نخستین سخنان ناگفته
«هابیل به قفای خویش نظر کرد قابیل را بدید... برادرِ خوناش را به خونِ خویش آزمند یافت... در خاموشی به جانبِ قابیل نظر کرد... و این خود بارِ نخستین نبود، بر زمین و در همهٔ زمین، که گفتنیسخنی بر لبی ناگفته میمانْد». (۱)
در همان آغاز تورات، پیدایش (فصل ۴، آ ۸)) سخنی ناگفته مانده است. آنجا که قابیل به سراغ هابیل میرود، میخوانیم: «گفت قابیل به هابیل برادر خود، و او بود در بودگاه خویش (۲) به صحرا، و قابیل برخاست و برادر خود را کشت.»
آورده که «قابیل به هابیل گفت...» اما جمله در تعلیق مانده و موضوع گفتِ قابیل نیامده. از این رو مترجمان و مفسّران تورات این جای خالی را پر کردهاند، از جمله قدیمیترین آنها، ترجمه کهن هفتادی یونانی، دو قرن قبل از میلاد، که مناسب با آنچه در همان آیه آمده، از قول قابیل افزوده که «گفت بیرون رویم...» و همین ترجمه یا تفسیر و تکمیل در عموم ترجمهها تا امروز باقیست.
در میدراشهای کهن هم بحثهای مختلفی بوده که این سخن چه بوده؟ موضوع منازعه مانند زمین یا همسر یا همان قربانی که برخی هم در تفاسیر و قصص اسلامی منعکس شده است.
منتهی یک صورت کهن که احتمالا شفاهی بوده و در سوابق میدراشها نیست، در قرآن باقی مانده است. اینجا سخن قابیل ساده است که «همانا تو را خواهم کشت» و مهم البته پاسخ هابیل است، با تعبیر زیبایی که «اگر بگشایی دست خود به کُشتن من، من آن نیستم که بگشایم دست خود، به کُشتن تو...» لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَا بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ...
بعید نیست که «دست من» مناسبتی داشته با «ریختن خون برادرت به دست تو» که در آیه بعدی تورات آمده است. عبارت همچنان نزدیک است به آنچه بعدها از قول داود خطاب به شائول میآید که: «خداوند میان من و تو حکم نماید، و خداوند انتقام مرا از تو بکشد. امّا دست من بر تو گشوده نخواهد شد.» (سموئل، ۲۴، ۱۳)
ادامه روایت قرآن بسیار نزدیک است به تفسیر تورات، میشنا، سنهدرین، فصل ۴. آنجا در باب حکم قاضی و دادگاه و خصوصا در هشدار و تحذیر به گواهان، میگوید که قاضی و شاهد بدانند که موضوع «خون» غیر از نزاعها و اختلافات دیگر است و جای نهایت احتیاط است. بعد در ارجاع به همین حکایت و در تفسیر صورت جمع «خونها» در آیه، میگوید پس بدانید که «هر کس یک تن را بکشد، همه را کشته و هر کس یک تن را نجات دهد همه مردم را...» و قرآن گویا با تاکید بر همان میگوید «مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ» که «أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا» (۳)
پ.ن.
۱، احمد شاملو، انگیزههای خاموشی، لحظهها و همیشه.
میگوید نخستین بار نبود چرا که نخستین بار، خاموشی خود آدم بود.
۲، در بودگاه خویش: مکان هابیل در عبری از همان ریشه بودن است. «جای بود و باش»، مثنوی: کارگَه چون جایِ باشِ عامِل است... در عربی هم کینونه آوردهاند از ریشه کون.
۳، در باب سابقه این آیه و تفسیر میشنا، رک به یادداشت «از خون سرخ آدمی بر زمین»
۴، نمیتوان یاد سخن ایرج نکرد در شاهنامه:
مکش مر مرا کهت سرانجام کار / بپیچاند از خون من کردگار
مکن خویشتن را ز مردمکُشان / کزین پس نیابی خود از من نشان
بسنده کنم زین جهان گوشهیی / به کوشش فراز آورم توشهیی
به خون برادر چه بندی کمر؟ چه سوزی دلِ پیرگشته پدر؟
جهان خواستی، یافتی خون مریز / مکن با جهاندار یزدان ستیز...
.
Post #315
1.13K
- ❤ 27
- 👍 4