از خلقت آدم و «قطعات نظیر»
داستان خلقت آدم هفت بار به عبارت یا اشارت در قرآن آمده است. همین طور است داستان نوح، موسی و فرعون و برخی احکام بلند که گاه کلمه به کلمه تکرار شده است. تحلیل علّت این تکرارها، به درک شیوه شکلگیری تاریخی متن کمک میکند.
نمونهای از روایت خلقت آدم و سجده ملایک را از دو سوره صاد و حجر، در دو ستون کنار هم آوردهام تا بهتر دیده شود. خانههای سبز آیاتی هستند یکسان، حرف به حرف، و خانههای زرد با تفاوتهای بسیار اندک. سپس آیاتی از سوره بقره افزودهام که از آن خواهم گفت.
قیاس متنپژوهانه چه میگوید؟ این که دو عبارت به روشنی به هم مربوط هستند. یا سرمشق یکسان دارند یا دومی، با ارجاع به متن اوّل شکل گرفته است. دیگر آن که به قاعده آن سرمشق اوّلیه مکتوب بوده چرا که عموما دو صورت روایت شفاهی از این جنس چنین یکسان نمیمانند، واو به واو، با بیست کلمه پی در پی همانند، حفظ ترتیب جملات و باز در ادامه قطعات مشابه. این در نقد آن فرضیه است که عبارات موازی از این جنس، دو نقل متفاوت از گفتار یک گوینده بوده که بعدها در مقاطع و مواضع مختلف ثبت و ضبط شده است. تاکید کنیم که حفظ ترتیب یا الگوی بیان همان قدر مهم است که اشتراک در کلمات. گویا متن اوّل ابتدا مکتوب شده، و دومی یا سومی بر اساس آن بازنویسی شده است، بدون تغییر در برخی اجزا و گاه با ویرایشهای اندک در اجزای دیگر. حال چه ضرورتی بوده تا عبارت جدیدی با این حدّ از اشتراک لغات به این مجموعه افزوده یا به نوعی بازگفته شود؟ چرا جانشین آن نشده؟ بحث است و یک فرض آن است که عبارت آغازین پیشتر «منتشر» شده و در جمعآوری نهایی هر دو صورت حفظ شده و باقی مانده است.
سابقه این اسطوره آفرینش چنان که میدانیم به کتاب مقدّس بازمیگردد امّا سجده فرشتگان در آنجا نیست گرچه در متون تفسیری یا قصص یهودی حدود قرن اول میلادی ظاهر شده است. آنجا آدم از شیطان، که او را تهدید و نفرین میکند، میپرسد که موجب این دشمنی و عداوت چیست؟ آدم به او چه بدی کرده؟ و او پاسخ میدهد که «خود سیاه این روزِ من از دودِ توست» و اینکه من مَلک بودم و فردوس بَرین جایم بود و تو موجب لعنت و راندن من شدی چون از من خواسته شد تا بر تو سجده کنم، حال آن که خلقت تو پستر و پستتر از من بود و من برای ستایش تو آفریده نشده بودم. این بخش از اسطوره خلقت بیشتر در بین مسیحیان پرورده میشود (در توضیح آن که آدم پیشنمون عیسی است) و از این رو در بین یهودیان به حاشیه میرود تا جایی که آنها در مقابل آن، و در بیان علّت سجده فرشتگان، روایت دیگری میآورند. در آنجا فرشتگان در سجده خود اشتباه میکنند چرا که آدم را به جای خدا میگیرند! به واقع چون آدم بر صورت خداوند آفریده شده، مطابق نصّ تورات (و از آنجا در احادیث و عرفان اسلامی)، فرشتگان پس از خلقت آدم و با دیدن او تصوّر میکنند که او خداوند است، بر او سجده میکنند تا وقتی که آدم به خواب میرود فرشتگان درمییابند که خطا کردهاند چرا که خداوند، اگر هم بیاساید، نمیخوابد، لاتاخذهُ سِنَةٌ و لانومٍ...
امّا براستی فرشتگان از چه رو باید بر آدم سجده کنند؟ و مقصود ما اینجا تفاسیر عرفانی نیست، بلکه آنچه در قالب اجزای این اسطوره قدیمی آمده است. سه وجه میتوان دید. یکی همان که آدم بر صورت خداوند است و مثال یا تجسّم او که این البته در قرآن نیامده. دیگر، که در این دو روایت موازی میبینیم، آن که فرشتگان بلافاصله پس از خلقت آدم بر او سجده میکنند شاید از آن رو که آدم دمِ خداوندی دارد: نفختُ فیهِ من روحی... در مقابل سوره اول، روایت دوم در این خصوص تغییری کلّی نداده است. صلصال به جای طین و بسط بیشتری در خصوص احوال کسانی که شیطان بر آنها دستی نخواهد داشت. امّا شاید این کافی نبوده یا اصلا به نوعی تفسیر پسینی ماست و در سیر روایت داستان به دلیل روشنتری نیاز بوده که از چه رو ملایک میبایست بر آدم سجده کنند که ابلیس نکرده و مایهٔ زایش شرّ در عالم شده است. پس در سوره بقره نکته دیگری در میان میآید که «علّم الاسما» است. جالب است که در سِفر پیدایش آدم است که بر جامد و نامی و حیوان، نام مینهد امّا این عنصر در روایت قرآنی تغییر کرده و نقش جدیدی یافته است. آدم ابتدا این نامها را از خداوند میآموزد، و آنگاه در مقابل ملایکه بازگو میکند و چون آنها میبینند که «شد آدم مَظهر وحی و وَداد / ناطقهٔ او علّم الاَسما گشاد» به برتری او ایمان میآورند و بر او سجده میکنند. پس در روایت سوم، نکتهای که بعدها ضرورت بیان آن احساس شده، در میان میآید و چنان که میبینیم زبان هم تغییرات بیشتری نشان میدهد.
...
همچنین رک: از آفرینش آدم و اعتراض فرشتگان
.
Post #304
1.08K
- ❤ 19
- 👍 2