TGViewer
میناوش میناوش @minavash · 485 subscribers
Post #1520 187
📝سفرنامهٔ ناصرخسرو

ناصرخسرو (۳۹۴-۴۸۱) مردی ثروتمند، دبیرپیشه و مشغول به خدمت در دیوان سلطانی بود که شبی در سنّ چهل‌سالگی خوابی می‌بیند و این خواب سبب می‌شود تا شغل دیوانی را رها سازد و به‌قصد سفر حج، به‌مدت هفت‌سال، سرزمین‌های متعددی ازجمله مرو، نیشابور، دامغان، ری، قزوین، شمیران، تبریز، آبادان، اصفهان، طبس، قاین، مکه، مدینه، جدّه، حلب، بیروت، بیت‌المقدس، قاهره، سودان، لَحسا و بصره را سیاحت کند. چنان‌که چندسال در کشور مصر، پایتخت فاطمیان، اقامت کرد و مذهب اسماعیلی برگزید. سپس برای تبلیغ عازم خراسان و زادگاهش، بلخ، شد. 
                                                       
ناصرخسرو در کتاب «سفرنامه»، که ظاهراً از امهات نثر فارسی به‌ شمار می‌رود، دیده‌ها و شنیده‌هایش را به زبانی شیرین بیان می‌کند. هرچند باتوجه به روایاتی مانند ثروتمند خطاب کردن ابوالعلاء معری نمی‌توان کاملاً بدان اطمینان کرد. چنان‌که خود او نیز به این نکته اشاره کرده و اذعان می‌کند آنچه دیده بودم به راستی شرح دادم و بعضی که تنها شنیدم، اگر در آنجا خلافی باشد، خوانندگان از من ندانند و مرا نکوهش نکنند (ناصرخسرو، ۱۳۳۵: ۱۲-۱۳۰).
    
چنین گوید ابومعین ناصر بن خسرو القبادیانی المَروَزی تجاوزالله عنه که من مردی دبیرپیشه بودم و ازجملۀ متصرفان در اموال و اعمال سلطانی. و به کارهای دیوانی مشغول بودم و مدتی در آن شغل مبادرت نموده، در میان اقران شهرتی یافته بودم... و شراب پیوسته خوردمی، پیغمبر (ص) می‌فرماید که «قولوا الحق ولو علی انفسکم». شبی در خواب دیدم که یکی مرا گفتی: چند خواهی خوردن از این شراب که خِرَد از مردم زایل کند (همان: ۱)؟ من جواب گفتم که حکما جز این چیزی نتوانستند ساخت که اندوه دنیا کم کند. جواب داد که در بیخودی و بیهوشی راحتی نباشد، حکیم نتوان گفت کسی را که مردم را ببیهوشی رهنمون باشد، بلکه چیزی باید طلبید که خِرَد و هوش را بیفزاید. گفتم که من این از کجا آرم؟ گفت: جوینده یابنده باشد و پس سوی قبله اشارت کرد و دیگر سخن نگفت. چون از خواب بیدار شدم آن حال تمام بر یادم بود، بر من کار کرد، با خود گفتم که از خواب دوشین بیدار شدم، اکنون باید که از خواب چهل‌ساله نیز بیدار شوم (همان: ۱-۲).                                                                                                                          
ناصرخسرو قبادیانی پس از انجام دادن مناسک حج، به‌سمت لَحسا، یکی از شهرهای قدیم بحرین، رهسپار می‌شود و در این راه از واقعه‌هایی عجیب گزارش می‌دهد. گزارش‌هایی که در قسمتی از آن می‌خوانیم:
    
چون همراهان ما سوسماری می‌دیدند، می‌کشتند و می‌خوردند (همان: ۱۰۵). در شهر لَحسا گوشت همه حیوانات فروشند چون گربه و سگ و خر و گاو و گوسپند و غیره، و هرچه فروشند سَر و پوست آن حیوان نزدیک گوشتش نهاده باشد، تا خریدار داند که چه می‌خرد. و آنجا سگ را فربه کنند همچون گوسپند معلوف، تا از فربهی چنان شود که رفتن نتواند، بعد از آنش بکُشند و بخورند (همان: ۱۱۱-۱۱۲).

منبع:                                                                                                                                              
_ ناصرخسرو، ۱۳۳۵، سفرنامۀ ابومعین حمیدالدین ناصر بن خسرو قبادیانی مروزی، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، کتابفروشی زوار.
https://t.me/Minavash
Telegram میناوش یادداشت‌های میثم موسوی ارتباط با من: @meysammousavi1363
  • 👏 4
  • ❤ 1
  • 👍 1
More from @minavash
  1. Sep 30, 2026📝کوه جادو هنر نباید به صورت تکلیف مدرسه و کاری مشقّت‌بار درآید، بلکه اقتضایش آن است که به…
  2. Sep 27, 2026📝بودن یا نقشْ‌بودن مادر به زیرکی گفت: «پس این طفلک برادرت، او چی بگه؟ مگه نمی‌بینی حتی حا…
  3. Sep 24, 2026ادامهٔ صفحهٔ قبل: سلطان غزنوی نپذیرفت و به خشم آمد و گفت: بدین خلیفۀ خَرِف‌شده بباید نبشت…
  4. Sep 24, 2026📝تاریخ بیهقی کتاب «تاریخ مسعودی» یا همان «تاریخ بیهقی»، یکی از مهم‌ترین کتب تاریخی و از م…
  5. Sep 22, 2026📝پالپ توجهم به شخص دیگری در کتاب‌فروشی جلب شد. آن پشت ایستاده بود. به نظرم رسید که از عکس…
  6. Sep 20, 2026📝اخلاق ناصری یکی از مشهورترین آثار فارسی در زمینۀ اخلاق، کتاب «اخلاق ناصری»، اثر ‌نصیرالد…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →