آسمان است این که گه عزّت دهد گه خوار دارد...
ژان باپتیست نیکولا، که سی سال در عهد ناصری در ایران زندگی کرده است، در مقدّمه کتاب «مکالمات فارسی - فرانسوی» خود، به سال ۱۸۵۶ و بیست سال پس از قتل قائم مقام فراهانی، نوشته است که: «در ایران کمتر پیش آمده که در جایی صحبتی از ادب باشد و نام قائم مقام به گوش من نخورده باشد. ایرانیان که همیشه بیت یا قطعه شعری در حافظه دارند تا در تایید سخن خود یا تضعیف حرف مخالف بگویند، آنجا که سیاق کلام مجالی دهد، ترجیح میدهند که بیت، رباعی یا عبارتی از این ادیب و همزمان دولتمرد بزرگ نقل کنند. شنیدهام که وقتی جلّادان محمد شاه، که محبوبیت این وزیر بزرگ او را به سایه برده بود، سراغ او آمدند و از حکم شاه گفتند، (و در پانویس افزوده: و او در نگارستان، نزدیک به دروازه شمیران، آرام چای خود را مینوشید و خبر از سرنوشت تلخ خود نداشت) به بداهه چنین شعری گفت که:
روزگار است این که گه عزّت دهد گه خوار دارد
چرخ بازیگر از این بازیچهها بسیار دارد
تنها پنج دقیقه پیش از آن که زیراندازی بر او اندازند و خفهاش کنند».
گزارش نیکولا با روایت مورّخان اندک تفاوتی دارد امّا موافق روایت مشهور است که قایم مقام را خفه کردند، چون محمد شاه، که تمام سلطنتش را مدیون این وزیر بود، قول داده بود که خون او را نریزد.
ژان باپتیست نیکولا، غیر از این کتاب مکالمات و ترجمهٔ گلستان و رباعیّات خیام، صاحب یکی از بزرگترین فرهنگ لغتهای فرانسه - فارسی عهد ناصری است. خودش میگوید که سی سال یادداشت برمیداشته و در نهایت سه سال هم برای تنظیم آنها وقت گذاشته است. کتاب در دو جلد و حدود ۱۸۰۰ صفحه پس از مرگش به سال ۱۸۸۵ میلادی منتشر شد. ناشر در مقدّمهٔ فرهنگ، آخرین نامهٔ او را آورده که همچنان در خصوص تصحیح نمونهخوانیهاست. شگفتا که چنین دانشمندی، همنشین سروش اصفهانی و قاآنی و یغمای جندقی، چطور در این نقل و تصویری که آوردیم، همچو اشتباه سادهای کرده و «خار» را به جای «خوار» گرفته و همین طور هم ترجمه کرده است! پسر او هم که حدود بیست سالی در ایران بوده و در مقدمه چاپهای بعد پاسخ تندی به منتقدان کتاب داده، باز این خطا را تصحیح نکرده است.
چند کلمه هم در باب این کتاب بگوییم؟
مولّف در مقدّمه آورده که زبان فارسی یکی از زیباترین زبانهای رایج آسیایی است. زبانی غنی از منظر شعری و ادبی و در عین حال ساده در دستور و قواعد. در پروراندن این زبان، همه طبقات جامعه سهیم بودهاند. شعر و ادب همه جا جاریست، بین پادشاهان و شهزادگان تا طبقات عامه. میگوید بارها کارگران سادهای را دیدهام که پس از کار روزانه، در خانه مینشینند و فردوسی و سعدی میخوانند و بلکه از سر ذوق طبعآزمایی هم میکنند. امّا فارسی امروز دیگر فارسی فردوسی نیست بلکه چنان با عربی آمیخته که هر فرد باسوادی به ناچار باید عربی هم بیاموزد تا از مکاتبات و بلکه برخی مکالمات فارسی سر درآورد. گرچه زبان عربی، به گواهی تاریخ، موجب شکفتگی ادب فارسی بوده امّا اینک زبان و زبانآموزی را بسیار پیچیده کرده است. این دشواری در عثمانی حتی بیشتر است. مردم آن ناحیه باید سه زبان ترکی و فارسی و عربی را بیاموزند. من نمیتوانم بگویم که غلبه با عربی است یا فارسی، امّا به جرات میتوانم بگویم که از یک متن هزار کلمهای، سیصد لغت آن ترکی است و باقی آن فارسی یا عربی. دیدهام که فرمانی ترکی از «باب عالی» میرسد و در معبر عام خوانده میشود، و بعد مردم از ترکان باسواد میپرسند که معنی این فرمان چه بود؟ اگر این زبانآموزی سهگانه برای ادیبان و دبیران و میرزایان محلّی لازم است، همچنین است به طریق اولی برای مترجمان خارجی که با وزیر و سفیر و نامهها و احکام سر و کار دارند. این کتاب تلاش دارد تا مکالمات و اصطلاحات رایج (بیشتر دیوانی و درباری) فارسی را (همراه آوانویسی و ترجمه فرانسوی و توضیح برخی قواعد) جمع آورد تا کار بر مترجمان سادهتر شود.
کتاب با معرّفی کلمات و اصطلاحات و جملات ساده آغاز میشود، و سپس مکالمات میآید در هجده بخش: احوالپرسی، در زبان فارسی، در توقّع و التماس، میان دو شاگرد، در تعریف باغ، میان دو دوست، در پیش یک تاجر، در استفسار از چگونگی امر تجارت در بازار طهران، در بیان پول رایج ایران و اصل آن، چطور در انزلی به ساحل پیاده میشوند، در بیان مسافرت و وجه حمل و نقل اشیا از طرابزان الی دارالخلافهٔ طهران، در امنیت طرق، در وسعت و محصولات ممالک ایران و آخرین فصل، پیش از «تصریف فعل فارسی»، متن دو زبانهٔ عهدنامهٔ دوستی بین ایران و فرانسه است که توسط خود او ترجمه شده است «به تاریخ دوازدهم ژولیه سنهٔ یکهزار و هشت صد و پنجاه و پنج عیسوی، مطابق بیست و هفتم شهر شوّال المکرّم سنهٔ یکهزار و دویست و هفتاد و یک هجری»
.
همچنین رک
«از محاورات دویست ساله»
و
«خسرو میرزا و قائم مقام»
.
Post #465
1.66K
- ❤ 12
- 👍 6