ادوارد اسکات وارینگ دیپلمات و جهانگردی انگلیسی بود. وارینگ روز دوشنبه دهم آوریل سال ۱۸۰۲ میلادی از راه کازرون و فیروزآباد به شیراز میرسد و شرح مشاهداتش از این ناحیه را در سفرنامهاش ثبت میکند.
توصیف وارینگ از شیراز چنین است:
بر آنم که شیراز هر کس را که میپنداشته بسیارمردم و باشکوه است نومید خواهد کرد. این شهر دیدنی است؛ امّا درخور آن نیست که به دیدنش رَوی. بههیچ روی چنانکه گفتهاند فراخ نیست ... بسیاری از کوچهها تنگ است که اگر سواری در آنها با خری که چوب داشته باشد برخورد کند راه بسته میشود(از دیدههای خود میگویم.) خانهها همگی پست و پلشت است؛ ولی ما اینک در روزگاری که سخت از روایی افتاده این شهر را میبینیم ... با اینکه هر نویسندۀ ایرانی شیراز را ستوده گمان من این است که هرگز سزاوار این همه ستایش گزاف دستودلبازانه نیست. شاید همۀ سخنان سعدی و حافظ درباره شیراز را راست نتوان شمرد؛ امّا شاید به گونهای خردپذیر به این دو سخنور میتوان بدگمان شد که بسیار و نابجا هواخواه شهر زادگاه خود بودهاند و هواخواهیِ سخت از ویژگیهای هر سخنور خوب است. با این همه سرانجامِ استوارترین و باشکوهترین ساختمانها ویرانی است. آب و هوا و شرایط اقلیمی بسیار کم دستخوش دگرگونی بزرگ میشود و هرچند حافظ میگوید که شیراز از همۀ شهرهای جهان بهتر است باید بگویم که در زمان ماندن من در این شهر درجۀ گرماسنج بیشتر ۱۰۰ بود و هرگز به زیر ۹۰ نرسید.(۱)
توصیفات وارینگ دربارهٔ شیراز را که میخواندم به یاد این فقرات در گزارش حمدالله مستوفی(متوفّی ۷۵۰ ق) از شیراز افتادم:
کوچههاش به سبب آنکه در مبرز ساختن مقصّرند، پُرچرکین میباشد و مردم متمیّز را تردّد در آن کوچهها متعذّر است.(۲)
۱.سفرنامهٔ اسکات وارینگ در ایران، ترجمهٔ دکتر ابوالقاسم سرّی، انتشارات اساطیر، تهران، ۱۴۰۰، ص ۵۲. وارینگ در صفحهٔ ۱۲۹ سفرنامهاش مطالب قابل تأمّلی هم دربارهٔ خوی و خصلت شیرازیان نوشته است.
۲.نزهةالقلوب، حمدالله مستوفی، به سعی و اهتمام گای لسترنج، دنیای کتاب، تهران، ۱۳۶۲، صص ۱۱۵-۱۱۴
https://t.me/naghshbarab