تقیزاده در خاطراتش نوشتهاست که رضاشاه فردی کینهور بود. در همان سالها دیگران هم به این خصلت رضای سوادکوهی اشاره کردهاند.
بهار با تعبیر قزّاق نیمهوحشی(۱) رضاخان را توصیف کردهاست.
وقتی به تحریک و دستور او میرزاده عشقی را کشتند گفته بود:
چه اهمیت دارد قتل یک نفر؟
به گفتهٔ بهار:
وی همانطور به تودهٔ مردم نگاه میکرد که یک صاحبمنصب در میدان جنگ به سربازان و کشته شدن آنها نگاه میکرد. سنخ فکرش این بود؛ بنابراین تعجّب نمیکرد اگر یک نفر از مردم را ترور کنند، بکشند! او از لحاظ عدد به این فاجعه نگاه میکرد نه از لحاظ اخلاق و قانون و رسومات کشوری.(۲)
این مقدّمهٔ کوتاه را نوشتم تا برسم به تکیهکلام رضاشاه که برآمده از همین خوی و خصلت او بود.
تقیزاده نوشته است که رضاشاه وقتی نسبت به کسی خشمگین و کینهور میشد به او میگفت: معدومت میکنم.
در ماجرای عزل و حبس و سپس قتل تیمورتاش، که داور در صدد دفاع از تیمورتاش برآمده بود و دفاع انگلیسها از تیمورتاش در روزنامهٔ تایمز را دسیسه و خدعهٔ آنها دانسته بود، رضاشاه به داور گفته بود:
این گوشهایت را باز کن و الّا معدومت میکنم.
تقیزاده مینویسد که پادشاه این تکیه کلام را راجع به صولتالدولهٔ قشقایی نیز -که در برابر مصادره شدن املاکش از جانب رضاشاه مقاومت میکرد- به کار برده بود.(۳)
۱.تاریخ مختصر احزاب سیاسی، ملکالشعرا بهار، انتشارات فرانکلین، تهران، ۱۳۷۱، ج۱، ص ۱۸۵
۲.همان، ج۲، صص ۱۱۱-۱۱۰
۳.زندگی طوفانی، خاطرات سیّدحسن تقیزاده، بهکوشش ایرج افشار، انتشارات علمی، تهران، ۱۳۶۸، صص ۲۳۳-۲۳۲
https://t.me/naghshbarab