شعر: مهدی موسوی
اجرا: سهیل قاسمی
تدوین: شهریار
شبیه قلبِ پر از اضطراب من هستید!
شبیه خاطرهای دووور از وطن هستید
شبیه دیدن یک گربه در خیاباناید
شبیه یک تن زخمی، شبیه ایراناید
هزار سال تمام است که عزادارید
خلیجِفارسترین چشم شهر را دارید
پر از امید، پر از خشم، گرچه ویرانید
شبیه گریهی مادر، شبیه ایراناید!
نگاه یخزده و قلبِ غرقِ تب دارید
که نروژید! که شش ماه روز و شب دارید!
که نروژید! به قطب شمال چسبیده
میان برف، به مشتی خیال چسبیده
دو چشم غمگین دارید، مثل فکر محال
به روی سینه دو خرگوش قطبی خوشحال
که گریهاید ولی پشت چهرهای خندان
که نروژید و تمامی سال، یخبندان!
شبیه بوسهی ممنوعه گوشهی سالن
شبیه زلزلهای مرگبار در ژاپن
سکوتکردنِ عرفانِ ذن به آهنها!
شبیه یک ساموراییِ تا ابد تنها
قدم زدید مرا سمت یک منِ دیگر
که ژاپناید و پر از باغهای افسونگر
جنونِ غرقِ سکوتید و شرمِ در هیجان
که ژاپناید، که آتشفشانِ در فوران!
@seyedmehdimoosavi2
@Setiq
Post #4955
622