TGViewer
ستیغ ستیغ @setiq · 2.79K subscribers
Post #4950 1.75K
بیتی از حافظ در قزوینی و غنی، خانلری، نیساری و ...:

خرقه‌ی زهد و جام می گرچه نه درخور همند
این همه نقش می‌زنم از جهت رضای تو


در نسخه‌های مختلف، این بیت و بیتِ دیگری:

مهر رُخَت سرشتِ من، خاک درت بهشتِ من
عشق تو سرنوشتِ من، راحتِ من رضای تو


با یک قافیه «رضای تو» برای این غزل ضبط شده‌اند.
برخی مصحّحان یکی را برای متن برگزیده‌اند و دیگری را در پاورقی آورده‌اند. (نیساری بیتِ نخست را در متن آورده و بیتِ دوم را در پاورقی، و خانلری برعکس.)
اما مفهوم و محتوای این دو بیت شبیهِ هم نیست که بگوییم یکی نسخه‌بدلِ دیگری است.
یک جایِ کار می‌لنگد!

یا خطایِ تکرارِ قافیه را بپذیریم، یا یکی را مردود بشماریم، یا دنبالِ چیزِ دیگری باشیم! یعنی هر دو بیت اصالت دارند و بدلِ هم نیستند؛ اما یکی از قافیه‌ها چیزِ دیگری بوده.

می‌شود حدس زد این تکرارِ قافیه ناشی از سهوِ ناخواسته‌ی ذهن و چشمِ کاتب بوده که قافیه‌ی بیتِ پیشین را در نوشتار تکرار کرده و این نسخه، اساسِ کارِ برخی کاتبانِ پس از او قرار گرفته و این خطا تکرار شده.

در دفترِ دگرسانی‌ها می‌بینیم:
«از جهتِ وفای تو» (۸۱۸ هند)
«در طلبِ لقای تو» (۸۲۱ مهدوی، ۸۲۳ میشیگان)
«از جهتِ جفای تو» (۸۲۴ سبزپوش)
«از جهتِ صفای تو» (۸۵۸ مجلس)
«بر حسبِ وفای تو» (۸۶۷ پیربوداقی)
«در طلبِ هوای تو» (۸۹۳ فرزاد)
«از تعب و جفای تو» (قرن نهمی بی‌تاریخ، مهدوی)
و شکل‌های دیگری هم آمده.

این همه اختلاف در این قافیه، نشان از این دارد که مناقشه بر سر این بیت بوده.
شاید نسخه‌های مَرجعِ خودشان را موردِ اعتماد نیافته‌اند یا در این موضع مخدوش دیده‌اند و به ترمیمِ آن کوشیده‌اند.
به‌ویژه که در بیتِ دومِ موردِ بحث نیز اختلافِ نسخه هست: «راحتِ من بلایِ تو»، «راحتِ من جفایِ تو» و ....

چیزِ دیگری که آشکار می‌شود این که قرائتِ معروفی که می‌شناسیم، «این همه نقش می‌زنم از جهت رضای تو» از نسخه‌ی ۸۲۷ خلخالی آغاز شده. و این ضبط، آن بیتِ بعدی با همین قافیه را ندارد!

و من یادداشتِ خودم را از همین‌جا دوباره آغاز می‌کنم!

حالا!
در دو نسخه‌ی قدیمی‌تر که دیرتر کشف شد، (۸۰۱ و ۸۰۳)، می‌بینیم هر دو بیت در غزل هست و بیتِ موردِ بحثِ ما قافیه‌ی دیگری دارد.
چیزی شبیهِ «حفا» نوشته و به‌قاطعیت نمی‌توان تشخیص داد «جفای تو» یا «خفای تو». یک نقطه بالا دارد.

نسخه‌ی ۸۲۴ گورگهپور (سبزپوش) «جفای تو» ضبط کرده. من اصل یا تصویرِ نسخه را ندیده‌ام و به کتابِ چاپیِ نذیر احمد و جلالی نائینی و چشمِ ایشان در قرائتِ نسخه استناد کردم. شاید در نسخه، «جفا» مسلّم نبوده و همان «خفا» هم می‌شد خواند.
این ضبط تنها یک پشتیبان داشت در میانِ ۵۰ نسخه‌ی قرن نهمی. و لاجرَم وقعی به آن نهاده نشد! خاصه که «این همه نقش می‌زنم از جهتِ جفای تو» شاید معنای سلیسی هم نداشته‌باشد. (از جهتِ جفایِ تو چرا من باید این همه نقش بزنم؟!)

اما حالا که اقدمِ نسَخ و نسخه‌ی اقدمِ بعدی، چنین ضبط کرده‌اند، می‌شود سه نسخه از معدود نسخه‌های یافته‌شده‌ی ربعِ نخستِ قرنِ نهم. که دیگر عددِ قابلِ اعتنایی است.
و حالا که هیچ نسخه‌ی ربعِ اوّلیِ قرنِ نهم، «رضای تو» ضبط نکرده‌اند، به باورِ من، «رضای تو» منتفی است.

خِفاء: (اسم مصدر) پوشیدگی. خفیه.
خَفاء: (مصدر عربی) نهان شدن و آشکارا نگردیدن.

خِرقه‌یِ زُهد و جامِ میْ گرچه نه درخورِ هم اند،
این همه نقش می‌زنم از جهتِ خِفایِ تو


دیوان حافظ، بر پایه‌ی نسخه‌ی خطیِ سالِ ۸۰۱
پیرایش و نگارش سهیل قاسمی، انتشارات بلم، ۱۴۰۳


می‌گوید هرچند همه می‌دانیم که خرقه‌ی زهد و جامِ می با هم متناسب نیستند (در خورِ هم نیستند)، اما من این همه نقش می‌زنم و فریب و صنعت به کار می‌برم که تو مخفی باشی. تو را بپوشانم.

عشقی را که در دل داشته پنهان می‌کرده، معشوق را پنهان می‌کرده که کیست؛ در خفا رندی می‌کرده و در ظاهر، خرقه‌ی زهد می‌پوشیده.
(در این مضمون، بیت‌های دیگری هم دارد حافظ.)

نسخه‌ی ۸۰۳ نیز با تفاوتِ اندکی در مصراعِ نخست، همین را دارد:

خِرقه‌یِ زُهد و جامِ میْ گرچه نه درخورِ هم است،
این همه نقش می‌زنم از جهتِ خِفایِ تو

می‌خواهم بگویم و بارها این حس را داشتم که کاتبِ ۸۲۷ برخی واژه‌ها را شکلی نوشته که واژه‌ها حالتِ معنوی‌تری هم داشته باشد. مثلِ همین «رضای تو». که یعنی من تمامِ این کارها و نقش‌ها و تناقض‌ها را برای رضایِ تو (رضای الهی) انجام می‌دهم.

و همین وجهه و شباهتِ آن با ادبیاتِ صوفیانه و ...، باعث شده که مذاقِ ما و مصحّحان با همین تعابیر شیرین شود و راضی شویم بیتی دیگر که قافیه‌ی «رضا» داشته را سر ببُریم که همین بمانَد.

در تدارکِ یادداشتی ام که تفاوتِ ضبطِ این‌چنین واژه‌ها را در نسخه‌های اقدم و نسخه‌های پسا ۸۲۷ بررسی کنم با این ادّعا که: شعرِ حافظ از مقطعی دست‌خوشِ دست‌بردهایی به نفعِ ایدئولوژیِ خاصی شده.

سهیل قاسمی
@Setiq

عکس‌های مرتبط در پیغام‌های زیرِ یادداشت آمده.
  • ❤ 6
  • 👏 3
  • 🤪 1
More from @setiq
  1. Oct 1, 2026🔴به فرهنگ باشد روان تندرست 🔺ایران سرزمینی است کهن، سرشار از نیکی‌ها و مردمانی نجیب که ست…
  2. Sep 30, 2026مهین میرزایی سهیل قاسمی اتفاق‌ام به سر ِ کویِ کسی افتاده ست که در آن کوی چو من کُشته بسی ا…
  3. Sep 30, 2026مولوی اجرا: سهیل قاسمی موسیقی: زنده‌یاد ناصر چشم‌آذر تنظیم: حسین جلیلیان اِی رَستخیزِ ناگه…
  4. Sep 27, 2026اتفاقم به سر کوی کسی افتاده‌ست که در آن کوی، چو من کشته بسی افتاده‌ست خبر ما برسانید به مر…
  5. Sep 24, 2026دِلَم ربوده‌یِ لولی‌وَشی‌ست شورانگیز سیاه‌چَرده و قَتّال‌وَضع و رنگ‌آمیز غلامِ آن کلمات ام…
  6. Sep 20, 2026بیا! که پرده‌یِ گُل زیرِ هفت‌کاریِ چشم کشیده‌ایم به تحریرِ کارگاهِ خیال حافظ ۸۰۱ هم در نسخ…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →