امّا قوّهٔ مسلّح مشروطه که عالَم را متوجّه خود ساخته و آتش به جانِ مستبدین انداخته، حِصنِ اسلام یعنی تبریز است. میبینید که تبریزیان در این چهارماه چه متانتی بهخرج دادند. صبر و متانت، شأن انسانیت است ... خلق تبریز فهمیدند که با انسداد مجلس ناچار دوباره مَنکوحهٔ نامردان خواهند شد. اختیار مال و امنیت جانشان از دست خواهد رفت؛ مردانه قیام کردند و دشمن نادان را زبون نمودند، قوّهٔ مسلّحهٔ مشروطه را به جهان نشان دادند.
اگر نظر بلند را اندکی باریک کنید خواهید دید که این شعلهٔ جَوّاله، این تندر سیّار از افقِ لطیفِ تبریز گرفته تا جنوب بلوچستان همه را مشتعل خواهد کر(۱)
ای برادر جانی! ای زادهٔ ایرانی!یک دم نگاهی به طرف آذربایجان و تبریز بیفکن و غیرت و حمیت و شجاعت و رشادت آن برادران شیردل و آن قهرمانان حمیتسرشت را تماشا بفرما که در این چهارماه دقیقهای راحت ننشسته و خوابوخور را بر خود حرام کرده و به صدمات و فلاکتهای گوناگون سینه سپر ساخته، ننگ بیغیرتی بهروی خود نیاوردند و دادِ مردی و مردانگی را داده، اسیر استبداد نشدند. در این اختلال، خانههاشان خراب و خانمانهایشان ویران شد. جگرگوشهگانشان از گرسنگی در کوچهها جان دادند و بسی عرضها پایمال گشت و از قحطی چند روز برگ درختان را خوردند؛ امّا باز بیناموسی و بیغیرتی را بر خود هموار ننمودند و به ظالمان خونخوار و بیناموس سرفرونیاوردند. حتّی زنان و کودکان هم آرام ننشسته نشب و روز کوشیدند و با برادران خود تا آخرین نقطه همراهی نمودند. زندگی بیشرف را عار دانستند و نام نیک ابدی بر خود باقی گذاشتند.
آفرین بر غیرت آذربایجانی، بنازم بدین جانسپاری و قهرمانی!(۲)
*بَرخی: قربانی و فدایی
۱.ارمغان، علی اصفهانی، چاپ شده در: رسایل مشروطیت، مقدّمه و تصحیح غلامحسین زرگرینژاد، انتشارات نگارستان اندیشه، تهران، ۱۴۰۳، ج۲، ص ۱۴۴
۲.تازیانهٔ غیرت، حسین کاظمزادهٔ ایرانشهر، چاپ شده در: رسایل مشروطیت، ج۲، صص ۱۶۵-۱۶۶
https://t.me/naghshbarab