موجِ دریاست این جهانِ خراب
بیثبات است همچو نقش بر آب
یادداشتهایی دربارهٔ تاریخ، فرهنگ و ادب ایران
حامد خاتمی پور
ارتباط با ادمین:
@HamedKhatamipour55
Post #680
235
طالبوف و تبعهٔ اجنبی نشدن
میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی از پیشگامان فکر و فرهنگ مشروطه بود. مکتوبات و رسایلش تأثیر انکارناپذیری در بیداری جانهای خواب و خمار گرفتهٔ ایرانیان داشت. وطندوستی و عشق به ایران از مهمترین مضامین آثار اوست.
در فقرهٔ ذیل از تبعهٔ اجنبی شدن اظهار نفرت میکند و ارتکاب چنین کاری را بیغیرتی مینامد:
کجا بودیم به چه جا رسیدیم، از نویسندهای ناشناس، چاپ شده در رسایل مشروطیت، مقدّمه و تصحیح غلامحسین زرگرینژاد، انتشارات نگارستان اندیشه، تهران، ۱۴۰۳، ج۲، صص ۷۸۴-۷۸۳
https://t.me/naghshbarab
Telegram نقش بر آب موجِ دریاست این جهانِ خراب
بیثبات است همچو نقش بر آب
یادداشتهایی دربارهٔ تاریخ، فرهنگ و ادب ایران
حامد خاتمی پور
ارتباط با ادمین:
@HamedKhatamipour55 میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی از پیشگامان فکر و فرهنگ مشروطه بود. مکتوبات و رسایلش تأثیر انکارناپذیری در بیداری جانهای خواب و خمار گرفتهٔ ایرانیان داشت. وطندوستی و عشق به ایران از مهمترین مضامین آثار اوست.
در فقرهٔ ذیل از تبعهٔ اجنبی شدن اظهار نفرت میکند و ارتکاب چنین کاری را بیغیرتی مینامد:
به خاطر میآورم زمانی در اسکندریهٔ مصر با مرحوم حاج عبدالرحیم طالبوف درب دکّان یک نفر از تجّار ایرانیِ فرشفروش ملاقات نمودم. شخص ایرانی از طالبوف سؤال کرد که آیا شما چون در خاک روسیه واقع شدهاید هنوز تبعهٔ ایران هستید یا اینکه داخل در تبعیّت روس شدهاید؟
آن مرحوم جواب داد که من فطرتاً از آدم بیغیرت بدم میآید تا چه رسد خودم هم بیغیرت بشوم. به این معنی که آیا سزاوار است که تا زمانی که ایران دارای هیبت و سطوت و قدرت و ثروت بود من ایرانی باشم؛ حالا که قدری بهواسطهٔ وزرای بیعلم، ضعیف و بیقدرت در انظار شده به کدام انصاف من ترک تبعیّت آن دولت را نموده و تبعیّت روس را قبول نمایم؟ مانند زنی که تا زمانی که شوهرش دارای قوّت و ثروت بود و مخارج او را خوب میداد و هر شب کار حمّام را به انجام میرسانید، آن زن عیال او بود، همین که شوهرش قدری مسن و بیبضاعت و بیقوّت گردید فوراً از آن شوهر طلاق گرفته برود به دیگری شوهر کند. ترک تبعیّت ایران هم همین حکم را دارد و منتهای نانجیبی و بیغیرتی است و حال آنکه در سال مبلغی فایدت از دولت روس به من میرسد و ریاست پستخانهٔ فلان محل را به من واگذار کردهاند، بهعلاوهٔ نشانههای افتخار و فواید بیشمار؛ معذلک حاضر نیستم که از ایرانیت خود دست بردارم برای جیفهٔ دنیوی.
کجا بودیم به چه جا رسیدیم، از نویسندهای ناشناس، چاپ شده در رسایل مشروطیت، مقدّمه و تصحیح غلامحسین زرگرینژاد، انتشارات نگارستان اندیشه، تهران، ۱۴۰۳، ج۲، صص ۷۸۴-۷۸۳
https://t.me/naghshbarab
