سامری کیست؟
(که دست از ید بیضا ببرد؟)
در روایت قرآن از پرستش گوساله زرّین توسط بنی اسرائیل، در غیبت موسی، با شخصیت غریبی برخورد میکنیم به نام سامری، که نامش سه بار در سوره طه آمده است:
ابتدا از قول خداوند، در خبر دادن به موسی که سامری قوم تو را گمراه کرده است: «قَالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ»
بعد از زبان قوم که سامری آن زر و زینت بر گوساله انداخت و از آن صدایی برآورد: «فَكَذَلِكَ أَلْقَى السَّامِرِيُّ»
آنگاه عتاب تند موسی است با هارون و بعد پرسش از خود سامری که «قَالَ فَمَا خَطْبُكَ يَا سَامِرِيُّ»؟
و در نهایت بیان مجازات او که در زندگی همواره «لامساس» خواهی گفت: «فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَيَاةِ أَنْ تَقُولَ لَا مِسَاسَ»
سامری کیست؟ نام فرد است؟ صفت یا نسبت است؟ نماد است؟ چیست؟ به واقع در همین چند آیه، چند قرن تاریخ نهفته است.
هر خواننده عهد عتیق، و عهد جدید، در متن و نقشههای پیوست، با نام منطقه و شهر سامره (یا سامریه) و اهل آن که سامریان باشند، مکرّر برخورد میکند. از سوابق کهنتر آن که بگذریم، نقش مهم آن، در پی جدایی حکومت شمالی و جنوبی عبرانیان پس از پادشاهی سلیمان است. سامریه مرکز حکومت شمالی اسرائیل است، در مقابل اورشلیم که مرکز حکومت یهودیه است در جنوب.
در عهد عتیق (خروج ب ۳۲)، داستان پرستش گوساله، در همان چارچوب اسطورهای آن هم، در صحرای سینا رخ میدهد و در منطقه فلسطین نیست و سامری هم نقشی ندارد. آن که گوساله را میسازد، از ترس و تهدید قوم، خود هارون است. صورتی از این روایت در عتاب موسی و عذرخواهی هارون در قرآن منعکس است: «إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي».
پس از جدایی دو قلمرو شمالی و جنوبی، اختلاف مذهبی بین این دو بیشتر شد. سپس بخش شمالی در ۷۲۲ پیش از میلاد به دست آشوریان افتاد که ساکنان را، مطابق روایت عهد عتیق، از آن منطقه راندند و مشهور است به «اسباط گمشده» بنی اسرائیل. بخشهای تاریخی عهد عتیق که پس از این واقعه تالیف شده، آنچه بر منطقه سامره و اسرائیل رفت را کیفر گناه بزرگ آنان در شرک و پرستش خدایان دیگر چون بعل میداند. مطابق شواهد تاریخی هم اهل قلمرو شمالی، به دلایل سیاسی و تجارت با همسایگان، چندان از چندخدایی رویگردان نبودند.
در کتاب اول پادشاهان (ب ۱۲) میخوانیم که یربعام پادشاه اسرائیل در سامره، از سر رقابت با یهودیه، و این که سامریان برای زیارت به اورشلیم نروند «دو گوسالهٔ زرین (شکل بعل) ساخت و قوم را گفت: دیرزمانی به اورشلیم برآمدید! ای اسرائیل، اینک خدایانت که تو را از سرزمین مصر برآوردند!»
میبینیم که سامریان به همان گناه منسوب میشوند که عبرانیان عهد موسی، و به این شکل «سامری» به ساخت و پرستش گوساله زرین پیوند میخورد و نماد جدایی از قوم اسرائیل میشود.
بخشهای تاریخی عهد عتیق میگوید که آشوریان اساسا قومی دیگر را جایگزین عبرانیان اسرائیل کردند. دیدگاه تاریخی امّا بیشتر بر آن است که آشوریان سران قوم شامل کاهنان را تبعید کردند اما نزد عامّه خلق، نوع ابتدایی یا متفاوتی از آن سنّت عبرانی باقی ماند و همین قوم بعدها سامری خوانده شدند. اشاره کنیم که سامریان فقط به تورات یا پنج کتاب اول عهد عتیق باور دارند.
در قرون بعد، سامریان و عبرانیان یهودیه - که اینک در بازگشت از تبعید بابل «یهودی» نامیده میشدند - یکدیگر را منحرف و غاصب میدانستند و از هم نفرت داشتند. این را خصوصا در عهد جدید، لوقا و یوحنا، میتوان دید. عیسی در رفت و آمد بین جلیل و اورشلیم، از سامره گذر میکند و قریه سامری او را خوار میدارد و جایی برای اقامت شب به او نمیدهد. عیسی از زنی سامری طلب آب میکند و این مایه حیرت زن میشود که تو یهودی هستی و از من آب میخواهی؟ و انجیلنگار میافزاید «چرا که این دو قوم با هم معاشرت نداشتند». به واقع حتی بیشتر، بر اساس قواعد طهارت، یکدیگر را ناپاک میدانستند. جایی یهودیان به عیسی میگویند که «تو سامری هستی و در درونت دیوی داری» (که چنین دیوان را از مصروع و مجنون بیرون میکنی) و باز اینجا میتوان پیوندی بین سحر و سامری هم دید.
اینک در بازروایت قرآن از پرستش گوساله زرّین، پس از چند قرن، سامری، مردی از اهل سامره، در آمیختگی با آن تاریخ و حکایت چنان که آمد، ظاهر میشود و به ویژه در تنزیه نقش هارون نبی نقش ایفا میکند. تنزیه پیامبران از ویژگیهای روایات قرآن است گرچه این رویکرد پیشتر از تلمود آغاز شده است. از آن سو هم، آن سنّت دوری از سامریان و تحذیر از لمس و مسّ آنان در تعبیر «لامساس»، چون مجازات سامری، منعکس میشود.
حکایت سامری البته اجزا و تحلیلهای دیگری هم دارد امّا به این بسنده کنیم.
موسی عشقِ تو مرا گفت که لامساس شو
چون نگریزم از همه؟ چون نرمم ز سامری؟
.
Post #226
1.37K
- ❤ 23
- 👍 2