TGViewer
میناوش میناوش @minavash · 485 subscribers
Post #1509 263
📝خشم و هیاهو

رمان «خشم و هیاهو»، داستان خانواده‌ای آمریکایی در قرن بیستم میلادی است. حکایت رنج‌ها و نابودی افراد مختلفی ازجمله پدر: جاسُن کامپسون، مادر: کارولین، دختر: کانداس یا همان کدی، سه پسر: کونتین و جاسُن و بنجامین و دختر حرامزادۀ کدی است.
                                                      
کونتین حساس‌ترین و باهوش‌ترین برادرهاست که عشقی افلاطونی و البته بیمارگونه به خواهر خود دارد. کونتین نمایندۀ افکار نویسندۀ آمریکایی داستان، ویلیام فاکنر (۱۸۹۷-۱۹۶۲) است که سرگشتگی و بدبختی انسان‌ها را بازگو می‌کند؛ نویسندهٔ نامداری که معتقد است انسان مساوی با حاصل جمع بدبختی‌هایش است (فاکنر، ۱۳۵۳: ۱۲۷). بنجامین، که فردی ابله و نادان است، ابتدا هم‌نام دایی خود، موری، خطاب می‌شود اما در ادامه او را بنجامین و بنجی و بن هم می‌خوانند. جاسُن نیز، که هم‌نام پدر مزرعه‌دار خانواده است، انسانی اقتصادی و خودخواه و فریب‌کار است که آرمانی‌ترین روابط را تنها در تجارت می‌بیند. و اما کونتین، دختر کدی، که اسمی مانند داییِ بزرگ خود دارد، ادامه دهندۀ راه مادر است.
                                               
این رمان، که گویی مشهورترین و محبوب‌ترین رمان ویلیام فاکنر محسوب می‌شود، داستانی سخت و پیچیده دارد که فاکنر عنوان آن را گویی از نمایشنامۀ مکبثِ شکسپیر وام گرفته است. آنجا که او می‌نویسد: «زندگی افسانه‌ای‌ست کز لبِ شوریده‌مغزی گفته آید سربه‌سر خشم و خروش و غرّش و غوغا، لیک بی‌معنا (شکسپیر، ۱۳۹۱: ۱۱۲)!» خشم و هیاهو شرح پوچ بودن زندگی و پذیرش سرنوشت حاکم بر هستی است:
    
هیچ نبردی فتح نمی‌شود حتی درهم نمی‌گیرد. میدان نبرد، تنها ابلهی و نومیدی بشر را به رخش می‌کشاند و پیروزی، خیالِ باطل فیلسوف‌ها و احمق‌ها است (فاکنر، ۱۳۵۳: ۹۱). وقتی فهمیدی که هیچ‌چیز نمی‌تواند کمکت کند، نه مذهب، نه غرور و نه هیچ‌چیز دیگری، آن‌وقت است که می‌فهمی به هیچ کمکی احتیاج نداری (همان: ۹۶). عجیب این است که انسانی که برحسب اتفاق پدید آمده و با هر نفسش طاسی را می‌ریزد که از پیش بر ضدّ او آماده شده است، از مواجهه با غایتی سر باز می‌زند که از پیش می‌داند که بی‌چون ‌وچرا باید با آن روبه‌رو شود (همان: ۲۱۸).                                    

منابع:

_ فاکنر، ویلیام، ۱۳۵۳، خشم و هیاهو، ترجمه بهمن شعله‌ور، تهران، پیروز.

_ شکسپیر، ویلیام، ۱۳۹۱، مکبث، ترجمه داریوش آشوری، تهران، آگه.
https://t.me/Minavash
Telegram میناوش یادداشت‌های میثم موسوی ارتباط با من: @meysammousavi1363
  • 👍 4
More from @minavash
  1. Sep 30, 2026📝کوه جادو هنر نباید به صورت تکلیف مدرسه و کاری مشقّت‌بار درآید، بلکه اقتضایش آن است که به…
  2. Sep 27, 2026📝بودن یا نقشْ‌بودن مادر به زیرکی گفت: «پس این طفلک برادرت، او چی بگه؟ مگه نمی‌بینی حتی حا…
  3. Sep 24, 2026ادامهٔ صفحهٔ قبل: سلطان غزنوی نپذیرفت و به خشم آمد و گفت: بدین خلیفۀ خَرِف‌شده بباید نبشت…
  4. Sep 24, 2026📝تاریخ بیهقی کتاب «تاریخ مسعودی» یا همان «تاریخ بیهقی»، یکی از مهم‌ترین کتب تاریخی و از م…
  5. Sep 22, 2026📝پالپ توجهم به شخص دیگری در کتاب‌فروشی جلب شد. آن پشت ایستاده بود. به نظرم رسید که از عکس…
  6. Sep 20, 2026📝اخلاق ناصری یکی از مشهورترین آثار فارسی در زمینۀ اخلاق، کتاب «اخلاق ناصری»، اثر ‌نصیرالد…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →