TGViewer
Channel Public Channel
نوشت تار

نوشت تار

@neveshttar

نقد تمام‌ مطالب این کانال، لازم است.

ارسال نقد و نظر
@smhadimousavi
Subscribers
221
Photos
27
Videos
0
Links
67

Showing posts older than #141 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #140 462
نان یا آزادی؟
سید محمد هادی موسوی

این روزها سرمای هوا در #روسیه به ۲۰- سانتیگراد رسیده اما هنوز چندین هزار نفر از مردم، در خیابان‌های سرد مسکو، سن‌پترزبورگ، استالینگراد و دیگر شهرهای روسیه، در حال اعتراض هستند.
ماجرا از این قرار است که «آلکس ناوالنی» یکی از سیاستمداران روس پس از رفع مسمومیت از آلمان، وارد روسیه شد اما به دلیل آنکه پیشتر دادگاهی در روسیه او را به ده سال #حصر_خانگی محکوم کرده بود، بازداشت گردید. علاوه بر او، همسر، چند نفر از همکارانش به همراه چند هزار نفر مخالف دولت نیز دستگیر شده‌اند.
مسمومیت آقای ناوالنی بسیار مشکوک بود و مقامات کشورهای اروپایی و اپوزیسیون روسیه، آن را طراحی دولت جهت حذف فیزیکی او می‌دانند چرا که ناوالنی حدود یک دهه به عنوان یکی از رهبران اپوزیسیون روسیه، علیه دولت پوتین و شخص وی، افشاگری‌های زیادی را انجام داده است.
مردم روسیه، از نحوه برخورد با ناوالنی، عصبانی هستند از همین رو چندین روز به صورت مداوم در سرمای طاقت فرسای هوا، علیه پوتین و تحدید آزادی در این کشور تظاهرات می‌کنند. در سال ۲۰۱۴ نیز مردم تلاش کرده بودند حبس خانگی ناوالنی را بشکنند اما با ممانعت پلیس مواجه شدند.
شعارهای مردم اما روز به روز رادیکال‌تر و فراتر از مسئله آزادی ناوالنی شده و به درخواست گسترش آزادی‌های فردی، سیاسی، اجتماعی و عزل #پوتین، تبدیل شده است.
مردم روسیه طی سه دهه اخیر پس از فروپاشی شوروی سابق، شاهد رشد زیادی در اقتصاد و تولید ناخالص داخلی بوده‌اند. سرانه‌ی تولد ناخالص داخلی روسیه از 9 هزار دلار در زمان شوروی سابق به 29 هزار دلار در سال 2019 رسیده و مردم به رفاه و اقتصاد بهتری دسترسی دارند. روسیه طی این سالها تبدیل به بزرگترین صادر کننده نفت و گاز جهان شده و یکی از 20 اقتصاد برتر دنیا است. این کشور جز 8 کشور صنعتی جهان قرار دارد و سطح زندگی فعلی مردم با زمان شوروی، قابل مقایسه نیست.
اما مشکل مردم روسیه چیست؟
مشکل این است که مردم دیکتاتور زده زمان #شوروی، طعم آزادی را چشیده‌اند! مردمی که زمانی از حداقل حقوق اساسی خود محروم بودند امروزه به لطف فروپاشی نظام توتالیتر قبلی، به آزادی‌های حداقلی دست پیدا کرده‌اند. اما مشکل اینجاست که یا نباید به مردمی آزادی داد یا اگر طعم آزادی را به مردم چشاندیم، هر روز توقعات و نیازهای آنها فراتر می‌رود! مقامات روسیه در جریان فروپاشی شوروی، نتوانستند ساختار #نظام_توتالیتر پیشین را به صورت مناسب جایگزین کنند از همین رو، با چنین مشکلی مواجه شدند.
مردم روسیه گرچه توسعه اقتصاد و رفاه نسبی را تجربه کرده‌اند و از نظر سطح اقتصادی جزو کشورهای موفق جهان قرار دارند اما نان، به تنهایی نتوانسته است دغدغه آزادی آنها را مرتفع کند.
اعتراضات مردم روسیه، این پیغام را به حاکمان این کشور و دیگران ارسال میکند که صرفا داشتن اقتصاد خوب و رفاه نسبی، نمی‌تواند غریزه بشری را ارضا کند.
آزادی، از مهمترین و اساسی ترین نیازهای بشر است. بیراه نیست اگر بگوییم در طول تاریخ، تنها نیاز و ارزشی که انسان حاضر بوده در راه آن جان و خون خود را فدا کند، آزادی است.
در این سرمای جان سوز در روسیه شاید تنها دلیلی که مردم را در خیابانها نگه داشته این است که آنها نیز اعتقاد دارند؛ آن کسی که تو را از #آزادی محروم کند، روزی، #نان تو را نیز غصب خواهد کرد.

@neveshttar
Post #139 428
انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست؟
سید محمد هادی موسوی
اوایل دهه هشتاد شمسی، شعار "انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست" در کشور طنین انداز بود. حق مسلم دانستن #انرژی_هسته‌ای را میتوان قاطع ترین شعار پس از انقلاب قلمداد کرد چراکه، مردم ایران طی این چند دهه هیچ موضوعی-حتی آزادی، اقتصاد، شغل، رونق اقتصادی، انتخابات عادلانه - را به عنوان «حق مسلم» معرفی نکرده بودند. اما امروزه، حتی در رادیکال ترین تجمعات نیز، این شعار تکرار نمی شود. به راستی چه اتفاقی افتاد که این شعار و عقیده‌ی پشت آن به محاق رفت؟
در دهه هشتاد، مردم به شدت، تحت تاثیر تک رسانه آن زمان، صداوسیما، بودند. به دلیل نبود شبکه‌های اجتماعی و عدم توسعه اینترنت، جامعه روشنفکری، ارتباطات کمی با بدنه جامعه داشت و شناخت مردم از جهان پیرامون، محدود به روایتهای صداوسیما بود. به دلیل درآمد سرشار نفتی، ایران در یکی از بهترین دورانهای اقتصادی خود به سر می برد و تحریمهای هسته‌ای هنوز بر کشور، تاثیر، نگذاشته بود. در چنین شرایطی، مردم دستیابی به انرژی هسته‌ای را حق مسلم خود می دانستند. اما منظور از انرژی هسته‌ای ، نه خود انرژی هسته‌ای بلکه "حق غنی سازی اورانیوم" بود. ایران چه در بعد حکمرانی و چه در بعد عمومی همواره تاکید داشته است که #غنی_سازی_اورانیوم براساس حقوق بین المللی، حقی انکار ناپذیر است.
حق غنی سازی اورانیوم برای تمام کشورها گرچه به صورت صریح در "معاهده بین المللی منع گسترش سلاح های هسته‌ای (NPT) "مشخص نشده لکن در بند 4 این معاهده به نحوی این حق، به رسمیت شناخته شده است. گرچه برخی کشورهای غربی، تفسیر خود از این بند را دارند.
انرژی هسته‌ای در زمینه های مختلفی مانند پزشکی، حمل و نقل، کشاورزی، آب و فاضلاب، نفت و گاز، میراث فرهنگی، انرژی، خودرو سازی، فولاد، معدن و غیره کاربردهای فراوانی دارد اما استفاده از این مزایا لزوما به معنای داشتن غنی سازی اورانیوم نیست. کمتر از ده کشور در دنیا، دارای تکنولوژی غنی سازی اورانیوم هستند در حالیکه بیش از 50 کشور از انرژی هسته‌ای استفاده می کنند!
کشورهایی مانند ژاپن، آمریکا، روسیه، چین، مستقلا دارای تاسیسات غنی سازی اورانیوم هستند و کشورهایی مانند فرانسه، اسپانیا، بلژیک و ایتالیا در قالب کنسرسیوم "یورودیف" و انگلیس و آلمان نیز، در قالب کنسرسیوم "یورنکو" اقدام به غنی سازی اورانیوم می کنند. بجز این کشورها، برزیل، پاکستان، هند، ایران، کره شمالی و اسرائیل نیز دارای تاسیسات غنی سازی هستند. اما اگر غنی سازی اورانیوم، حق مسلم همه است چرا مابقی کشورها دست به این اقدام نمی زنند؟
تاسیسات غنی سازی اورانیوم، مانند صنعت هواپیماسازی و خودروسازی، نیازمند سرمایه‌گذاری فراوان و صرف هزینه‌های بسیار است. همچنین به دلیل امکان دسترسی به بمب هسته‌ای، هزینه های سیاسی بسیاری برای کشورها دارد از همین رو، عمدتا کشورهای پیشرفته و با اقتصاد مترقی، در پی غنی سازی اورانیوم هستند. مضافا اینکه دسترسی به منابع اورانیوم طبیعی یکی از مهمترین عوامل اقتصادی در توجیه پذیری غنی سازی اورانیوم است. جالب آنکه کشورهای استرالیا، کانادا، قزاقستان و آفریقای جنوبی که به تنهایی حدود 50 درصد از منابع اورانیوم طبیعی جهان را در اختیار دارند، هنوز صاحب صنعت غنی سازی اورانیوم نیستند!
براساس معاهده بین المللی منع گسترش سلاحهای هسته‌ای (NPT)، کشورهای دارای اورانیوم غنی شده، باید دسترسی تمام کشورها به این ماده را فراهم نمایند. در تاریخچه تقریبا نیم قرن انرژی هسته‌ای در ایران، همواره امکان دریافت اورانیوم توسط ایران فراهم بوده است. حتی ایران در مقطعی در کنسرسیوم "یوردیف" نیز سهام داشت و براساس آن، سوخت مورد نیاز رآکتور تهران را دریافت میکرد اما پس از شروع غنی سازی اورانیوم در ایران، کشورهای غربی از ارسال اورانیوم مورد نیاز کشور، خودداری کردند.
پرداخت هزینه سیاسی جهت دستیابی به غنی سازی اورانیوم مسئله‌ای است که مردم کشور ما پوست و گوشت خود احساس کرده‌اند. بارها و بارها این سوال در ذهن مردم ما جرقه زده که؛ دستاوردهای دستیابی به غنی سازی اورانیوم، و نه انرژی هسته‌ای، چه بوده است؟ چه آنکه #نیروگاه_اتمی_بوشهر که قرار بود مشکل برق کشور را حل کند، با سوخت تحویلی کشور #روسیه کار میکند و مشکل برق نیز همچنان پابرجا است. مردم از خود می پرسند طی این دو دهه که از دستیابی به حق مسلم ما گذشته، چه حق‌هایی را از دست دادیم؟ در ابعاد داخلی و خارجی چه دستاورد مهمی در قبال دستیابی به غنی سازی اورانیوم نصیب کشور و مردم شده است؟ آیا نمی شود از انرژی هسته‌ای استفاده کرد، اما هزینه های سیاسی و اقتصادی غنی سازی اورانیوم را نپرداخت؟
شاید پاسخ این پرسشها بوده که باعث شه پس از دو دهه، کمتر کسی از حق مسلم بودن انرژی هسته‌ای، دم بزند!
@neveshttar
Post #138 304
امیرالمومنین یا انوشیروان؟
سید محمد هادی موسوی

شیخ اجل، سعدی شیرازی در باب اول گلستان سعدی که در سیرت پادشاهان است، ماجرای جالبی درخصوص برخورد با حکم حاکم و مخالفت با آن بیان نموده است؛
📌انوشیروان (یکى از شاهان معروف ساسانى) چند وزیر داشت، آنها با هم درباره یکى از کارهاى مهم کشور به مشورت پرداختند و هر یک از آنها داراى رایی بود و راى دیگران را نمى پسندید. بوذرجمهر (وزیر برجسته انوشیروان) راى انوشیروان را برگزید. وزیران در غیاب شاه به بوذرجمهر گفتند: چرا راى شاه را برگزیدى؟ راى او چه امتیازى نسبت به راى چندین حکیم داشت؟
بوذرجمهر در پاسخ گفت: از آنجا که نتیجه کارها و راى ها روشن نیست و در مشیت و خواست الهى است و معلوم نیست که آیا نتیجه، خوب است یا بد، بنابراین موافقت با راى شاه بهتر است، زیرا اگر نتیجه آن بد شد، به خاطر پیروى از شاه، از سرزنش او ایمن باشم:
خلاف راى سلطان، راى جستن،
به خون خویش باشد، دست شستن.
اگر خود "روز" را گوید: "شب" است این،
بباید گفتن آنک ماه و پروین.

📌این درحالی است که امیرالمومنین علی (ع) در حقوق متقابل حاکم با مردم در خطبه 216 نهج البلاغه می فرماید:
"خداوند سبحان براى من به سبب ولایت و جایگاه خاص بر شما حقى قرار داده و براى شما نیز حقى همانند حقى که من بر شما دارم، حقوق متقابل بین حاکم و مردم از همه حقوقى که مردم در قبال یکدیگر دارند، عظیم تر و مهم تر است......
حق شما بر من آن كه، از خیرخواهى شما دریغ نورزم و بیت‌المال را میان شما عادلانه تقسیم كنم، و شما را آموزش دهم تا نادان نباشید و شما را تربیت كنم تا راه و رسم زندگى را بدانید. و امّا حق من بر شما این است كه به بیعت با من وفادار باشید و در آشكار و نهان مرا نصیحت كنید، هرگاه شما را فراخواندم اجابت نمایید و هرگاه فرمان دادم اطاعت كنید"

امروز باید از خود بپرسیم مدل #حکومت_علوی را دوست داریم یا #حکومت_انوشیروان را!

@neveshttar
Post #137 367
سینتیک یا ترمودینامیک؟
سید محمد هادی موسوی

در علم فیزیک جهت بررسی یک پدیده، دو روش وجود دارد؛ یا پایان و نتیجه‌ی پدیده مورد بررسی قرار میگیرد که، «ترمودینامیک» گفته می شود. یا به روند طی شدن پدیده و چگونه رخ دادن آن، توجه می‌شود که به آن «سینتیک» اطلاق می‌گردد. در ترمودینامیک، تمرکز بر وضعیت اولیه-نهایی و نتیجه‌ی پدیده‌های فیزیکی است اما در سینتیک، روند تبدیل وضعیت اولیه به نتیجه، محاسبه و شبیه سازی می‌گردد.
اگر بخواهیم با این منطق به موضوعات #حکمرانی نگاه کنیم می‌توانیم بگوییم که هر تصمیم‌گیری در حوزه حکمرانی دو وجه دارد؛ یکی "فرآیند رسیدن به تصمیم" که نگاه سینتیک محور است و دیگری "نتایج تصمیم گیری" با نگاه ترمودینامیک محور.
در علم فیزیک، هیچ کدام از این دو روش، بر دیگری برتری ندارد. اما شاید بتوان گفت در حکمرانی، وجهه‌ی سینتیک، اهمیتی فراتر از وجهه‌ی ترمودینامیک دارد. در حقیقت می‌توان گفت، فرآیند اخذ تصمیم در حکمرانی، مهمتر از خود تصمیم است چرا که آنچه باعث به ثمر رسیدن تصمیمات حکمرانی می‌گردد، همکاری و همیاری توده مردم، با آن تصمیم است. از این رو چنانچه جامعه نتواند به این اقناع برسد که سینتیک تصمیم‌گیری در کشور چگونه است، با آن تصمیم، همراهی نخواهد کرد.
یکی از بزرگترین مشکلات حکمرانی طی دهه‌های اخیر عدم اقناع جامعه در فرآیند تصمیم‌گیری (سینتیک تصمیم گیری) است. مثلا فرآیند تصمیم گیری درخصوص هدفمندی یارانه ها، برجام، لوایح مربوط به FATF ، سهمیه بندی و افزایش قیمت بنزین به نحوی نبود که جامعه اقناع گردد. در برهه‌های مختلف، جامعه، همواره این سوال و دغدغه را داشته و دارد که فرآیند تصمیم‌گیری در خصوص مسائل مهم حکمرانی در چه فضا و اتمسفری اتخاذ می‌شود. در تمام این تصمیم‌گیری‌ها جامعه، با این پرسش مواجه بوده که آیا نظر کارشناسان مستقل، رسانه‌ها و افکار عمومی در فرآیند تصمیم‌گیری حاکمیت دخیل می‌گردد؟ مبنای تصمیم گیری در این موارد چه بوده؟ "هزینه-فایده" تصمیمات حاکمیتی، چگونه محاسبه شده است؟
به عنوان مثال در خصوص #برجام، فارغ از نتیجه آن، دو دیدگاه متضاد در جامعه وجود دارد که یکی برجام را خواست و تحت نظارت حاکمیت می‌داند و دیگری برجام را تحمیل شده به حاکمیت می‌پندارد چرا که فرآیند تصمیم‌گیری در این مورد در جامعه شفاف نیست و حیطه مسئولیت‌ها و وظایف، مشخص نشده است.
یا درمورد لوایح #FATF هنوز جامعه اقناع نشده که این لوایح در چه فضایی در حال تصمیم‌گیری است. از یک طرف دولت و فعالان بخش خصوصی خواستار تسریع در تصویب آنها هستند از طرف دیگر منتقدان و نهادهای حاکمیتی تصویب آن را خیانت می‌دانند. در چنین فضای غیر شفافی، فارغ از تصویب یا عدم تصویب این لوایح، بخشی از جامعه در هر دو صورت، اقناع نخواهد شد.
جدیدترین نمونه عدم اقناع توده مردم، در خصوص بیماری #کرونا و مسائل مبتلا به آن است. طی یک سال اخیر، فرآیند تصمیم‌گیری در خصوص محدودیتهای کرونایی، روشهای مقابله با گسترش این بیماری و حتی خرید واکسن خارجی یا تولید واکسن داخلی آن، محل مناقشه بوده است.
هنگامی که مردم می‌بینند بدون توجه به نظر آنها و کارشناسان مستقل، فرد یا افراد محدودی بدون توجیه و اقناع مردم، تصمیمات شخصی و حتی سیاسی در خصوص مقابله با این بیماری می‌گیرند، حتی اگر آن تصمیم کاملا درست باشد، همکاری و مشارکت جمعی در حداقل ممکن خواهد بود لذا همان تصمیم‌گیری درست نیز به نتایج فاجعه بار ختم خواهد شد.
نمونه نتایج فاجعه بار در موضوع سهمیه بندی بنزین(سال 86)، حل مشکل موسسات اعتباری غیر مجاز (سال 96)، افزایش قیمت بنزین (سال 98) مشاهده شد.
از طرف دیگر اما نمونه‌های موفق در اقناع افکار عمومی در خصوص تصمیم‌گیری حاکمیتی در ابتدای انقلاب وجود دارد. انتخابات #رفراندوم جمهوری اسلامی(سال 58)، اتمام جنگ و پذیرش #قطعنامه (سال 67) نمونه‌های موفقی از جسارت تصمیم‌گیران در مشارکت و اقناع مردم است که مردم نیز با آن همیاری و همکاری فوق العاده‌ای داشتند.
باید پذیرفت در هیچ کشوری نمی‌توان در یک فضای گلخانه‌ای تصمیمات کلان را اتخاذ نمود و از قاطبه مردم انتظار متابعت و همراهی نمود. در #حکمرانی_خوب، سینتیک تصمیم‌گیری بسیار مهمتر از ترمودینامیک تصمیمات است.
خداوند
در قرآن به عقل مطلق، پیامبر اکرم(ص)، دستور داده که در مسائل مهم با مردم مشورت کن"و أمرهم‌ شوری‌ بینهم". پیامبر نیز در این خصوص فرموده‌اند: "استواری‌ در تصمیم‌گیریها آنگاه‌ است‌ که‌ با صاحب‌نظران‌ به‌ مشورت‌ بنشینی‌ و از صلاحدید آنان‌ پیروی‌ کنی. و هر گاه‌ خردمندان‌ دلسوز نظری‌ دادند، زنهار تا مخالفت‌ نورزی‌ و آن‌ را بپذیری، زیرا مخالفت‌ با آنان‌ مایه‌ هلاکت‌ و تباهی‌ عمل‌ است". امیرالمومنین (ع) نیز به کارگزاران خود توصیه فرموده‌اند: هرگز با یک‌ رأی‌ خاص، درباره‌ مسائل‌ مرتبط‌ با جامعه، تصمیم‌ نگیرید.

@neveshttar
Post #136 569
شبهات یک مناظره
سید محمد هادی موسوی

این هفته مناظره ای با حضور آقایان #مصباحی_مقدم و #آخوندی، در خصوص #FATF برگزار شد. در این مناظره، مواردی توسط آقای مصباحی مقدم مطرح گردید که برخی از آنها را در این یادداشت پاسخ دهیم؛

📌"ایران از 41 اکشن پلن مربوطه، 39 فعالیت را انجام داده و فقط دو کنوانسیون پالرمو و CFT، باقی مانده است"
پیوستن به کنوانسیونهای پالرمو و CFT، شرط لازم نهاد FATF و اجرای بقیه موراد اکشن پلن، شرط کافی جهت تعامل است. اگر شما تمام فعالیتها را انجام بدهید اما این دو کنوانسیون را اجرایی نکنید، هیچ کاری نکردید. در مقام مثال می توان گفت، نپذیرفتن این دو کنوانسیون مانند وضو برای نماز است. شاید شما نماز کاملی بخوانید اما مادامیکه وضو نداشته باشید، نماز شما هیچ ارزشی ندارد.

📌"بخاطر تعهد وزیر اقتصاد وقت به FATF، آمریکا بسیاری از صرافی های همکار با ایران بسته شدند"
همانطور که در بالا شرح داده شد، مادامیکه کنوانسیونهای پنج گانه مربوط به FATF از طرف کشورها، پذیرفته نشود، هیچ گونه تعامل اساسی با FATF صورت نمی پذیرد. در دستورالعملهای این نهاد، رویه مشخصی جهت نقل و انتقال اطلاعات وجود دارد، لذا باید پرسید چگونه صرفا با امضای وزیر اقتصاد وقت، این نهاد تعامل خود با ایران را آغاز نموده است؟
مضافا اینکه حتی اگر ایران، عضو FATF هم باشد این نهاد اساسا هیچ صلاحیت و هیچ سازوکاری جهت دریافت اطلاعات مصداقی ندارد(پیشنهاد می شود گزارش Mutual report یک کشور توسط این نهاد مطالعه شود). این نهاد به هیچ وجه از کشورها، اطلاعات صرافی ها، بانکها، شرکتها و نهادهای مالی را دریافت نمیکند چون کل افراد اجرایی این نهاد کمتر از 50 نفر است و امکان دریافت و پردازش اطلاعات وجود ندارد. این نهاد صرفا ساز و کار دریافت و انتقال اطلاعات بین کشورها را تسهیل می کند که آن هم تحت الزامات خاصی به نام "اگمونت" است که در این دولت هیچ درخواستی جهت عضویت در اگمونت ارائه نشده است.

📌 "علت عدم امکان سرمایه گذاری خارجی، صرفا تحریم است."
حتی اگر تحریم وجود نداشته باشد، با بودن در لیست سیاه FATF، سرمایه گذار خارجی تمایل به انتقال سرمایه به ایران ندارد. چرا که هم ریسک پولشویی و نقل و انتقال بانکی امکان انتقال سرمایه به ایران را نمی دهد و هم سرمایه گذار خارجی جهت محاسبات اقتصادی خود نیاز دارد نرخ سود پول خود را براساس شرایط هر کشور تعیین کند. گزارشهای FATF از دو جهت، بر نرخ سود سرمایه گذار تاثیر مستقیم دارد. اول اینکه این نهاد یکی از زیر مجموعه های سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) است و گزارشهای آنها در رتبه سرمایه گذاری این نهاد، تاثیر مستقیم دارد. مادامیکه ایران در لیست سیاه باشد، هزینه های سرمایه گذاری به قدری زیاد خواهد بود که هیچ سرمایه گذاری تمایل به این کار ندارد. نمونه آن، برخورد بیمه اعتبار صادراتی چین (سایناشور) با ایران در چند سال اخیر است. جهت دوم، شاخص بازل است که گزارشهای FATF، سی درصد از امتیازات آن را به خود اختصاص داده و عامل منفی در ورود نهادهای مالی به سرمایه گذاری مستقیم یا عاملیت بانکی سرمایه گذاران خارجی در ایران است.
@neveshttar
ادامه در Instant View 👇
https://telegra.ph/%D8%B4%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B8%D8%B1%D9%87-01-14
اکوایران پذیرش یا رد FATF، منافع ملی کدام سمت است؟ یک طرف معتقد است که ایران با پیوستن به FATF تمامی راه‌های دور زدن تحریم‌ها را بر خود می‌بندد و در شرایط تحریمی، مشکل و اولویت اول، تحریم‌های آمریکا است.
Post #135 254

Forwarded from کافه داستان

📚 كافه داستان منتشر کرد:

💢 انگیزۀ پنهان
داستانی از پال ثُرو
ترجمه آلا پاک‌عقیده

🔹به همراه گفت‌وگویی با نویسنده داستان
در باب درک معنای زندگی

🔖 با خوانش‌هایی از:

✅ مریم بیرنگ
دستاوردی آمیخته با لذت کلمه و کلوچه

✅ سید محمدهادی موسوی
زندگیِ برساخته از دمپایی صورتی شناور در آب

www.cafedastan.com

🔗كانال ادبى هنرى كافه داستان
@CafeDastanMag
Post #134 390
جمهوری اسلامی ایران، الگو یا عبرت؟
سید محمد هادی موسوی
از همان روزهای اول انقلاب، شعار صدور انقلاب اسلامی ایران به کشورهای اسلامی سر داده شد. برخی حتی پا را فراتر گذاشته و نظام جمهوری اسلامی را زمینه ساز حکومت امام عصر(عج) و به عنوان یک الگوی جهان شمول، معرفی کردند. طی سالهای پس از انقلاب، شدت و حدت این شعارها، برعکس بقیه شعارهای اوایل انقلاب، نه تنها رنگ نباخت بلکه با شروع جنگ، بر آنها افزوده شد و حتی وعده ی آزادی سرزمین قدس، پس از فتح عراق و اردن و ...نیز داده شد.
پس از جنگ، گرچه وعده ی فتح سرزمین های اسلامی رنگ باخت اما شعار صدور انقلاب و الگو بودن جمهوری اسلامی با همان شور اولیه تکرار شد. اما دنیا و کشورهای اسلامی چقدر این شعار ما را جدی گرفتند؟
واقعیت این است که اگر شما شهروند یک کشور اسلامی مانند مالزی یا تونس یا عضو یک گروه مقاومت مانند حماس یا حتی یک شیعه عراقی یا لبنانی بودید، نتیجه بیش از 4 دهه حکمرانی در ایران را نه تنها یک «الگو» نمیدانستید بلکه آن را یک «عبرت»، قلمداد می کردید. کشوری که پس از طی 4 دهه، تقریبا در تمام شاخصهای جهانی جزو ده کشور آخر است، نه تنها نمی تواند الگو باشد بلکه می تواند به عنوان یک مورد جذاب در منطق لُقمانی، معرفی شود!
می توان گفت هیچ کشوری و حتی هیچ یک از گروه های مقاومت، از ساختار اجرایی و روش حکمرانی ما الگو نگرفته اند. البته باید به آنها حق داد، کشوری که منافع ملی خود را فدای منافع دیگران میکند، اقتصاد نابسمانی دارد و برخلاف جریان معمول بین المللی شنا میکند احتمالا الگوی خوبی نخواهد بود. شاید ایده ی ساخت تمدن نوین جهانی با محوریت جمهوری اسلامی، بسیار جذاب به نظر برسد لکن هزینه های و تبعات آن نیز بسیار زیاد است. به همین دلیل است که هیچ کشوری تاکنون تمایل به چنین کاری نداشته است. جالب آنکه مسئولان ما مدعی هستند که سران دیگر کشورها، ایستادگی ایران در مقابل آمریکا و ساختار موجود بین المللی را به عنوان یک جسارت و شجاعت قلمداد می کنند در حالیکه باید پرسید اگر چنین کاری شجاعت است چرا تاکنون هیچ کشوری، حتی بزرگترین ابرقدرتها، مایل به انجام آن کار نبوده اند؟
بدیهی است آنچه دیگر کشورها از ما انتظار دارند، عملکرد و نتیجه است و نه شعار و آرزو. هنگامی میتوان خود را «الگوی جهان» قلمداد کرد که در مدیریت داخلی، کُمیتِمان نَلَنگد!
با چه کارنامه ای می توان در میان شیعیان، ادعای زمینه سازی ظهور امام زمان را داشت؟ وضعیت فعلی ما چه تناسبی با گسترش عدل و داد در پساظهور دارد؟ با چه دستاوردی می توان مردم جهان را منتظر ظهور امام زمان، معرفی کرد درحالیکه که کشور مدعی نمایندگی آن حضرت، غرق در انواع و اقسام مشکلات و مفاسد است.
وقتی هنوز نتوانسته ایم بسیاری از شعارهای داخلی را به ثمر برسانیم، وقتی اقتصاد و فرهنگ و ورزش و بقیه شئون حکمرانی ما در بدترین شرایط خود قرار دارد، وقتی مشارکت مردم در انتخابات روز به روز کاهش یافته و مردم کشور خودمان امیدی به تغییر، احساس نمی کنند، چگونه می توان منادی تغییر در نظم جهانی شد؟
طی این سالها که ما درحال شعار دادن بودیم کشور مالزی توانسته از یک کشور مسلمان فقیر، بدون شنا کردن برخلاف منطق بین المللی، خود را تبدیل به یک کشور تاثیرگذار در اقتصاد جهانی کند به نحویکه پیش بینی میشود طی سه دهه آینده جزو ده اقتصاد برتر جهان گردد. یا سران گروه های اسلامی در تونس، با عبرت گرفتن از ایران به اذعان خودشان، توانستند شرایط پساانقلابی خود را به گونه ای پیش ببرند که هم دولت اسلامی تشکیل شود و هم روش حکمرانی آنها خدشه¬ای به اسلام، وارد نکند. حتی گروهی مانند حماس که بیشترین ارتباطات مالی، تسلیحاتی و تشکیلاتی را طی این 4 دهه با ایران داشته نیز مدل حکمرانی کشور ترکیه را به عنوان الگوی خود، معرفی نمود. تشکیل حکومت در عراق، دومین کشور شیعی بعد ایران، نیز حکایت خود را دارد و تقریبا هیچ ایده و الگویی از ساختار، حکمرانی و اسلام سیاسی ایران در عراق، جاری نشده است.
مسئله، زمانی غامض تر می شود که نه تنها کشورهای اسلامی از شعارها و اقدامات ما الگو نگرفته اند بلکه از آن نیز استقبال می کنند! دشمنی ما با آمریکا و اسرائیل در منطقه، باعث شده که این دو کشور نیازی به تقابل با دیگر کشورهای منطقه و مسلمان احساس نکنند و کشورهای اسلامی بدون دغدغه و شعار، بتوانند به پیشرفت مردم کشور خود تمرکز کنند چون تمام شعارها و هزینه های دشمنی را ما به تنهایی بر عهده گرفته ایم!
اکنون پس از چند دهه حکمرانی برمبنای شعار و آرزو، شاید بد نباشد که طرحی نو در اندازیم.

@neveshttar
Post #133 288
دموکراسی چیست؟ (2)
در یادداشت قبل، به بررسی مولفه های کلاسیک دموکراسی در جوامع پرداختیم. گرچه منظور از کلاسیک، لزوما به معنای منسوخ شدن آن مولفه ها نیست بلکه شروط لازم و اولیه برقراری دموکراسی در یک جامعه است. منظور از مولفه های دموکراسی، هر گونه مسیر جهت دسترسی و معرفی توده مردم به حلقه حاکمیت و ابزاری جهت بیان نظرات طبقات پایین جامعه به حاکمان است.
در این یادداشت، مولفه های جدیدتری از دموکراسی که در جوامع پیشرفته مورد استفاده قرار می گیرد را بررسی می نمائیم؛
📌نظرسنجی
در جوامع پیشرو، نظرسنجی به عنوان یکی از ابزارهای بیان نظر توده شناخته می شود. عامه مردم بوسیله موسسات مستقل و بی طرف می توانند نظر خود در خصوص مسائل جاری جامعه را به گوش مقامات محلی و کشوری برسانند. مقامات نیز می توانند در فاصله بین انتخابات ها، نظرات مردم در خصوص عملکرد خود و مسائل پیش رو را، کسب کنند. گرچه در صحت نتایج نظر سنجی ها تشکیک وجود دارد لکن در جوامعی که موسسات نظرسنجی بدون محدودیت بتوانند فعالیت کنند، به مرور، این موسسات به عنوان یک ابزار مهم در انتقال پیام بین مردم و حاکمیت و کاهش فاصله این دو، می تواند نقش ایفا کند.
📌رسانه خصوصی و مستقل
تقریبا در تمام کشورهای پیشرفته، رسانه های خصوصی، سهم اصلی در پخش اخبار، تحلیل رویدادها و افشاگری مفاسد را بر عهده دارند. رسانه های خصوصی گرچه حافظ منافع ذی نفعان خود هستند، لکن جهت جذب مخاطب تلاش می نماید صدا و مخاطب بخش زیادی از مردم باشند. رسانه های خصوصی تلاش می کنند نظرات ناشنیده و بخشهای مختلف مردم را در سطح محلی و کشوری به گوش مقامات برسانند. همچنین این رسانه ها با تسهیل ارتباط بین حاکمیت و توده و با ارائه بازخورد نظرات مردم در لایه های مختلف، تاثیر تصمیمات و اقدامات مقامات را به آنها متذکر می شوند.
خصوصی بودن رسانه ها و قوانین حمایتی از آنها، کمک بسیار بزرگی در کشف و افشا مفاسد خواهد بود و بجای دهها نهاد و ستاد مبارزه با فساد، این رسانه ها، بدون هیچ هزینه ای می توانند وظیفه آنها را به انجام برسانند. به عنوان مثال نقش رسانه های خصوصی و مستقل در افشای فساد «واترگیت» و برکناری نیکسون، رییس جمهور آمریکا، را می توان نام برد.
📌مسابقات استعدادیابی
یکی از جدیدترین ابزارهای دموکراتیک کشورهای پیشرو، مسابقات استعدادیابی است. این مسابقات در بخشهای مختلف اقتصادی، ورزشی و هنری، به تک تک افراد جامعه این امکان را می دهد تا در کمترین زمان ممکن مسیر خود را به جامعه اقتصادی، ورزشی و هنری باز نماید. در حقیقت این مسابقات، یک راه میان بر دسترسی توده ها به حاکمیت است. بسیاری از سلبریتی های حوزه کسب و کار، هنری و ورزشی امروز در کشورهایی مانند آمریکا و انگلیس، خروجی همین مسابقات استعداد یابی بوده اند. این مسابقات همچنین به طبقات پایین جامعه این پیام را ارسال می کند که درصورت داشتن قابلیت و توانایی، به راحتی می توانند خود را به از لایه های پایین به حلقه های بالای حاکمیتی برسانند.
📌عریضه نویسی (petition)
عریضه نویسی یکی از ابزارهای نوین اعلام نظر توده مردم به حاکمان است. در این روش که در برخی کشورها به عنوان یکی از روشهای قانونی پذیرفته شده است، اگر تعداد مشخصی از افراد، عریضه ای را با هدف اجرا یا عدم اجرای فعالیتی، امضا کنند، دولت یا مجلس موظف به بررسی آن هستند. مزیت این روش آن است که در فاصله بین انتخاباتها نیز، افراد می توانند نظر خود را به حاکمیت اعلام و حتی جهت اجرایی شدن آن، ابزارهای قانونی لازم را در اختیار داشته باشند.
📌تنوع کمی و کیفی انتخابات
در جوامع دموکراتیک سطح کمی و کیفی انتخابات بسیار زیاد است. افراد مختلف در لایه های مختلف اجتماعی حق انتخاب شدن و انتخاب کردن پیدا می کنند. از انتخاب شهردار و رئیس پلیس محلی و عضویت در سمن ها گرفته تا رد یا تایید تاسیس یک شعبه رستوران زنجیره ای در محله و انتخابات ریاست جمهوری، شهروندان این جوامع می توانند خواسته خود را به گوش لایه های بالاتر رسانده، در سرنوشت خود دخیل بوده و حق اظهار نظر پیدا کنند. این تنوع احساس تاثیر گذاری را در بین شهروندان تقویت و آنها را از حالت انفعال به افراد موثر در جامعه تبدیل می کند.

@neveshttar
Telegram نوشت تار دموکراسی چیست؟(1) سید محمد هادی موسوی در یک تعریف ساده، #دموکراسی را "مردم سالاری" یا "حاکمیت مردم بر سرنوشت" خود می دانند اما چه بسیار کشورهایی که در ظاهر ساختار دموکراتیک دارند اما ماهیت واقعی آنها چیز دیگری است. در این یادداشت قصد داریم، چند مصداق سنتی…
Post #132 296
دموکراسی چیست؟(1)
سید محمد هادی موسوی
در یک تعریف ساده، #دموکراسی را "مردم سالاری" یا "حاکمیت مردم بر سرنوشت" خود می دانند اما چه بسیار کشورهایی که در ظاهر ساختار دموکراتیک دارند اما ماهیت واقعی آنها چیز دیگری است.
در این یادداشت قصد داریم، چند مصداق سنتی دموکراسی را شرح و تفصیل نماییم. لازم به ذکر است این مصادیق به مثابه یک اتوپیا بوده و عملا هیچ نظام سیاسی نتوانسته و نمیتواند همه آنها را اجرا کند.
📌حق انتخاب
در یک جامعه دموکرات، همه افراد از هر نژاد، دین، سلیقه و تفکر سیاسی حق کاندیداتوری در انتخابات در سطوح مختلف را دارند. هیچ چیز بجر خواست و اراده مردم نمی تواند تعیین کند که چه کسی نماینده آنها است. این امر باعث می شود به مرور، انتخاب مردم به سطح انتخاب اصلح رهنمون شود. از طرف دیگر، حق انتخاب و رای دادن در انتخابات برای تمام افراد جامعه فارغ از جنسیت، نژاد و تفکر سیاسی باید پذیرفته شود.
📌ورود و خروج از حاکمیت
مهمترین مصداق دموکراسی را باید در این موضوع جست. در یک جامعه دموکراتیک، هر فردی از هر طبقه ای حق دارد وارد حلقه حاکمیت گردد. حلقه حاکمیت می تواند از عضویت در شورای محلی تا عضویت در مجلس و ریاست دولت، باشد. هیچ مانعی نباید مانع شود که توده مردم، دستیابی به حلقه قدرت را نشدنی، قلمداد کنند.
مسیر دستیابی به حلقه قدرت نه فقط در امور سیاسی بلکه در امور اقتصادی، فرهنگی، ورزشی و غیره نیز باید هموار باشد. هر فردی با هر طبقه اجتماعی باید بتواند کسب و کار خود را به راحتی راه بیاندازد و پیشرفت اقتصادی کند. هر فرد معمولی و با استعدادی نباید جهت دستیابی به قله های فرهنگی و ورزشی و هنری، احساس صعوبت نماید.
برعکس، افرادی که روزی در حلقه قدرت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و غیره حضور داشته اند باید پس از پایان دوران کاری خود به توده جامعه باز گردند. این امر باعث خواهد شد دانسیته قدرت در یک حلقه بسته باقی نماند و افرادی که روزی در زمره حاکمان بودند به متن جامعه بازگردند تا از سازوکار بین توده ها و تقابلهای افقی جامعه آگاه گردند. رفت و برگشت افراد جامعه از توده به حاکمیت و برعکس باعث می گردد توده مردم با سازوکار حاکمیت بیشتر آشنا گردد و عوام نتوانند به راحتی فریب وعده های #پوپولیست ها را بخورند. حاکمان نیز با دغدغه های توده مردم از نزدیک آشنا شوند تا درصورت بازگشت به قدرت، بتوانند دغدغه های توده مردم را لحاظ کنند و #فساد کاهش می یابد.
📌آزادی بیان
حق انتقاد و پذیرش انتقاد، دو جنبه #آزادی_بیان در جوامع دموکراتیک هستند. انتقاد، حتی اگر زننده و مصداق توهین باشد هم باید به رسمیت شناخته شود چون نیمه دیگر ماه را به نمایش می گذارد و حاکمان را با ایراداتی مواجه می کنند که کمتر کسی، آن را می بیند.
همچنین آزادی بیان، سوپاپ اطمینانی برای توده مردم و اپوزیسیون است تا عدم کامیابی های خود را جبران کنند.
📌 آزادی اقلیت ها
در جوامع دموکراتیک، افراد براساس نژاد، فرهنگ، دین و مذهب دسته بندی نمیشوند. در حقیقت در یک جامعه دموکراتیک، هیچ فردی یا گروهی، اقلیت محسوب نمی شود چرا که هیچ محدودیت یا تفاوتی بین افراد مختلف وجود ندارد و هرکس براساس اصل آزادی فردی، در دسترسی به خدمات عمومی و شهروندی هیچ محدودیتی را احساس نکند.
📌 آزادی مهاجرت
یکی دیگر از مصادیق جوامع دموکرات، سهولت در کسب یا سلب تابعیت آن کشورها است. کشورهای دموکراتیک نه تنها تفکرات مختلف درون ملیتی را به رسمیت میشناسند بلکه پذیرای افراد با ملیت های مختلف نیز هستند. از طرف دیگر، کشورهای دموکراتیک محدودیتی در خروج از کشور و اخذ تابعیت دیگر کشورها ایجاد نمی نمایند چون مبنای حکمرانی آنها نه براساس اجبار، که براساس اختیار و آزادی است.
📌مشارکت اقلیت در حاکمیت
#انتخابات، گرچه بهترین نوع مشارکت مردم در حاکمیت است اما بی نقص نیست. در هر انتخاباتی، فرد یا حزبی بازنده خواهد بود. این باخت ممکن است حتی با اختلاف یک یا چند رای اتفاق بیفتد از این رو، یک جناح اقلیتِ بزرگ وجود دارد. در حالت معمولی این اقلیت باید تا انتخابات بعد منتظر بماند تا بلکه بتواند قدرت و حاکمیت را در اختیار بگیرد اما در جوامع دموکراتیک، جناح اقلیت از قدرت دور نمانده و سهمی در قدرت و حاکمیت خواهد داشت چرا که حکومت دموکراتیک، بر مبنای آزادی و مشارکت همه مردم در نظام سیاسی تعریف شده است. از این رو برخی جوامع به روشهای مختلف سعی کرده اند جناح شکست خورده در انتخابات را نیز در اداره جامعه سهیم کنند. این امر باعث کاهش دوقطبی و تضاد منافع توده ها خواهد شد و حس همیاری و مشارکت در حاکمیت برای کلیه افراد جامعه را فراهم می کند.

@neveshttar
Post #131 476
شمشیر داموکلس بهارستان بر سر مذاکره
سید‌محمدهادی موسوی
هفته گذشته، مجلس شورای اسلامی مصوبه‌ای با عنوان «اقدام راهبردی جهت لغو تحریم‌ها» تصویب کرد. در این مصوبه، دولت موظف شده اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی را متوقف، غنی‌سازی 20 درصد را شروع، ظرفیت اورانیوم غنی‌شده کشور را افزایش و استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته را در دستور کار قرار دهد. برخلاف نظر دولت که این مصوبه را به ضرر احیای برجام می‌داند، نمایندگان مجلس معتقدند این مصوبه دست دولت در مذاکرات احتمالی پیش‌رو را پر خواهد کرد. در این یادداشت به بررسی ابعاد این مصوبه می‌پردازیم. اولین موضوع درباره این مصوبه، نام آن است. نمایندگان مجلس که عمدتا از منتقدان برجام هستند و بارها برجام را خسارت محض و یک مرده متعفن نامیده بودند، اکنون درصدد احیای برجام برآمده‌اند. برجام، به‌عنوان یک مصوبه شورای امنیت سازمان ملل، به حیات خود ادامه داده و آمریکا با خروج از آن باعث به‌هم‌ریختگی وضعیت اقتصادی ایران شد. با‌این‌حال مجلس از دولت خواسته اگر بقیه اعضا به تعهدات خود عمل نکردند، این مصوبه را اجرا کند. حال باید پرسید رابطه این قانون با خروج آمریکا از برجام چیست؟ براساس این قانون حتی اگر دولت بایدن، در زمان باقی‌مانده به برجام بازگردد نیز این قانون، باید اجرا شود، چراکه در قانون، اولا کشورهای 1+4 (آلمان، فرانسه، انگلستان، چین و روسیه)، باید به این تعهدات عمل کنند که اساسا اجرای این تعهدات از عهده آنها خارج است. ثانیا حتی در زمان اجرای برجام نیز به ‌دلیل مشکلات نظام بانکی داخلی، اتصال نظام بانکی بین‌المللی به سیستم دلار و حاکم‌بودن قوانین FATF، «روابط کامل بانکی و عدم رفع کامل موانع صادرات و فروش کامل نفت و فراورده‌های نفتی ایران و برگشت کامل و سریع ارز منابع حاصل از فروش» میسر نبود، چه برسد به مهلت دوماهه‌‌ای که در این قانون پیش‌بینی شده است. نمایندگان مجلس پیش و پس از تصویب این قانون، ادعا کردند به دلیل اجرای پروتکل الحاقی، اسم و نشان دانشمندان کشور در اختیار دشمن قرار گرفته و همین امر باعث ترور «شهید فخری‌زاده» شده است. درحالی‌که اولا پروتکل الحاقی بیش از 20 سال در کشور در حال اجراست و اگر اجرای آن باعث افشای نام دانشمندان هسته‌ای شده باشد، ترورهای پیش از این هم باید مشمول این اصل شده و سال‌ها قبل باید اجرای پروتکل الحاقی متوقف می‌شد. سطح دسترسی هم برعکس ادعای نمایندگان مجلس «هر زمان، هر مکان» نیست و کشورها مجاز به رد درخواست بازرسی هستند.

ثانیا براساس گزارش رسانه‌های خارجی اسم و رسم و حتی شماره تلفن منزل شهید فخری‌زاده هم‌زمان با افشای برنامه اتمی ایران توسط منافقین به سرویس‌های جاسوسی بیگانه داده شده و از سال 2007 در لیست تحریم‌های سازمان ملل و تحت نظر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار گرفته است. نکته مغفول‌مانده این است که برعکس ادعای تصویب‌کنندگان این قانون، توقف اجرای پروتکل الحاقی باعث اخراج بازرسان آژانس اتمی از ایران نخواهد شد و صرفا کمیت و کیفیت این بازرسی‌ها را کاهش خواهد داد، چرا‌که تمام کشورهای عضو آژانس و ذیل NPT، مشمول بازرسی‌های آژانس انرژی اتمی خواهند شد. از منظر حقوقی نیز به این مصوبه مجلس ایراد وارد است، چرا‌که اجرای پروتکل الحاقی، مصوبه مجلس را ندارد (گرچه در قالب برجام اجرای آن به تصویب مجلس رسید) و براساس مصوبه شورای عالی امنیت ملی در حال اجراست؛ بنابراین توقف آن نیز در اختیار مجلس نیست. همچنین دولت موظف به نصب سانتریفیوژهای پیشرفته شده؛ در‌حالی‌که پیش از این توسط همین نمایندگان، ادعا می‌شد که بعد از برجام، تحقیق و توسعه هسته‌ای متوقف و صنعت هسته‌ای نابود شده است. در این شرایط باید از تصویب‌کنندگان قانون پرسید اگر چنین است دولت چگونه در سه ماه این سانتریفیوژهای پیشرفته را به بهره‌برداری برساند؟ فارغ از محتوا، از منظر دیپلماتیک این قانون می‌تواند به‌عنوان یک شمشیر داموکلس عمل کند. از یک طرف، اجرای این مصوبه می‌تواند با سنگربندی جدید در مذاکرات آتی، کارت‌های بازی بیشتری در اختیار دیپلمات‌ها قرار داده و قدرت چانه‌زنی و امتیاز‌گیری ایران را افزایش دهد.

@neveshttar
ادامه مطلب در Instant View

https://telegra.ph/%D8%B4%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%88%DA%A9%D9%84%D8%B3-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%B1-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%87-12-07
Telegraph شمشیر داموکلس بهارستان بر سر مذاکره هفته گذشته، مجلس شورای اسلامی مصوبه‌ای با عنوان «اقدام راهبردی جهت لغو تحریم‌ها» تصویب کرد. در این مصوبه، دولت موظف شده اجرای داوطلبانه #پروتکل_الحاقی را متوقف، غنی‌سازی 20 درصد را شروع، ظرفیت اورانیوم غنی‌شده کشور را افزایش و استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته…
Post #130 341
چرا رفع تحریم مهم است.
‌سیدمحمدهادی موسوی
(روزنامه شرق، 2 آذر 99)
با پیروزی جو #بایدن و احتمال رفع تحریم، برخی تحلیلگران این خط تحلیلی را پی گرفته‌اند که راه‌حل مشکلات نه در رفع #تحریم بلکه در اصلاح رویه‌های داخلی است. واقعیت این است که وضعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی هر جامعه‌ای ماحصل مجموع متنوع و در‌هم‌پیچیده‌ای از عوامل داخلی و خارجی است و هر‌زمان که جهت این بردارها به یک سمت تنظیم نشود و هم‌راستا نشوند، انتظار پیشرفت چندانی نمی‌توان داشت. عمده این عوامل به نهادها و ساختارهای فکری، سیاسی و اقتصادی جوامع بر‌می‌گردد اما شرط لازم پیشرفت، نه این نهادها و ساختارها‌ بلکه در تعامل بین‌المللی است. برخی افراد، رفع تحریم و تعامل بین‌المللی را به‌عنوان یک عامل در کنار دیگر عوامل در نظر می‌گیرند؛ درحالی‌که تعامل بین‌المللی، «شرط لازم» اصلاح جامعه است. امروزه هیچ کشوری نمی‌تواند پارادایم موجود در جهان را به چالش کشیده و یک تنه، طرحی نو دراندازد. هنگامی که شما قصد دارید به‌عنوان یک عضو جامعه جهانی به رسمیت شناخته شوید، به‌صورت طبیعی مجبور به رعایت و اصلاح برخی ساختارها هستید.

برای مثال در دو دهه اخیر، صنعت بانکداری در جهان پیشرفت‌های شگرفی داشته اما صنعت بانکداری ایران به دلیل عدم ارتباط با شبکه بانکی جهانی، نیازی به اصلاح ساختاری خود (در سطح سیاست‌گذاری و اجرائی) حس نکرده؛ درحالی‌که امروز، مشکلات نظام بانکی به پاشنه آشیل کشور تبدیل شده است. حال اگر نظام بانکی ایران مجبور به تعامل با شبکه بانکی بین‌المللی بود، خود‌به‌خود مجبور به رعایت الزاماتی مانند «#شاخص_بازل» در ضریب کفایت سرمایه، روش‌های مقابله با پولشویی و... شده و بسیاری از مشکلات کنونی نظام بانکی رفع می‌شد.
از دیدگاه سیاست داخلی نیز تعامل با جامعه جهانی نیازمند رعایت الزامات خاصی است. شرایطی را فرض کنید که به‌صورت هفتگی، مقامات سیاسی ایران میزبان و میهمان مقامات دیپلماتیک دیگر کشورها باشند. آن‌گاه رعایت برخی پروتکل‌ها، توجه به گفتار و زبان بدن و افزایش سطح دانش دیپلماتیک مسئولان ضروری می‌نماید و باعث خواهد شد از موازی‌کاری ‌در امور دیپلماتیک کاسته شده و این امر تخصصی، یک متولی داشته باشد. همچنین در این شرایط مقبولیت مقامات سیاسی طرف مذاکره با مقامات خارجی حائز اهمیت خواهد بود؛ بنابراین ساختار سیاسی به سمتی خواهد رفت که افراد منتخب مردم، نقش بیشتری‌ داشته باشند. از‌این‌رو کشور مجبور به گسترش فضای باز سیاسی و اجازه فعالیت به گروه‌های مختلف سیاسی خواهد بود تا نماینده اکثریت مردم در برابر دیگر کشورها، پشتوانه مردمی و قدرت تصمیم‌گیری داشته باشد.
‌هنگامی که نمایندگان ده‌ها و صدها نهاد سیاسی یا شرکت خارجی به ایران رفت‌و‌آمد کنند، ناچار به اصلاح ساختار حمل‌ونقل درون و برون شهری (جاده، خودرو، هواپیما، قطار، مترو و...) و رفع مشکل ترافیک و اجرای الزاماتی مانند #پیمان_پاریس جهت کاهش آلودگی هوا هستیم. توسعه حمل‌ونقل و زیرساخت‌های سرمایه‌گذاری در کشور منجر به توزیع سرمایه‌گذاری و ثروت در نقاط مختلف کشور خواهد شد اما در شرایط تحریم، این موارد جزء اولویت‌ها محسوب نمی‌شود. درصورتی‌که بتوانیم در زمینه صادرات و واردات کالا مانند خودرو با دیگر کشورها به یک توازن منطقی برسیم، آن‌گاه نه‌تنها کیفیت خودروی داخلی مجبور به ارتقا و قیمت آن مجبور به کاهش است بلکه بازار خوبی در کشورهای درحال‌توسعه خواهیم داشت که جهت حفظ آن بازار مجبور به نوآوری و ارتقای تولیدات داخلی هستیم.
جذب گردشگر خارجی نیازمند شبکه گسترده‌ای از امکانات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری خواهد بود و جهت درآمد‌زایی در این بخش مجبور به سیاست‌گذاری و سرمایه‌گذاری بخش دولتی و خصوصی خواهیم بود. تعامل با مراکز علمی، تحقیقاتی و نوآورانه خارجی باعث رشد زمینه‌های نرم‌افزاری و توسعه شرکت‌های داخلی است. این تبادل علمی و فنی باعث افزایش صادرات خدمات فنی و مهندسی شده و زمینه رشد شرکت‌های داخلی را بیش‌از‌پیش فراهم می‌آورد؛ چراکه در رقابت با دیگر شرکت‌ها مجبور به نوآوری و به‌روز‌رسانی کالا و خدمات خود هستیم.

جهت مطالعه ادامه مطلب، روی "Instant View" کلیک کنید
@neveshttar
....
https://telegra.ph/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D9%81%D8%B9-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-11-22
Post #125 525
سختی‌های بازگشت به برجام

سید محمدهادی موسوی
(روزنامه شرق، 22 آبان 99)

انتخاب #بایدن برای ایران، همان‌گونه که در کارزار انتخاباتی خود نیز گفته، نوید احیای برجام و رفع تحریم‌های اقتصادی را به همراه دارد. اما تجربه دو‌ساله اجرای برجام نشان داد صرف اجرای این قطع‌نامه و «توقف» تحریم‌های هسته‌ای و ثانویه ایران، نمی‌تواند ریسک تجارت با ایران را برای کشورهای ثالث کاهش دهد. زود است که درباره سیاست خارجی بایدن نظر داد، اما احتمالا خط قرمز آنها دستیابی ایران به نقطه جهش هسته‌ای است. به این منظور لازم است بایدن اولا امتیازات حداقلی برجام برای ایران را احیا کند و ثانیا مشکلات اجرای موفق آن را رفع کند. یکی از آسیب‌های برجام، گزارش‌های شش‌ماهه به کنگره بود که باعث عدم قطعیت برای همکاری با ایران در شرکت‌های بین‌المللی می‌شد. گرچه در طرف مقابل نیز بایدن توقع دارد برخی موضوعات جدید به مذاکرات افزوده شده و برخی مفاد برجام تغییر کند که احتمالا با مقاومت ایران مواجه خواهد شد. اما رفع این مشکلات، سهل نیست. مشکل اصلی #برجام، درهم‌تنیدگی تحریم‌های اولیه و ثانویه است. بسیاری از شرکت‌ها و مؤسسات بین‌المللی به‌دلیل ارتباط با افراد حقیقی و حقوقی آمریکایی توانایی مراوده با ایران در پسابرجام را نداشتند. اگر بایدن می‌خواهد مطمئن باشد که برجام، به‌عنوان میراث دموکرات‌ها، زنده بماند، باید در این خصوص اقداماتی انجام دهد؛ گرچه قدرت رئیس‌جمهور در این زمینه چندان زیاد نیست و نیاز به تأیید کنگره دارد. ازاین‌رو باید منتظر نتیجه نهایی کرسی‌های سنا در جورجیا ماند و دید که آیا سنا نیز در اختیار دموکرات‌ها قرار می‌گیرد یا خیر. موضوع دوم که بایدن باید به آن توجه کند، توازن منطقه‌ای میان کشورها و ذی‌نفعان منطقه خاورمیانه است. برجام در #خاورمیانه کنونی، شانس موفقیت زیادی ندارد. بنابراین دولت بایدن باید بتواند هم بین کشورهای خاورمیانه و هم بین ذی‌نفعان آن (ژاپن، چین، اروپا و روسیه) توزان مناسبی ایجاد کند. توقف درگیری‌های منطقه‌ای نخستین گام جهت تنش‌زدایی بوده و پس از آن کنترل سطح خصومت بین کشورهای منطقه است. با توجه به رابطه چند کشور عربی با #اسرائیل، این اقدام نیز چالش‌های خود را به همراه دارد.
http://sharghdaily.com/fa/main/detail/273494/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87

@neveshttar
روزنامه شرق پرونده
Post #124 444
تیر خلاص ترامپ به برجام
سید محمد هادی موسوی (روزنامه شرق، 8 آبان 99)
دولت #آمریکا قصد دارد در یک اقدام خصومت‌بار، بسیاری از تحریم‌های اقتصادی ایران را ذیل تحریم‌های «حقوق بشر» و «تروریستی» قرار دهد؛ در همین راستا، وزیر نفت، جمعی از مدیران و زیرمجموعه‌های وزارت نفت نیز دوشنبه تحریم شدند. بر اساس آنچه رسانه‌ها افشا کرده‌اند، قدم بعدی دولت ترامپ آن است که صنایع نفت، پتروشیمی، معدنی و فلزات، علاوه بر تحریم‌های هسته‌ای، ذیل تحریم‌های حقوق‌بشری و تروریستی نیز قرار گیرند. گرچه این اتفاق در سال 2019 برای بخشی از صنایع فولاد رخ داد اما این‌بار حجم موارد تحریمی بسیار فراتر و وسیع‌تر خواهد بود. هم‌زمان با افزایش شانس پیروزی «جو بایدن» در انتخابات هدف از این اقدام، دو چیز است؛ اولا نابودی کامل برجام در صورت پیروزی ترامپ و ثانیا سخت‌تر‌کردن شرایط برگشت دولت بایدن به برجام.

ممکن است این سؤال پیش بیاید هنگامی که فشار آمریکا به حداکثر خود رسیده و صادرات اقلام تحت تحریم به سختی انجام می‌شود، ذیل تحریم‌های حقوق‌بشری یا تروریستی قرار‌گرفتن، چرا مهم است؟به این منظور لازم است ساختار تحریم‌های ایالات متحده آمریکا علیه ایران را شناخت.

تحریم‌هایی که آمریکا از ابتدای انقلاب تاکنون علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال کرده، شامل تحریم‌های «حقوق بشر»، «پول‌شویی»، «هسته‌ای»، «تسلیحاتی» و «تروریستی» است. در این چهار دهه، مجموعه پیچیده و درهم‌تنیده‌ای از این تحریم‌ها بر کشور ما اعمال شده به‌نحوی‌که به‌راحتی نمی‌توان بین آنها تفاوت قائل شد؛ برای مثال، ذیل تحریم‌های حقوق‌بشری، تحریم‌های تسلیحاتی و اقتصادی نیز اعمال شده و بالعکس. این تحریم‌ها هم شامل مصوبات کنگره آمریکا (P.L) و هم شامل تعداد زیادی دستورالعمل‌های اجرائی تحریم (E.O) دولت آمریکاست که مستند به مصوبات کنگره است.

به‌صورت کلی می‌توان تحریم‌های ایران را در چهار مصوبه اصلی کنگره آمریکا خلاصه کرد؛ مصوبه «لایحه قدرت اقتصادی اضطراری بین‌المللی» (IEEPA) که در سال 1977 تصویب شد، اما پس از تسخیر سفارت آمریکا در تهران، ایران نیز مشمول این تحریم قرار گرفت. «لایحه مقابله با دشمنان آمریکا از طریق تحریم‌ها» (CAATSA) که در سال 2017 و «لایحه جامع تحریم‌ها، پاسخ‌گویی و عدم سرمایه‌گذاری ایران» (CISADA) که در سال 2010 تصویب شد. لایحه «تحریم ایران و لیبی» (ILSA) نیز که در سال 1996 با نام قانون داماتو تصویب شده بود در سال 2016 مجدد تمدید شد، گرچه کشور لیبی از آن حذف و لایحه به (ISA) تغییر نام داده بود. این مجموعه قوانین بیشتر به‌ دلیل ادعای آمریکا مبنی بر حمایت ایران از گروه‌های تروریستی و دفاع از حقوق بشر تصویب شده‌اند، اما تحریم‌های تروریستی ایران محدود به این قوانین نبوده و حتی در تحریم کشورهایی مانند عراق و سوریه نیز ایران هم مورد تحریم قرار گرفته است. همان‌گونه که مشخص شد، تحریم‌های حمایت از #تروریسم و حقوق بشر ایران مجموعه بسیار پیچیده‌ای است که رفع آنها به‌راحتی امکان ندارد.

https://telegra.ph/%D8%AA%DB%8C%D8%B1-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85-11-05
Telegraph تیر خلاص ترامپ به برجام دولت #آمریکا قصد دارد در یک اقدام خصومت‌بار، بسیاری از تحریم‌های اقتصادی ایران را ذیل تحریم‌های «حقوق بشر» و «تروریستی» قرار دهد؛ در همین راستا، وزیر نفت، جمعی از مدیران و زیرمجموعه‌های وزارت نفت نیز دوشنبه تحریم شدند. بر اساس آنچه رسانه‌ها افشا کرده‌اند،…
Post #119 610
Post #118 685
کاخ سفید یا کنگره، کدام مهم‌تر است؟
(روزنامه شرق، 6 آبان 99)
سیدمحمدهادی موسوی
شاید در هیچ برهه‌ای از تاریخ، دنیا این‌چنین منتظر نتایج انتخابات سال 2020 آمریکا نبوده است. در میان کشورهای جهان، برای ما ایرانیان نتیجه انتخابات آمریکا از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. «ترامپ» با خروج از #برجام، وضعیت اقتصادی کشور را متأثر کرده است و هر روز نیز حلقه تحریم‌ها را تنگ‌تر می‌کند. از آن طرف، وعده «بایدن» برای بازگشت به برجام، مردم و مسئولان ایرانی را امیدوار به پیروزی او کرده است.
قطعا انتخاب مجدد ترامپ یا انتخاب بایدن در سرنوشت کشور ما تغییری اساسی ایجاد خواهد کرد، اما نکته مغفول‌مانده در تحلیل‌های سیاسی داخلی، نداشتن توجه کافی به انتخابات کنگره 2020 به‌خصوص انتخابات سنای آمریکاست که همراه با انتخابات ریاست‌جمهوری برگزار می‌شود. انتخابات اخیر سنا، در حدود30 ایالت آمریکا برگزار خواهد شد؛ از این‌رو با توجه به هم‌زمانی این دو انتخابات، چهار سناریو به‌عنوان نتیجه انتخابات متصور است؛ «ترامپ- سنای جمهوری‌خواه»، «ترامپ- سنای دموکرات»، «بایدن- سنای جمهوری‌خواه» و «بایدن- سنای دموکرات». در‌حال‌حاضر، جمهوری‌خواهان اکثریت سنا را در اختیار دارند و با توجه به قرعه‌کشی انجام‌شده درباره رأی‌گیری کرسی‌های سنا، آنها اگر بتوانند یکی از کرسی‌های دموکرات‌ها را از آنِ خود کنند، عملا اکثریت خود را تحکیم می‌بخشند، اما دموکرات‌ها باید حداقل چهار کرسی جمهوری‌خواهان را کسب کنند که البته اگر بایدن رئیس‌جمهور شده و «هریس» معاون‌اول رئیس‌جمهور شود، به‌عنوان رئیس سنا، یک رأی به آرای دموکرات‌ها افزوده شده و آنها فقط به تصاحب سه کرسی دیگر نیاز دارند. با توجه به جو موجود در آمریکا، انگیزه مردم جهت رأی‌دهی و نظرسنجی‌های اخیر، به نظر می‌رسد دموکرات‌ها از اقبال خوبی برای تصاحب اکثریت سنا برخوردار باشند.
اما چرا برای ایران نتیجه انتخابات سنا از انتخابات ریاست‌جمهوری مهم‌‌تر است؟ احیای برجام مهم‌ترین توقع ایران از دولت بعدی آمریکاست. بالطبع این توقع از #بایدن بیش از ترامپ است؛ چرا‌که برجام میراث دولت اوباما بود و بایدن نیز قول به بازگشت به برجام با اعمال شرایطی را داده است. اما این تمام ماجرا نیست. برجام گرچه یک قطع‌نامه شورای امنیت به‌عنوان تضمین عملی را به همراه دارد، اما در صورت عدم تصویب در کنگره آمریکا، عملا بخش زیادی از آن قابل اجرا نیست. در دولت اوباما به‌دلیل مشکلاتی که دولت دموکرات با سنای جمهوری‌خواه داشت، برجام به‌عنوان یک «توافق اجرائی» بدون نیاز به تأیید سنا به اجرا در‌آمد (گرچه برای بررسی به سنا ارسال شد). اما از آنجا که مشکلات بانکی پاشنه ‌آشیل برجام بوده و هست، مادامی که دسترسی ایران به دلار برقرار نشود، رفع تحریم‌های بانکی راه‌گشا نخواهد بود؛ درحالی‌که دسترسی ایران به #دلار و رفع تحریم‌های اولیه نیز نیاز به تأیید کنگره (مجلس نمایندگان و سنا) آمریکا دارد. قطعا چنانچه بایدن پیروز انتخابات ریاست‌جمهوری شود، ولی اکثریت سنا در اختیار جمهوری‌خواهان قرار گیرد، نه‌تنها رفع تحریم‌های اولیه بعید به نظر می‌رسد، بلکه با تصویب قطع‌نامه‌هایی، احتمال سنگ‌اندازی سنا در مسیر بازگشت بایدن به برجام نیز به وجود خواهد آمد. همچنان که در زمان اوباما برخی سناتورها در این زمینه تلاش کردند و حتی پیش‌شرط «به‌رسمیت‌شناختن اسرائیل از سوی ایران» را شرط اجرای برجام دانستند که در تصویب آن موفق نشدند.
از این‌رو در صورت شکست دموکرات‌ها در کسب اکثریت سنا و حتی با پیروزی بایدن هم نمی‌توان به بهبود شرایط و احیای برجام امیدوار بود. چه اینکه حتی با کسب اکثریت سنا از سوی دموکرات‌ها نیز نمی‌توان تضمین کرد که برجام احیا خواهد شد؛ چراکه در بین دموکرات‌ها نیز سناتورهایی هستند که با برجام مخالف بوده و نسبت به ایران عقاید رادیکالی دارند. از این‌رو ممکن است همین دموکرات‌ها نیز موانع و شرایطی مانند محدودیت‌های موشکی و منطقه‌ای برای ایران را شرط احیای برجام یا تصویب لغو تحریم‌های اولیه بدانند.
در سناریو دیگر، اگر ترامپ رئیس‌جمهور شده و اکثریت سنا از آنِ دموکرات‌ها شود، آنگاه شرایط بهتری را می‌تواند متصور بود؛ چرا‌که کنگره در اختیار دموکرات‌هاست و ترامپ برای پیشبرد دیدگاه‌های خود به تأیید کنگره آمریکا نیاز دارد. با توجه به وعده‌های ترامپ درباره توافق جامع با ایران، شاید در این شرایط بتوان با افزایش برخی محدودیت‌های برجامی، درخواست لغو تحریم‌های اولیه آمریکا را نیز داشت. اما اگر اکثریت سنا در اختیار جمهوری‌خواهان قرار گیرد و #ترامپ رئیس‌جمهور باقی بماند، احتمال اینکه بتوان دامنه لغو تحریم‌ها را افزایش داد کم است.
در پایان می‌توان گفت نتیجه انتخابات کنگره آمریکا، حداقل برای ایران، بسیار مهم‌تر از نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری این کشور خواهد بود.
@neveshttar
Post #117 537
ریخت شناسی نظامهای توتالیتر از دیدگاه هایک
سید محمد هادی موسوی
«فریدریش فون هایک» یکی از برترین اقتصادانهای جهان است که بخاطر دستاوردهای علمی خود، جایزه نوبل اقتصاد سال 1974 را از آن خود کرد. البته نظریات هایک نه فقط در علم اقتصاد بلکه در بسیاری دیگر از شاخه های علوم انسانی نیز مورد توجه قرار گرفت و او را به یکی از تاثیرگذارترین اندیشمندان قرن بیستم تبدیل کرد. دیدگاه های او در خصوص لیبرالیسم، یکی از پیشرو ترین دیدگاه های در این زمینه است. گرچه خود او معتقد است آنچه به عنوان لیبرالیسم در دنیای کنونی (منجمله در کشور خودمان) تبلیغ می شود با آنچه او "لیبرالیسم راستین" می نامد تفاوت دارد. او لیبرالیسم را ترکیبی از "آزادی و مسئولیت" می داند که در برابر هر آزادی، مسئولیتی بر گردن فرد قرار داده می شود.
هایک آثار ارزشمندی را به یادگار گذاشته، "چرا فرومایه ترین عناصر، در صدر می نشینند" یکی از مهمترین آنها است که در سال 1944 و در بحبوحه جنگ جهانی دوم منتشر شده است. او در این مقاله به ریخت شناسی حکومتهای تمامیت خواه(توتالیتر) پرداخته است.
از نظر هایک، نظامهای توتالیتر معمولا پس از یک انقلاب اجتماعی به وجود می آیند. زمانیکه عموم مردم، خواستار اقدامات سریع و قاطع حکومتی می شوند و سازوکارهای کند و دست و پاگیر دموکراتیک، اجازه دستیابی سریع به اهداف انقلاب را به آنها نمی دهد. نظامهای توتالیتر جهت ایجاد ساز و کار مورد نیاز خود نیاز به همراهی و مشارکت توده ها دارند چرا که در لایه های بالای جامعه به دلیل سطح تحصیلات، توقعات و تفکرات متفاوت، امکان همگرایی کمی وجود دارد از این رو این نظامها، توده های مردم را هدف قرار داده و آنها را در راستای منافع خود تهییج می کنند.
بدین منظور، نظامهای توتالیتر جهت هم راستا نمودن توده ها بجای تمرکز بر مشترکات بین «خود» بر دشمنی با «دیگران» تکیه می کنند. هایک معتقد است این یکی از قوانین سرشت آدمی است که توافق بر سر تنفر از دشمن و افراد متنعم، برای مردم آسانتر از موافقت درباره هر کار مثبتی است.لذا در این نظامها، همواره یک «دشمن» وجود دارد که اجتماع، بر سر خصومت با آن شکل می گیرد.
اقدام دیگری که نظامهای توتالیتر در پی آن هستند، "تمرکز گرایی" است. آنها مرتبا علاقه دارند، حلقه قدرت را تنگ تر کرده و قدرت تصمیم گیری آن حلقه قدرت را نیز روز به روز افزایش دهند. از این رو آزادیهای فردی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مردم روز به روز کاهش خواهد یافت. طبیعی است در چنین جوامعی برخلاف هدف تئوریک خود (حذف فاصله طبقاتی)، فاصله طبقاتی روز به روز رو به تزاید می گذارد. در این شرایط، افراد بیرحم، چاپلوس و فرمانبردار، موقعیت مناسبی جهت در اختیار گرفتن پستهای مدیریتی دارند چرا که فقط با وجود چنین افرادی و ایجاد فضای بیرحمی و ارعاب، ساختار تصمیم گیری، قادر به پیشبرد تصمیمات خود است.
در جوامع توتالیتر، "جمع گرایی" بر فرد گرایی مقدم شمرده می شود به نحویکه حذف فیزیکی و سیاسی افراد در راستای مصلحت جمعی، ارزش تلقی شده و زیر پاگذاشتن و نقض منافع فردی در قبال دستیابی به سرابی به نام منافع جمعی، امری بدیهی به نظر رسیده و "ایثار" قلمداد می گردد.
در ساختار هرمی نظامهای توتالیتر، راس هرم، اعظم هدفها را تعیین می کند و بقیه افراد جامعه باید به آن اصول تعهد بی چون و چرا داشته باشند. راس هرم (معمولا حزب کمونیسم) در یک فضای آکواریومی، برای کل مردم تصمیم گیری می کند و توده، موظف به جانفشانی در این راه است. بدین منظور نظام توتالیتر، " اسطوره سازی" را در دستور کار خود قرار می دهد. تبدیل متصدیان حکومتی به شخصیتهای کاریزماتیک (مانند کاری که حزب نازی در مورد هیتلر انجام داد) یکی از همین ابزار است. هایک معتقد است، تقدس گرایی نهادها و نظامهای تصمیم گیری جهت برخورد با هرگونه انتقاد و ساکت کردن هر اعتراضی است. هرگونه بیان شک و شبهه ممنوع بوده و نظام تبلیغاتی اعم از رسانه ها و سیستم آموزشی نیز باید این تفکرات را به جامعه القا کنند.
هایک نشان می دهد این نظام فکری به حدی پیشرفت می کند که حتی علم، هنر و ورزش را نیز تحت تسلط خود در می آورد و هرگونه فعالیت علمی و هنری یا مسابقه ورزشی که در خدمت تفکرات نظام توتالیتر نباشد، تقبیح و ممنوع می شود. "ریاضیات حزبی" در دوران آلمان نازی و "بی طرف نبودن شطرنج" و تقبیح "هنر برای هنر" در شوروی مثالهایی از این دست هستند.
از نظر هایک، مهمترین دستاورد نظامهای توتالیتر، نابودی معنای "آزادی" و "حقیقت" است. در حالیکه این نظامها، مرتبا وعده دستیابی به "آزادی کامل" را به توده تزریق می کنند روز به روز، آزادیهای فردی کاهش می یابد. این نظامها به قدری، قلب حقیقت انجام می دهد که نظام فکری مردم، حس تشخیص حقیقت را از دست می دهد.
@neveshttar
Post #116 417
اقتصاد اسلامی یا اقتصاد با رویکرد اقتصادی؟
سید محمد هادی موسوی
سخنان اخیر آیت الله علوی بروجردی در خصوص "شوخی بودن اقتصاد اسلامی" (اینجا) با واکنشهای متفاوتی مواجه شد. طبق معمول اندیشمندان نزدیک به حکومت به این دیدگاه نقد وارد نموده و مستنداتی از روایات ارائه کردند که اسلام می تواند نظام اقتصادی مختص خودش را طرح ریزی نماید. از طرف دیگر نیز، مخالفان اقتصاد اسلامی، مستندات موجود را بسیار اندک دانسته و معتقدند با احکام خمس و زکات و ربا نمی توان یک نظام اقتصادی را طرح ریزی کرد.
در این یادداشت چند سوال اساسی و مهم در خصوص «اقتصاد اسلامی» را مطرح می نماییم.
اصرار بر اسلامی کردن علوم انسانی، عمدتا معطوف به پس از انقلاب است. همچنان که شهید صدر در کتاب "اقتصادنا" معتقد است مادامیکه جامعه اسلامی وجود نداشته باشد، اقتصاد اسلامی قابل طرح نیست. گرچه بعد از انقلاب نیز این دغدغه، مسئله اصلی حاکمیت نبود. گرچه افرادی مانند سید منیرالدین شیرازی(فرزند آیت نورالدین شیرازی) در سال 58، "فرهنگستان علوم اسلامی قم" را بدین منظور پایه ریزی کردند اما تاثیرگذاری چندانی نه در گفتار و نه در رفتار حاکمیت سیاسی نداشت. مرحوم امام خمینی نیز به عنوان تئوریسین اصلی جمهوری اسلامی، در دروس خود بحث مهمی در این خصوص نداشتند و فقط شهید مطهری در کتاب "آینده انقلاب اسلامی" بررسی سیستمهای مکاتب اقتصادی جهان و ساختن اصول اقتصاد اسلامی را جز وظایف حوزه علمیه پس از انقلاب می داند.
اما طی دهه اخیر، هرچه شرایط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور(علی الخصوص بخاطر #تحریم) به وخامت نهاده، حاکمیت این نظریه را بیشتر تبلیغ نموده که مشکلات کشور ناشی از تفکرات علوم انسانی غربی و لیبرالیستی است. گویی حاکمیت به دنبال بهانه‌ای جهت توجیه مشکلات کشور است. همین امر نشان از آن دارد که این تفکر، یک تفکر ناب اسلامی نبوده و بیشتر تفکری سیاسی ست چه اینکه طی 1400 سال عمر دین اسلام و 1000 سال عمر حوزه های علمیه، اثر پر رنگی از این دغدغه مشاهده نمی شود. طی این مدت نیز دولتهای اسلامی در قرون مختلف تلاشی جهت اسلامی سازی اقتصاد انجام نداده اند.
از نظر مبانی، نیز ابهامات مختلفی وجود دارد. سازوکار مستقر اقتصادی امروز در جهان بسیار پیچیده، جدید و دست ساز بشر امروز است. به عنوان مثال پدیده #تورم، پدیده ای امروزی است که نه در صدر اسلام و نه حتی تا چند قرن پیش، قابل تعریف نبود. تورم، محصول کم بود منابع است حال آنکه از نظر اسلام کمبود منابع به رسمیت شناخته نشده است. تورم باعث کاهش ارزش پول شده فلذا مقوله سود پول جهت حفظ ارزش زمانی آن چالش جدی با حرمت #ربا در اسلام دارد.
از منظر علمی نیز باید گفت، علم اقتصاد فعلی در جهان مبتنی بر "فلسفه" بنیان شده است. اکثر مکاتب اقتصادی به یک مشرب فلسفی متصل هستند؛ «آدام اسمیتِ» کلاسیک، از «دیوید هیوم» تاثیر گرفت، «کارل مارکسِ» کمونیست، تحت تاثیر افکار «هگل» بود، «فردریش هایکِ» لیبرال یکی از متاثرین «پوپر» بود، «میلتون فریدمنِ» نئولیبرال از آرا «استورات میل» تاثیر پذیرفت و...اما فلسفه غربی که عمدتا مبتنی بر تفکرات فلاسفه یونان بود با فلسفه اسلامی تفاوت زیادی دارد. در فلسفه غربی عمدتا به رابطه "انسان-انسان" می پردازد در حالیکه تمرکز فلسفه اسلامی بر رابطه "انسان-خدا" است. حتی در زمانهایی که فلسفه اسلامی به بررسی رابطه انسان-انسان می پردازد، انسان را یک مسلمان فرض کرده و آن را تحلیل می کند در حالیکه در بررسی فلسفه اقتصاد، مانند علوم طبیعی، نیاز است سیستم تحت بررسی به صورت ساده و بدون پیش فرضهای بیرونی (انسان بدون دین و نژاد و قومیت) در نظر گرفته شود تا خروجی آن قابل تعمیم به تمام محیط باشد. در فلسفه غربی و از دیدگاه ارسطو، توسعه علم پنج مرحله اپیستم (episteme) یا دانش علمی؛ تئورتیکز (theoretikes) یا دانش نظری؛ تکنی (techne) یا مهارت های فنی؛ فرونسیس (phronesis) یا حکمت عملی و سوفیا (sophia) که در رابطه حقایق دستیابی به نتیجه ای عملی است، را شامل می شود. اقتصاد طی قرون گذشته این مراحل را طی کرده و تبدیل به یک علم شده است حال آنکه اقتصاد اسلامی هنوز از ارائه یک تعریف دقیق از خود هم عاجز است.
علاقه مندان اسلامی سازی اقتصاد، اصرار دارند که قوانین اسلامی را محاط بر علم اقتصاد معرفی و آن را یک مقوله مجزا با مبانی، تعاریف و مشخصات جدید به نام «اقتصاد اسلامی» تعریف کنند درحالیکه در شرایط فعلی فقط می توان، «اقتصاد با رویکرد اسلامی» را به رسمیت شناخت و که در آن علم اقتصاد، محاط بر اصول اسلامی قرار گیرد. مثلا هر فعالیت اقتصادی که وجود دارد اگر حکم ربوی داشت حرام است فارغ از اینکه بررسی کنیم آن فعالیت اقتصادی چیست و تجربه بشری چگونه به آن فعالیت رسیده و آن را تغییر دهیم! همانند آنچه علمای اسلام در خصوص مسائل مستحدثه پزشکی (لقاح مصنوعی، پیوند اعضا و....) در پیش گرفتند.
@neveshttar
اکوایران گفت‌و‌گوی اکوایران با آیت‌الله علوی بروجردی «چرا روحانیون انقلابی به سوسیالیسم علاقه‌مند شدند؟ اقتصاد عقلایی از منظر اسلام اقتصاد آزاد است یا اقتصاد کمونیستی؟ باید مدافع رقابت در اقتصاد بود؟ اقتصاد دولتی که تورم خلق کند در شرع چه جایگاهی دارد؟» این‌ها بخشی از سوالاتی است که آیت‌الله سیدجواد علوی‌بروجردی…
Post #115 457
چه می شود؟ (2)
سید محمد هادی موسوی
"زمان، علاج بسیاری از دردهاست". این گزاره شاید راه حل منطقی جهت مشکلات اجتماعی به نظر نرسد اما تجربه نشان داده که #زمان یکی از بهترین حلال مشکلات است.
مشکلات امروز جامعه ما در ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی محصول یک روز و دو روز و یک دهه و دو دهه نیست. مشکلات امروز ما انباشت حدود یک قرن حاکمیت دولت مدرن در ایران است. دولتی که از مدرنیته فقط لوازم آن را عاریت گرفته و در عمل نتوانسته مدرنیته را به ارمغان بیاورد. از نظر برخی از اساتید بنیاد گرا، هرگاه جامعه ای نهادهای «ثبت احوال»، «ثبت اسناد» و «گمرک» را طرح ریزی نماید، آغاز حکمرانی مدرنیته آن جامعه است چرا که مالکیت شخصی و تبادل بازرگانی دو عامل اصلی شروع حکمرانی مدرن است. از این منظر ایران حدود 100 سال است که وارد فاز مدرنیته شده اما همچنان در مشکلات عدیده دست و پا می زند.
مشکلات امروز کشور ما شاید برای خودمان عجیب و بدیع باشد اما در حافظه تاریخی بشر، این مشکلات تکراری و تجربه شده است. با مطالعه تاریخ کشورهایی چون انگلیس، فرانسه، روسیه، چین، آمریکا و غیره می توان ردی از مشکلات امروزی را در این جوامع نیز پیدا نمود. با این توضیح که مشکلات فعلی ما که در یک قرن انباشت شده، طی چندین قرن در این کشورها به وجود آمده لذا نحوه مواجه آنها با مشکل و یافتن راه حل آنها یا جامعه ما تفاوت دارد، چه اینکه ما اکنون در انفجار اطلاعات محاصره شده ایم درحالیکه پیشینیان، از چنین موقعیتی برخوردار نبودند. همین انفجار اطلاعات می تواند به انفجار توده ها نیز بینجامد چرا که انباشت مشکلات با انباشت نارضایتی هم زمان می شود.
به عنوان مثال مشکلات حکمرانی، تقابلهای داخلی، توتالیتاریسم سیاسی و اقتصادی یکی از مشکلات بغرنج انگلستان در قرون پیش بوده یا مشکلات ناشی از انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب اکتبر روسیه با مشکلات اخیر کشور ما شباهت زیادی دارد. تجربه¬ی حکومتهای صلب و ایدئولوژیک را می توان در نظام های روسیه چین یافت. کشورهای فوق، هرکدام به فراخور وضعیت خود مدتی با این بحرانها دست و پنجه نرم کرده اند. دو عامل به این کشورها کمک نموده تا بتواند از مشکلات عبور کند، "زمان" و "استفاده از تجربه دیگران".
به عنوان مثال مردم انگلستان سالهای سال با نظام حاکم بر این کشور درگیر بوده اند، انقلابها و اعتراضهای متعدد رخ داده، تلفات جانی و مالی زیادی بر این کشور تحمیل شده، موفقیتهای و شکستهای مختلفی طی چند قرن در این راه رخ داده تا در نهایت توانسته اند به نقطه تعادل برسند. اما بنیانگذاران آمریکا از همین تجربیات استفاده کردند و نظام سیاسی آمریکا را از روز اول به نحوی برنامه ریزی کردند که دیکتاتوری و حکومت اقلیت بر اکثریت رخ ندهد.
از طرف دیگر، مردم و حکمرانان چین و روسیه بجای استفاده از تجارب جهانی، سالهای سال، تلفات جانی و مالی زیادی بابت اقتصاد ایدئولوژیکی را تحمل کردند تا به این نتیجه رسیدند که با این تفکرات نمی توان رونق و رشد اقتصادی را ایجاد نمود و به مرور به نتیجه ای رسیدند که دهه ها قبل، ملتهای دیگر رسیده بودند.
آنچه امروز پیش روی ما است نیز از دوحالت خارج نیست. یا باید از تجربیات بشری بهره بگیریم و یا باید با گذشت زمان، چرخ را از مربع اختراع و به مرور به چرخ تبدیل کنیم!
از آنجایی که نشان داده ایم علاقه ای به استفاده از تجربیات جهانی نداریم، محکوم به تکرار تجربیات بشری و دادن هزینه هستیم. گذشت زمان، مشکلات ما را حل خواهد کرد چرا که با تغییرات مینیاتوری می توان مشکلات را مرتفع کرد اما این به معنای سکون جامعه و حاکمیت نیست.
گذشت زمان به معنای تکرار تمام تجربیات مشابه بشری است نه دست روی دست گذاشتن و بی تحرکی جامعه. جامعه ما باید اعتراض کند و شکست بخورد، در انتخابات شرکت کند و سرخورده شود، تقاضای آزادی بیشتر کند و محدود تر گردد، جهت تغییر نظام سیاسی تلاش کند و پشیمان گردد. کشور ما باید در طی دو دهه آینده در دستیابی به مولفه های یک کشور توسعه یافته تلاش کند یک قدم به پیش برود و چند قدم عقب بنشیند تا بتواند راه خود را پیدا کند.
صخره های سفت و در هم پیچیده را نمی توان با تیشه و به یکباره سوراخ نمود اما قطرات آب، می تواند یک صخره را در طول زمان و به آرامی، تغییر شکل دهد.
@neveshttar
Post #114 358
چه می شود؟(۱)
سید محمد هادی موسوی

این روزها بارها از طرف افراد مختلف با این سوال مواجه شده‌ام که؛ "چه می شود؟" تقریبا همه افراد جامعه در تمام سطوح اقتصادی و اجتماعی، نگران آینده هستند. نگرانی نه از جنس تبعات آینده بلکه نگرانی بابت عدم قطعیت و شفافیت آینده. هیچ کس نمی تواند یک ماه آینده را پیش بینی کند. ر چنین شرایطی هیچ فعالیت سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی قابل برنامه ریزی نیست. همین عدم قطعیت خود زمینه ساز بروز رفتارهای هیجانی در اقتصاد، سیاست داخلی، روابط اجتماعی و غیره شده است.
وضعیت اقتصادی کاملا مخدوش، قیمت ارز و کالاهای اساسی و سرمایه ای، رو به صعود، #کرونا در حال پیشروی، گسست اجتماعی و سیاسی در شدیدترین وضعیت خود و عدم اعتماد متقابل مردم و حاکمیت به حد اعلی رسیده، تنش بین گروه های سیاسی داخلی و درگیریهای افقی جامعه روز به روز در حال تزاید بوده و در چنین شرایطی روز به روز سخت گیریهای داخلی نیز درحال افزایش است. به نظر میرسد هم مردم و هم مسئولان، منتظر یک اتفاق خاص هستند تا انرژی لازم جهت خروج از این بن بست را فراهم نماید. برخی به نجات #برجام و برخی به انتخابات ریاست جمهوری دل بسته اند تا طرحی نو در انداخته شود.
واقعیت این است که این تفکر، اشتباه نیست. تحریم، راه تنفس یک کشور را می بندد. اگر قلب و دست و زبان و مغز ِکشور، به درستی فعالیت نمی کند، به دلیل عدم دسترسی کافی به اکسیژن (تعامل و تبادل با جهان پیرامون) است.
کشوری که تحریم می شود، تمام چرخ دنده های اقتصادی، سیاسی آن از موقعیت اولیه خارج شده و روند چرخش معمول خود را نخواهند داشت، از این رو احتمال تقابل این چرخ دنده ها و برعکس کار کردن آنها وجود دارد. در شرایط تحریم، هیچ چیز سر جای خود نیست و هر کنشی در داخل کشور با صدها واکنش متفاوت و حتی متضاد مواجه خواهد شد. #تحریم علاوه بر خسارتهای جبران ناپذیر اقتصادی، باعث تغییرات نابهنجاری در روابط اجتماعی، سیاسی و حتی خانوادگی افراد خواهد شد. خساراتی که جتی با وجود لغو تحریمها نیز ممکن است تا چند نسل، تبعات آن باقی بماند.
در شرایط تحریمی، هیچ راه حل جامعی برای مشکلات کشور وجود ندارد چرا که اکسیژنی در بدن نمانده تا فعالیتی از خود نشان دهد گرچه رفع تحریم، فقط "شرط لازم" رفع مشکلات داخلی است و نه "شرط کافی". به همین دلیل است که کشورهای جهان، همواره در تلاش هستند به سمت روابط مسالمت آمیز بر پایه منافع ملی حرکت کنند. در جوامع کنونی، جهتِ بردارِ حکمرانیِ مدرن را «روابط خارجی» تعیین می کند. این مسئله به حدی اهمیت دارد که «جان لاک» معمار نوین تفکیک قوا، در کنار «قوه مقننه» و «قوه مجریه»، یک قوه مجزا به نام «قوه ائتلافی (federative)» را در نظر می گیرد که مسئولیت آن منحصرا در امور خارجی خلاصه می گردد. اهمیت این قوه، معادل قانون گذاری و اجرای قوانین در نظر گرفته شده است.
در شرایط فعلی کشور ما، این قوه (حتی اگر آن را به عنوان یک قوه مجزا نیز در نظر نگیریم) عملا رو به تعطیلی نهاده است. ایران پس از خروج آمریکا از برجام، عملا هیچ فعالیت دیپلماتیک موثری جهت رفع تحریم ها (نه کاهش تبعات تحریم) انجام نداده است. در چنین شرایطی، از دیگر قوا، نهادها و سازمانهای کشور چه انتظاری می توان داشت که (حتی اگر بخواهند) به وظیفه خود درست عمل کنند.
مدتهاست به سوال "چه می شود" فکر کرده ام و هرچه بیشتر فکر میکنم، کمتر به نتیجه میرسم چرا که مطمئنم حتی اگر مشکل تحریم نیز مرتفع شود، طی این سه سال به قدری جامعه دچار خسارتهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی شده که رفع تحریم، گره ای از مشکلات کشور باز نخواهد کرد. آن زمانی که باید این گره را با دست باز می کردیم، آن را با دندان محکم تر کردیم و اکنون گرفتار کمندی هستیم که خود آن را تحکیم کرده‌ایم.
اما از منظر دیگری جواب سوال "چه می شود" را می توان اینگونه داد که اتفاقی نمی افتد! جامعه ما به قدری دچار ابر معظلات شده که توانایی حل آن از این جامعه بر نمی آید. مشکلات پیش رو با روندی کمابیش نزولی و صعودی طی سالهای آتی نیز ادامه خواهند یافت. مشکلات امروز جامعه محصول دهه ها، حکمرانی بد و انباشت، تراکم و تداخل معظلات است بنابراین راه حلی جهت حل آنها وجود ندارد. این جامعه باید با مشکلات خود عجین شود، با آنها به روزمرگی برسد تا بتواند با کمک عنصر "زمان" راه حلی جهت "تغییرات مینیاتوری" را بدست آورد. بسیاری از این معضلات را کشورهای دیگر نیز تجربه کرده اند اما که علاقه خاصی به عدم استفاده از تجربیات جهانی داریم بایست طی زمان خود به راه حل مشکلات دست یابیم. از این رو جامعه باید مسیر سخت خود را ادامه دهد، در گل و لای مشکلات فعلی دست و پا بزند و هزینه بدهد چون، هیچ معجزه و اتفاق خاصی قرار نیست بیفتد. تنها راه حل مشکلات فعلی کشور ما، "گذشت زمان" است.

@neveshttar
Post #113 548
ابهام حقوقی استفاده آمریکا از مکانیسم ماشه
سیدمحمدهادی موسوی
روزنامه شرق، 30 مرداد 99
مکانیسم ماشه (Snap Back) سازوکار پیش‌بینی‌شده در برجام و قطع‌نامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل متحد است که چنانچه ایران پایبندی اساسی به برجام نداشته باشد، تحریم‌های لغوشده سازمان ملل به‌ صورت خودکار فعال خواهند شد. گرچه دولت #آمریکا پیش‌تر نیز امکان استفاده از این مکانیسم را مطرح کرده بود، اما دولت ترامپ قصد دارد تا پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا در آبان 99 به هر نحو ممکن برجام را به نابودی کامل بکشاند تا در صورت شکست در انتخابات، رئیس‌جمهور بعدی آمریکا نتواند آن را احیا کند و در صورت پیروزی ترامپ نیز ایران مجبور به مذاکره با دولت آمریکا شود.

واقعیت این است که از منظر حقوقی نمی‌توان نظر قطعی درباره این موضوع داد؛ چراکه برای اولین‌بار است که یک کشور با نقض قطع‌نامه سازمان ملل می‌خواهد از همان قطع‌نامه مجددا استفاده کند! باید منتظر ماند و استدلال حقوقی وزارت خارجه آمریکا را دراین‌باره مطالعه کرد، اما براساس گفته‌های مقامات آمریکایی، آنها معتقدند که برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) ماهیت حقوقی خاصی ندارد و آنچه به آن ارزش حقوقی داده، قطع‌نامه 2231 است. از نظر دولت آمریکا، خروج این کشور از #برجام، منافی تعهد این کشور به اجرای قطع‌نامه 2231 سازمان ملل نیست!
این استدلال شاید چندان منطقی به نظر نرسد اما آمریکا اعتقاد دارد از #قطع‌نامه_2231 خارج نشده و صرفا از اجرای تعهدات خود در برجام شانه خالی کرده است. همچنین این کشور استدلال می کند که در زمان تصویب قطع‌نامه، عضوی از برجام بوده، از‌این‌رو دولت آمریکا معتقد است این کشور براساس بند 11 قطع‌نامه مزبور می‌تواند اخطار (Notification) خود را درباره عدم اجرای قابل توجه تعهدات برجامی به شورای امنیت ارائه کند تا مراحل آن طبق سازوکار تعیین‌شده در متن قطع‌نامه پیش برود و در نهایت به رأی‌گیری قطع‌نامه "تمدید لغو تحریم‌ها" در جلسه #شورای_امنیت برسد که فقط با یک رأی آمریکا، این قطع‌نامه وتو شده و تحریم‌های قبلی سازمان ملل، مجدد اعمال خواهند شد.
از طرف دیگر کشورهای عضو برجام به بند 11 قطع‌نامه استناد می‌کنند که «یکی از کشورهای عضو برجام» (a JCPOA participant State) می‌تواند اخطار عدم ‌پایبندی اساسی را به شورای امنیت ارائه کند. ازآنجاکه در این بند به‌صراحت به کشورهای عضو برجام و نه قطع‌نامه سازمان ملل، اشاره شده، آمریکا حق استفاده از این سازوکار را ندارد، چرا‌که در بیانیه ترامپ درباره خروج از برجام از کلمه «صرف‌نظرکردن از برجام» (Withdraw the JCPOA ) و در بیانیه وزارت خارجه آمریکا نیز «خروج از برجام» (Exit the Iran deal) استفاده شده که هر دو از نظر حقوقی، به معنای عضونبودن در برجام است.
براساس بند 11، چنانچه یکی از اعضای برجام این اخطار را ارسال کرد، پس از گذشت 10 روز اگر پیش‌نویس قطع‌نامه‌ای توسط هیچ‌یک از اعضای شورا، ارائه نشود، رئیس شورای امنیت باید پیش‌نویس قطع‌نامه‌ای را ارائه و در مدت یک ماه، این پیش‌نویس به رأی گذاشته شود. به نظر می‌رسد هدف آمریکا این است که رئیس شورای امنیت را مجبور کند تا این پیش‌نویس (تمدید لغو تحریم‌ها) را ارائه کرده و آمریکا آن را #وتو کند. در این صورت براساس بند 12 قطع‌نامه، تحریم‌های لحاظ‌شده در قطع‌نامه‌های قبلی شورای امنیت از همان شب، مجدد اعمال خواهد شد. آمریکا امید دارد با استفاده از این روش حقوقی، برجام را ملغا کند و چنانچه روند مورد نظر این کشور طی شود، به نتیجه خود خواهد رسید.
کشورهای عضو برجام در مقابل این برنامه آمریکا چند گزینه دارند؛ اولین گزینه می‌تواند استناد به بند 10 قطع‌نامه باشد که در آن اولین قدم حل اختلاف، استفاده از سازوکار حل اختلاف برجام (بند 36 و 37) است. این فرایند زمان‌بر و پیچیده بوده و می‌تواند هدف آمریکا در دستیابی به نتیجه تا پیش از انتخابات را خنثی کند. گزینه دوم نیز رد تفسیر حقوقی آمریکا توسط شورای امنیت است که با توجه به حق وتوی آمریکا و نفوذ آن در شورای امنیت، معلوم نیست به چه شکلی می‌توان آن را به سرانجام رسانید. گزینه سوم استناد به فصل ششم (حل اختلافات بین کشورها) و پس از آن استناد به بند 27 فصل پنجم منشور ملل متحد است که در موارد اختلافی با یکی از اعضای شورای امنیت، آن کشور (آمریکا) نمی‌تواند در شورا، حق رأی داشته باشد که این نیز نیازمند پذیرش تفسیر طرفین درباره اختلاف است؛ اما گزینه بهتر، شاید آبستراکسیون جلسه شورای امنیت باشد که به نظر نمی‌‌رسد کشورهای عضو شورای امنیت، دست به چنین اقدامی بزنند.
در هر صورت عدم اجازه آمریکا در استفاده از #مکانیسم_ماشه، به همان سادگی که در رسانه‌ها مطرح می‌شود، نیست و باید منتظر ماند و نتیجه را دید!
@neveshttar
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →