یادداشتهای میثم موسوی
ارتباط با من:
@meysammousavi1363
Post #1531
43
📝کوه جادو
هنر نباید به صورت تکلیف مدرسه و کاری مشقّتبار درآید، بلکه اقتضایش آن است که به شوق آورد، سرگرم کند و روح ببخشد، و هرگاه اثری در کسی چنین تأثیری نگذارد، بهتر است از آن دست بردارد و سراغ اثر دیگری رود (مان، ۱۳۶۸: ۱۹).
رمان مفصّل و هزار صفحهای «کوه جادو»، داستان مهندسی کشتیساز به نام هانس کاستُورپ است که چون احتمال میدهد به بیماری سل مبتلا شده است، تصمیم میگیرد که برای دیدار پسرخالۀ خود، یوآخیم، مسافرتی سههفتهای به آسایشگاهی در دامنۀ کوهی در سوئیس داشته باشد. سفری که به مدّت هفتسال و درحقیقت بهخاطر روحیۀ جستجوگری و گرایشی که این جوان به مرگ دارد به طول میانجامد.
از دیگر شخصیّتهای مهمّ این رمان فلسفیِ سختخوان، که در مدّت دوازدهسال نگاشته شده است (مان، ۱۳۶۸: ۱۷)، میتوان به ستمبرینی، ادیب خردگرا و فراماسونر اومانیست که تا حدودی نمایندۀ افکار توماس مان است (همان: ۲۳) و همچنین نافتا، متفکّر کمونیست و یهودی فاشیستی که در حمایت از کلیسا و ارعاب مردم تأکید دارد، اشاره کرد. نافتا طی بحثهای مختلف و متعدّدی که با ستمبرینی دارد، قضاوت عقلانی را نفی کرده (همان: ۵۹۹) و با یکی پنداشتن خدا و شیطان و نیکی و بدی (همان: ۵۹۳-۵۹۴)، در عبارتی پانتهایسمی بسان عارفان وحدتِ وجودی، که سکس با همسر را سکس با خدا معرّفی میکنند، میگوید: «بستر محلّ همآغوشی عاشق با خداست (همان: ۴۹۰).»
ستمبرینی انسانی بدبین است که طبیعت را احمق و بد شمرده (همان: ۱۴۸) و تصوّف را فاسد، پوسیده و تناقضآمیز معرّفی میکند (همان: ۲۹۲). او نویسندهای انساندوست و درعینحال جنگجو است و این مطلب بیانگر تناقض حاکم بر انسانهاست (همان: ۸۹۶). ستمبرینی موسیقی را دوپهلو، یعنی بیدارکننده و خوابآوار میداند و بر آن باور است که موسیقی از لحاظ سیاسی مشکوک است (همان: ۱۶۶). لذا با موسیقی از منظر سیاسی مخالفت کرده و معتقد است که موسیقی به تنهایی خطرناک است و باید پیشاپیش آن ادبیات حرکت کند (همان: ۱۶۵).
از دیگر نکات مطرحشده در کوه جادو، علاقۀ غیرمتعارف کاستورپ به بیسلاو است (همان: ۱۷۳-۱۸۳)! علاقهای که تا حدودی از جنس مرگ در ونیز است و تأمل دربارۀ آن شاید سبب شناخت بهتر توماس مان شود. کوه جادو مبلّغ رو کردن به زندگی و تفسیر این باورِ توماس مان است که هنر هرگز با زندگی سَر آشتی ندارد. این رمان بااینکه گویی از شهرت و استقبال بسزایی برخوردار بوده است، اما داستانی معمولی و تا اندازهای کسلکننده بهنظر میرسد. چنانکه شاهرخ مسکوب اذعان کرده است:
کوه جادو را بالاخره چندروز پیش به زحمت تمام کردم. رمانِ بزرگِ بدی است. احتمالاً یکی از رمانهای بزرگ این قرن، ولی بد است. داستان، داستان که نیست و مهم هم نیست که داستان نباشد ولی کتاب ساخت درستی ندارد... کتاب فضلفروش است. از اختراع گرامافون و بعد موسیقی و اپرا تا کالبدشناسی پوست و غیره. بدتر از این، نویسنده دائماً توجه دارد که نویسندهای بزرگ و در فنّ نویسندگی استاد است و همین مایۀ پُرحرفی میشود. به هرحال چندماهی را با لحظات خوب و بد و دوستی و بیزاری در این کتاب گذراندم (مسکوب، ۱۳۷۹: ۱/ ۳۶۳-۳۶۴).
منابع:
_ مان، توماس، ۱۳۶۸، کوه جادو، ترجمه حسن نکوروح، تهران، نگاه.
_ مسکوب، شاهرخ، ۱۳۷۹، روزها در راه، پاریس، خاوران.
https://t.me/Minavash
Telegram میناوش یادداشتهای میثم موسوی
ارتباط با من:
@meysammousavi1363 هنر نباید به صورت تکلیف مدرسه و کاری مشقّتبار درآید، بلکه اقتضایش آن است که به شوق آورد، سرگرم کند و روح ببخشد، و هرگاه اثری در کسی چنین تأثیری نگذارد، بهتر است از آن دست بردارد و سراغ اثر دیگری رود (مان، ۱۳۶۸: ۱۹).
رمان مفصّل و هزار صفحهای «کوه جادو»، داستان مهندسی کشتیساز به نام هانس کاستُورپ است که چون احتمال میدهد به بیماری سل مبتلا شده است، تصمیم میگیرد که برای دیدار پسرخالۀ خود، یوآخیم، مسافرتی سههفتهای به آسایشگاهی در دامنۀ کوهی در سوئیس داشته باشد. سفری که به مدّت هفتسال و درحقیقت بهخاطر روحیۀ جستجوگری و گرایشی که این جوان به مرگ دارد به طول میانجامد.
از دیگر شخصیّتهای مهمّ این رمان فلسفیِ سختخوان، که در مدّت دوازدهسال نگاشته شده است (مان، ۱۳۶۸: ۱۷)، میتوان به ستمبرینی، ادیب خردگرا و فراماسونر اومانیست که تا حدودی نمایندۀ افکار توماس مان است (همان: ۲۳) و همچنین نافتا، متفکّر کمونیست و یهودی فاشیستی که در حمایت از کلیسا و ارعاب مردم تأکید دارد، اشاره کرد. نافتا طی بحثهای مختلف و متعدّدی که با ستمبرینی دارد، قضاوت عقلانی را نفی کرده (همان: ۵۹۹) و با یکی پنداشتن خدا و شیطان و نیکی و بدی (همان: ۵۹۳-۵۹۴)، در عبارتی پانتهایسمی بسان عارفان وحدتِ وجودی، که سکس با همسر را سکس با خدا معرّفی میکنند، میگوید: «بستر محلّ همآغوشی عاشق با خداست (همان: ۴۹۰).»
ستمبرینی انسانی بدبین است که طبیعت را احمق و بد شمرده (همان: ۱۴۸) و تصوّف را فاسد، پوسیده و تناقضآمیز معرّفی میکند (همان: ۲۹۲). او نویسندهای انساندوست و درعینحال جنگجو است و این مطلب بیانگر تناقض حاکم بر انسانهاست (همان: ۸۹۶). ستمبرینی موسیقی را دوپهلو، یعنی بیدارکننده و خوابآوار میداند و بر آن باور است که موسیقی از لحاظ سیاسی مشکوک است (همان: ۱۶۶). لذا با موسیقی از منظر سیاسی مخالفت کرده و معتقد است که موسیقی به تنهایی خطرناک است و باید پیشاپیش آن ادبیات حرکت کند (همان: ۱۶۵).
از دیگر نکات مطرحشده در کوه جادو، علاقۀ غیرمتعارف کاستورپ به بیسلاو است (همان: ۱۷۳-۱۸۳)! علاقهای که تا حدودی از جنس مرگ در ونیز است و تأمل دربارۀ آن شاید سبب شناخت بهتر توماس مان شود. کوه جادو مبلّغ رو کردن به زندگی و تفسیر این باورِ توماس مان است که هنر هرگز با زندگی سَر آشتی ندارد. این رمان بااینکه گویی از شهرت و استقبال بسزایی برخوردار بوده است، اما داستانی معمولی و تا اندازهای کسلکننده بهنظر میرسد. چنانکه شاهرخ مسکوب اذعان کرده است:
کوه جادو را بالاخره چندروز پیش به زحمت تمام کردم. رمانِ بزرگِ بدی است. احتمالاً یکی از رمانهای بزرگ این قرن، ولی بد است. داستان، داستان که نیست و مهم هم نیست که داستان نباشد ولی کتاب ساخت درستی ندارد... کتاب فضلفروش است. از اختراع گرامافون و بعد موسیقی و اپرا تا کالبدشناسی پوست و غیره. بدتر از این، نویسنده دائماً توجه دارد که نویسندهای بزرگ و در فنّ نویسندگی استاد است و همین مایۀ پُرحرفی میشود. به هرحال چندماهی را با لحظات خوب و بد و دوستی و بیزاری در این کتاب گذراندم (مسکوب، ۱۳۷۹: ۱/ ۳۶۳-۳۶۴).
منابع:
_ مان، توماس، ۱۳۶۸، کوه جادو، ترجمه حسن نکوروح، تهران، نگاه.
_ مسکوب، شاهرخ، ۱۳۷۹، روزها در راه، پاریس، خاوران.
https://t.me/Minavash
- 👍 1
