تورات میآید، «تورات امت» (همچون «قرآنِ کریم»). مهم است از منظر سابقه پیوستگی تورات و «حقیقت» چنان که آمد. «اِمِت» به ظاهر معادل عربی ندارد منتهی در اصل صورت کوتاه شده از ریشه امن است، به معنی باور و پناه، مثل عربی، امن و ایمان.
صدق، צֶדֶק، صداقت و درستی و عدالت. چنان که در عربی.
صلح، שָׁלוֹם شلوم، معادل سلام
حکایت سخن و حلقه این فرشتگان، یادآور غزل مولاناست که گویی در میان نشسته و هر یک قصّه خود با او میگویند:
صبر همی گفت که من مژدهدِه وصلم از او،
شُکر همی گفت که من صاحبِ انبارم از او،
عقل همی گفت که من زاهد و بیمارم از او،
عشق همی گفت که من ساحر و طرّارم از او،
روح همی گفت که من گنجِ گهر دارم از او...
همچنین رک به:
«از خلقت آدم و قطعات نظیر»
و
پشیمانی خداوند از خلقت آدمی
.
Post #277
1.05K
- ❤ 28
- 👍 2