تُرکستان توهّم*
تاریخ ما از یک منظر تاریخ نفسبریدگی، و نرسیدن و نامرادی بودهاست.
از قول برخی از بزرگان نقل میشود که ایران، بهرغم زیانهایی که میبیند و ضرباتی که میخورد دوباره درست میشود و قد راست میکند!
از خودم میپرسم: ایران در طول تاریخ بلندش در کدام دورهای درست و روبهراه بودهاست که دوباره قد راست کند و آنچنان بشود؟!
مقصودم از درستی و روبهراهی رشد و ثبات اقتصادی، تورّم کاهشی، اقتدار نظامی، آزادی فکری و سیاسی، پویایی فرهنگی، بر سر دار نرفتن به جرم ابراز عقیده، و شادکامی و خرسندی عموم مردمان است.
این بندهٔ هیچمدان که سراغ ندارد؛ شما اگر میدانید بروید و بجویید و چنین روزگاری را در تاریخ ایران بیابید تا این روزها را برای رسیدن به چنان نمونهای تاب و طاقت بیاوریم!
ما تا بودهایم آرمانگرا و گندهگو و تنبل و تقدیرگرا و مسؤولیتگریز بودهایم. ما مردم -چه مذهبی چه ملّیگرا و یا معجون مرکّب هردو- همواره با یک مدینهٔ فاضلهٔ موهوم سرکردهایم و بدون تلاش برای تحقّق همین مدینهٔ فاضلهٔ موهوم خیالپردازی کردهایم و خواب خوش دیدهایم.
امروزِ تاریک ما پیش از آنکه محصول خدعه و خیانت حاکمان و نظامها و سلسلهها و بیگانگان باشد حاصل این ذهن و ضمیر مالیخولیاییِ هپروتی مشوّش اشعریمسلک ما مردم است. همه عالم تن است و ایران دل، هنر نزد ایرانیان است و بس، که یک شهر از او بِه زِ ماچین و چین، و کُنتُم خَیرُ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ و ... همگی دستورالعمل تولید و ساخت یک انسان/جامعهٔ آرمانگرای موهوم مالیخولیایی بیخاصیت است.
حتّی اینکه بیش از دیگران با عوالم تصوّف و سوررئالیسم خوگر شدیم و میراث تأویلی پادرهوای فربهی هم تحویل بشریت دادیم خود بهترین گواه برای مدّعای بالاست.
طرفه آنکه با همه تهیدستی عقلانی و فقر سنّت فلسفی و ابتذال معیشت هنوز هم میپنداریم که اکسیر سعادت و کلید کامرانی در دستان ماست و جهان هم سخت محتاج به دستگیری فکری از جانب ما.
ما قرنهاست که رو به ترکستان توهّم رفتهایم و دچار و مبتلا به زوالیم و اگر همچنان با همین فرمان برویم روزگاری بهتر از آنچه پس پشت نهادهایم نصیبمان نخواهدشد.
مادامیکه واقعبینانه و بیتعارف عناصر تجدّدستیز را از فکر و فرهنگمان نزداییم و گرفتار کلاف دستوپاگیر خرافات ملّی و مذهبی باشیم و گمان کنیم که در بازار عالم بهتر از ما و جغرافیا و فرهنگ و آیین ما وجود ندارد، در همین لجنزار فلاکت و ارتجاع دستوپا خواهیم زد و نامش را هم خواهیم گذاشت زندگی چنانکه تاکنون کردهایم.
دریغ از راه دور و رنج بسیار!
*ترکستان برگرفته از این بیت سعدی است:
ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
این ره که تو میروی به ترکستان است
بنابراین ترکستان در اینجا چنانکه برخی پنداشتهاند ارتباطی با مسألهٔ قومیت و قومگرایی ندارد. مصرع دوم بیت سعدی، صورت مثل پیدا کرده و در معنی به بیراهه و به راه خطا رفتن بهکار میرود.!
https://t.me/naghshbarab
Post #646
1.35K