از الرحمن و قرآن...
سوره الرحمن هیچ اشاره صریح یا ضمنی به پیامبر ندارد. در آن یک بار هم نام «الله» ظاهر نمیشود و ما پیشتر از سابقه مسیحی «الرحمن» گفتهایم. قالب آن مزامیرگونه است. سرودها و نیایشهای دینی که خوانندهای مدح و ثنای خداوند میگوید، و جمع حاضر، ترجیعبندی را تکرار میکنند: فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکما تُکذِّبانِ... این نوع سرودها در متون سریانی خصوصا رایج بوده امّا نمونه خوب قدیمی آن مزمور صد و سی و ششم در کتاب مقدّس است. سرود شکرگزاری: «اِحْمَدُوا الرَّبَّ لأَنَّهُ صَالِحٌ» و بعد تکرار «لأَنَّ إِلَى الأَبَدِ رَحْمَتَهُ»، تا بیست و شش بار.
این نوع متون دینی را در سریانی «قریانا» میخواندهاند (Qeryana ܩܪܝܢܐ). در برخی نیایشهای مسیحی یا قطعات انجیل که از سریانی به فارسی ترجمه شده (و نمونهای اینجا آوردهام)، میخوانیم که «این راز قریاناء مقدس است...»، «قِریان روز آدینه پس از عید یلدا»، «قِریان عید باعوث» و نظایر آن.
در سایه این سابقه «الرحمن» و «قریانا» است که تفسیر «الرَّحْمَنُ، عَلَّمَ الْقُرْآنَ» ای بسا متفاوت باشد.
برخی پژوهشگران، از منظر متنپژوهی و مطالعات تاریخی (و نه الهیاتی و ایمانی)، پرسیدهاند که آیا ممکن است که آیات این سوره، نوعی برگردان یا بازسازی از زبانی دیگر باشد؟ از قُرْآنًا أَعْجَمِيًّا به قُرْآنًا عَرَبِيًّا؟ خصوصا که قرآن مکرر خود را «قُرْآنًا عَرَبِيًّا» معرفی میکند که خیلی نکته مهمّی است. میگوید اگر این قرآنی اعجمی بود، میگفتند چرا آیاتش تفصیل نیافته... جای دیگر میگوید اینک قرآنی عربی که تفصیل یافته است تا برای شما، به قاعده مخاطبان عهد، قابل درک شود. بحث است. منتهی آنچه در پایان سوره آمده جالب است که به ظاهر، یک متن و معنی یکسان، به دو صورت بازسازی یا بیان شده، و در نهایت هر دو صورت در متن باقی مانده است.
این نکته را در قالبی آوردهام که بهتر دیده شود. جدای آن «ترجیعبند» که بین آیات تکرار میشود، میبینیم:
ابتدا از دو باغ میگوید: وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ
و غنای آن دو: ذَوَاتَا أَفْنَانٍ
از چشمههای آن دو: فِيهِمَا عَيْنَانِ تَجْرِيَانِ
و میوههای آن دو: فِيهِمَا مِنْ كُلِّ فَاكِهَةٍ زَوْجَانِ
و فرشهایی با آستر ابریشم: مُتَّكِئِينَ عَلَى فُرُشٍ بَطَائِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ...
و دوشیزگان شرمگین چشمفروهشته: فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ
چون یاقوت و مرجان: كَأَنَّهُنَّ الْيَاقُوتُ وَالْمَرْجَانُ
که دست انس و جن به آنها نرسیده: لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ
و آنگاه پس از یک آیه بازگشت، همان مضمون و تصاویر تکرار میشوند، با الفاظی متفاوت:
دو باغ و چشمههای آن: وَمِنْ دُونِهِمَا جَنَّتَانِ
سبزی و انبوهی آن دو: مُدْهَامَّتَانِ
و چشمههای آنها: فِيهِما عَيْنانِ نَضَّاخَتانِ
میوههای آن: فِيهِما فاکهَةٌ وَ نَخْلٌ وَ رُمَّانٌ
بالشهای سبز و نیکو: مُتَّکئِينَ عَلی رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَ عَبْقَرِيٍّ حِسانٍ...
و زیبارویان بهشت: فِيهِنَّ خَيْراتٌ حِسانٌ
حوریان پردهنشین: حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ
که دست انس و جن به آنها نرسیده: لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ (همان الفاظ در قطعه پیشین)
این نوع نیایشهای جمعی مزامیرگونه عموما با جملهای ختم میشود از نوع «متبرّک باد نام خداوند، امروز و همیشه» و اینجا هم: «تَبارَک اسْمُ رَبِّک ذِي الْجَلالِ وَ الْإِکرامِ».
.
پ.ن.
یادداشت مرتبط: الله و الرحمن
Post #311
968
- ❤ 31