TGViewer
Channel Public Channel
نقش بر آب

نقش بر آب

@naghshbarab

موجِ‌ دریاست این جهانِ خراب
بی‌ثبات ‌است همچو نقش بر آب


یادداشت‌هایی دربارهٔ تاریخ، فرهنگ و ادب ایران

حامد خاتمی پور
ارتباط با ادمین:

@HamedKhatamipour55
Subscribers
1.41K
Photos
27
Videos
7
Links
432
Recent Posts 19 shown
Post #680 235
طالبوف و تبعهٔ اجنبی نشدن


میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی از پیشگامان فکر و فرهنگ مشروطه بود. مکتوبات و رسایلش تأثیر انکارناپذیری در بیداری جانهای خواب و خمار گرفتهٔ ایرانیان داشت. وطندوستی و عشق به ایران از مهمترین مضامین آثار اوست.
در فقرهٔ ذیل از تبعهٔ اجنبی شدن اظهار نفرت می‌کند و ارتکاب چنین کاری را بی‌غیرتی می‌نامد:
به خاطر می‌آورم زمانی در اسکندریهٔ مصر با مرحوم حاج عبدالرحیم طالبوف درب دکّان یک نفر از تجّار ایرانیِ فرش‌فروش ملاقات نمودم. شخص ایرانی از طالبوف سؤال کرد که آیا شما چون در خاک روسیه واقع شده‌اید هنوز تبعهٔ ایران هستید یا این‌که داخل در تبعیّت روس شده‌اید؟
آن مرحوم جواب داد که من فطرتاً از آدم بی‌غیرت بدم می‌آید تا چه رسد خودم هم بی‌غیرت بشوم. به این معنی که آیا سزاوار است که تا زمانی که ایران دارای هیبت و سطوت و قدرت و ثروت بود من ایرانی باشم؛ حالا که قدری به‌واسطهٔ وزرای بی‌علم، ضعیف و بی‌قدرت در انظار شده به کدام انصاف من ترک تبعیّت آن دولت را نموده و تبعیّت روس را قبول نمایم؟ مانند زنی که تا زمانی که شوهرش دارای قوّت و ثروت بود و مخارج او را خوب می‌داد و هر شب کار حمّام را به انجام می‌رسانید، آن زن عیال او بود، همین که شوهرش قدری مسن و بی‌بضاعت و بی‌قوّت گردید فوراً از آن شوهر طلاق گرفته برود به دیگری شوهر کند. ترک تبعیّت ایران هم همین حکم را دارد و منتهای نانجیبی و بی‌غیرتی است و حال آن‌که در سال مبلغی فایدت از دولت روس به من می‌رسد و ریاست پستخانهٔ فلان محل را به من واگذار کرده‌اند، به‌علاوهٔ نشانه‌های افتخار و فواید بی‌شمار؛ معذلک حاضر نیستم که از ایرانیت خود دست بردارم برای جیفهٔ دنیوی.




کجا بودیم به چه جا رسیدیم، از نویسنده‌ای ناشناس، چاپ شده در رسایل مشروطیت، مقدّمه و تصحیح غلامحسین زرگری‌نژاد، انتشارات نگارستان اندیشه، تهران، ۱۴۰۳، ج۲، صص ۷۸۴-۷۸۳

https://t.me/naghshbarab
Telegram نقش بر آب موجِ‌ دریاست این جهانِ خراب بی‌ثبات ‌است همچو نقش بر آب یادداشت‌هایی دربارهٔ تاریخ، فرهنگ و ادب ایران حامد خاتمی پور ارتباط با ادمین: @HamedKhatamipour55
Post #679 298
هزار حکایت صوفیان


سال ۱۳۸۹ متن مهم و ارزشمند هزار حکایت صوفیان با تعلیقات مفصّل و نمایه‌های متعدّد در دو مجلّد در انتشارات سخن چاپ و منتشر گردید. در آن تصحیح سه نسخه از این کتاب در دسترسم بود؛ اینک(پس از بیست سال) با پیدا شدن دو دستنویس دیگر از این کتاب، تصحیح دوبارهٔ آن را شروع کرده‌ام.
دستنویس‌های نویافته هر یک مزیت‌های درخوری دارند؛ دستنویس کتابخانهٔ وحیدپاشای ترکیه نسخه‌ای کامل و بدون افتادگی، و متعلّق به سدهٔ هفتم است و بسیاری از افتادگی‌های سه نسخهٔ پیشین را تکمیل می‌کند. نسخهٔ کتابخانهٔ ملک نیز که در عصر صفوی کتابت شده‌ و نسخه‌ای کامل و نسبتاً متأخّر است از آن‌جا که تنها دستنویسی است که نام نویسندهٔ ناشناس کتاب در آن آمده‌است برای ما بسیار ارزشمند و‌ گره‌گشاست.

https://t.me/naghshbarab
Telegram نقش بر آب موجِ‌ دریاست این جهانِ خراب بی‌ثبات ‌است همچو نقش بر آب یادداشت‌هایی دربارهٔ تاریخ، فرهنگ و ادب ایران حامد خاتمی پور ارتباط با ادمین: @HamedKhatamipour55
Post #677 427
شیراز


ادوارد اسکات وارینگ دیپلمات و جهانگردی انگلیسی بود. وارینگ روز دوشنبه دهم آوریل سال ۱۸۰۲ میلادی از راه کازرون و فیروزآباد به شیراز می‌رسد و شرح مشاهداتش از این ناحیه را در سفرنامه‌اش ثبت می‌کند.
توصیف وارینگ از شیراز چنین است:
بر آنم که شیراز هر کس را که می‌پنداشته بسیارمردم و باشکوه است نومید خواهد کرد. این شهر دیدنی است؛ امّا درخور آن نیست که به دیدنش رَوی. به‌هیچ روی چنان‌که گفته‌اند فراخ نیست ... بسیاری از کوچه‌ها تنگ است که اگر سواری در آنها با خری که چوب داشته باشد برخورد کند راه بسته می‌شود(از دیده‌های خود می‌گویم.) خانه‌ها همگی پست و پلشت است؛ ولی ما اینک در روزگاری که سخت از روایی افتاده این شهر را می‌بینیم ... با اینکه هر نویسندۀ ایرانی شیراز را ستوده گمان من این است که هرگز سزاوار این همه ستایش گزاف دست‌ودل‌بازانه نیست. شاید همۀ سخنان سعدی و حافظ درباره شیراز را راست نتوان شمرد؛ امّا شاید به گونه‌ای خردپذیر به این دو سخنور می‌توان بدگمان شد که بسیار و نابجا هواخواه شهر زادگاه خود بوده‌اند و هواخواهیِ سخت از ویژگی‌های هر سخنور خوب است. با این همه سرانجامِ استوارترین و باشکوه‌ترین ساختمان‌ها ویرانی است. آب و هوا و شرایط اقلیمی بسیار کم دستخوش دگرگونی بزرگ می‌شود و هرچند حافظ می‌گوید که شیراز از همۀ شهرهای جهان بهتر است باید بگویم که در زمان ماندن من در این شهر درجۀ گرماسنج بیشتر ۱۰۰ بود و هرگز به زیر ۹۰ نرسید.(۱)


توصیفات وارینگ دربارهٔ شیراز را که می‌خواندم به یاد این فقرات در گزارش حمدالله مستوفی(متوفّی ۷۵۰ ق) از شیراز افتادم:
کوچه‌هاش به سبب آن‌که در مبرز ساختن مقصّرند، پُرچرکین می‌باشد و مردم متمیّز را تردّد در آن کوچه‌ها متعذّر است.(۲)



۱.سفرنامهٔ اسکات وارینگ در ایران، ترجمهٔ دکتر ابوالقاسم سرّی، انتشارات اساطیر، تهران، ۱۴۰۰، ص ۵۲. وارینگ در صفحهٔ ۱۲۹ سفرنامه‌اش مطالب قابل تأمّلی هم دربارهٔ خوی و خصلت شیرازیان نوشته است.
۲.نزهةالقلوب، حمدالله مستوفی، به سعی و اهتمام گای لسترنج، دنیای کتاب، تهران، ۱۳۶۲، صص ۱۱۵-۱۱۴

https://t.me/naghshbarab
Telegram نقش بر آب موجِ‌ دریاست این جهانِ خراب بی‌ثبات ‌است همچو نقش بر آب یادداشت‌هایی دربارهٔ تاریخ، فرهنگ و ادب ایران حامد خاتمی پور ارتباط با ادمین: @HamedKhatamipour55
Post #675 415
فریاد ازفرزندانِ ناخلف!


امروز مادر وطن‌ با صدای حزین و دلسوزش تو را صدا زده و می‌گوید: ای فرزند برومند من و ای نور دیدهٔ ارجمند من!
ای پروردهٔ آغوش محبّت و ای شیرخوردهٔ پستان شفقت من!
من تو را پرورش دادم که از دست من بگیری و در بیماری و‌ ناتوانی به فریاد من برسی، امروز کجایی؟ چرا به فریادم نمی‌رسی و‌ چرا از دست گرگان و ستمکارانم نمی‌رهانی؟
شیر خود را بر تو ‌حلال نمی‌کنم و ‌از تو شکایت به حضرت ذوالجلال می‌برم. من تو را در آغوش خود پروریدم و بسی نازت را کشیدم؛ تو امروز مرا بی‌کس و بی‌یاور می‌گذاری؟
فریاد ازفرزندان ناخلف!
آه از بی‌کسی و ‌تنهایی!


تازیانهٔ غیرت، حسین کاظم‌زادهٔ ایرانشهر، چاپ شده در رسایل مشروطیت، مقدّمه و‌ تصحیح غلامحسین زرگری‌نژاد، انتشارات نگارستان اندیشه، تهران، ۱۴۰۳، ج۲، ص۱۵۳
https://t.me/naghshbarab
Telegram نقش بر آب موجِ‌ دریاست این جهانِ خراب بی‌ثبات ‌است همچو نقش بر آب یادداشت‌هایی دربارهٔ تاریخ، فرهنگ و ادب ایران حامد خاتمی پور ارتباط با ادمین: @HamedKhatamipour55
Post #673 523
پیری و معرکه گیری (اجرای خصوصی) | محمدرضا شجریانMohammad Reza Shajarian پیری و معرکه گیری (اجرای رادیو) |‌ محمدرضا شجریانMohammad Reza Shajarian
پیری و معرکه‌گیری
به یاد استاد محمّدرضا شجریان در زادروزش.

استاد شجریان دوبار این تصنیف (با لهجۀ مشهدی) را خوانده‌است؛ بار نخست در رادیو با ساز استادان احمد عبادی و لطف‌الله مجد، و بار دوم هم در یک محفل خصوصی با ساز استاد پرویز یاحقی.
شعر: عماد خراسانی
دستگاه: سه‌گاه

https://t.me/naghshbarab
Post #671
نقش بر آب pinned «ای دریغا نازک‌آرای تنش! به یاد ماکان نصیری نظامی عروضی سمرقندی در مقالت اول از چهارمقاله حکایتی آورده‌است از عصیان یکی از حکّام مازندران به نام ماکان کاکو علیه نوح بن منصور سامانی. امیرِ سامانی برای فرونشاندن فتنهٔ ماکان، تاشِ سپهسالار را به همراه اسکافیِ…»
Post #670 558
اول مهر؛ علم بهتر است یا ثروت

اغلب ما موضوع علم بهتر است یا ثروت را در درس انشاء به یاد داریم.
چه کاغذها که در شرح و بسط کودکانهٔ این موضوعِ بیهوده سیاه نکردیم! با جوش و خروش و برای خودشیرینی و خوشامدِ معلّم از برتری علم بر ثروت داد سخن می‌دادیم و گمان می‌کردیم که دانش و ثروت مانعةالجمع‌اند و داشتن یکی موجب نفی دیگری است.
البته در نظر قدما چنین پنداری وجود داشته است؛ گواهش سرودهٔ مشهور شهید بلخی است:
دانش و خواسته است نرگس و ‌گل
که به یک‌ جای نشکفند به هم
هرکه را دانش است خواسته نیست
و آن‌که را خواسته‌ست دانش کم(۱)

مقایسه میان خواسته(ثروت) و دانش قدمتی کهن و ریشه در سنّت ما دارد و به صدر اسلام می‌رسد. این خبر را بخوانید:
در خبر چنان آمده است که اهل بصره اختلاف کردند گفتند بعضی که علم فاضل‌تر بُوَد از مال، بعضی گفتند که مال فاضل‌تر بُوَد از علم.
رسول فرستادند به نزدیک عبدالله بن عبّاس تا او را از آن بپرسند. عبدالله گفت:«علم فاضل‌تر بُوَد از مال.» رسول گفت:«اگر از من حجّت خواهند چه گویم؟» گفت:«بگو ایشان را که علم میراث پیغامبران است علیهم‌السلام و مال میراث فرعونان است، و نیز علم تو را پاس دارد و تو مال را پاس داری و خدای تعالی علم ندهد مگر آن را که دوست دارد و مال بدهد آن را که دوست دارد و آن را که دوست ندارد؛ امّا مال آن را بیشتر دهد که دوست ندارد ولیکن علم آن را بیشتر دهد که دوستر دارد...»(۲)

دریغ‌مندانه قدمای اقدمین ما در فضیلت فقر و نکوهش دنیا و مذمّت تولید ثروت، در کتابها و مقالات‌شان فصول مفصّل و مشبع نگاشته‌اند و جامعه را بدین وسیله به جانب ترک دنیا و بالنتیجه در ورطهٔ مُهلک احتیاج افتادن رانده‌اند! عرفان و تصوّف هم در تعمیق و ترویج این تفکّر سنگ تمام گذاشته‌است.
محصول چنین فکر تباهی را امروزه در جان و‌ جامعهٔ ایرانی مشاهده می‌کنیم. مردمانی که اعمّ اغلب اوقات عمر شریفشان صرف تأمین مایحتاج اولیه شود نمی‌توانند در سپهر تابناک فرهنگ و اندیشه و هنر بال بگشایند.
از این دست عادات و عقایدِ تجدّدستیز در فکر و فرهنگ ما کم نیست، و افتخار مبارزه با، و زدودن چنین خرافاتی متعلّق به روشن‌ضمیران و‌ بیداران عصر مشروطه‌ است. نمونه را نگاه درخشان بهار را در این شعر ببینید:
جوشن امّید را بر خود بپوش
روزوشب تا جان‌به‌تن ‌داری بکوش
خویش را خوار و زبونِ کس مدان
در نبرد زندگی واپس مدان
زین قناعت‌پیشگی پرهیز کن
مرکب همّت به جولان تیز کن
همّت از آمال کوچک بازگیر
تا فراز کهکشان پرواز گیر
این کسالات و تن‌آسانی بس است
تربیت ‌آموز، نادانی بس است
زندگی جنگ است و تدبیر معاش
زندگی‌ خواهی،‌ چو مردان کن تلاش
فقر و درویشی تباهت می‌کند
در دو عالم روسیاهت می کند.(۳)

۱.پیشاهنگان شعر پارسی، دکتر محمّد دبیرسیاقی، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، ۱۳۷۴، ص۱۳
۲.تنبیه‌الغافلین، ابولیث سمرقندی، ترجمهٔ ابواسحاق ابراهیم بن بدیل بن محمّد الصالحین، تصحیح دکتر حامد خاتمی‌پور، انتشارات سخن، تهران، ۱۴۰۳، ص ۴۱۲
۳.دیوان اشعار ملک‌الشعرا بهار، انتشارات نگاه، تهران، ۱۳۸۷، ص ۸۸۸
https://t.me/naghshbarab
Telegram نقش بر آب موجِ‌ دریاست این جهانِ خراب بی‌ثبات ‌است همچو نقش بر آب یادداشت‌هایی دربارهٔ تاریخ، فرهنگ و ادب ایران حامد خاتمی پور ارتباط با ادمین: @HamedKhatamipour55
Post #669 703
باید بیدار شد


در میان مکتوبات مشروطه‌خواهان رسالهٔ کوتاه راه ترقّی و ازدیاد ثروت مملکت رساله‌ای پربار و مفید و پرنکته است. این رساله را دکتر میرزا حسین‌خان سعیدالأطبّاء نوشته‌است؛ امّا ظاهراً برای آن‌که بیشتر در جان مردمان اثر کند آن را اصلاً تألیف یک مهندس فرانسوی اعلام کرده‌است!
حرف اصلی این رساله اهمیت صنعت و ضرورت اهتمام مجلس مشروطه بدان است:
هر رشته از امور زندگانی را بخواهیم ترقّی دهیم محتاج به صنعت می‌شویم.

نویسنده در ادامه مثال‌هایی را برای ضرورت اهتمام به صنعت نام می‌برد: تولید خوراک، کشاورزی، ساخت مسکن، تولید البسه و زینت و تفنّن، بهداشت و صحّت، تلگراف و تلفن، و ساخت راه‌آهن.
وی در ادامه ضروری‌ترین مسألهٔ رونق اقتصاد را ساخت راه‌آهن می‌داند:
و اول چیزی که برای ایران ضرورت دارد راه‌آهن است که حامل احمال و اثقال بعنی اجناس و‌مال‌التجاره می‌گردد و از لین راه می‌توان تمام ثروت‌های عاطلهٔ مملکت را به‌کار انداخت و احیا و دایر نمود.

پس از راه‌آهن، استخراج معادن را ضروری می‌داند.
پیشنهادهای دیگر سعیدالأطبّاء هم خواندنی است و در روزگار خودش پیشروانه بوده‌است: تغییر اقلیم کویری به اقلیم سرسبز با تدابیر علمی، آبخوانداری، حراست از مراتع در برابر چرای دام‌ها، و‌ زمینه‌سازی برای ایجاد توریسم.
نویسنده معتقد است:
این‌ها فواید و منافع شیوع علم و رواج صنعت است.

به عقیدهٔ نویسنده باید در نمایشگاه‌های دیگر کشورها شرکت، و ‌اجناس ایرانی را به خریداران خارجی عرضه کرد.
تأسیس مدارس عالی و تربیت متخصّصانی در رشته‌های علوم طبیعی، شیمی، معدن‌شناسی، طب، قانون، مهندسی، معماری، فلاحت، فنون بحری و نظامی از دیگر طرح‌های مهمّ مؤلّف روشن‌ضمیر این رساله است:
مملکت آدم لازم دارد و آدم عالِم، و این قسم آدم در مدرسه درست می‌شود و به‌عمل می‌آید.

بند پایانی این رساله هشدار و انذار صمیمانهٔ نویسنده است به مخاطب:
ای برادر عزیز! زمان و مدّت خواب غفلت و استراحت خیلی طولانی شد و به درجهٔ کسالت و بطالت انجامید؛ باید بیدار شد و دست به‌کار علم و‌ صنعت زد و از روی یقین و تحقیق دانست که مملکت بی‌علم و صنعت فقیر می‌شود و مردِ فقیرِ بی‌مایه و مکنت، عاجز و دست‌شکسته است.



راه ترقّی و‌ ازدیاد ثروت مملکت، چاپ شده در: رسایل مشروطیت، مقدّمه و‌ تصحیح غلامحسین زرگری‌نژاد، انتشارات نگارستان اندیشه، تهران، ۱۴۰۳، ج۱، صص ۶۰۵-۵۹۸

https://t.me/naghshbarab
Telegram نقش بر آب موجِ‌ دریاست این جهانِ خراب بی‌ثبات ‌است همچو نقش بر آب یادداشت‌هایی دربارهٔ تاریخ، فرهنگ و ادب ایران حامد خاتمی پور ارتباط با ادمین: @HamedKhatamipour55
Post #667 811
از این سیاه‌تر نمی‌شود!


سال ۱۳۸۴ بود و محمود احمدی‌نژاد رییس جمهور شده بود. عمید زنجانی را هم گذاشته بودند روی صندلی ریاست دانشگاه تهران! بر اساس همین تغییر و تحوّلات، اتفاقاتی هم در گروه ادبیات افتاده بود که گفتنش بماند برای بعد.
یک شبی در منزل استاد شفیعی کدکنی بودیم و صحبت از معجزهٔ هزارهٔ سوم به میان آمد و اطوار عجیب و ادّعاها و شیرین‌کاری‌هایش.
استاد شفیعی فرمودند: از این سیاه‌تر نمی‌شود!
حال باید از استادُنا بپرسیم: اگر آن سال‌ها سیاه‌ترین بود امروزمان پس چه رنگ است؟!

گو برفروز شمع مُرادی که از خَطَت
روزی به پیش آمده از شب سیاه‌تر!

https://t.me/naghshbarab
Telegram نقش بر آب موجِ‌ دریاست این جهانِ خراب بی‌ثبات ‌است همچو نقش بر آب یادداشت‌هایی دربارهٔ تاریخ، فرهنگ و ادب ایران حامد خاتمی پور ارتباط با ادمین: @HamedKhatamipour55
Post #666 1.13K
تکیه‌کلام رضاشاه


تقی‌زاده در خاطراتش نوشته‌است که رضاشاه فردی کینه‌ور بود. در همان سال‌ها دیگران هم به این خصلت رضای سوادکوهی اشاره کرده‌اند.
بهار با تعبیر قزّاق نیمه‌وحشی(۱) رضاخان را توصیف کرده‌است.
وقتی به تحریک و دستور او میرزاده عشقی را کشتند گفته بود:
چه اهمیت دارد قتل یک نفر؟

به گفتهٔ بهار:
وی همان‌طور به تودهٔ مردم نگاه می‌کرد که یک صاحب‌منصب در میدان جنگ به سربازان و کشته شدن آنها نگاه می‌کرد. سنخ فکرش این بود؛ بنابراین تعجّب نمی‌کرد اگر یک نفر از مردم را ترور کنند، بکشند! او از لحاظ عدد به این فاجعه نگاه می‌کرد نه از لحاظ اخلاق و قانون و رسومات کشوری.(۲)

این مقدّمهٔ کوتاه را نوشتم تا برسم به تکیه‌کلام رضاشاه که برآمده از همین خوی و خصلت او بود.
تقی‌زاده نوشته است که رضاشاه وقتی نسبت به کسی خشمگین و‌ کینه‌ور می‌شد به او می‌گفت: معدومت می‌کنم.
در ماجرای عزل و حبس و سپس قتل تیمورتاش، که داور در صدد دفاع از تیمورتاش برآمده بود و دفاع انگلیسها از تیمورتاش در روزنامهٔ تایمز را دسیسه و خدعهٔ آنها دانسته ‌بود، رضاشاه به داور گفته بود:
این گوشهایت را باز کن و الّا معدومت می‌کنم.

تقی‌زاده می‌نویسد که پادشاه این تکیه کلام را راجع به صولت‌الدولهٔ قشقایی نیز -که در برابر مصادره شدن املاکش از جانب رضاشاه مقاومت می‌کرد- به کار برده بود.(۳)


۱.تاریخ مختصر احزاب سیاسی، ملک‌الشعرا بهار، انتشارات فرانکلین، تهران، ۱۳۷۱، ج۱، ص ۱۸۵
۲.همان، ج۲، صص ۱۱۱-۱۱۰
۳.زندگی طوفانی، خاطرات سیّدحسن تقی‌زاده، به‌کوشش ایرج افشار، انتشارات علمی، تهران، ۱۳۶۸، صص ۲۳۳-۲۳۲

https://t.me/naghshbarab
Telegram نقش بر آب موجِ‌ دریاست این جهانِ خراب بی‌ثبات ‌است همچو نقش بر آب یادداشت‌هایی دربارهٔ تاریخ، فرهنگ و ادب ایران حامد خاتمی پور ارتباط با ادمین: @HamedKhatamipour55
Post #665 937
خیال حوصلهٔ بحر می‌پزد هیهات
چه‌هاست در سر این قطرهٔ محال‌اندیش!

https://t.me/naghshbarab
Post #662 7.79K
مشروطه و اسباب تموّل مملکت


در حالی‌که بسیاری از مخالفان مشروطه در رسایل و مکتوباتشان هر رَطب‌و یابِسی را سر هم می‌کردند و در نفی و مذمّت مشروطه داد سخن می‌دادند، درمیان مشروطه‌خواهان جان‌های بیدار و‌ ضمایر روشنی بودند که به فواید و امکانات مشروطیت وقوف داشتند، و به جای آن‌که این فرصت ارزشمند تاریخی را مانند گروهی، مصروف تندروی و کینه‌کشی و انتقام نمایند، خردمندانه و به‌دور از تعصّب در پی تدبیر و علاج مصائب و امراض جامعهٔ ایران از طریق مجلس شورای ملّی بودند.
یکی از این بیداران، شخص ناشناسی است که نوشتهٔ کوتاهی از او به دست ما رسیده‌است به نام مکتوب دانشمند(اقدامات عاجل مجلس و دولت مشروطه).
تاریخ نگارش این مکتوب، ششم رمضان و مربوط به آغاز تشکیل مجلس شورای ملّی است.
نویسنده از احوالات تمدّنی مغرب‌زمین مطّلع بوده و به نمونه‌هایی از خدمات مفید اروپاییان اشاره کرده‌است. فقرات ذیل را بخوانید تا ببینید یک ضمیر روشن و یک جان بیدار چگونه به‌دور از آرمانگرایی و گنده‌گویی و رادیکالیسم، واقع‌بینانه و دقیق و درست از نیازهای بنیادی مملکت سخن می‌گوید:
برای اصلاح حیات ملّت و حفظ آن، وسایل متعدّده هست. ابتدا دو مسأله را عنوان می‌کنیم:
یکی فراهم آوردن اسباب صحّت و سلامت، دیگر مسألهٔ جریان آب‌ها.

به گفتهٔ نو‌یسنده استنشاق هوای پاک و بهره‌مندی از آب سالم حقّ هر انسانی است.
دنبالهٔ کلام نویسنده چنین است:
گمان می‌کنم با من هم‌رأی و بر این عقیده باشی که مجلس ملّی بعد از حلّ این دو‌مسألهٔ مهم، به اصلاح عمل مالیهٔ مردم خواهدپرداخت. پس ببینیم اسباب تموّل مملکت چیست؟ به اعتقاد من
اوّل معارف؛
دویم فلاحت؛
سیم صنعت؛
چهارم تجارت؛
پنجم راه.

توضیحات مؤلّف دربارهٔ لزوم احداث راه و جاده برای ترقّی و رونق کشور خواندنی است:
آیا در این شکّی هست که هرجا راه باشد آن ناحیه جان می‌گیرد؟ محلّ تأمّل نیست که در هر ناحیه راه ساخته می‌شود فوراً به مسافت دوازده الی پانزده فرسخ اطراف آن راه، مملکت شروع به آبادی می‌کند؛ به‌واسطهٔ این‌که مردم وسیلهٔ سهل برای حمل اجناس خود پیدا می‌کنند. از طرف دیگر راه باعث ترقّی قیمت املاکِ اراضی می‌شود و این هم ثروت و‌ منفعتی است ... از این‌ها گذشته ساخته‌شدن راه سبب می‌شود که به زراعت محصولات جدید پردازند و حاصل‌های تازه که قبل از آن به‌واسطهٔ نبودن راه و ‌وسایل حمل‌و‌نقلِ آسانِ کم خرج، صرف نمی‌کرد و دررو(سود) نداشت عمل آورند. صنعت و‌ تجارت هم حالا به سبب نبودن راه، خیلی ضعیف می‌باشد و به‌جهت زیادی کرایه و‌ مخارج حمل‌ونقل اجناسی که وارد می‌شود مردم باید به قیمت سه‌برابر و چهاربرابر و‌ گاهی صد برابر بخرند؛ پس ساختن راه خدمت بزرگی است که به مملکت می‌کنند.


مرور این فقرات از تاریخ ایران، پیشینهٔ بسیاری از امور مرتبط با ترقّی و تجدّد ما را روشن می‌کند و جای دریغ است که چنین طرح‌ها و پیشنهاداتی را گروهی اصلاً از خدمات و ابتکارات دورهٔ زمامداری رضاخان سردار سپه و مربوط به حکومت مشروطه‌ستیز او می‌دانند!


رسایل مشروطیت، مقدّمه و تصحیح غلامحسین زرگری‌نژاد، انتشارات نگارستان اندیشه، تهران، ۱۴۰۳، ج۱، صص ۵۶۹-۵۶۸

https://t.me/naghshbarab
Telegram نقش بر آب موجِ‌ دریاست این جهانِ خراب بی‌ثبات ‌است همچو نقش بر آب یادداشت‌هایی دربارهٔ تاریخ، فرهنگ و ادب ایران حامد خاتمی پور ارتباط با ادمین: @HamedKhatamipour55
Post #660 849
خدا، آدمِ أبو‌البشر و پیامبر اسلام؛ پیشگامانِ مشروطه!


هم‌چنان‌که مشروعه‌خواهانِ مخالف مشروطه برای نفی و نکوهش مشروطیت عموماً با استدلال‌های چوبین و بی‌تمکین علیه مشروطه مقالات و رسایل بسیاری نوشتند، گروهی از طرفداران مشروطه نیز با همین روشِ سستِ ناتندرست به دفاع از مشروطه و مجلس شورای ملّی پرداختند. این دو گروه-صرفِ نظر از محتوای رسالاتشان- از حیث شیوهٔ استدلال و روشِ بحث و گفتگو کاملاً مانند یکدیگر بودند و نوشته‌هایشان جز به کار اقناع عوام‌النّاس نمی‌آمد.

الف)
عبدالرحیم الهی یکی از هواخواهان مشروطه بود که با همین شیوه، برای حمایت از مشروطیت، ساده‌لوحانه دست به جعل خواب‌نامه زده‌بود . او در این خواب‌نامه مدّعی می‌شود که خدا صاحب اولین مجلس مشروطه بوده‌است و سابقهٔ مجلس مشروطه به صدر خلقت می‌رسد؛ آن‌جا که مجلس شورای ربّانی منعقد گردید و خداوند با مشورت ملائک دست به آفرینش آدمی زد:
این مجلس شورای ربّانی است و انجمن کرّوبیان افلاکی. تاریخ تشکیلش بر ما معلوم نیست و ‌همین‌قدر می‌دانیم که مقارن خلقت پدر شما آدم، آن را تأسیس نموده‌اند. مؤسّس آن خداست جلّ‌و‌علا و اجزای آن ملائکهٔ آسمان است و تأسیس آن برای مشورت در خلقت شما نوع دوپا است.

نویسنده با استناد به حضور شیطان در میان ملائک، چنین نتیجه می‌گیرد که در مجلس مشروطه نیز هر مذهب و مسلکی اجازه دارد نماینده داشته‌باشد:
در مجالس شورای عمومی باید صلای عام داده و هیچ صنفی را از عالی و دانی و‌ کافر و مسلمان مستثنی نباید داشت. چنان‌که در مجلس شورای آسمانی، شیطان که رب‌ّالنوع کفر است و هاروت و ماروت را که عندالله از فرشتگان بودند از فیض مجلس شوری محروم و‌ مستثنی نداشتند.

الهی اعتراض گروهی از فرشتگان به خلقت آدم را گواه می‌گیرد بر آزادی اندیشه به عنوان یکی از اصول مشروطیت:
چنان‌که فرشتگان آسمان باکمال آزادی زبان چون‌وچرا گشودند. اگر از طرف قادر متعال جلّ شأنه حرّیّت افکار به آنان داده‌ نشده‌بود چگونه می‌توانستند با آنها آزاد به مناظره برخیزند. حرّیّت افکار به منزلهٔ روح مجلس شوری است.(۱)


ب)
خواب‌نامهٔ دیگر در دفاع از مشروطه، رسالهٔ رؤیای عجیبه و مشاهد غریبه به قلم شیخ عبدالجواد النیشابوری است. صاحب این رؤیا شخصی است که نیشابوری نام او را نمی‌برد. این شخص حضرت آدم را در صورت شیخ مرتضی انصاری به خواب می‌بیند:
در شب سه‌شنبه هفدهم صفرالخیر هزار و سیصد و بیست و پنج که تا دل شب در این رنج بودم‌ مرا خواب ربود. خود را در فضای واسعی دیدم و ندای إنّی جاعلٌ فی الأرضِ خلیفةً می‌شنیدم که ناگاه هیکلی نورانی و جمالی شعشعانی نمودار گردید و
ملهم شدم که جدّ ما حضرت آدم أبو‌البشر است. خیلی شبیه بودند به صورت استادالاساتید المتأخّرین حاجی شیخ مرتضی الأنصاری.

صاحب رؤیا از آدم ابوالبشر می‌پرسد:
در باب این مجلس شورای ملّی چه می‌فرمایید؟
فرمودند: یکی از فواید آن که خداوند عالم به ملائکه فرمود: إنّی جاعلٌ فی الأرضِ خلیفةً. ارشاد و تعلیم بنی‌آدم بود. یعنی ا‌ولاد آدم! شما هم در هر کاری که می‌خواهید اقدام نمایید قبل از آن با ثقات و دانشمندان مشاوره نمایید... خوشا به حال اشخاصی که ادراک این زمان را نموده‌اند و به فیض مجلس شورای ملّی رسیده‌اند.(۲)


ج)
رسالهٔ مکالمات حاجی مسافر و مقیم -منسوب به نورالله نجفی اصفهانی- یکی دیگر از رسایل مشهوری است که در دفاع از مشروطیت نوشته شده‌است.
این رساله مبتنی است بر یک گفت‌وشنود و مناظره‌ای خیالی میان حاجی مقیم با مردی مسافر. حاجی مقیم اشکالات و سوالاتی دربارهٔ مشروطه طرح می‌کند و مسافر، با گشاده‌رویی و حوصله و با بیانی استدلالی به یکایک این اشکالات و سوالات پاسخ می‌دهد.
مسافر در همان آغاز رساله در پاسخ به این گزاره که:
مشروطه خلاف اسلام است.

چنین پاسخ می‌دهد:
بر تمام ملل و دول عالم معلوم است و تماماً صریحاً متّفق‌اند بر این‌که اوّل پیغمبری که قانون مشروطه را برای امّت خود برقرار نمود حضرت خاتم‌الأنبیاء صلّی الله علیه و آله است.(۳)



۱.مجلس شورای آسمانی، عبدالرحیم الهی؛ چاپ شده در رسایل مشروطیت. ج۱، صص ۶۲۷-۶۲۲
۲.رؤیای عجیبه و مشاهد غریبه، شیخ عبدالجواد النیشابوری؛ چاپ شده در رسایل مشروطیت، مقدّمه و‌ تصحیح غلامحسین زرگری‌نژاد، انتشارات نگارستان اندیشه، تهران، ۱۴۰۳، ج۱، صص ۶۶۷
۳.مکالمات حاجی مسافر و مقیم، نورالله نجفی اصفهانی؛ چاپ شده در رسایل مشروطیت، ج۲، ص ۳۱۰
گفتنی است سابقهٔ مشروطه را به روزگار کیومرث در ایران باستان نیز رسانده‌اند!!
رک: آگاهی(مشروطیت سلطنت ایران در عهد باستان)، شیخ علی عراقی؛ چاپ شده در رسایل مشروطیت، ج۱، ص ۶۸۷
https://t.me/naghshbarab
Telegram نقش بر آب موجِ‌ دریاست این جهانِ خراب بی‌ثبات ‌است همچو نقش بر آب یادداشت‌هایی دربارهٔ تاریخ، فرهنگ و ادب ایران حامد خاتمی پور ارتباط با ادمین: @HamedKhatamipour55
Post #657 1.49K
سرایی را که صاحب نیست ویرانی‌ است معمارش!


ذهن و ضمیر و بالتبع زندگی بسیاری از ایرانیان در این روزها و شبها-و البته که سالهاست- به لطف توهّم اولیای امور، و با کارسازی و خُبثِ طینتِ اجانب، سخت آشفته و پریشان و‌ خاک‌آلود و رنجور و بیمار و درهم است.
روزمرّهٔ هزاران کرور از اهالی مُلک دارا و‌ جم چنین سپری می‌شود:
عموماً همین‌که چشم از خواب بازمی‌کنند، پیش از هر کاری اخبار سیاسی و اقتصادی را مرور می‌کنند؛ این‌که ماجرای مذاکره/جنگ ایران و آمریکا به کجا رسید؟
قیمت دلار و طلا چند شد؟
در تنگهٔ هرمز آیا اتّفاق تازه‌ای افتاده است؟
نتیجهٔ سفر فلان میانجی به تهران چه شد؟
فلان مقام آمریکا در توییت جدیدش چه گفته؟
بنزین آیا گران می‌شود یا نه؟ کالابرگ و یارانه کی شارژ می‌شود؟
بورس، سبز است یا قرمز؟ اکسیوس و سی‌ان‌ان و بی‌بی‌سی و تسنیم و فارس و الجزیره چه گفته‌اند؟ و ...
پس از مرور چنین اخبار تُهی و بی‌سر و تَهی، شخص شروع به تقلّای بیهوده می‌کند برای ایجاد موازنه میان موجودی کارت بانکی‌اش با هزینه‌هایِ مدام متورّمِ خانه و خانواده‌اش؛ از شهریهٔ فلان کلاس و اجارهٔ خانه بگیرید تا پرداخت قبوض و خرید مایحتاج آشپزخانه و پرداخت اقساط وام و پول تو جیبی فرزندان خُرد و بزرگش تا چه و‌ چه‌ها.
پیداست کزین میان چه خواهد برخاست!
در ذهن و‌ ضمیری که روزانه و روزمرّه‌اش این‌گونه سپری می‌شود آیا می‌توان جای‌باشِ فراخی برای فکر و فرهنگ و اندیشیدن پیدا نمود؟!
در شگفتم از حضراتی که پیراسته و معطّر جلوی دوربین موبایل و تلوزیون می‌نشینند و برای چنین مردمانی نسخهٔ شفا و ‌معنویت می‌نویسند، و برایشان معنا و‌ معرفت و‌ عشق و ایمان و اخلاق و ادب می‌بافند و از اغتنام فرصت و خوش‌ بودن و خوشنود و خرسند زیستن می‌لافند!
برای مردمان محزون محتاج مأیوسی که “لایف استایل” زندگی‌شان شده سگدو زدن، برای مردمی که هربار خواستند
تخته‌سنگ تقدیرشان را بگردانند دیدند آن‌سوی صخره هم نوشته:
کسی راز مرا داند که از این سو به آن سویم بگرداند(شعر کتیبهٔ اخوان را بخوانید) از معنا و ‌معرفت سخن گفتن فریب و فاجعه‌ای بیش نیست!
تا محیط ذهنِ آدمی به چنین عفونت‌هایی مبتلا و آلوده باشد، تا ظرفِ ضمیر فرد، چنین زنگارآلود محنت و ملال باشد، تا خیال مردمان، متّصل لگدکوب سود و زیان و خوف زوال باشد، تا آتش آدمیت‌سوز بی‌آیندگی در جان آدمیان شعله‌ور باشد، تا از زخم ناسور احتیاج، روح و روان ساکنان این سرزمین آبله‌ناک باشد، تا کابوس جنگ و تحریم و تورّم بر خواب‌های آشفتهٔ شبانهٔ ما سایه‌گستر باشد، تا و تا و تا و ... خورشید تابناک هیچ آرزویی از آفاق ذهن و ضمیر کسی طلوع نخواهد کرد، و جان و‌ جهان عموم چنین مردمانی -از خردسال گرفته تا سالخورده- گورستان هزاران آرزو خواهد بود.

دلی نگذاشت در من وعده‌های پوچ او صائب
شکست این کشتی از موجِ سراب آهسته‌آهسته!

https://t.me/naghshbarab
Telegram نقش بر آب موجِ‌ دریاست این جهانِ خراب بی‌ثبات ‌است همچو نقش بر آب یادداشت‌هایی دربارهٔ تاریخ، فرهنگ و ادب ایران حامد خاتمی پور ارتباط با ادمین: @HamedKhatamipour55
Post #656 1.23K
گاوِ مُجسّم!

در روزگار دعوای مشروطه‌خواهان و پیروان شیخ فضل‌الله نوری بر سر مشروعه شدن یا نشدن مشروطه، شیخ حسن مجتهد -از دشمنان سرسخت آزادی‌خواهان در تبریز- گفته‌بود:
مشروطه باید مشروعه باشد.

حاجی شیخ عبدالله مازندرانی از مراجع ثلاثِ طرفدار مشروطه در نجف هم خطاب به این شیخِ مخالف‌خوان گفته‌بود:
ای گاوِ مجسّم! مشروطه، مشروعه نمی‌شود.



تاریخ مشروطهٔ ایران، احمد کسروی، انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۸۳، ص۲۸۶
نیز رک: رسالهٔ کلمةُ حقٍّ یُرادُ بِهَا الباطل از نویسنده‌ای ناشناخته، چاپ شده در: رسایل مشروطیت، مقدّمه و‌ تصحیح غلامحسین زرگری‌نژاد، انتشارات نگارستان اندیشه، تهران، ۱۴۰۳، ج۲، صص۱۲۲ و ۱۲۶
https://t.me/naghshbarab
Telegram نقش بر آب موجِ‌ دریاست این جهانِ خراب بی‌ثبات ‌است همچو نقش بر آب یادداشت‌هایی دربارهٔ تاریخ، فرهنگ و ادب ایران حامد خاتمی پور ارتباط با ادمین: @HamedKhatamipour55
Post #653 1.28K
جان، بَرخیِ آذربایجان باد!*


امّا قوّهٔ مسلّح مشروطه که عالَم را متوجّه خود ساخته و آتش به جانِ مستبدین انداخته، حِصنِ اسلام یعنی تبریز است. می‌بینید که تبریزیان در این چهارماه چه متانتی به‌خرج دادند. صبر و‌ متانت، شأن انسانیت است ... خلق تبریز فهمیدند که با انسداد مجلس ناچار دوباره مَنکوحهٔ نامردان خواهند شد. اختیار مال و امنیت جانشان از دست خواهد رفت؛ مردانه قیام کردند و دشمن نادان را زبون نمودند، قوّهٔ مسلّحهٔ مشروطه را به جهان نشان دادند.
اگر نظر بلند را اندکی باریک کنید خواهید دید که این شعلهٔ جَوّاله، این تندر سیّار از افقِ لطیفِ تبریز گرفته تا جنوب بلوچستان همه را مشتعل خواهد کر(۱)


ای برادر جانی! ای زادهٔ ایرانی!یک دم نگاهی به طرف آذربایجان و تبریز بیفکن و غیرت و حمیت و شجاعت و‌ رشادت آن برادران شیردل و آن قهرمانان حمیت‌سرشت را تماشا بفرما که در این چهارماه دقیقه‌ای راحت ننشسته و ‌خواب‌وخور را بر خود حرام کرده و به صدمات و فلاکت‌های گوناگون سینه سپر ساخته، ننگ بی‌غیرتی به‌روی خود نیاوردند و دادِ مردی و‌ مردانگی را داده، اسیر استبداد نشدند. در این اختلال، خانه‌هاشان خراب و خانمان‌هایشان ویران شد. جگرگوشه‌گان‌شان از گرسنگی در کوچه‌ها جان دادند و بسی عرض‌ها پایمال گشت و از قحطی چند روز برگ درختان را خوردند؛ امّا باز بی‌ناموسی و بی‌غیرتی را بر خود هموار ننمودند و به ظالمان خونخوار و بی‌ناموس سرفرونیاوردند. حتّی زنان و کودکان هم آرام ننشسته نشب‌ و روز کوشیدند و با برادران خود تا آخرین نقطه همراهی نمودند. زندگی بی‌شرف را عار دانستند و نام نیک ابدی بر خود باقی گذاشتند.
آفرین بر غیرت آذربایجانی، بنازم بدین جان‌سپاری و قهرمانی!(۲)


*بَرخی: قربانی و فدایی
۱.ارمغان، علی اصفهانی، چاپ شده در: رسایل مشروطیت، مقدّمه و تصحیح غلامحسین زرگری‌نژاد، انتشارات نگارستان اندیشه، تهران، ۱۴۰۳، ج۲، ص ۱۴۴
۲.تازیانهٔ غیرت، حسین کاظم‌زادهٔ ایرانشهر، چاپ شده در: رسایل مشروطیت، ج۲، صص ۱۶۵-۱۶۶

https://t.me/naghshbarab
Telegram نقش بر آب موجِ‌ دریاست این جهانِ خراب بی‌ثبات ‌است همچو نقش بر آب یادداشت‌هایی دربارهٔ تاریخ، فرهنگ و ادب ایران حامد خاتمی پور ارتباط با ادمین: @HamedKhatamipour55
Post #648 6.77K
خانهٔ دکتر مصدّق و شعر فریاد أخوان ثالث


أخوان شعر فریاد را شهریورماه ۱۳۳۳ در زندان سروده‌است. این شعر که از سروده‌های مشهور أخوان است با زبانی کاملاً سمبولیک وجود یک‌پارچه شعله‌ور شاعر را آینگی می‌کند.
بند اول شعر این است:
خانه‌ام آتش گرفته‌ست آتشی جانسوز
هر طرف می‌سوزد این آتش
پرده‌ها و فرش‌ها را تارشان با پود
من به هر سو‌می‌دوم گریان
در لهیب آتش پُر دود(۱)


گمان می‌کنم خانه در این شعر، فقط اشاره به ایران نیست و ممکن است شاعر گوشهٔ چشمی هم به خانهٔ دکتر مصدّق که به دست کودتاچیان نخست محاصره، و سپس ویران شد و در آتش سوخت داشته‌باشد.
دکتر غلامحسین صدیقی، در دولت دکتر مصدّق وزیر کشور بود. او در در روزهای ۲۸ و ۲۹ مرداد ۱۳۳۲ تا لحظهٔ بازدداشت، در کنار دکتر مصدّق حضور داشت. دکتر صدیقی خاطرات این دو روز تلخ تاریخی را از ساعت شش و نیم صبح ۲۸ مرداد تا ساعت ۱۰ شب ۲۳ مرداد با عنوان شرح دو روز با ذکر جزئیات نوشته و به یادگار گذاشته‌است.(۲)
وقتی خانهٔ دکتر مصدّق محاصره شد و با گلولهٔ تانک و تفنگ هدف قرار گرفت حاضران خانه که تعدادی از اعضای کابینه بودند به همراه دکتر مصدّق از در جنوبی خانه به خانهٔ همسایه رفتند و به همین صورت پس از چندبار بالا و پایین رفتن از دیوار خانه‌های مجاور در باغی که در جانب شمال شرقی خانهٔ دکتر مصدّق بود پناه گرفتند. در این‌جا دکتر صدیقی می‌نویسد:
در این وقت که هوا به تدریج تاریک می‌شد ما از پنجرهٔ جنوبیِ زیرزمین متوجه نور تیره‌فام و سپس شعله‌های آتش شدیم که در امتداد جنوب غربی باغ یعنی خانهٔ جناب آقای دکتر مصدّق به بالا زبانه می‌کشید. حالت غریبی به همهٔ ما دست داد و‌ خیالات پریشان و افکار دردناکی از خاطر ما می‌گذشت که وصف آن کار آسانی نیست. آقای دکتر به پای پنجرهٔ زیرزمین آمدند، من در سمت چپ ایشان ایستاده‌بودم. آنچه بیشتر این منظره را غم‌افزا و الم‌انگیز می‌نمود مشاهدهٔ حالت سکوت و وقار و تمکین پیرمردی بود که پهلوی من ایستاده و لهیب آن شعله‌های دودآمیز را که از خانه و ‌مسکن او برمی‌خاست به چشم می‌دید! شاید در حدود یک دقیقه آقای دکتر و‌ من پشت پنجره، دود و شعله را نظاره می‌کردیم ... آتش‌سوزی خانهٔ رئیس و پیشوای ما تا مقارن ساعت ۲۱ ادامه داشت و از آن به بعد تا صبح صدای ریزش آب روی آتش و دیوار و آهن شیروانی شنیده می‌شد!

بر اساس این بخش از خاطرات دکتر صدیقی، توصیفات اخوان ملموس‌تر می‌شود. پنداری اخوان از زبان دکتر مصدّق آتش گرفتن خانه‌اش را در این شعر روایت می‌کند:
خانه‌ام آتش گرفته‌ست، آتشی جانسوز
هر طرف می‌سوزد این آتش،
پرده‌ها و فرشها را، تارشان با پود.
من به هرسو می‌دوم گریان،
در لهیبِ آتش پر دود؛
وز میان خنده‌هایم، تلخ،
و خروش گریه‌ام، ناشاد،
از درون خستهٔ سوزان،
می کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد!
خانه‌ام آتش گرفته‌ست، آتشی بیرحم.
همچنان می‌سوزد این آتش،
نقشهایی را که من بستم به خونِ دل،
بر سر و چشمِ در و دیوار،
در شبِ رسوایِ بی‌ساحل.
وای بر من، سوزد و سوزد
غنچه‌هایی را که پروردم به دشواری،
در دهان گودِ گلدانها،
روزهای سخت بیماری.
از فراز بامهاشان، شاد،
دشمنانم موذیانه خنده‌های فتحشان بر لب،
بر منِ آتش به‌جان ناظر.
در پناه این مُشبّک شب.
من به هرسو می‌دوم، گریان ازین بیداد.
می‌کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد!
وای بر من، همچنان می‌سوزد این آتش
آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان؛
وآنچه دارد منظر و ایوان.
من به دستانِ پر از تاول
این‌طرف را می‌کنم خاموش،
وز لهیب آن روم از هوش؛
زآن دگرسو شعله برخیزد، به گِردش دود.
تا سحرگاهان، که می‌داند، که بودِ من شود نابود.
خفته‌اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر،
صبح از من مانده بر جا مشتِ خاکستر؛
وای، آیا هیچ سر برمی‌کنند از خواب،
مهربان همسایگانم از پی امداد؟
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد.
می‌کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد!


۱.زمستان، مهدی اخوان ثالث، انتشارات مروارید، تهران، ۱۳۸۳، ص ۸۴
۲.چاپ شده در: مجلّهٔ بخارا، مهر-آبان ۱۳۹۷، شمارهٔ ۱۲۷، صص ۲۵۵-۲۳۱
https://t.me/naghshbarab
Telegram نقش بر آب موجِ‌ دریاست این جهانِ خراب بی‌ثبات ‌است همچو نقش بر آب یادداشت‌هایی دربارهٔ تاریخ، فرهنگ و ادب ایران حامد خاتمی پور ارتباط با ادمین: @HamedKhatamipour55
Post #646 1.35K
تُرکستان توهّم*


تاریخ ما از یک منظر تاریخ نفس‌بریدگی، و نرسیدن و نامرادی بوده‌است.
از قول برخی از بزرگان نقل می‌شود که ایران، به‌رغم زیان‌هایی که می‌بیند و ضرباتی که می‌خورد دوباره درست می‌شود و قد راست می‌کند!
از خودم می‌پرسم: ایران در طول تاریخ بلندش در کدام دوره‌ای درست و روبه‌راه بوده‌است که دوباره قد راست کند و آن‌چنان بشود؟!
مقصودم از درستی و روبه‌راهی رشد و‌ ثبات اقتصادی، تورّم کاهشی، اقتدار نظامی، آزادی فکری و سیاسی، پویایی فرهنگی، بر سر دار نرفتن به جرم ابراز عقیده، و شادکامی و خرسندی عموم مردمان است.
این بندهٔ هیچ‌مدان که سراغ ندارد؛ شما اگر می‌دانید بروید و‌ بجویید و چنین روزگاری را در تاریخ ایران بیابید تا این روزها را برای رسیدن به چنان نمونه‌ای تاب و طاقت بیاوریم!
ما تا بوده‌ایم آرمانگرا و گنده‌گو و تنبل و تقدیرگرا و مسؤولیت‌گریز بوده‌ایم. ما مردم -چه مذهبی چه ملّی‌گرا و یا معجون مرکّب هردو- همواره با یک مدینهٔ فاضلهٔ موهوم سرکرده‌ایم و بدون تلاش برای تحقّق همین مدینهٔ فاضلهٔ موهوم خیال‌پردازی کرده‌ایم و‌ خواب خوش دیده‌ایم.
امروزِ تاریک ما پیش از آن‌که محصول خدعه و خیانت حاکمان و نظام‌ها و سلسله‌ها و بیگانگان باشد حاصل این ذهن و ضمیر مالیخولیاییِ هپروتی مشوّش اشعری‌مسلک ما مردم ‌است. همه عالم تن است و ایران دل، هنر نزد ایرانیان است و بس، که یک شهر از او بِه زِ ماچین و ‌چین، و کُنتُم خَیرُ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ و ... همگی دستورالعمل تولید و ساخت یک انسان/جامعهٔ آرمانگرای موهوم مالیخولیایی بی‌خاصیت است.
حتّی این‌که بیش از دیگران با عوالم تصوّف و سوررئالیسم خوگر شدیم و‌ میراث تأویلی پادرهوای فربهی هم تحویل بشریت دادیم خود بهترین گواه برای مدّعای بالاست.
طرفه آن‌که با همه تهیدستی عقلانی و فقر سنّت فلسفی و ابتذال معیشت هنوز هم می‌پنداریم که اکسیر سعادت و کلید کامرانی در دستان ماست و جهان هم سخت محتاج به دستگیری فکری از جانب ما.
ما قرنهاست که رو به ترکستان توهّم رفته‌ایم و دچار و‌ مبتلا به زوالیم و‌ اگر همچنان با همین فرمان برویم روزگاری بهتر از آنچه پس پشت نهاده‌ایم نصیب‌مان نخواهدشد.
مادامی‌که واقع‌بینانه و بی‌تعارف عناصر تجدّدستیز را از فکر و فرهنگ‌مان نزداییم و گرفتار کلاف دست‌و‌پاگیر خرافات ملّی و مذهبی باشیم و گمان کنیم که در بازار عالم بهتر از ما و جغرافیا و فرهنگ و آیین ما وجود ندارد، در همین لجن‌زار فلاکت و ارتجاع دست‌‌وپا خواهیم زد و ‌نامش را هم خواهیم گذاشت زندگی چنان‌که تاکنون کرده‌ایم.

دریغ از راه دور و رنج بسیار!


*ترکستان
برگرفته از این بیت سعدی است:
ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
این ره که تو می‌روی به ترکستان است
بنابراین ترکستان در این‌جا چنان‌که برخی پنداشته‌اند ارتباطی با مسألهٔ قومیت و قوم‌گرایی ندارد. مصرع دوم بیت سعدی، صورت مثل پیدا کرده‌ و در معنی به بیراهه و به راه خطا رفتن به‌کار می‌رود.!
https://t.me/naghshbarab
Telegram نقش بر آب موجِ‌ دریاست این جهانِ خراب بی‌ثبات ‌است همچو نقش بر آب یادداشت‌هایی دربارهٔ تاریخ، فرهنگ و ادب ایران حامد خاتمی پور ارتباط با ادمین: @HamedKhatamipour55
Older posts →

About this channel

How can I read @naghshbarab without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for نقش بر آب: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does نقش بر آب have?
نقش بر آب (@naghshbarab) has 1.41K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does نقش بر آب know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →