منم خدایی که میدانم!
منم خدایی که میبینم!
منم خدایی که میدانم و میبینم!
منم خدایی که میدانم و راست میگویم!
این نوع عبارات آدمی را یاد ابوسعید میاندازد که مطابق گزارش اسرار التوحید «چون به آیتی رسیدی که سوگند بودی، گفتی خداوندا این عجزت تا کی بود؟»
ما عادت نداریم که همچو عباراتی را در قرآن ببینیم، و نه در ترجمههای آن. منتهی این تنها وجه جالب این
نسخه از ترجمه قرآن نیست. این ترجمه، سیصد و سی سال پیش، به سال ۱۶۹۷ میلادی در کلیسای سن هونوره پاریس بازنویسی شده است. کاتب آن روحانی فرانسوی لویی دُ بیزانس (با نام پیشین یهودی رافائل لوی) است و در کنار او احمد و محمد باشی، که اسمشان به نظر مسلمان یا عرب میآید (۱) منتهی دستخطها، چنان که میبینیم، متعلّق به کسی است که البته فارسی یا عربی میدانسته امّا دستخط اصلی او نبوده و عادت به آن نداشته است. مقایسه کنید با حرکات حروف و بعد آن تصویر آخر و خط لاتین آن در میانه متن.
از جزییات آن همین قدر بگوییم که آن نسخه سرمشق، که یکی هم نبوده چون گاه سورههای یکسان با ترجمههای مختلف آمده، و احتمالا نسخه پاکیزهای که از این نوشتهها بیرون آمده امروزه پیدا نیست. یکی از سرمشقها مطابق شواهد تاج التراجم اسفراینی بوده است.
امّا آن عبارات عهدعتیقگونه از جنس «من آنم که هستم» از کجا آمدهاند؟ به واقع نوعی رمزگشایی حروف مقطعه آغاز سور هستند مطابق برخی تفاسیر. به مثال:
الم: «أنا الله الاعلم» (بقره، آل عمران...)
المص: «أنا الله العالم الصادق...» (اعراف)
الر: « أنا الله أرى» (یونس)
و گاه ترکیبی از آنها.
این اواخر که مدخل قرآن را در دانشنامه کهن فرانسوا ولتر مشهور میخواندم دیدم گاه مثالهای نظیری آورده و به ظاهر این تفسیر و معنی دست کم نزد غربیان رایج بوده است.
میبینیم که ترجمه بسم الله گاه آمده و گاه نیامده و گاهی اوقات هم با آن تفسیر حروف درآمیخته و یکی شده. مثال سوره لقمان خصوصا با فارسی دلنشین آن جالب است. سوره با همان «الم» (همچون سوره بقره) آغاز میشود، منتهی میخوانیم: «به نام خدای دلگشاینده روزیدهنده بخشاینده عیبپوشنده آمرزنده..» و بعد هم افزوده که (این حروف) «راز است میان خدای و میان محمّد» و آنگاه ترجمه آغاز شده: «این آیتها نامه است یعنی قرآن...» در ترجمه «تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ...»
جایی ندیدم که کاتبان مسیحی، این پدران روحانی در صومعه، در بخشهای مسیحی قرآن از جمله سوره مریم یا آل عمران، از تعلق خاطر خود اثری یا یادگاری گذاشته باشند. این نسخه، چند سال پس از انقلاب فرانسه، به کتابخانه ملّی فرانسه منتقل شده است.
.
پ.ن.
۱، به برخی «قرآنهای اروپایی» در یادداشتهای دیگری بازخواهم گشت چون از منظر تاریخی بسیار جالب و مهم هستند. جان تولان، که همراه دکتر امیرمعزی سرپرست مجموعه مقالات «محمّد مورخان» بوده است، همراه دو تن دیگر، پژوهش بلندی در این خصوص داشته و منتشر کرده که دیرتر معرّفی خواهم کرد. همانجا در باب نقش برخی اسیران یا دیرتر غلامان مسلمان در شکلگیری این نسخ در اروپا میخوانیم.
.