TGViewer
Channel Public Channel
Subscribers
2.78K
Photos
246
Videos
700
Links
812
Recent Posts 20 shown
Post #4972 70
🔴به فرهنگ باشد روان تندرست

🔺ایران سرزمینی است کهن، سرشار از نیکی‌ها و مردمانی نجیب که ستایشگر داد و دانش و راستی و نکوهشگر  ستم و دروغ و دشمنی‌ بوده‌اند. باید از ایران گفت و نوشت. باید زبان فارسی، این سرمایۀ جاودان ایرانی را پاس داشت و برای گسترش آن دریغ نکرد. باید فرزندان کشور را با بزرگمهرها، فردوسی‌ها و ابن‌سیناها آشنا کرد. اگر ایدۀ ایران به میان مردم و سیاستگذاران کشیده شود، امنیت و منافع ملی معنا می‌‌شود. ایران و داشته‌های تاریخی و فرهنگی آن را دوست بداریم.
فهرست زیر ازجمله دغدغه‌مندان مستقل برای رسیدن به این هدف‌اند. با پیوستن به آن‌ها به توسعۀ فرهنگی در جامعه یاری رسانیم.

                


⛱تدریس مکاتب فلسفی و روانی

⛱یافته‌های مهم روان‌شناسی

⛱موسیقی سنتی (تکنوازی سنتور)

⛱جملگی روانکاوی

⛱کتاب گویا (لذت مطالعه با چشمان بسته)

⛱صادق هدایت

⛱زین قند پارسی
(درست بنویسیم، درست بگوییم).


⛱کتابخانه بزرگ ادیان و فرهنگ باستان

⛱دکتر محمّد‌علی اسلامی‌نُدوشن

⛱باغ سبز مولانا (زهراغریبیان)

⛱رازها و نمادها و آموزه‌های شاهنامه

⛱نجوای داستان

⛱کتابخانهٔ ادب و فرهنگ

⛱خردسرای فردوسی
(آینه‌ای برای پژواک جلوه‌های دانش و فرهنگ ایران زمین).


⛱بنیاد فردوسی خراسان
(كانون شاهنامه فردوسی توس‏).


⛱سرو سایـه‌فکن
(رسانه‌ای برای پاسداشت زبان و ادبیات فارسی).


⛱شرح غزلیات سعدی با امیر اثنی‌عشری

⛱موسسه پژوهشی چراغداران
میراث دیجیتال و حافظه فرهنگی فارسی زبانان


⛱حافظ‌خوانی با محمدرضاکاکائی

⛱شرح بوستان و گلستان سعدی با امیر اثنی عشری

⛱شاهنامه کودک هما

⛱مأدبۀ ادبی، شرح کلیله و دمنه و آثار ادبی فارسی (رسانۀ دکتر محمّدامین احمدپور).

⛱ستیغ، خوانش اشعار حافظ و سعدی و...(رسانه سهیل قاسمی)

⛱تاریخ، فرهنگ، هنر و ادبیات ایران زمین

⛱شاهنامه برای کودکان
(قصه های شاهنامه و خواندن اشعار برای کودکان و نوجوانان)


⛱گاهگفـت
(دُرُست‌خوانیِ شعرِ کُهَن)


⛱کتاب گویای ژیگ

⛱سفر به ادبیات
(مرزبان‌نامه و گلستان، تک‌بیت‌های کاربردی )

⛱استاد بهرام بیضایی (آرشیو)

⛱ملی‌گرایی ایرانی/شاهنامه‌پژوهی

⛱هفت هزار سالگان

⛱انجمن دوستداران شاهنامه البرز (اشا)


⛱فرهنگ یاریگری، توسعۀ پایدار و زیست بوم‌داری

⛱رهسپر کوچۀ رندان
(بررسی اندیشۀ حافظ).


⛱حماسه‌سرای آرخش؛
خانۀ فرهنگ، حماسه‌ و زبانهای ایرانی


⛱سخن و سخنوران
(سخنرانی و گفتگوهای نایاب نام آوران وطن فارسی).


⛱کتاب و حکمت

⛱زبان شناسی و فراتر از آن (درگاهی برای آموختن دربارۀ زبان‌ها و فرهنگ‌ها).

⛱خواندن و شرح تاریخ عالم‌آرای عبّاسی (میلاد نورمحمدزاده).

⛱هزار بادهٔ ناخورده (یادداشت‌های امیرحسین مدنی دربارۀ ادبیات و عرفان).

⛱شرح کلیات سعدی
(تصحیح و طبع شادروان محمدعلی فروغی).


⛱انجمن شاهنامه‌خوانی هما
(خوانش و شرح بیت‌های شاهنامه).


⛱نقش بر آب (یادداشت‌های ادبی و تاریخی دکتر حامد خاتمی‌پور)



🔴هماهنگی برای شرکت در تبادل


🔴@alireza_heidaree
Post #4971 198
اتفاقم به سر کوی کسی افتاده استسهیل قاسمی- مهین میرزایی
مهین میرزایی
سهیل قاسمی

اتفاق‌ام به سر ِ کویِ کسی افتاده ست
که در آن کوی چو من کُشته بسی افتاده ست

خبر ِ ما برسانید به مرغان ِ چمن
که هم‌آواز ِ شما در قفسی افتاده ست

به دل‌آرام بگو: ای نفَس ِ باد ِ سحَر!
کار ِ ما هم‌چو سحَر با نفَسی افتاده ست

بند بر پای تحمل چه کُنَد گر نکُنَد
انگبین است که در وی مگسی افتاده ست

هیچ‌کس عیب ِ هوس‌باختن ِ ما نکند
مگر آن کس که به دام ِ هوسی افتاده ست

سعدیا! حال ِ پراکنده‌یِ گوی، آن داند
که همه‌عمر به چوگان ِ کسی افتاده ست

#سعدی
@setiq
  • ❤ 10
  • 🥰 2
Post #4970 228
مولوی
اجرا: سهیل قاسمی
موسیقی: زنده‌یاد ناصر چشم‌آذر
تنظیم: حسین جلیلیان

اِی رَستخیزِ ناگهان! وْ ای رحمتِ بی‌مُنتها
اِی آتشی اَفروخته در بیشه‌یِ اَندیشه‌ها

امروز خَندان آمدی، مِفتاحِ زندان آمدی
بر مُستمندان آمدی چون بخشش و فضلِ خدا

خورشید را حاجِب تویی، اومید را واجب تویی
مَطْلب تویی، طالب تویی، هم مُنتها هم مُبتدا

در سینه‌ها برخاسته، اندیشه را آراسته
هم خویش حاجت خواسته، هم خویشتن کرده روا

ای روح‌بخشِ بی‌بدَل! وْ ای لذّتِ عِلم و عمَل
باقی بهانه ست و دغَل؛ ک‌این علّت آمد و آن دَوا

ما ز آن دغَل کژبین شده، با بی‌گُنَه در کین شده
گَه مستِ حورَالعین شده، گَه مستِ نان و شوربا

این سُکر بین، هِل عَقل را! وْ این نُقل بین؛ هِل نَقل را!
ک‌از بهرِ نان و بَقْل را چندین نشاید ماجرا

تدبیرِ صد رنگ افکنی، بر روم و بر زنگ افکنی
و اندر میان جَنگ افکنی فی اِصطِناعٍ لا یُریٰ

می‌مال پنهان گوشِ جان، می‌نهْ بهانه بر کسان
جان «رَبِّ خَلِّصنی»زنان، وَاللَه که لاغ است ای کیا!

خامُش! که بس مُستعجِل ام، رَفتم سویِ پایِ علَم
کاغذ بنهْ! بشکن قلَم! ساقی دَرآمد، الصَلا!

@Setiq
  • ❤ 8
  • 👏 2
  • 👍 1
  • 🥰 1
Post #4968 317

Forwarded from ژرفای شعر

اتفاقم به سر کوی کسی افتاده‌ست
که در آن کوی، چو من کشته بسی افتاده‌ست

خبر ما برسانید به مرغان چمن
که هم‌آواز شما در قفسی افتاده‌ست

به دلارام بگو ای نفس باد سحر
کار ما همچو سحر با نفسی افتاده‌ست

بند بر پایْ تحمل چه کند گر نکند؟
انگبین است که در وی مگسی افتاده‌ست

هیچکس عیب هوس باختن ما نکند
مگر آن‌کس که به دام هوسی افتاده‌ست

سعدیا حال پراکندهٔ گوی آن داند
که همه عمر به چوگان کسی افتاده‌ست

#سعدی
#سهیل_قاسمی
#حسین_جلیلیان
#ستیغ
#ژرفای_شعر
@setiq
@zharfaesher
  • ❤ 13
  • 👏 3
  • 🥰 1
  • 💯 1
Post #4967 420
دِلَم ربوده‌یِ لولی‌وَشی‌ست شورانگیز
سیاه‌چَرده و قَتّال‌وَضع و رنگ‌آمیز
 
غلامِ آن کلمات ام که آتش انگیزد
نه آبِ سَرد زنَد در سخن، نه آتشِ تیز
 
فدای پیرهنِ چاکِ ماه‌رویان باد،
هزار جامه‌ی تقوی و خِرقه‌یِ پرهیز
 
فرشته، عشق ندانَد که چیست! بحث مکُن!
بخواه جام و گُلابی به خاکِ آدم ریز!
 
مباش غرّه به بازوی خود! که در ضرب است
هزار تعبیه‌یِ حُکم ِ پادشاه‌انگیز
 
فقیر و خسته به درگاه‌ات آمدم؛ رَحمی!
که جُز وِلایِ تو اَم نیست هیچ دستاویز
 
بیا! که هاتفِ میْخانه دوش با من گفت
که در مقامِ رضا باش و از قَضا مَگریز!
 
پیاله بر کفن‌ام بند! تا سحَرگَهِ حَشْر،
به‌میْ زِ دل بِبَرَم هوْلِ روزِ رستاخیز
 
میانِ عاشق و معشوق، هیچ حائل نیست
تو خود حجابِ خودی حافظ! از میان برخیز!
 
این بیت هم در نسخه‌های دیگر آمده:
 
خیالِ خالِ تو با خود به خاک خواهم بُرد
که تا زِ خالِ تو خاک‌ام شوَد عبیر آمیز

دیوان حافظ
بر پایه‌ی نسخه‌ی خطی سال ۸۰۱
سهیل قاسمی

تنظیم: حسین جلیلیان
ضبط: استودیو اورانیا

@Setiq
  • ❤ 15
  • 👍 3
  • 👎 1
  • 🥰 1
  • 😍 1
Post #4966 610
شممت روح وداد و شمت برق وصالحافظ 801 - سهیل قاسمی
بیا! که پرده‌یِ گُل زیرِ هفت‌کاریِ چشم
کشیده‌ایم به تحریرِ کارگاهِ خیال
حافظ ۸۰۱

هم در نسخه‌ی هشتصد و یک و هم در هشتصد و سه، گل و زیر جدا نوشته‌شده و نقطه، جایی است که زیر خوانده می‌شود نه ریز. هم‌چنین تا جایی که من دیده‌ام، گلریز، واژه‌ئی نیست که کاتبان آن دوره سوا بنویسند. سر هم می‌نوشتند.

در باره‌ی هفت‌خانه و هفت‌کاری پیش‌تر یادداشتی نوشته‌بودم که امروز مکرر نمی‌کنم.

اما پرده‌ی گلریز نمی‌خوانم.
پرده‌یِ گُل زیرِ چیزی کشیدن است.

سهیل قاسمی

شَمَمْتُ رَوْحَ وِدادٍ وَ شِمْتُ بَرْقَ وِصال
بیا که بویِ تو را میرم ای نسیمِ شمال!

اَحادِیاً بِجِمالِ الحَبیبِ! قِفْ! وَ انْزِل!
که نیست صبرِ جَمیل‌ام زِ اشتیاقِ جَمال

حِکایَتِ شبِ هِجران فروگذاشته بِهْ
به‌شُکرِ آن که بَراَفکنْد پرده روزِ وصال

چو یار بر سَرِ صلح است و عُذر می‌خواهد،
توان گذشت زِ جوْرِ رقیب در همه‌حال

بیا که پرده‌یِ گُل زیرِ هفت‌کاریِ چشم
کشیده‌ایم به تَحریرِ کارگاهِ خیال

به‌جز خیالِ دهانِ تو نیست در دلِ تنگ
که کَس مَباد چو من در پیِ خیالِ مُحال

قَتیلِ عشقِ تو شد حافظِ غریب، ولی
به خاکِ ما گذری کُن! که خونِ ما ت حلال!

میکس: شهریار

@Setiq
  • ❤ 12
  • 👎 3
  • 👍 1
  • 👏 1
  • 🙏 1
Post #4964 2.2K
بر تارک خیال
روشن‌تر از سپیده
دو‌ دفتر شعر از خانم سیما اسعدی
انتشارات آفرینا، ۱۴۰۴
تلفن سفارش برای تهیه کتاب:
+989115503923

@AFRINANASHR انتشارات آفرینا
  • ❤ 9
  • 👏 3
  • 🔥 2
  • 🤡 1
Post #4962 735
شراب و عیْشِ نهان چیست؟ کارِ بی‌بنیاد!
زدیم بر صفِ رندان و هر چه بادا باد

گِرهْ زِ دل بگُشا وَز سپهر یاد مکُن
که فکرِ هیچ‌مهندس، چنین‌گِرهْ نگشاد

زِ انقلابِ زمانه عَجَب مَدار! که چرخ
از این فسانه هزاران هزار دارد یاد

قدَح به‌شرطِ ادب گیر! از آنکه ترکیب‌اش
زِ کاسه‌یِ سَرِ جمشید و بهمن است و قباد

که آگَه است که کاووس و کیْ کجا رفتند؟
که واقف است که چون رَفت تختِ جم، بر باد؟

زِ حسرتِ لبِ شیرین، هنوز می‌بینم
که لاله می‌دَمَد از خونِ دیده‌یِ فرهاد

مگر که لاله بِدانِست بی‌وفاییِ دَهر!
که تا بِزاد و بِشُد، جامِ میْ ز کف نَنَهاد

بیا! بیا که زِ میْ یک‌زمان خراب شویم
مگر رسیم به گنجی از این خراب‌آباد

نمی‌دهند اجازت مرا به سیْر و سفر
نسیمِ بادِ مُصَلّا و آبِ رُکناباد

قدَح مگیر! چو حافظ مگر به ناله‌یِ چنگ
که بسته‌اند بر ابریشمِ طرَب دل‌شاد


دیوان حافظ
بر پایه‌ی نسخه‌ی خطیِ سالِ ۸۰۱

این بیت‌ها هم در نسخه‌های دیگر آمده:

رسید در غَمِ عشق‌اش به حافظ آنچه رسید!
که چشم‌زخمِ حوادث به عاشقان مَرساد

زِ دست اگر نَنهم جامِ میْ، مَکُن عیْب‌ام!
که پاکدل‌تر از این‌ام حریف دست نداد

اجرا: سهیل قاسمی
تدوین: شهریار

@Setiq
  • ❤ 9
  • 💔 9
  • 🥰 1
  • 🕊 1
Post #4960 764
دست در حلقه‌ی آن زلفِ دوتا نتوان کردسهیل قاسمی
دست در حلقه‌یِ آن زلفِ دو تا نتوان کَرد
تکیه بر عهدِ تو و بادِ صبا نتوان کرد

آنچه سعی است، من اندر طلب‌ات بنمایم
این قَدَر هست که تغییرِ قضا نتوان کرد

دامنِ دوست به صد خونِ دل افتاد به‌دست
به فسوسی که کُنَد خصم، رها نتوان کرد

غیْرت‌ام کُشت که محبوبِ جهانی؛ لیکِن
روز و شب عَربَده با خَلقِ خدا نتوان کرد

عارض‌اش را به‌مَثَل ماهِ فلک نتوان خواند
نسبتِ دوست به هر بی سَر و پا نتوان کرد

سَروْ‌بالایِ من، آن لحظه که آید به‌سَماع،
چه مَحَل جامه‌یِ جان را که قبا نتوان کرد!

چه بگویم؟ که تو را نازکیِ طبعِ مَلول،
تا به حَدّی‌ست که آهسته دعا نتوان کرد

مُشکلِ عشق، نه در حوْصله‌یِ دانشِ ما ست
حلّ‌ِ این نکته بدین فکرِ خطا نتوان کرد

نظرِ پاک توانَد رخِ جانان دیدن
که در آیینه، نظر جز به‌صفا نتوان کرد

به‌جز اَبرویِ تو مِحرابِ دلِ حافظ نیست
طاعتِ غیْرِ تو در مذهبِ ما نتوان کرد

حافظ
بر پایه‌ی نسخه‌ی خطی سال ۸۰۱

اجرا: سهیل قاسمی
تنظیم و تدوین: حسین جلیلیان

@Setiq
  • ❤ 12
  • 👍 2
  • 🙏 2
  • 🥰 1
Post #4957 813
حسین منزوی-ردای شعلهسهیل قاسمی
شعر: حسین منزوی
موسیقی: کارن همایون‌فر
اجرا: سهیل قاسمی
تنظیم: حسین جلیلیان


زنی که صاعقه‌وار آنََک ردایِ شعله به تن دارد،
فرو نيامده خود پيدا ست که قصدِ خرمنِ من دارد

هميشه عشق به مشتاقان پيامِ وصل نخواهد داد
که گاه پيرهنِ يوسف، کنايه‌های کفن دارد

کی ام؟ کی ام که نسوزم من؟ تو کيستی که نسوزانی؟
بهل که تا بشود ای دوست هر آنچه قصدِ شدن دارد

دوباره بيرقِ مجنون را دلم به‌شوق می‌افرازد
دوباره عشق در اين صحرا هوایِ خيمه زدن دارد

زنی چنين که تويی، بی‌شک شُکوه و روحِ دگر بخشد
به آن تصوّرِ ديرينه که دل زِ معنیِ زن دارد

مگر به صافیِ گيسويَت هوای خويش بپالايم
در اين قفس که نفس در ویْ هميشه طعمِ لجن دارد

@Setiq
  • ❤ 6
  • 🔥 4
Post #4956 574
شعر: حسین منزوی
موسیقی: کارن همایون‌فر
اجرا: سهیل قاسمی
تنظیم: حسین جلیلیان


زنی که صاعقه‌وار آنََک ردایِ شعله به تن دارد،
فرو نيامده خود پيدا ست که قصدِ خرمنِ من دارد

هميشه عشق به مشتاقان پيامِ وصل نخواهد داد
که گاه پيرهنِ يوسف، کنايه‌های کفن دارد

کی ام؟ کی ام که نسوزم من؟ تو کيستی که نسوزانی؟
بهل که تا بشود ای دوست هر آنچه قصدِ شدن دارد

دوباره بيرقِ مجنون را دلم به‌شوق می‌افرازد
دوباره عشق در اين صحرا هوایِ خيمه زدن دارد

زنی چنين که تويی، بی‌شک شُکوه و روحِ دگر بخشد
به آن تصوّرِ ديرينه که دل زِ معنیِ زن دارد

مگر به صافیِ گيسويَت هوای خويش بپالايم
در اين قفس که نفس در ویْ هميشه طعمِ لجن دارد

@Setiq
  • ❤ 9
  • 👏 2
  • 🥰 1
  • 👌 1
Post #4955 621
شعر: مهدی موسوی
اجرا: سهیل قاسمی
تدوین: شهریار

شبیه قلبِ پر از اضطراب من هستید!
شبیه خاطره‌ای دووور از وطن هستید
شبیه دیدن یک گربه در خیابان‌اید
شبیه یک تن زخمی، شبیه ایران‌اید
هزار سال تمام است که عزادارید
خلیجِ‌فارس‌ترین چشم شهر را دارید
پر از امید، پر از خشم، گرچه ویرانید
شبیه گریه‌ی مادر، شبیه ایران‌اید!

نگاه یخ‌زده و قلبِ غرقِ تب دارید
که نروژید! که شش ماه روز و شب دارید!
که نروژید! به قطب شمال چسبیده
میان برف، به مشتی خیال چسبیده
دو چشم غمگین دارید، مثل فکر محال
به روی سینه دو خرگوش قطبی خوشحال
که گریه‌اید ولی پشت چهره‌ای خندان
که نروژید و تمامی سال، یخبندان!

شبیه بوسه‌ی ممنوعه گوشه‌ی سالن
شبیه زلزله‌ای مرگبار در ژاپن
سکوت‌کردنِ عرفانِ ذن به آهن‌ها!
شبیه یک ساموراییِ تا ابد تنها
قدم زدید مرا سمت یک منِ دیگر
که ژاپن‌اید و پر از باغ‌های افسونگر
جنونِ غرقِ سکوتید و شرمِ در هیجان
که ژاپن‌اید، که آتشفشانِ در فوران!

@seyedmehdimoosavi2

@Setiq
  • ❤ 14
  • 👎 4
  • 👏 3
  • 👍 2
  • 🕊 1
Post #4954 630
حسین منزوی- ماه و پلنگسهیل قاسمی
خیالِ خامِ پلنگِ من به‌سویِ ماه جهیدن بود
و ماه را ز بُلندایَش به رویِ خاک کشیدن بود

پلنگِ من -دلِ مغرورم- پرید و پنجه به خالی زد
که عشق، ماهِ بلندِ من، وَرایِ دست رسیدن بود

من و تو آن دو خط ایم آری! موازیانِ به‌ناچاری
که هر دو باورمان زْ آغاز به یک‌دگر نرسیدن بود

گُلِ شکفته! خداحافظ! اگرچه لحظه‌ی دیدارَت
شروعِ وسوسه‌ئی در من به نامِ دیدن و چیدن بود

شراب خواستم و عمرم شرنگ ریخت به کامِ من
فریب‌کارِ دغل‌پیشه، بهانه‌اش نشنیدن بود

اگر چه هیچ گُلِ مرده دوباره زنده نشد، امّا
بهار در گُلِ شیپوری مُدام گرمِ دمیدن بود

چه سرنوشتِ غم انگیزی! که کِرمِ کوچکِ ابریشم،
تمامِ عمر قفس می بافت؛ ولی به فکرِ پریدن بود

شعر: حسین منزوی
درهم‌آمیزی با موسیقی: حسین جلیلیان
اجرا: سهیل قاسمی

این اجرا را تقدیم می‌کنم به دوست و سرور ارجمند دکتر یحییٰ عطایی
سهیل قاسمی

@Setiq
  • ❤ 9
  • 🔥 6
  • 👎 4
  • 💯 3
Post #4953 686

Forwarded from موسیقی، واژه و کتاب ... 🎼🎙📚 (A‌lireza ✍)

Shab NeshinSoheil Ghassemi
«شب‌نشین»
✨🌙✨🌙✨

من تمامِ شب نشستم با خیالِ دیدن‌ات
با هوای بودن‌ات در نرمیِ پیراهن‌ات

رژ به لب مالیدنِ تو، آخرِ بیهودگی‌ست!
زشت شد زیبای من! معمولی اندیشیدن‌ات!

فکر کن دیوانه‌ای، شکّر به خُرما می‌زَنی!
نیک اندیشیدن‌ات، زیبا نیاندیشیدن‌ات!

من غباری با بخارِ آبِ اقیانوس‌هام
ابر گشتم تا ببارم روی شولای تن‌ات

وقتِ باران در بیابان خاک بدمستی کند!
با خودَت یک دم خیال‌ات نیست تنها با من‌ات

شعرِ شیوا، شعرِ شیرین، شعرِ محشر، شعرِ شعر!
کی توان گفتن بدونِ وصلِ عطرِ گردن‌ات!؟

خوابِ شیرین نیست چشمِ مستِ ما را بعدِ تو
چشمِ شاعر مست گشت از قوسِ ساغر شکّن‌ات


🎙#سهیل_قاسمی
🎛 #شهریار
✍🏻#علیرضانورزادلاله | پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۶/۱۲

پنجشنبه دوازدهم شهریور یکهزار و چهارصد و پنج
غزل پنجاه و نهم صده
  • ❤ 9
  • 👎 5
  • 😍 4
  • 👍 1
  • 🥰 1
  • 🤪 1
Post #4952 760
تابِ بنفشه می‌دهَد طُرّه‌یِ مشک‌سایِ تو
پرده‌یِ غنچه می‌دَرَد خنده‌یِ دلگُشایِ تو

ای گُلِ خوش‌نسیمِ من! بُلبُلِ خویش را مَسوز!
ک‌از سَرِ صدق می‌کُنَد شب‌همه‌شب دعایِ تو

من که ملول گَشتَمی از نفَسِ فرشتگان،
قال و مَقالِ عالَمی می‌کَشم از برایِ تو

مهرِ رخ‌ات سِرِشتِ من! خاکِ دَرَت بهشتِ من!
عشقِ تو سَرنبِشتِ من! راحتِ من رضایِ تو!

خِرقه‌یِ زُهد و جامِ میْ گرچه نه درخورِ هم اند،
این همه نقش می‌زنم از جهتِ خِفایِ تو

دَلقِ گدایِ عشق را گنج بوَد در آستین
زود به سلطنت رسَد هر که بوَد گدایِ تو

شاه‌نشینِ چشمِ من، تکیه‌گَهِ خیالِ توست
جایِ دُعا ست شاهِ من! بی تو مَباد جایِ تو!

شورِ شراب و سوزِ عشق آن نفس‌ام روَد زِ یاد
ک‌این سَرِ پُر هوَس شود خاکِ دَرِ سَرایِ تو

خوش چمنی‌ست عارض‌ات؛ خاصه که در بهارِ حُسن
حافظ ِخوش‌کَلام شد مُرغِ سخن‌‌سرایِ تو

دیوان حافظ، بر پایه‌ی نسخه‌ی خطیِ سالِ ۸۰۱
پیرایش و نگارش سهیل قاسمی، انتشارات بلم، ۱۴۰۳



اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا
میکس: شهریار

@Setiq
  • ❤ 15
  • 🔥 4
  • 👍 1
  • 🥰 1
  • 🤪 1
Post #4950 1.74K
بیتی از حافظ در قزوینی و غنی، خانلری، نیساری و ...:

خرقه‌ی زهد و جام می گرچه نه درخور همند
این همه نقش می‌زنم از جهت رضای تو


در نسخه‌های مختلف، این بیت و بیتِ دیگری:

مهر رُخَت سرشتِ من، خاک درت بهشتِ من
عشق تو سرنوشتِ من، راحتِ من رضای تو


با یک قافیه «رضای تو» برای این غزل ضبط شده‌اند.
برخی مصحّحان یکی را برای متن برگزیده‌اند و دیگری را در پاورقی آورده‌اند. (نیساری بیتِ نخست را در متن آورده و بیتِ دوم را در پاورقی، و خانلری برعکس.)
اما مفهوم و محتوای این دو بیت شبیهِ هم نیست که بگوییم یکی نسخه‌بدلِ دیگری است.
یک جایِ کار می‌لنگد!

یا خطایِ تکرارِ قافیه را بپذیریم، یا یکی را مردود بشماریم، یا دنبالِ چیزِ دیگری باشیم! یعنی هر دو بیت اصالت دارند و بدلِ هم نیستند؛ اما یکی از قافیه‌ها چیزِ دیگری بوده.

می‌شود حدس زد این تکرارِ قافیه ناشی از سهوِ ناخواسته‌ی ذهن و چشمِ کاتب بوده که قافیه‌ی بیتِ پیشین را در نوشتار تکرار کرده و این نسخه، اساسِ کارِ برخی کاتبانِ پس از او قرار گرفته و این خطا تکرار شده.

در دفترِ دگرسانی‌ها می‌بینیم:
«از جهتِ وفای تو» (۸۱۸ هند)
«در طلبِ لقای تو» (۸۲۱ مهدوی، ۸۲۳ میشیگان)
«از جهتِ جفای تو» (۸۲۴ سبزپوش)
«از جهتِ صفای تو» (۸۵۸ مجلس)
«بر حسبِ وفای تو» (۸۶۷ پیربوداقی)
«در طلبِ هوای تو» (۸۹۳ فرزاد)
«از تعب و جفای تو» (قرن نهمی بی‌تاریخ، مهدوی)
و شکل‌های دیگری هم آمده.

این همه اختلاف در این قافیه، نشان از این دارد که مناقشه بر سر این بیت بوده.
شاید نسخه‌های مَرجعِ خودشان را موردِ اعتماد نیافته‌اند یا در این موضع مخدوش دیده‌اند و به ترمیمِ آن کوشیده‌اند.
به‌ویژه که در بیتِ دومِ موردِ بحث نیز اختلافِ نسخه هست: «راحتِ من بلایِ تو»، «راحتِ من جفایِ تو» و ....

چیزِ دیگری که آشکار می‌شود این که قرائتِ معروفی که می‌شناسیم، «این همه نقش می‌زنم از جهت رضای تو» از نسخه‌ی ۸۲۷ خلخالی آغاز شده. و این ضبط، آن بیتِ بعدی با همین قافیه را ندارد!

و من یادداشتِ خودم را از همین‌جا دوباره آغاز می‌کنم!

حالا!
در دو نسخه‌ی قدیمی‌تر که دیرتر کشف شد، (۸۰۱ و ۸۰۳)، می‌بینیم هر دو بیت در غزل هست و بیتِ موردِ بحثِ ما قافیه‌ی دیگری دارد.
چیزی شبیهِ «حفا» نوشته و به‌قاطعیت نمی‌توان تشخیص داد «جفای تو» یا «خفای تو». یک نقطه بالا دارد.

نسخه‌ی ۸۲۴ گورگهپور (سبزپوش) «جفای تو» ضبط کرده. من اصل یا تصویرِ نسخه را ندیده‌ام و به کتابِ چاپیِ نذیر احمد و جلالی نائینی و چشمِ ایشان در قرائتِ نسخه استناد کردم. شاید در نسخه، «جفا» مسلّم نبوده و همان «خفا» هم می‌شد خواند.
این ضبط تنها یک پشتیبان داشت در میانِ ۵۰ نسخه‌ی قرن نهمی. و لاجرَم وقعی به آن نهاده نشد! خاصه که «این همه نقش می‌زنم از جهتِ جفای تو» شاید معنای سلیسی هم نداشته‌باشد. (از جهتِ جفایِ تو چرا من باید این همه نقش بزنم؟!)

اما حالا که اقدمِ نسَخ و نسخه‌ی اقدمِ بعدی، چنین ضبط کرده‌اند، می‌شود سه نسخه از معدود نسخه‌های یافته‌شده‌ی ربعِ نخستِ قرنِ نهم. که دیگر عددِ قابلِ اعتنایی است.
و حالا که هیچ نسخه‌ی ربعِ اوّلیِ قرنِ نهم، «رضای تو» ضبط نکرده‌اند، به باورِ من، «رضای تو» منتفی است.

خِفاء: (اسم مصدر) پوشیدگی. خفیه.
خَفاء: (مصدر عربی) نهان شدن و آشکارا نگردیدن.

خِرقه‌یِ زُهد و جامِ میْ گرچه نه درخورِ هم اند،
این همه نقش می‌زنم از جهتِ خِفایِ تو


دیوان حافظ، بر پایه‌ی نسخه‌ی خطیِ سالِ ۸۰۱
پیرایش و نگارش سهیل قاسمی، انتشارات بلم، ۱۴۰۳


می‌گوید هرچند همه می‌دانیم که خرقه‌ی زهد و جامِ می با هم متناسب نیستند (در خورِ هم نیستند)، اما من این همه نقش می‌زنم و فریب و صنعت به کار می‌برم که تو مخفی باشی. تو را بپوشانم.

عشقی را که در دل داشته پنهان می‌کرده، معشوق را پنهان می‌کرده که کیست؛ در خفا رندی می‌کرده و در ظاهر، خرقه‌ی زهد می‌پوشیده.
(در این مضمون، بیت‌های دیگری هم دارد حافظ.)

نسخه‌ی ۸۰۳ نیز با تفاوتِ اندکی در مصراعِ نخست، همین را دارد:

خِرقه‌یِ زُهد و جامِ میْ گرچه نه درخورِ هم است،
این همه نقش می‌زنم از جهتِ خِفایِ تو

می‌خواهم بگویم و بارها این حس را داشتم که کاتبِ ۸۲۷ برخی واژه‌ها را شکلی نوشته که واژه‌ها حالتِ معنوی‌تری هم داشته باشد. مثلِ همین «رضای تو». که یعنی من تمامِ این کارها و نقش‌ها و تناقض‌ها را برای رضایِ تو (رضای الهی) انجام می‌دهم.

و همین وجهه و شباهتِ آن با ادبیاتِ صوفیانه و ...، باعث شده که مذاقِ ما و مصحّحان با همین تعابیر شیرین شود و راضی شویم بیتی دیگر که قافیه‌ی «رضا» داشته را سر ببُریم که همین بمانَد.

در تدارکِ یادداشتی ام که تفاوتِ ضبطِ این‌چنین واژه‌ها را در نسخه‌های اقدم و نسخه‌های پسا ۸۲۷ بررسی کنم با این ادّعا که: شعرِ حافظ از مقطعی دست‌خوشِ دست‌بردهایی به نفعِ ایدئولوژیِ خاصی شده.

سهیل قاسمی
@Setiq

عکس‌های مرتبط در پیغام‌های زیرِ یادداشت آمده.
  • ❤ 6
  • 👏 3
  • 🤪 1
Post #4949 847
ای صنم - نسیمیسهیل قاسمی
الله اکبر ای صنم!
حۆسنۆنده حیران اوْلموشام
قوس قزحدیر قاشلارېن
یایېنه قوربان اوْلموشام

یۆزۆن دۆر اول جنت گۆلۆ
بوْيون حقیقت سدره سی
عشقينده من بولبول کیبی
عالمده دستان اوْلموشام

کون و مکاندان کئچمیشم،
معنی شرابېن ایچمیشم
جانان یۆزۆنۆ گؤرمۆشم،
باشدان آیاق جان اوْلموشام

دعوی منم، قاضی منم،
منکر منم، راضی منم
داغ ایله هم یازې منم،
من كل دؤوران اوْلموشام

صوفی منم، صافی منم،
کافی منم، شافی منم
ارنی منم، حیران منم،
دردیله درمان اوْلموشام

زاهد منم، عابد منم،
عاصی منم، فاسق منم
مؤمون منم، كافر منم،
من كل انسان اوْلموشام

اوچماق ایله رضوان منم
دامو ایله ثعبان منم
دانا ایله نادان منم،
این اولموشام آن اوْلموشام

گه چېخمېشام عیسی کیبی
چرخ اۆستۆنه اوْتورموشام
گه وارمېشام یوسف کیبی
مصرنده سلطان اولموشام

صاحب قران قدرتم،
یاقوت كان وحدتم
شیمدی گلیب نسیمی یم
خاک ایله یکسان اوْلموشام

شعر: عمادالدین نسیمی

تصحیح: هاتف بخشی
بر پایه ی قدیمی‌ترین و معتبرترین نسخه های خطی موجود و هم‌چنین چند نسخه‌ی اختصاصی تصحیح شد.

اجرا: سهیل قاسمی
موسیقی: Dickon Hinchliffe
تدوین: شهریار

YouTube | آپارات

@Setiq
  • ❤ 15
  • 🙏 6
  • 👎 5
  • 👏 2
  • 🤪 1
Post #4948 1.64K
الله اکبر ای صنم!
حۆسنۆنده حیران اوْلموشام
قوس قزحدیر قاشلارېن
یایېنه قوربان اوْلموشام

یۆزۆن دۆر اول جنت گۆلۆ
بوْيون حقیقت سدره سی
عشقينده من بولبول کیبی
عالمده دستان اوْلموشام

کون و مکاندان کئچمیشم،
معنی شرابېن ایچمیشم
جانان یۆزۆنۆ گؤرمۆشم،
باشدان آیاق جان اوْلموشام

دعوی منم، قاضی منم،
منکر منم، راضی منم
داغ ایله هم یازې منم،
من كل دؤوران اوْلموشام

صوفی منم، صافی منم،
کافی منم، شافی منم
ارنی منم، حیران منم،
دردیله درمان اوْلموشام

زاهد منم، عابد منم،
عاصی منم، فاسق منم
مؤمون منم، كافر منم،
من كل انسان اوْلموشام

اوچماق ایله رضوان منم
دامو ایله ثعبان منم
دانا ایله نادان منم،
این اولموشام آن اوْلموشام

گه چېخمېشام عیسی کیبی
چرخ اۆستۆنه اوْتورموشام
گه وارمېشام یوسف کیبی
مصرنده سلطان اولموشام

صاحب قران قدرتم،
یاقوت كان وحدتم
شیمدی گلیب "نسیمی" یم
خاک ایله یکسان اوْلموشام

شعر: عمادالدین نسیمی

این غزل بر پایه ی قدیمی‌ترین و معتبرترین نسخه های خطی موجود و هم‌چنین چند نسخه‌ی اختصاصی تصحیح شد.
تصحیح: هاتف بخشی

اجرا: سهیل قاسمی
تار: رامیز قلی‌اف
درهم‌آمیزی با موسیقی: شاپور

@Setiq
  • ❤ 11
  • 🔥 6
  • 👎 5
  • 👏 2
  • 😁 1
  • 🙏 1
  • 🤪 1
Older posts →

About this channel

How can I read @setiq without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for ستیغ: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does ستیغ have?
ستیغ (@setiq) has 2.78K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does ستیغ know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →