📝نقدی بر ابتهاج
کتاب «دیروز و امروز شعر فارسی» مجموعهای متشکل از بیست مقاله و دو گفتوگو در زمینۀ شعر و نقد ادبی است که در اواخر دهۀ هشتاد منتشر شد. دکتر ضیاء موحد در فصل هشتم این کتاب، یعنی مقالۀ «انتخاب یا ضرورت: حاشیهای بر غزل امروز»، به نقد امیرهوشنگ ابتهاج پرداخت و غزلهای او را کهنه و کلیشهای شمرد (موحد، ۱۳۸۹: ۹۲ الی۹۴).
میخواهم بگویم اینگونه شعر گفتن بواقع ساده است. زیرا اسباب بزرگی همه از بیش آماده شده، کلمهها ارتباطهایشان را با هم روشن، قوافی هم معلوم، کافی است تسلطی بر وزن و قالب غزل داشته باشیم و مروری هم بر دیوانهای شاعران گذشته تا غزلی بسازیم که خوانندۀ معتاد به این عادتها را هم راضی نگه داریم (همان: ۹۳).
ضیاء موحد در ادامه، ذیل مقالهای دیگر با عنوان «توضیح واضحات»، متذکر شده است که سایه هنوز به شعر نو نپیوسته بود که از آن گسیخت و نتوانست حتی یک نمونه شعر موفق نو بسراید. زیرا دانستن این نکته دشوار نیست که اگر شاعر قید وزن و ردیف و قافیه را از پای خود بردارد و خود را پشت قراردادهای تصنعی مخفی نکند، شعر گفتن را بر خود دشوارتر کرده است (همان: ۱۰۱).
من در شعر خوانندۀ بیانصافی نیستم. قدر هر بیت و حتی مصرع خوب را میدانم. در غزلهای سایه هم همۀ آن بیتها و مصرعها را میشناسم. اما جادۀ ابریشم دیریست که نه جاده است نه ارمغانی از ابریشم دارد (همان: ۱۰۳).
منبع:
_ موحد، ضیاء، ۱۳۸۹، دیروز و امروز شعر فارسی، تهران، هرمس.
https://t.me/Minavash
Post #1505
262