TGViewer
Channel Public Channel
نوشت تار

نوشت تار

@neveshttar

نقد تمام‌ مطالب این کانال، لازم است.

ارسال نقد و نظر
@smhadimousavi
Subscribers
221
Photos
27
Videos
0
Links
67

Showing posts older than #113 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #112 397
جو بایدن، با برجام چه خواهد کرد؟
سیدمحمد‌هادی موسوی
روزنامه شرق، 23 مرداد 99
‌‌در میان کشورهای جهان، آینده هیچ کشوری مانند ایران به انتخابات ریاست‌جمهوری سال جاری ایالات متحده آمریکا گره نخورده است. ظاهرا ایران منتظر است تا بعد از انتخابات آمریکا درباره مذاکره با این کشور تصمیم‌گیری کند. در صورت پیروزی مجدد «دونالد ترامپ»، چون فقط چند ماه از عمر دولت روحانی باقی مانده، او ترجیح می‌دهد با دولت فعلی وارد مذاکره نشود؛ چرا‌که فرایند مذاکره احیای برجام، زمان‌بر خواهد بود. اما اگر #جو_بایدن در انتخابات پیروز شود، چه اتفاقی می‌افتد؟طبق آنچه بایدن در مناظرات اعلام کرد و براساس مانیفست حزب دموکرات بازگشت به برجام، یکی از اولین اقدامات رئیس‌جمهور دموکرات خواهد بود. شاید این مانیفست و پیروزی بایدن، خبر خوبی برای ایران باشد؛ اما موضوع به همین پیش‌پا‌افتادگی نیست. بازگشت آمریکا به برجام روی کاغذ آسان است؛ اما روش اجرائی و مذاکرات احیای برجام، بسیار پیچیده و زمان‌بر می‌شود. برجام، یک برنامه زمان‌بندی (Schedule) داشت که در آن از روز اجرای برجام (27 دی 94)، زمان‌های مختلفی برای رفع برخی محدودیت‌های هسته‌ای و تحریم‌های غیر‌هسته‌ای در نظر گرفته شده است. پس از خروج آمریکا از برجام، ایران نیز تعهدات خود را به‌صورت پله‌ای کاهش داد و از نظر فنی، به شرایط پیشابرجام بازگشت؛ برای مثال، طبق برجام، ایران 10 سال پس از روز اجرای برجام، حق تحقیق و توسعه غنی‌سازی با استفاده از سانتریفیوژهای نسل جدید و 15 سال پس از آن، حق ایجاد تأسیسات جدید غنی‌سازی و افزایش میزان اورانیوم غنی‌شده را خواهد داشت؛ حال آنکه این زمان‌بندی، عملا دیگر وجود ندارد و #ایران در شرایط فعلی تمام این خطوط قرمز را رد کرده است.
آیا بازگشت آمریکا به برجام به معنای ادامه برنامه زمان‌بندی فعلی است یا #آمریکا مایل است درباره بازبینی زمان‌بندی برجام با ایران وارد مذاکره شود؟ آنچه از اظهارات برخی از شخصیت‌های دیپلماتیک نزدیک به بایدن برداشت می‌شود، این است که بایدن به برجام بازخواهد گشت؛ اما زمان‌بندی فعلی باید بازبینی (Re-Schedule) شود. این برنامه جدید احتمالا شامل جبران زمان از‌دست‌رفته در دو‌و‌نیم سال اخیر بوده و شاید تغییراتی در کلیات زمان‌بندی را شامل شود. از خلال صحبت‌های مشاورات بایدن می‌توان دریافت که علاوه‌بر بازنگری در برنامه زمان‌بندی برجام، پیوست‌های دیگری مانند مسائل منطقه‌ای و موشکی نیز باید به برجام افزوده شود. گرچه ایران بارها تأکید کرده هیچ‌گونه مذاکره مجددی درباره برجام را نمی‌پذیرد و حتی هرگونه تلاش برای مذاکره در موضوعات متفرقه در خلال مذاکرات #برجام را نیز ناکام گذاشت؛ اما به نظر می‌رسد درصورتی‌که ایران نیاز به احیای برجام داشته باشد، ناگزیر از بازنگری در این استراتژی است. گرچه ایران نیز می‌تواند مذاکره درباره مسائل فرعی را منوط به اجرای بدون تنازل برجام و پس از یک دوره پنج‌ساله اجرای تعهدات طرفین، کند. ‌حتی با فرض حل‌وفصل مسائل مربوط به زمان‌بندی مجدد برجام و افزودن پیوست‌های دیگر به آن، مسئله اصلی، طرف مذاکره در ایران است. تیم سیاست خارجی دموکرات‌ها، با تیم دیپلماتیک دولت فعلی به ادبیات و فهم مشترک از برجام رسیده و راحت‌تر می‌توانند تغییرات مد‌نظر را اعمال کنند، اما نکته این است که حتی در صورت پیروزی بایدن در آبان، تا پایان دولت فعلی ایران چند ماه بیشتر باقی نمانده و احتمالا بایدن نیز ترجیح می‌دهد در چنین وضعیتی وارد مذاکره با دولت حسن روحانی نشود. چنانچه دولت آتی ایران از اصولگرایان باشد، نیز مذاکره با آمریکا خط قرمز پر‌رنگ این طیف است؛ بنابراین موقعیت مناسبی برای مذاکره احیای برجام وجود ندارد، چه رسد به بازنگری در زمان‌بندی و احیانا الحاق مسائل موشکی و منطقه‌ای به آن. مسئله اساسی دیگر نیز، ضمانت اجرائی برجام است. برجام به‌دلیل ماهیت حقوقی خود در آمریکا، مورد تصویب مجلسین آمریکا قرار نگرفت؛ از‌این‌رو ترامپ براساس اختیارات قانونی خود، از آن خارج شد. هم‌زمان با انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، انتخابات 34 کرسی سنای آمریکا نیز برگزار می‌شود. اگر جمهوری‌خواهان همچنان کنترل #سنا را در اختیار داشته باشند، بایدن در بازگشت به برجام نیز دچار مشکل خواهد شد و احتمال معامله با سنا برای حفظ برجام بیراه نیست. در‌این‌صورت چنانچه شرایط سنا (مانند دوره قبل) برای احیای برجام به‌رسمیت‌شناختن #اسرائیل از سوی ایران باشد، عملا تلاش‌های حفظ برجام به شکست می‌انجامد. در سه‌و‌نیم سال اخیر موقعیت‌های زیادی برای حفظ برجام وجود داشت و حتی می‌شد تغییراتی در داده و ستانده‌های برجامی ایجاد کرد؛ اما افسوس که این فرصت‌ها را از دست دادیم.

@neveshttar
Post #111 524
حاکمان امارات، بهتر می اندیشند یا ما؟
سید محمد هادی موسوی

امارات متحده عربی، به عنوان اولین کشور عربی، ماهواره امید را با موفقیت در مدار مریخ قرار داد. این طرح با مشارکت آمریکا در ساخت ماهواره و ژاپن در پرتاب آن، به انجام رسید. هفته گذشته نیز، اولین رآکتور هسته ای جهان عرب در "نیروگاه براکه امارات" راه اندازی گیرد. ظرفیت تولید این نیروگاه، 5,600 مگاوات برق (بیش از 5 برابر ظرفیت نیروگاه هسته ای بوشهر) است که قرارداد ساخت این نیروگاه، با شرکت برق کره جنوبی "کپکو" در سال 2009 و به مبلغ 30 میلیارد دلار امضا شد.
مترو دبی نیز که جزو پیشرفته ترین متروهای دنیا است توسط یک کنسرسیوم فرانسوی، ترکیه ای و اسپانیایی دقیقا در زمان برنامه ریزی شده(2009.09.09)، افتتاح گردید. نکته مهم در هر سه این طرحها این است که امارات برعکس تصور ما، همه تخم مرغهای خود را در سبد #آمریکا نگذاشته و توانسته هم با کشورهای شرقی و هم با کشورهای غربی مراوده و تعامل فنی و اقتصادی داشته باشد.
بدین ترتیب، امارات، هم در کلوپ کشورهای هسته ای و هم در کلوپ کشورهای فضایی وارد شد. کشوری که تا 50 سال قبل، مستعمره بریتانیا محسوب و وضعیت اقتصادی بسیار بغرنجی داشت امروزه به یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان تبدیل شده است. این کشور جزو کشورهای برتر جهان در تولید ناخالص داخلی و پاسپورت آنها، طی سالیان اخیر جزو 5 پاسپورت معتبر دنیا بوده است. همچنین بزرگترین ناوگان حمل و نقل هوایی جهان و شلوغ ترین فرودگاه جهان به این کشور تعلق دارد. این کشور با رتبه اعتباری 2 موسسه OECD (رتبه ایران، 7 است) در سال 2018 توانست بیش از 140 میلیارد دلار( دو برابر فروش نفت یکساله ایران) سرمایه گذاری خارجی، جذب نماید. این کشور میزبان دفاتر منطقه‌ای اکثر شرکتهای بزرگ بین المللی است
چگونه این کشور توانست بدون هزینه سیاسی و #تحریم و فشار بین المللی به آنچه دست یابد که ایران با هزینه های سرسام آور سیاسی و اقتصادی دست یافته است؟
بد نیست بدانیم بیش از 50 کشور دنیا از مزایای #انرژی_هسته‌ای استفاده میکنند درحالیکه کمتر از ده کشور تکنولوژی "غنی سازی اورانیوم" دارند. صنایع مختلفی مانند انرژی، آب و فاضلاب، حمل و نقل، پزشکی، میراث فرهنگی، کشاورزی و... صنایعی هستند که می توان از انرژی هسته ای در آنها بهره برد. همچنین حدود 70 کشور جهان از صنعت فضایی در صنعت سرگرمی، صنایع نظامی، پیش بینی آب و هوا، کشاورزی و غیره استفاده می کنند درحالیکه حدود 10 کشور، تکنولوژی ساخت و ارسال ماهواره به فضا را دارند.
استفاده کردن از مواهب فراوان صنعت هسته ای و #هوافضا لزوما نیاز به در اختیار داشتن تمام چرخه این صنایع نیست. صنعت هسته ای و هوافضا مانند #هواپیماسازی، صنایع با تکنولوژی بالا (High Tec) محسوب می شوند که نیاز به صرف وقت و هزینه های زیاد جهت تکمیل زنجیره ارزش آنها وجود دارد از این رو کشورهای جهان بجای تکیه صرف بر توان داخلی و بومی سازی تمام چرخه این صنایع، سعی در هم افزایی و تقسیم هزینه ها بین خود کرده اند. به عنوان مثال، در تولید هواپیمای ایرباس، بیش از ده کشور دنیا همکاری دارند یا کشورهایی مانند ایتالیا، اسپانیا، آلمان، بلژیک و فرانسه نیز به تنهایی غنی سازی اورانیوم نداشته و در کنسرسیوم های غنی سازی اورانیوم با دیگر کشورها، مشارکت دارند.
#امارات نیز مانند سایر کشورها تلاش نمود از تجربیات موجود در جهان در زمینه هسته ای و هوافضا استفاده کند و مجددا چرخ را از مربع اختراع نکند! امارات بدون صرف هزینه های سیاسی، هم توانسته از موهبتهای صنایع پیشرفته استفاده کند، هم اقتصاد خود را توسعه دهد. در این میان اگر از مردم بومی امارات و حتی مهاجران این کشور در مورد عزت و احترام آنها در جهان بپرسیم به نظر شما چه پاسخی خواهند داد؟
در سمت مقابل کشور ما اصرار به داخلی سازی تمام صنایع، از خودکفایی در گندم تا ساخت #خودرو_ملی و موشک و چرخه غنی سازی اورانیوم دارد. آیا تابحال کسی هزینه-فایده این تفکر را سنجیده است؟ کسی از مردم ایران سوال پرسیده که غنی سازی اورانیوم واجب تر است یا اقتصاد با رشد منفی 9 درصد؟
ایران تا پیش از شروع به غنی سازی اورانیوم نیز از مواهب این انرژی در کشاورزی و پزشکی بهره می برد و سوخت مورد نیاز کشورمان حتی در بحبوحه جنگ نیز در اختیار ما قرار میگرفت اما اکنون که چرخه غنی سازی را به صورت کامل در اختیار داریم، چه استفاده جدیدی از انرژی هسته ای کرده ایم؟ جالب آنکه اورانیوم غنی شده ساخت داخل ما در نیروگاه بوشهر نیز استفاده نمی شود و روسها تا 20 سال سوخت آن را تامین و پسماند آن را خارج خواهند کرد.
گاهی نیاز است از پیله های فکری و کلیشه های ذهنی پیرامون خود فاصله بگیریم و از تجربیات دیگر کشورها نیز بهره ببریم، شاید آنها بهتر و بیشتر از ما اندیشیده باشند!

@neveshttar
Post #110 244
«ولایت علی، نه علی را دوست داشتن که فقط، علی را دوست داشتن است»
استاد صفائی حائری

عید غدیر مبارک
Post #109 860
بازی چینی
سیدمحمدهادی موسوی
پیمان استراتژیک با #چین، به جدیدترین کارزار دوقطبی‌سازی در جامعه تبدیل شده است. محافظه‌کاران که هر نوع مذاکره را عدول از اصول اسلامی قلمداد می‌کردند، مدافع این پیمان شده و برای توجیه آن، استدلال‌های عجیب‌وغریب ردیف می‌کنند. از آن طرف، اصلاح‌طلبان که موافق و مشوق تعامل با جهان هستند، تعامل با یکی از تأثیرگذارترین کشورهای دنیا را تا حد خیانت، تقلیل می‌دهند. در این یادداشت فارغ از نگاه طرفین سعی داریم از نظر فرمی و زمانی به بررسی این پیمان بپردازیم.
از نظر حقوق بین‌الملل، بین تفاهم‌نامه، معاهده و بیانیه مشترک، تفاوت وجود دارد. اگر این پیمان، صرفا یک تفاهم‌نامه یا بیانیه مشترک باشد، جنبه الزام‌آوری ندارد. اما اگر قرار است این پیمان به یک «معاهده» ذیل «کنوانسیون وین حقوق معاهدات» تبدیل شود، آنگاه تعهدات طرفین الزام‌آور بوده و تخلف از آنها مشکلات عدیده‌ای را به وجود خواهد آورد. با توجه به صحبت‌های مقامات داخلی ایران، به نظر می‌رسد قرار است این پیمان در قالب یک معاهده با چین بوده و به تصویب مجلس برسد. آنگاه همان ایراداتی که مخالفان #برجام به آن می‌گرفتند، بر این معاهده نیز وارد است. چگونه دولت و مجلس می‌تواند تعهدات الزام‌آوری برای دو دهه به طرف مقابل بدهد؟ چنانچه طرف چینی از اجرای تعهدات خود سر باز بزند، ایران به اندازه‌ای قدرت دارد که از ظرفیت‌های کنوانسیون وین جهت احقاق حق خود استفاده کند؟ مثلا در شرایطی که تحت تحریم‌های آمریکا قرار داریم و به‌شدت نیازمند صادرات #نفت خود به چین هستیم، ایران می‌تواند به دادگاه بین‌المللی یا حتی شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه چین شکایت کند؟
نکته مهم دیگر این است که متن این معاهده به چه زبانی نگارش شود. طبق کنوانسیون وین، طرفین می‌توانند یا به دو زبان مختلف (فارسی و چینی) یا به یک زبان مشترک (انگلیسی) متن را نگارش کنند. در چنین شرایطی، تفسیر متن در صورت بروز اختلاف، مسئله‌ای است که می‌تواند اجرای این معاهده را دچار چالش کند. در صورتی‌که ایران تحت فشار تحریم باقی بماند، آیا می‌تواند تفسیر خود از متن معاهده را به طرف چینی بقبولاند؟
از دیدگاه زمانی عقد این پیمان و قدرت چانه‌زنی طرفین، باید گفت که «قدرت ملی» و «مشروعیت داخلی» دو ابزار مهم در مذاکره با طرف خارجی هستند.  منتقدان دیروز برجام و موافقان امروز این پیمان باید به این نکته فکر کنند که در شرایط امروز ایران، قدرت ملی (اقتصاد، انسجام سیاسی و...) و مشروعیت داخلی دولت به قدری هست که بتواند با یکی از ابرقدرت‌های جهان مذاکره کند؟ درحالی‌که کمتر از یک سال از عمر دولت مانده و مجلس فعلی نیز با مشارکت  کم مردم تشکیل شده، آیا عقد این پیمان با همراهی افکار عمومی مواجه خواهد شد؟ اساسا در شرایط فعلی ایران چه احتیاجی به این پیمان بلندمدت دارد؟
ماجرا وقتی عجیب می‌نماید که بدانیم پیشنهاد عقد این پیمان از طرف چین، به مقامات ایران ارائه شده و تیمی خارج از مجموعه دولت، پیگیری‌های اولیه آن را به انجام رسانده است. حال این سؤال مطرح می‌شود که چرا چین، چنین پیشنهادی به ایران می‌دهد؟
یکی از دلایل این پیشنهاد می‌تواند تغییر نگاه آمریکا به خاورمیانه باشد. چین به‌خوبی می‌داند که دکترین آینده #آمریکا تغییر نقطه ثقل مسائل بین‌المللی از خاورمیانه به جنوب شرق آسیا است. هم دولت اوباما (با عقد پیمان ترانس پسیفیک) و هم دولت ترامپ (با اعمال جنگ تجاری و تحریم) سعی در کنترل روزافزون نفوذ سیاسی و اقتصادی چین در این منطقه داشته‌اند. از این‌رو چین تمایل دارد جهت کاهش این فشارها، تنش‌های سیاسی و اقتصادی منطقه #خاورمیانه همچنان پابرجا بماند و به‌این‌منظور چه کشوری بهتر از ایران. اگر چین بتواند با ایران پیمان استراتژیک عقد کند، می‌تواند تهدید بزرگی برای کشورهای عربی منطقه، #اسرائیل و حتی ترکیه، هند و روسیه باشد. چین می‌تواند قدرت چانه‌زنی خود با کشورهای عربی منطقه را که انرژی چین را تأمین می‌کنند، بالاتر ببرد. از زمان اعلام خبر عقد پیمان استراتژیک ایران با چین، چند کشور عربی نیز به عقد چنین پیمانی با چین ابراز تمایل کرده و برخی کشورهای خاورمیانه و خود آمریکا نسبت به این پیمان، موضع‌گیری منفی داشته‌اند. همچنین این کشور می‌تواند نفوذ سیاسی خود را تا سواحل دریای مدیترانه گسترش دهد. از این رو کشورهایی مانند ترکیه و روسیه نیز مجبور به بازنگری تعاملات خود با چین خواهند شد. مضاف بر آن، چین، با ایجاد رابطه با ایران می‌تواند، دسترسی هند به بازار غرب آسیا را محدودتر کند.
‌بنابراین اولا عقد چنین پیمان‌هایی اگر در فرم مناسب قرار نگیرد، تبعات حقوقی زیادی خواهد داشت و ثانیا عقد چنین پیمانی در زمان فعلی، ارزش افزوده چندانی برای چندانی برای کشور ندارد.

@neveshttar

http://sharghdaily.com/fa/Main/Detail/268473/
روزنامه شرق بازی چینی سیدمحمدهادی موسوی. ‌کارشناس سیاسی
Post #108 693
بدقولی چینی و توافق 25 ساله
سیدمحمدهادی موسوی
روزنامه شرق 15 تیرماه 99

هفته گذشته، هیئت دولت ایران کلیات توافق استراتژیک 25ساله با #چین را تصویب کرد و گمانه‌زنی‌هایی درباره مفاد این توافق انجام شد. وزارت امور خارجه و مقامات اتاق بازرگانی ایران-چین تمام این گمانه‌زنی‌ها را تکذیب کرده‌‌اند و اعلام شد که هنوز جزئیات این توافق بین طرفین مورد بحث قرار نگرفته است.
بااین‌حال چنین توافق استراتژیکی احتمالا شامل سرمایه‌گذاری چین در صنایع ایران بوده و در قبال آن ایران نیز مواد خام مصرفی چین مانند نفت را تأمین خواهد کرد؛ اما فارغ از جزئیات این توافق استراتژیک- که بسیار مهم است- چند ابهام کلی درباره این توافق وجود دارد که در این یادداشت به آنها می‌پردازیم.
📌سؤال اول این است که چین در چه شرایطی به این توافق پایبند خواهد بود؟ اگر چین قرار است در هر شرایطی، از جمله تحریم‌های آمریکا علیه ایران، به این توافق پایبند باشد، در صنایع ایران سرمایه‌گذاری کرده و نفت ایران را خریداری کند، چرا اکنون مبادرت به این کار نمی‌کند؟ از طرف دیگر اگر شرط اجرای تعهدات چین، لغو تحریم‌های #آمریکا باشد، دیگر چه لزومی به عقد پیمان استراتژیک با چین وجود دارد؟
📌مسئله دوم این است که شرایط بازپرداخت چنین سرمایه‌گذاری هنگفتی چگونه است؟ اگر چین بنای سرمایه‌گذاری در ایران دارد، چرا به‌جای آن منابع حاصل از خرید #نفت ایران را آزاد نمی‌کند؟
📌ابهام سوم این است که محدودکردن توافقات به‌مدت طولانی با یک کشور آیا در جهت منافع ملی است؟ سرمایه‌گذاری چند صد میلیارد دلاری چین در ایران از مجموع کل سرمایه‌گذاری‌های خارجی تاریخ ایران بیشتر است، ازاین‌رو اینکه اختیار حجم بسیار زیادی از اقتصاد کشور، وابسته به یک کشور دیگر شود که سابقه بدعهدی زیادی دارند، چه نوع استراتژی‌ای در تأمین امنیت ملی محسوب می‌شود؟ آیا با امضای این پیمان، #ایران، استقلال اقتصادی خود را حفظ خواهد کرد.
📌دغدغه دیگری که در ذهن کارشناسان وجود دارد این است که سابقه سرمایه‌گذاری چین در صنایع ایران چقدر موفق بوده است که مجددا آزموده را بیازماییم؟ اگر شرکت‌های چینی قرار است با همان رویه سابق و بدون ترس از عواقب فعالیت‌های خود در صنایع ایران، سرمایه‌گذاری کنند، به چه نحو قرار است منافع ملی حفظ شود؟ آیا کارفرمایان دولتی ایرانی حق دارند در مواردی که نیاز به تذکر، جریمه یا خلع ید پیمانکار چینی است، اقدامات لازم را به انجام برسانند یا قرار است پیمانکاران چینی، فعال مایشا شوند؟
📌مشکل دیگری که در چنین توافقاتی وجود دارد این است که کشورهای خارجی که اقدام به سرمایه‌گذاری در یک کشور دیگر می‌کنند، در حقیقت به‌دنبال بازار مصرف برای محصولات خود هستند. در چنین شرایطی آیا عقد چنین توافقی، کمک به #جهش_تولید داخلی است یا بازاریابی برای محصولات چینی؟
📌مسئله مهم دیگر این است که براساس #قانون_اساسی، عقد چنین معاهده‌ای باید مصوبه مجلس را داشته باشد و مفاد آن به اطلاع عموم برسد، در‌حالی‌که تاکنون جزئیات چنین توافقی از هیچ‌یک از طرفین اعلام نشده است. در چنین شرایطی، محافظه‌کاران داخلی که برای هر نوع معاهده و پیمان بین‌المللی که در دولت تدبیر و امید امضا شده، قیل‌و‌قال عجیبی به راه می‌اندازند و حتی در اجرای برخی از آنها ممانعت ایجاد می‌کنند، سکوت اختیار کرده‌اند. از این گروه باید پرسید که آیا چنین پیمانی را براساس منافع ملی می‌دانید؟

متن کامل:
https://gourl.page.link/6SEd

@neveshttar
روزنامه شرق بدقولی چینی و توافق 25 ساله سیدمحمدهادی موسوی- کارشناس سیاسی
Post #106 453
زن کُشی
سید محمد هادی موسوی

در هفته‌های اخیر، خبر قتل چند دختر جوان توسط خانواده آن‌ها جامعه را دچار شوک نمود. پس از این اتفاقات، تحلیل‌های مختلفی درخصوص این اتفاقات ارائه شده لکن در این یادداشت قصد داریم به بررسی کهن‌الگوهای “زن کشی” در “ناخودآگاه جمعی بشر” بپردازیم. هدف ما عادی‌سازی یا توجیه این رفتار نیست بلکه صرفا به بررسی ریشه‌های تاریخی این کنش و راه‌های کنترل آن می‌پردازیم.
«زیگموند فروید» نشان داد شخصیت هر فرد متاثر از یک “ناخودآگاه فردی” است که اختیار بسیاری از رفتارهای او را در دست دارد. «کارل یونگ» اما نشان داد علاوه بر “ناخود آگاه فردی” یک “ناخودآگاه جمعی” در بین ابنا بشر وجود دارد که فارغ از فرهنگ و نژاد و دین، برخی رفتارهای تکرار شونده (مانند قداست قربانی کردن و حرمت زنای محارم)، متاثر از آن است. فروید سال‌ها قبل برای اولین بار در کتاب «توتم و تابو» به ریشه‌یابی بسیاری از این رفتارها پرداخت اما طی سال‌های اخیر توجه بسیار بیشتری به “روانشناسی تکاملی” در تبیین رفتارهای جمعی بشر شده است.
#قتل‌های_ناموسی (Honor Killing) را شاید بتوان یکی از همین نمونه‌ها دانست که طی هزاران سال در جوامع و فرهنگ‌های گوناگون وجود داشته و ریشه آن را در ناخودآگاه جمعی بشر یا “کهن الگو(archetype)” ها دانست.

جهت بررسی بهتر لازم است به ده‌ها هزار سال پیش باز گردیم. پیش از «انقلاب کشاورزی»، انسان‌های کوچ‌نشین همواره در پی سرپناه، امنیت و غذا در حال تغییر محل زندگی خود بودند. در این جوامع (کُمون­های اول) همه چیز، من‌جمله؛ غذا، محل سکونت، رابطه جنسی و فرزندان، به صورت اشتراکی بود. از زمانیکه بشر یاد گرفت با یکجا نشینی، به کشاورزی روی آورد، فرهنگ جمعی بشر رو به تغییر نهاد. گرچه در کمون­‌های اولیه، همه چیز اشتراکی بود و مالکیت بر زنان و فرزندان بین مردان تعریف نشده بود اما پس از یکجانشینی و تصاحب زمین کشاورزی، بحث وراثت زمین و منافع کشاورزی به وجود آمد، از این رو رابطه خونی پدر و فرزند مهم تلقی شده و نتیجه آن، شکل‌گیری پدیده‌ای به نام “ازدواج” بود. تا پیش از آن، کمون‌­ها، جامعه‌ای “زن سالار” بودند که مردان حول یک یا چند زن، منافع مشترک داشته اما بر آنها “مالکیت” نداشتند. در کمون­‌های اولیه، “هویت” مردان در هویت اشتراکی حول زنان تعریف می‌شد. در این جوامع (مانند کلونی های زنبوری) عمدتا رئیس کمون، یک زن بود و مردان به عنوان ابزار زنان جهت حفظ بقا تعریف می‌شدند.
پس از #انقلاب_کشاورزی، به مرور، مرد، مالک، “زمین”، “زن” و “فرزند” شد و هویت شخصی او نیز در رابطه با این سه “کالا” تعریف گردید. رابطه اشتراکی کمون­‌های اولیه جای خود را به رقابت، درگیری و خون‌ریزی جهت تصاحب این سه کالا، داد.

ادامه در لینک زیر؛
https://gourl.page.link/CREX

@neveshttar
Post #105 80

Forwarded from از نفت چه خبر؟

💢 نفت، شریان توسعه یا کمند فقر

🖌 سید محمد هادی موسوی

🔻 نفت بیش از صد سال است که میهمان «خوزستان» است اما اگر امروز از مردم خوزستان بپرسند ماحصل این طلای سیاه، برای شما چه بوده جواب آنها احتمالا این خواهد بود؛ "تقریبا هیچ". عمران روشنی(عجب اسم غریبی)، کارگر پیمانکار شرکت ملی نفت ایران، به دلیل تاخیر در وصول مطالبات، در کنار یک چاه نفتی خود را حلق آویز کرد، همان چاهی که درآمد تولید یک ساعت آن، می توانست زندگی چندین عمران را زیر و رو کند!

🔻آن زمان که نفت کشف شد تصور بر این بود که بهره برداری از منابع نفتی می تواند باعث توسعه منطقه و کاهش فقر گردد اما نتیجه آن خودکشی عمران در کنار این نماد توسعه بود. این طلای سیاه، قرار بود که باعث رونق خوزستان و کشور شود اما همین نفت، امروز گلوگاه فشار بر کشور و باعث سرعت گرفتن چرخه فقر در خوزستان شده است.

🔻گرچه کشف نفت تغییرات زیادی در منطقه ایجاد کرده و باعث پیشرفت سخت افزاری برخی مناطق شده اما این توسعه، در ازای پسرفت نرم افزاری و توسعه چرخه فقر بوده است. اما چرا نفت و صنایع وابسته به آن، چندان که باید، نتوانسته اند تغییر ملموسی در توسعه مناطق نفتی ایجاد کند؟

🔻عوامل متعددی می توان برای این موضوع برشمرد اما شاید یکی از مهمترین دلایل آن این است که توسعه نفتی، “توسعه وارداتی” است. نفت شاید بیش از صد سال در خوزستان جاری است اما این منطقه برای صده ها، فرهنگ و اقتصاد بومی مختص به خود را داشته است.

برای خواندن متن کامل یادداشت روی لینک زیر کلیک کنید
📌لینک یادداشت
naftkhabar.ir نفت، شریان توسعه یا کمند فقر پایگاه خبری تحلیلی news&views
Post #104 674
علائم حیاتی برجام
سیدمحمدهادی موسوی
روزنامه شرق مورخ 7 خرداد 99
دو سال از خروج یک‌جانبه آمریکا از برجام گذشته است. بسیاری از منتقدان داخلی برجام، پس از این اتفاق، برجام را تمام‌شده و یک «توافق مرده» قلمداد کردند. گرچه طی این دو سال، این توافق‌نامه بین‌المللی، به طور کامل از بین نرفته، بدون حضور آمریکا و اجرای تعهدات برجامی‌اش، #برجام مانند یک بیمار نیمه‌جان، توان کافی جهت انجام حرکات مثمرثمر را ندارد. اما طی روزهای اخیر اتفاقاتی در حوزه برجام رخ داده که علائم حیاتی آن را نشان می‌دهد!
بر اساس گزارش رسانه‌های خارجی چند نفت‌کش ایرانی برای نخستین بار، با عبور از کانال سوئز و طی اقیانوس اطلس، در حال نزدیک‌شدن به آب‌های کشور ونزوئلا هستند. این نفت‌کش‌ها حامل فراورده‌های نفتی پالایشگاه‌های ایران هستند که به ونزوئلا صادر می‌شوند. ونزوئلا علی‌رغم آنکه خود بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت آمریکای جنوبی و یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان نفتی جهان است، به خاطر معضلات اقتصادی و تحریم‌های آمریکا، دچار مشکلات فراوانی در صنعت پالایشی شده، از این‌رو از کشورهای مختلف جهان تقاضای همکاری کرده است. با وجود روابط خوب ونزوئلا با چین و روسیه، این دو کشور از ترس اقدامات قهری آمریکا کمک‌های خود به #ونزوئلا را بسیار محدود کرده‌اند با این حال، ایران تاکنون در دو نوبت جهت راه‌اندازی مجدد پالایشگاه‌های ونزوئلا، به این کشور یاری رسانده است.
اعزام نفت‌کش‌های ایرانی به سمت ونزوئلا با پرچم ایران فراتر از یک اقدام بی‌سابقه دریایی و منافع اقتصادی مترتب آن است. این اقدام در حقیقت به‌رخ‌کشیدن اقتدار سیاسی ایران و از آن مهم‌تر، زنده‌بودن برجام است. پیش از امضای توافق‌نامه برجام و صدور قطع‌نامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل، ایران ذیل «بند 41 فصل هفتم سازمان ملل» بود که بر اساس آن هرگونه تعامل دریایی با ایران ممنوع بود اما با صدور قطع‌نامه 2231 در سال 94، این محدودیت‌ها مرتفع شد.
عبور نفت‌کش‌های ایرانی از تنگه هرمز، تنگه باب‌المندب و کانال سوئز به عنوان سه آبراه بسیار مهم بین‌المللی به سمت دریای کارائیب تأکیدی بود بر جاری‌بودن قطع‌نامه 2231 سازمان ملل وگرنه در هر نقطه از این مسیر، کشورهای ساحلی آنها می‌توانستند به استناد قطع‌نامه 1929 سازمان ملل، کشتی‌های ایرانی را بازرسی یا حتی توقیف کنند. اهمیت این اقدام وقتی دوچندان می‌شود که ایالات متحده #آمریکا سعی دارد با فشار بر کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل، قطع‌نامه 2231 و برجام، به عنوان پیوست آن را لغو کند.
آمریکا همچنین نتوانسته و نمی‌تواند به صورت یک‌جانبه کشورهای دیگر را مجبور به بازرسی یا توقیف این کشتی‌ها کند چراکه هم تحریم‌های ایران و هم تحریم‌های ونزوئلا توسط جامعه جهانی پذیرفته نشده و به صورت یک‌جانبه توسط آمریکا اعمال می‌شود.
اتفاق مهم دیگر که نشان از زنده‌بودن برجام دارد، تلاش آمریکا جهت جلوگیری از لغو تحریم‌های تسلیحاتی ایران است. بر اساس برجام، تحریم‌های تسلیحاتی ایران، پنج سال پس از روز اجرای برجام (مهرماه 99)، لغو می‌شوند.
پس از امضای برجام، یکی از مواردی که منتقدان داخلی برجام به آن استناد می‌کردند سخنرانی وندی شرمن، مذاکره‌کننده ارشد هسته‌ای آمریکا، در خصوص استفاده از کلمه «Lift» در متن برجام بود. خانم شرمن مدعی بود که استفاده از این کلمه عامدانه بوده و به نوعی بر سر مذاکره‌کننده‌گان هسته‌ای ایران کلاه رفته است چراکه معنای این کلمه، لغو تحریم نیست.
با نگاه به متن قطع‌نامه 2231 سازمان ملل مشخص است که کلمه Lift در خصوص رفع تحریم‌های سازمان ملل و اتحادیه اروپا استفاده شده است. حال چنانچه حرف خانم شرمن مستند بود، اکنون دولتمردان آمریکایی نگرانی در خصوص ممانعت از لغو تحریم‌های تسلیحاتی ایران نداشتند و به راحتی می‌توانستند با تفسیر حقوقی مورد ادعای خانم شرمن، جلوی این اتفاق را بگیرند، در حالی که دولت مستقر آمریکا تلاش سیاسی و دیپلماتیک فراوانی به خرج داده تا بتواند این روند را متوقف کند.
حال باید از منتقدان داخلی برجام که روزگاری مدعی بودند ایران هیچ وقت ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد نبوده و به استناد سخنان وندی شرمن و با الفاظ تند به تیم مذاکره حمله کرده‌اند، پرسید اگر حرف ایشان و انتقاد شما درست بود، آمریکا به راحتی می‌توانست برجام را نابود کند اما گذر زمان نشان داد که چارچوب برجام به قدری محکم و با دقت نگاشته شده که علی‌رغم تمام ادعاهای مقامات آمریکایی و تکرار آنها توسط منتقدان داخلی، برجام همچنان زنده است گرچه تمامی قابلیت‌های آن قابل استفاده نیست.
@neveshttar
http://tinyurl.com/y9gl77jh
روزنامه شرق علائم حیاتی برجام
Post #101 57

Forwarded from Sell old group buy old channel sell old channel

📍کرونای «سوسیال دموکرات» یا کرونای «لیبرال سرمایه دار»کدام یک خطرناک تر است؟

🔹سیدمحمدهادی موسوی؛ پژوهشگر علوم اجتماعی:

🔻از نظر سطح نفوذ بیمه همگانی، گرچه آمار آمریکا نسبت به بسیاری از کشورها بهتر است اما نفوذ بیمه در این کشور، حدودا یک درصد از میانگین جهانی و بسیاری از کشورهای پیشرفته، کمتر است. علت این امر نیز سهم زیاد بیمه های خصوصی در آمریکا است. بیمه هایی که در قبال خدمات خود نیازمند دریافت هزینه و سود هستند و همین امر باعث شده حدود ۵۰ میلیون نفر در آمریکا نتوانند تحت پوشش هیچ بیمه‌ای قرار بگیرند.

این بدان معنی است که در مواجهه با کرونا، ۵۰ میلیون نفر از مردم آمریکا هیچگونه حمایت و پشتوانه مالی و بیمه ای ندارند. یکی از همین موارد، جوان ۱۷ ساله ای بود که به دلیل نداشتن بیمه وعدم پذیرش در بیمارستانی در کالیفرنیا، از بیماری کرونا جان باخت. از همین رو در خود آمریکا نیز سوالات زیادی در خصوص وظیفه لیبرال‌سرمایه‌داری در شرایط بحرانی به وجود آمده است.

📌 ادامه مطلب را در باشگاه اندیشه بخوانید:
‌
🔗 http://bashgah.net/go/ttrt2/

◇◇◇◇◇

باشگاه اندیشه؛ محفلی برای آزاداندیشی 👇
➕ @Bashgah_net
Post #100 363
اومانیسم و تجربه دینی
سید محمد هادی موسوی

کلیپی از مداحی مهدی رسولی، منتشر شده که طی مناجات خوانی ماه رمضان، به نقد #اومانیسم میپردازد. این صحبتها انگیزه‌ای شد تا در خصوص "اومانیسم و تجربه دینی" مطالبی را به اشتراک بگذارم.
اومانیسم مانند #لیبرالیسم یکی از "ایسم"های با بار منفی است. برخی، بدون دستیابی به کُنهِ مفهوم این مکاتب، این دو منش فکری را به عنوان یک انحراف قلمداد می‌کنند. در جامعه ما، اومانیسم به معنای سکولاریسم، نفی خدا، ضدیت با دین و انسان محوری تعریف شده است. اما اومانیسم چیست؟
اومانیسم جنبشی‌ فلسفی‌ بود که‌ در قرن‌ چهاردهم‌ از ایتالیا و بر علیه کلیسای کاتولیک قد برافراشت. اومانیست‌های‌ اولیه، مصمم‌ بودند تا آن‌ تجربه معنوی‌ را که‌ انسان‌ در قرون وسطی بخاطر تسلط بی چون چرای کلیسا بر تمام شئون زندگی بشر، از دست داده بود، را به‌ او باز گردانند. در این جنبش، بجای آنکه کلیسا و کشیش، محوریت دین را بر عهده داشته باشند، "انسان" را محور حیات روحی و #تجربه_معنوی قرار میدهد. شاید این ضدیت با کلیسای کاتولیک باعث شده در کشور ما، اومانیسم را یک جنبش ضد دینی قلمداد کنند. گرچه، اومانیسم نیز نحله های مختلفی دارد که برخی از آنها در تضاد کامل امر ماورایی قرار دارد. اومانیسم دارای سه رویکرد نسبت به دین است؛ "رویکرد الحادی"، "رویکرد دینِ طبیعی" و "رویکرد دینِ وَحیانی".
نگرش الحادی اومانیستی، همان "آتئیسم" است که کلیه امور ماورایی و متافیزیکی را نفی میکند. این نحله نه تنها ادیان، بلکه کهن الگوها، اسطوره‌ها و حتی الهه‌های باستانی را نیز منکر میشوند. اما رویکرد دین طبیعی (دئیستی) و رویکرد دین وحیانی (تئیستی) کاملا در چارچوب مسیحیت، قدم‌ برمیدارند. به عنوان مثال «کارل‌ بارت» متکلم‌ مسیحی معتقد است‌ که‌ "اومانیسم‌ بدون‌ انجیل‌ وجود ندارد". در حقیقت اومانیست‌های اولیه (بجز آتئیستها) شخصیتی‌ ضد‌ مذهبی‌ نداشتند؛ زیرا تلاش آنها جهت دفاع‌ از ارزش‌ و آزادی‌ انسان، آن‌ها را به‌ تفکر درباره خدا، روح و مسائل ماورائی سوق میداد. همانگونه که «گریگوری ولف» معتقد است؛ "اومانیسمِ دینی می‏خواهد هم به حقایق تاریخی کتاب مقدس وفادار بماند و هم نسبت به پدیده‌های جهان، مفتوح باشد"
حتی در میان متفکران آتئیست نیز میتوان رگه هایی از تفکر دینی مشاهده نمود به عنوان مثال «فوئرباخ» به عنوان یکی از مهمترین متفکران رویکرد الحادی معتقد است؛ "معرفت‌ درباره خدا چیزی‌ غیر از معرفت‌ درباره انسان‌ نیست" که مشابه حدیث معروف "هرکس خود را بشناسد، خدای خود را شناخته" است. درمیان بقیه متفکران رویکرد الحادی نیز چنین تفکراتی قابل ردیابی است.
اما دو رویکرد دیگر، تفکر دینی را نفی نمیکنند. رویکرد دینِ طبیعی (دئیستی) معتقد است خداوند باعث و عامل خلقت انسان و جهان و نظم دهنده به آنهاست. در این تفکر، در هر شخصی‌ به‌ نحو فطری، نوعی‌ از معرفت‌ مذهبی‌ وجود دارد که‌ به‌ واسطه عقل‌ انسان‌ حاصل‌ شده‌ و نیازی‌ به آموزه‌های‌ کلیسایی‌ در این‌ معرفت‌ مذهبی‌ نیست. به عنوان مثال، «دکارت» به عنوان یکی از بزرگترین فیلسوفان تاریخ و یکی از متفکران تفکر دئیستی، از اثبات‌ وجود خود و امکان‌ معرفت‌ یقینی، به‌ اثبات‌ وجود خدا میرسد. بسیاری از فلاسفه بزرگ جهان، در دهه های گذشته، مانند اسپینوزا و کانت، نیز تفکر دئیستی داشته و سعی داشتند رابطه‌ای منطقی بین خدا، طبیعت و انسان برقرار نمایند.
اما سومین رویکرد اومانیستی، رویکرد دینِ‌ وحیانی‌ (تئیسم) است که از آن به عنوان "اومانیسم مسیحی خدامحور" نیز یاد میشود! این تفکر که عصاره تفکر ادیان الهی است، ضمن اعتقاد به خدا، به نقش او در آفرینش انسان و جهان، معتقد است. این نحله‌ باور دارد، تنها خداوند است که میتواند مسیر راهنمایی بشر را ارائه و او را در جهانی دیگر، جزا و پاداش دهد. به عنوان مثال راهی‌ که‌ «کی‌یر که‌گارد»، یکی از مهمترین متفکران این نحله، برای‌ تقرب‌ به‌ خدا برگزید، راه‌ «سیر از خود به‌ حق‌» بود که در مبانی ادیان الهی کاملا قابل توجیه است.
نکته قابل توجه این است که نسبت مهم اومانیسم مسیحی با سایر ادیان در شخص «حضرت عیسی(ص)» است. مسیحیت، «مسیح‏‌محور» است نه «خدامحور». از این رو میتواند نسبت مستقیمی بین اومانیسم و #مسیحیت برقرار نماید اما این در سایر ادیان الهی، این نسبت قدری پیچیده‌تر است.
همانطور که مشاهده میشود، اکثر تفکرات اومانیستی، ضدیت عمیقی با دین ندارند بلکه روش دستیابی به تجربه معنوی را منحصر در اجتماعات مذهبی و کلیسای کاتولیک ندانسته و اعتقاد دارند هر فردی به تنهایی میتواند به تجربه معنوی و الهی دست یابد، تجربه‌ای که در دوران #کرونا و ماه رمضان بسیاری از مسلمانان نیز آن را تجربه نمودند.
اومانیسم با #سکولاریسم تضادهای مهمی دارد، لذا برخلاف تصور برخی، اومانیسم، کفر و الحاد نیست بلکه روشی متفاوت در تجربه معنوی است.
@neveshttar
Post #99 384
ادامه یادداشت👆

⏪بخش دوم
شرايط فعلي منطقه و بين‌المللي نيز ابزارهاي کافي برای اهرم فشار آمريكا به اعضاي شوراي امنيت در راستای پذيرش اين طرح را فراهم کرده است. فشار شديد آمريكا بر چين به بهانه شيوع ويروس کرونا و درخواست تحقيقات بين‌المللي برای ريشه‌يابي شيوع اين ويروس و همچنين درخواست غرامت از چين بابت تلفات کرونا مي‌تواند يکي از ابزارهاي آمريكا در متقاعد‌کردن چين برای همکاري با آمريكا قلمداد شود. کاهش قيمت جهاني نفت و تقابل عربستان سعودي و روسيه نيز ابزار ديگري در اختيار آمريكا قرار داده تا با تحت فشار قرار‌دادن عربستان بتواند منافع روسيه را تأمين و نظر مثبت اين کشور را در‌این‌باره جلب کند.در چنين شرايطي، نقش چين و روسيه بسيار حياتي به نظر مي‌رسد و شايد با اميد عقد قراردادهاي تسليحاتي با ايران، از اين اقدام آمريكا حمايت نکنند. اگرچه همين امر نيز موقعيت ايران برای مذاکره و عقد قرارداد تسليحاتي با اين دو کشور را به‌شدت تنزل مي‌بخشد. موضع اتحاديه اروپا نيز در اين موضوع چندان شفاف نيست. هماهنگ‌کننده سياست خارجي اروپا روز گذشته اعلام کرد کاملا مشخص است که آمريكا ديگر يکي از طرفين برجام محسوب نمي‌شود؛ اما همانند ديگر اعضاي سازمان ملل مي‌تواند خواستار تحريم تسليحاتي ايران شود. از‌اين‌رو به نظر مي‌رسد آمريكا در متقاعدكردن اروپا کار دشواري پيش‌رو نداشته باشد. از منظر داخلي نيز، موفقيت ترامپ در لغو کامل برجام مي‌تواند برگ برنده خوبي در انتخابات آتي قلمداد شود؛ به‌ویژه اينکه در شرايط شيوع وسيع کرونا و افزايش بي‌سابقه بي‌کاري در آمريكا، شانس انتخاب مجدد او کاهش يافته است. مضافا اينکه حتي اگر ترامپ مجددا انتخاب نشود، برجام را به‌عنوان تنها ميراث باقي‌مانده اوباما به نحوي نابود کرده که رئيس‌جمهور بعدي آمريكا شايد هيچ وقت نتواند آن را احيا کند. به‌عنوان نتيجه‌گيري مي‌توان گفت ايده بازگشت به برجام و نابودي آن از منظر حقوق بين‌المللي شايد يک «مأموريت غيرممکن» به نظر برسد؛ اما تجربه نشان داده در سرزمين هاليوود، اجراي چنين مأموريت‌هايي، دور از ذهن نيست!
http://sharghdaily.com/fa/Main/Detail/263446/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%A2%D9%85%D8%B1%D9%8A%D9%83%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%8C-%D9%85%D8%A3%D9%85%D9%88%D8%B1%D9%8A%D8%AA-%D8%BA%D9%8A%D8%B1%E2%80%8C%D9%85%D9%85%DA%A9%D9%86

@neveshttar
روزنامه شرق بازگشت آمريكا به برجام، مأموريت غير‌ممکن سيد‌محمد‌هادي موسوي
Post #98 279
بازگشت آمريكا به برجام، مأموريت غير‌ممکن
سيد‌محمد‌هادي موسوي
(منتشر شده در روزنامه شرق مورخ 13 اردیبهشت 99)
◀️بخش اول
هفته گذشته خبري در رسانه‌ها منتشر شد که کارشناسان وزارت خارجه آمريكا طرحي را در دست بررسي دارند تا براساس‌آن، آمريكا به «برجام» بازگردد. براساس اين طرح، آمريكا پس از بازگشت به برجام، مدعي خواهد شد که ايران، برجام را نقض کرده و با استناد به بندهاي 36 و 37 اين توافق‌نامه، «مکانيسم ماشه» (Snapback) را فعال کند. هدف آمريكا از اين اقدامات، کشیدن مجدد پاي پرونده هسته‌اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل و فروپاشي برجام است. براساس بندهاي 36 و 37 برجام، اگر يکي از طرفين در اجراي تعهدات، نقض عهد کند، پس از طی‌کردن چند مرحله، پرونده به شوراي امنيت سازمان ملل ارجاع و برای «تمديد تعليق تحريم‌ها» رأي‌گيري خواهد شد. آمريكا اميدوار است با طي اين مراحل و استفاده از حق وتو، مانع تمديد تعليق تحريم‌ها شده و برجام را از اين طريق به نابودي بکشاند. در حقيقت مهم‌ترين غرض آمريكا از اين اقدامات، جلوگيري از لغو تحريم‌هاي تسليحاتي ايران است که براساس برجام، تا شش ماه ديگر اجرائي خواهد شد؛ اما آيا آمريكا مي‌تواند به برجام بازگردد؟ برای پاسخ به اين سؤال ابتدا بايد به ماهيت حقوقي برجام بپردازيم. برخي از حقوق‌دانان بين‌المللي، برجام را يک «معاهده» و ذيل «کنوانسيون وين ۱۹۶۹-حقوق معاهدات» مي‌دانند. برخي ديگر از حقوق‌دانان بين‌المللي، معتقدند برجام فاقد ارزش حقوقي بوده و صرفا «قطع‌نامه ۲۲۳۱» اهميت حقوقي دارد. همچنان که وزير امور خارجه آمريكا نيز اعلام كرد، برجام و قطع‌نامه 2231 از يکديگر مجزا هستند و هدف آمريكا، بازگشت به برجام نيست!

با‌اين‌حال اگر برجام را يک معاهده بين‌المللي قلمداد کنيم، براساس بيانيه وزارت خارجه و سخنراني رئيس‌جمهور آمريكا در ارديبهشت 97، اين کشور از عضويت (participation) در برجام، خارج (withdraw)، تمام امتيازات و وظايف خود را واگذار و هيچ حقي در برجام ندارد. از‌اين‌رو براساس ماده 9 کنوانسيون وين، بازگشت دوباره آمريكا به برجام، نيازمند موافقت بقيه اعضا و پذيرش تعهدات است که احتمالا مدنظر آمريكا نيست. ‏همچنين بازگشت به برجام، مستلزم انجام تعهدات طرفين (هم ايران و هم آمريكا) است که گرچه مطلوب ايران بوده؛ اما قطعا آمريكا چنين اراده و خواسته‌اي ندارد و نقض غرض آمريكا برای تمديد محدوديت‌هاي تسليحاتي ايران است.
چنانچه برجام را فاقد وجاهت حقوقي دانسته و صرفا قطع‌نامه 2231 شوراي امنيت را قابل استناد بدانيم، آمريكا از قطع‌نامه مزبور، خارج نشده و صرفا با قلدري، از اجراي آن سر باز زده است. در اين شرايط، آمريكا شايد بتواند اين ادعا را طرح کند که به‌عنوان يکي از اعضاي شوراي امنيت، خواهان اجراي مجدد اين قطع‌نامه و فعال‌کردن مکانيسم ماشه است. گرچه در اين شرايط نيز کارشناسان معتقدند دولت آمريكا پس از دو سال تکذيب برجام و سرباز‌زدن از تعهدات خود نمي‌تواند مجددا قطع‌نامه 2231 را اجرائي کند؛ اما پمپئو، وزير امور خارجه آمريكا، مدعي شد که واشنگتن از تمام ابزارهايش در سازمان ملل براي مقابله با لغو تحريم‌هاي تسليحاتي شوراي امنيت عليه ايران استفاده خواهد کرد و در اين زمينه با فرانسه و انگليس نيز رايزني کرده است. براساس گزارش‌ها، طرح آمريكا در راستای بازگشت به برجام شامل دو بخش است. در قدم اول، آمريكا با ارائه يک قطع‌نامه، خواهان تمديد تحريم تسليحاتي ايران خواهد شد؛ قطع‌نامه‌اي که احتمالا با مخالفت ديگر اعضاي شوراي امنيت مواجه خواهد شد؛ اما در مرحله دوم، چنانچه آمريكا نتوانست به هدف خود دست يابد، طرح اجراي قطع‌نامه 2231 را پيگيري خواهد کرد؛ چرا‌که اين کشور هرگز مدعي خروج از اين قطع‌نامه نشده است. شايد اين ادعا قدري دست‌نيافتني به نظر برسد؛ اما دولت ترامپ نشان داده است برای دستيابي به هدف خود از هيچ تلاشي دریغ نمی‌کند و با استفاده افراطي از ابزارهايي مانند تحريم، توانسته اهداف خود در سياست خارجي را محقق کند

ادامه یادداشت👇

@neveshttar
Post #97 388
کرونا و رفع تحریم، شاید وقتی دیگر
سیدمحمدهادی موسوی
(روزنامه شرق، 1 اردیبهشت 99)
پس از خروج آمریکا از #برجام و به واسطه تحریم‌های یک‌جانبه این کشور، ایران به‌شدت تحت تأثیر قرار گرفت. یکی از بخش‌هایی که اثرات تحریم‌ بر آن بیشتر مشخص شد، تحریم‌های بهداشتی و درمانی بود. گرچه مقامات آمریکایی بارها ادعا داشتند هدف تحریم‌ها اصلاح رفتار مقامات ایران و نه فشار به مردم ایران است از این‌رو، بخش درمان و ارسال تجهیزات پزشکی مشمول تحریم نیست اما شرکت‌های خارجی از ترس اقدامات قهری آمریکا و همچنین به دلیل مشکلات نقل و انتقال بانکی، توانایی انتقال و فروش تجهیزات پزشکی و درمانی به ایران را نداشتند. همین امر باعث شد دبه دلیل کمبود تجهیزات و مواد بهداشتی و درمانی بیماران سرطانی، بیماران خاص، کودکان پروانه‌ای و... ایران متحمل تلفات انسانی بسیاری شود. این اتفاق تلخ، فشار رسانه‌ای زیادی علیه تحریم‌های آمریکا در ایران و در ابعاد بین‌المللی به وجود آورد. حکم دادگاه بین‌المللی علیه تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا و تأکید بر عدم اعمال تحریم در بخش دارو و درمان نیز مزید بر علت شد تا آمریکا در یک فشار جهانی،قرار گیرد. فشار رسانه‌ای و دیپلماتیک مقامات ایرانی علیه تحریم‌ها باعث شد مقامات آمریکا در موضع ضعف قرار گرفته و حتی بسیاری از سناتورهای مخالف ایران نیز علیه ادامه تحریم‌های آمریکا در موقعیت کنونی موضع‌گیری کرده و درخواست کردند #آمریکا در شرایط فعلی، برخی از تحریم‌ها علیه ایران را لغو یا تعلیق کند. جهت کاهش فشار بین‌المللی، آمریکا مجبور شد دست به اقداماتی بزند تا به مردم دنیا و مردم ایران نشان دهد که اقدامات بشردوستانه، تحت شمول تحریم‌های این کشور نیست. در این راستا، دولت آمریکا در ابتدای سال ۲۰۲۰ مجوزی را با عنوان «جنرال لایسنس ۸» صادر کرد که در آن، به شرکت‌های خارجی مجوز می‌دهد اقلام بشردوستانه را به ایران صادر کنند. گرچه در همان مجوز نیز اشاره شده است این مجوز به هیچ وجه مشمول نقل و انتقالات پولی و بانکی نخواهد شد و بانک مرکزی ایران نباید در این نقل و انتقالات هیچ‌گونه نقشی داشته باشد. این مجوز به این معناست که شرکت‌ها و کشورهای خارجی صرفا می‌توانند به صورت بشردوستانه برخی اقلام بهداشتی و دارویی را به ایران ارسال کنند. پس از شیوع #کرونا، وزارت خزانه‌داری آمریکا طبق یک دستورالعمل جدید، اعلام کرد جنرال لایسنس ۸، شامل ارسال کمک‌های دارویی و درمانی و بهداشتی و تشخیصی مبارزه با کرونا به ایران نیز می‌شود از این‌رو برخی کشورها مانند #کره_جنوبی تلاش کردند با استفاده از این مجوز وزارت خزانه‌داری آمریکا، برخی اقلام مورد نیاز بهداشتی و دارویی را به ایران ارسال کنند. اما در این میان، شیطنت رسانه‌های فارسی‌زبان خارجی و ایراد اتهاماتی در خصوص همکاری #سپاه_پاسداران با وزارت بهداشت و درمان ایران در مبارزه با کرونا و فشار مقامات وزارت خارجه آمریکا باعث شد شرکت‌های کره‌ای از ترس عواقب مراوده با سپاه پاسداران (که از نظر آمریکا یک گروه تروریستی تلقی می‌شود) از ارسال کیت‌های تشخیصی کرونا به ایران صرف نظر کنند. از طرف دیگر دولت آمریکا سیاست تحریم و فشار حداکثری علیه #ایران را در پیش گرفته و اجازه هیچ‌گونه تساهل، اعطای معافیت یا امتیاز به ایران را نمی‌دهد چراکه نیک می‌داند هرگونه تساهل و تسامح در این خصوص، باعث ایجاد ترک و شکاف در دیوار مستحکم تحریم‌ها خواهد شد. صدور مجوز جنرال لایسنس نیز صرفا یک اقدام نمایشی برای حفظ وجهه آمریکا در شرایط فعلی است و عملا هیچ کشوری جرئت ارسال کمک بهداشتی و درمانی به ایران را نخواهد داشت. موضوع دیگری که باعث شد مقامات آمریکایی از اعطای امتیاز معافیت‌های پزشکی صرف‌ نظر کرده و جهت رد درخواست ایران به مقامات کره‌ای فشار وارد کنند، هم‌زمانی خبر ارسال کمک‌های پزشکی کره جنوبی به ایران با خبر آزادسازی منابع ایران در لوکزامبورگ بود. منابعی که پیش‌تر به دلیل درخواست آمریکا از دادگاه لوکزامبورگ، در این کشور بلوکه شده بود. بعد از رأی اولیه دادگاه لوکزامبورگ، امیدواری برای آزادسازی این اموال به وجود آمد که پیروزی دیپلماتیک و سیاسی بزرگی برای ایران در کارزار رفع تحریم و مقابله با آمریکا بود. اقدامی که به‌شدت با سیاست فعلی آمریکا مغایرت داشت از این‌رو آمریکا تلاش کرد هرگونه امیدواری برای رفع تحریم ‌به‌خصوص در شرایط فعلی و انتخابات پیش‌ِروی آمریکا را از بین ببرند.
بیماری کرونا شاید بسیاری از معادلات جهان امروز را به هم ریخته است اما تاکنون نتوانسته در تحریم‌های فلج‌کننده آمریکا در ایران، خللی ایجاد کند و به نظر می‌رسد تا پایان دوران ریاست‌جمهوری #ترامپ نیز تغییر خاصی اتفاق نخواهد افتاد.
https://gourl.page.link/cNui

@neveshttar
روزنامه شرق کرونا و رفع تحریم، شاید وقتی دیگر سیدمحمدهادی موسوی
Post #96 340
مصاحبه با سایت انصاف نیوز در خصوص دیپلماسی عمومی
"اولین بار در دولت آقای روحانی و با آقای #ظریف دیپلماسی عمومی را تجربه کردیم و در حال حاضر وزارت خارجه به صورت خاموش بر روی دیپلماسی عمومی کار می‌کند او همچنین از طرحی می‌گوید که در دست دارند و قرار است برروی شخصیت‌های سیاسی، فرهنگی، ورزشی و مقامات دیپلماتیک سابق و همه‌ی کسانی که در ابعاد داخلی و بین المللی یک بلندگویی دارند را در زمینه‌ی #دیپلماسی_عمومی فعال کنند. او معتقد است تقویت دیپلماسی عمومی برروی رفع تحریم موثر است و باید یک پروپاگاندای جهانی علیه #تحریم در دنیا شکل گیرد و حتی از افرادی مثل اسلاوی ژیژک که صحبت‌هایش رسانه‌ای می‌شود را به تهران دعوت کنیم."
ادامه در:
http://www.ensafnews.com/228059/%d9%be%db%8c%d8%b4%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%ac%db%8c%d8%af-%d8%aa%d9%81%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%af%db%8c%d9%be%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85/
انصاف نیوز واکاوی دلایل ناکارآمدی دیپلماسی عمومی ایران زهرا منصوری، انصاف نیوز: مجید تفرشی می‌گوید دیپلماسی عمومی راهکارهای ملی و دولتی است که هر کشوری دارد تا در عرصه‌ی منطقه‌ای و بین‌المللی بتواند منافع ملی و مصالح نظام خود را پیش ببرد. همچین معتقد است گاهی عرصه دیپلماسی عمومی عملا به محل فعالیت شخصی، بنگا‌ه‌های…
Post #95 395
♻️بازنشر به مناسبت ۲۹ فروردین♻️

خدای صحرا یا خدای دریا؟

📝روایت اول؛
روز ۵ اردیبهشت ماه ۱۳۵۹، سالروز عملیات "پنجه عقاب" یا همان عملیات نیروهای آمریکایی در صحرای طبس است.
پس از اشغال سفارت آمریکا در تهران و به نتیجه نرسیدن دیپلماسی جهت آزادی گروگانها، آمریکا با طراحی عملیاتی با همکاری عوامل داخلی، قصد داشت گروگانها را آزاد نماید.
آمریکایی‌ها مشابه این اقدام را بارها در نقاط مختلف دنیا انجام داده و موفقیت اقدام خود را قطعی تلقی می نمودند. به ویژه آنکه نیروهای دلتا (فرشتگان چارلی) لشگر ۱۰۱ هوابرد، زبده‌ترین و کارآمدترین نیروی ضد چریکی آمریکا، در این عملیات حضور داشت.
طبق پیش بینی سازمان هواشناسی آمریکا در آن روز و آن مکان، هیچگونه بادی نمی‌وزید اما زمان شروع عملیات، طوفان شن آغاز شد.
طوفان شن، باعث تاخیر رسیدن هلکوپترها به محل مورد نظر شده و ۲ هلکوپتر از ۶ هلکوپتر عملیاتی نیز دچار مشکل شدند. در جریان سوختگیری یکی از هلکوپترها نیز هواپیمای سوختگیری و هلکوپتر تصادف کرده و آتش سوزی مهیبی رخ داد و...
عملیات شکست خورده و باعث عقب نشینی نیروها گردید. در جریان این عملیات ۸ نیروی آمریکایی کشته، ۱ هلکوپتر و ۱ هواپیما نابود و چند هلکوپتر رهاسازی شدند. در حالیکه فقط یک ایرانی، آن هم بعد از فرار نیروهای دلتا و به طرز مشکوکی به شهادت رسید.

سالهاست در ادبیات رسمی و حاکمیتی، این شکست آمریکا به عنوان معجزه الهی قلمداد شده و با ماجرای حمله ابابیل به کاروان ابرهه مقایسه می‌شود.
از ابتدای انقلاب اسلامی، بارها و بارها لطف الهی در حوادث انقلاب و جنگ، شامل کشور ما گردیده است. قطعا سلسه حوادث رخ داده در واقعه طبس نیز غیرعادی بوده است. از طوفان پیش بینی نشده تا تاخیر بلاوجهه و تصادف و آتش سوزی هواپیما، همه اتفاقات غیرمترقبه‌ای بودند که آمریکایی ها هم به آن اذعان داشته و دارند به نحویکه یکی از حاضران در عملیات به فرمانده خود گفته بود؛ "فرمانده، اینجا آدم را می‏ترساند. اینجا من را به یاد آیات عذاب‌ها‌ی خداوند در تورات و عهد عتیق مخصوصا آیات کتاب حزقیال نبی و پیشگوئیهای اشعیای نبی در باره آخرالزمان می‌اندازد".

📝روایت دوم؛
روز ۲۹ فروردین ۱۳۶۷ بعد از برخورد یک ناو امریکایی با مین‌های کار گذاشته شده توسط ایران در تنگه هرمز، عملیات مشابه‌ای توسط نیروی دریایی آمریکا علیه تاسیسات نفتی و نیروی دریایی ایران در خلیج فارس انجام شد. در جریان "عملیات آخوندک" نه تنها تاسیسات نفتی میدان سلمان بلکه سه کشتی جنگی ایران(ناوچه‌های سهند و سبلان و قایق جنگی جوشن) توسط آمریکایی ها منهدم و ۵۵ نفر نیز به شهادت رسیدند. با افزایش تنش در خلیج فارس، ناوهای آمریکایی به این منطقه سرازیر شده و اندکی بعد نیز جنایت حمله به پرواز شماره ۵۶۶ ایران ایر توسط ناو آمریکایی رخ داد و تمام ۲۹۰ مسافر و خدمه آن به شهادت رسیدند.
بسیاری معتقدند یکی از عوامل پذیرش "قطعنامه ۵۹۸" همین عملیات آخوندک و حوادث متعاقب آن بوده است.

در رسانه‌های رسمی، روایت اول همواره تکرار و بر معجزه بودن آن تاکید شده اما روایت دوم تقریبا هیچگاه در رسانه‌های رسمی بیان نشده است.
سوالی که مطرح می‌شود این است که آیا خدای صحرا با خدای دریا تفاوت دارد؟
چرا همان خدایی که در صحرا، معجزه رقم زد، در دریا جلوی فاجعه را نگرفت؟

تَاَمُّل باید!
@neveshttar
Post #94 4.23K
کرونا و قانون اساسی!
سید محمد هادی موسوی

تمام دنیا امروز با ویروس #کرونا درگیر شده است. هر کشوری بنا بر ملاحضات خود روش جداگانه ای در جلوگیری از شیوع و درمان این بیماری را انتخاب نموده است. ارزش گذاری روش انتخاب شده در ایران هدف این یادداشت نیست بلکه هدف ما بررسی حدود و ثغور اختیارات تعریف شده در قانون اساسی در مواجه با پدیده های بحرانی مانند کرونا، تحریم، سیل و غیره است.
جهت درک بهتر مطلب، ابتدا به تفاوت اختیارات دولت در ایران و آمریکا می پردازیم. علت انتخاب آمریکا از این رو است که این کشور چه در حوزه حکمرانی و چه در حوزه اقتصادی یکی از لیبرال ترین کشورهای دنیاست و دخالت دولت در جامعه و اقتصاد در حداقل میزان خود قرار دارد.
در آمریکا با وجود آنکه تفکیک قوا به معنای استقلال قوا وجود دارد، رئیس دولت این اختیار را دارد تا در موارد اضطراری، با اعلام وضعیت فوق العادهT بودجه های مورد نیاز را بدون اتلاف وقت جهت طی سیر قانونی تصویب در کنگره، در اختیار بگیرد. همچنین رئیس جمهور آمریکا، که همزمان فرمانده کل قواست، با وجود آزاد بودن اقتصاد این کشور، می تواند در شرایط خاص، علاوه بر صنایع دولتی و نظامی، شرکتها و صنایع خصوصی را نیز مجبور به تامین مواد و تجهیزات مورد نیاز در شرایط بحران نماید. نظام حزبی-ریاستی در #آمریکا نیز یکی از ابزارهای رئیس دولت جهت مقابله با بحران است. به عنوان مثال اگر یکی یا هر دو مجلسین آمریکا در اختیار حزب حاکم باشد به راحتی می تواند مصوبات لازم را اخذ نماید(مانند تایید بسته 2هزار میلیاردی نجات اقتصاد آمریکا). حتی در صورت در اختیار نداشتن اکثریت مجلسین، رئیس قوه مجریه این اجازه را دارد که مصوبات کنگره را وتو کند(البته با شرایط خاص). این اختیارات ویژه که با روح لیبرالیستی حاکم بر قانون اساسی و جامعه آمریکا در تضاد است، صرفا جهت موارد بحرانی، طراحی شده به قوه مجریه اجازه می دهد تمام امکانات لازم جهت مقابله با بحران را در اختیار داشته باشد.
اما در ایران، اولا رئیس دولت، فرماندهی نیروهای نظامی و انتظامی را در اختیار ندارد و در مواقع بحرانی لازم است با مجوز شورای امنیت ملی که در نهایت باید به امضا رهبری برسد یا مجوز خاص از شخص رهبری که از طریق ستاد کل نیروهای مسلح به نیروهای نظامی ابلاغ می شود(بوروکراسی فراوان)، از امکانات این نیروها استفاده نماید. همچنین نهاد دولت عملا 50 درصد اقتصاد و صنعت کشور را در اختیار دارد و کارتلهای بزرگ اقتصادی که عموما به صورت نهادهای غیر دولتی یا نیمه خصوصی هستند عملا در اختیار دولت نیست. دولت هم این اجازه را ندارد که در شرایط بحرانی از امکانات صنایع خصوصی جهت مقابله با بحران استفاده نماید. از طرف دیگر نه تنها نظام حزبی-ریاستی در ایران برقرار نیست بلکه رئیس قوه مجریه حق وتو کردن مصوبات مجلس را ندارد، مضافا اینکه نهاد دیگری به نام مجمع تشخیص مصلحت نظام در قانون گذاری کشور وجود دارد که عملا دست روسای دولتها جهت گرفتن مصوبات لازم را می بندد (مانند آنچه بر سر لوایح FATF در شرایط تحریم آمد). دولت همچنین قابلیت استفاده از منابع ارزی و مالی خارج از بودجه، مانند صندوق توسعه ملی، را ندارد اما با گرفتن مجوز از رهبری(برخلاف قانون صندوق توسعه ملی) اقدام به برداشت مبالغ لازم جهت مقابله با بحران می نماید.
#قانون_اساسی_ایران، در تفکیک قوا از لیبرال ترین کشورهای جهان نیز لیبرال تر است چرا که تفکیک قوا به معنای "جدایی قوا" در آن وجود دارد. هدف قانونگذار، توزیع دانسیته قدرت در ارکان نظام بوده لکن همین توزیع قدرت خود باعث تمرکز قدرت در یک نقطه شده چرا که جدایی قوا، ابزار حکمرانی را در اختیار آنها نمی دهد و مستمرا لازم است که به اجازات رهبری رجوع شود و اینگونه دانسیته قدرت در یک نقطه تجمیع می شود.
همین مشکلات قانون اساسی و نظام سیاسی ایران باعث شده در مقابله با بحرانهایی مانند تحریم، سیل، زلزله و کرونا، دولت قدرت تصمیم گیری و اجرایی کافی نداشته باشد از این رو در پی یافتن راه حلی جهت دور زدن ساز وکار قانون اساسی بر می آید و همین کار، اعتبار قانون اساسی زیر سوال می برد.
در دولت قبل، جهت مقابله با تحریم، «ستاد تدابیر ویژه اقتصادی» تشکیل گردید که مصوبات آن با تایید رهبری نهادهای قانونی کشور را دور می زد. در دولت فعلی نیز «شورای هماهنگی سران قوا»، عملا مجلس و نهادهای قانونی کشور را از حیز انتفاع ساقط نموده است(نمونه آن در سهمیه بندی بنزین مشاهده شد).
کرونا، شاید پیش فرض مردم در مورد پیشرفته بودن کشورهایی مانند آمریکا در مقابله با بحرانها را به چالش کشید اما آنچه مهم است، فازغ از موفقیت یا شکست این کشور در مقابله با بحران، پیش بینی سازوکارهای قانونی در این شرایط است به نحویکه نیاز نباشد قانون اساسی را تضعیف و بلااستفاده نمود.

@neveshttar
Post #93 760
آیا #کرونا_را_شکست_می‌دهیم؟

سید محمد هادی موسوی

فرض کنید یک قالیچه تاریخی در منزل شما وجود دارد که دچار آتش سوزی می‌شود، شما با سرعت عمل خود، می‌توانید آتش را خاموش کنید اما به هر حال تکه‌ای از این قالیچه، می‌سوزد. در این شرایط شما در عملیات نجات قالیچه موفق بودید؟ قالیچه‌ی تاریخی که گوشه آن سوخته است ارزش سابق را دارد؟

📌این روزها تمام دنیا تحت تاثیر گسترش ویروس مرگبار #کرونا و اخبار آن است. کرونا، از یک بیماری همه گیر جهانی خارج شده و به یک بحران بین المللی در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتی ورزشی، تبدیل شده است. هر کشوری، به روش خود درحال مبارزه با این ویروس و تبعات آن شده اما "کرونا را شکست می دهیم" تبدیل به شعاری فراگیر در تمام جهان گردیده است. این شعار، در شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های جمعی، بیلبوردهای خیابانی و حتی سکوهای ورزشگاهی در ایران و جهان مورد استفاده قرار گرفته است. قطعا دنیا می تواند بحران کرونا را پشت سر بگذارد و قطعا این شعار یک دلگرمی به همه جهانیان خواهد بود اما یک سوال وجود دارد که آیا ما در ایران واقعا می توانیم کرونا را شکست بدهیم؟!

📌منظور از این سوال، این نیست که شیوع کرونا را نمی توانیم متوقف کنیم و یا تا ابد این ویروس در کشور ما یکه تازی می‌کند یا دچار خود تحقیری نسبت به بقیه کشورهای دنیا شده باشیم، بلکه بحث بر سر کلمه «شکست» است. شکست کرونا دقیقا چه معنایی دارد؟
آیا مثلا اگر تعداد مبتلایان کمتر از یک میلیون نفر و تعداد تلفات کرونا زیر صد هزار نفر باشد، کرونا را شکست داده ایم یا اینکه اگر بتوانیم تعداد مبتلایان را به کمتر از صد هزار نفر رسانده و تعداد تلفات زیر هزار نفر باشند بر کرونا فائق آمده‌ایم؟

حدِ شکستِ کرونا دقیقا کجاست؟ چه زمانی می‌توانیم ادعا کنیم کرونا را شکست داده‌ایم؟ مثلا روزیکه تعداد افراد مبتلا و تعداد تلفات آن صفر شود، کرونا را شکست داده‌ایم؟

📌جواب دقیقی برای این سوالات وجود ندارد اما واقعیت این است که کرونا، مانند هر پدیده دیگری مثل #تحریم، مثل #حکمرانی_بد و یا حتی مثل #جنگ، پدیده‌های «شکست ناپذیر» با اثرات «برگشت ناپذیر» هستند. مسئله ما در این یادداشت "کمیت" و "کیفیت" خسارت نیست بلکه بر سر "کلیت" خسارت، بحث می‌کنیم. کرونا از روز اولی که جان یک نفر از ما را گرفت، ما را شکست داده است. جان تک تک شهروندان ایران، و در ابعاد بزرگتر تک تک مردم جهان، عزیز است و از دست رفتن یک نفر، یک شکستِ برگشت ناپذیر محسوب می‌شود بنابراین نمی‌توان بعد از دادن تلفات هزاران نفری در موضوع کرونا، مدعی شکست آن شد. چگونه از دست دادن هزاران نفر، از بین رفتن هزاران شغل و تبعات اجتماعی و اقتصادی ناشی از گسترش این ویروس در محاسبات مربوط به شکست، نادیده گرفته می‌شود؟

📌بحث بر سر کرونا و کاهش یا افزایش تلفات آن به یک طرف اما نقطه ثقل بحث ما بر سر «سوگیری شناختی» در مورد "شکست" است. بارها مسئولان ما در صحبتهای خود مدعی شده اند که تحریمها شکست خورده، کمپین فشار حداکثری آمریکا شکست خورده، عراق در جنگ با ایران شکست خورده، سیاستهای آمریکا در منطقه شکست خورده و...اما "شکست" در این موارد، چه معنایی دارد؟
ممکن است بالاخره روزی تحریمهای ایران رفع شود اما جان هزارن بیماری که بخاطر نداشتن دارو، فدا شدند، سرمایه‌ی هزاران کارآفرینی که بخاطر تحریم، ورشکست شدند، شغل هزاران کارگری که بخاطر تحریم بیکار شدند، جایی برای جشن گرفتنِ شکستِ دشمن باقی می‌گذارد؟

📌یک جامعه، مانند یک قالیچه قدیمی و نفیس که طی هزاران سال توانسته است دوام بیاورد، تنیده در تارپودهای متعدد و گره خورده‌ است. خانواده، اقتصاد، فرهنگ، تاریخ، ورزش، هنر، سبک زندگی و غیره، "تار" های یک جامعه هستند که در "پود" تک تک افراد جامعه تنیده شده‌اند. اگر خدای ناکرده بخشی از این قالیچه گرانبها، آتش بگیرد، آیا میتوان ادعا کرد همان ارزش و همان کارکرد سابق را دارد؟
اندک انگاری خسارتهای جانی، مالی، روانی و اجتماعی کرونا، تحریم، جنگ و غیره، آفتی است که در لفافه شعارهای حماسی و هیجان انگیز به راحتی فراموش می‌شود در صورتیکه به تعبیر قرآن از بین رفتن فقط یک فرد از جامعه، مانند از بین رفتن کل جامعه است. این جامعه، پاره پاره و هزار جریب نیست که اگر تعداد تلفات کرونا کمتر از هزار نفر شد، بتوانیم ادعای پیروزی کنیم. آن هزار نفری که تاکنون بر اثر ابتلا به کرونا از بین رفته‌اند، هر کدام یک "پود" از این قالیچه ارزشمند بوده اند که اکنون دیگر وجود ندارند. پودهایی که در کنار من و شما، استحکام این قالیچه را محکمتر و ماهیت جامعه ما را می‌ساختند.

🖋کرونا می‌گذرد اما کاش بلاخره یاد بگیریم، "علاج واقعه قبل از وقوع" کنیم و واقعا بحران را شکست دهیم. کاش یاد بگیریم در محاسبات شکست و پیروزی، تمام داده و ستانده‌ها را به حساب بیاوریم.

@neveshttar
Post #92 364
ایران تا 1400
سیدمحمدهادی موسوی
روزنامه شرق 28 اسفند 98
(بخش دوم)
مسئله مهم دیگری که در سال جاری بر وضعیت سیاسی و اقتصادی ایران تأثیرگذار خواهد بود، انتخابات پیش‌روی ایالات متحده آمریکاست. چالش اصلی ترامپ در انتخابات پیش‌رو، نه رقبا که عملکرد خود اوست. تأثیر تصمیمات خلق‌الساعه و کوتاه‌مدت اقتصادی او به مرور در حال بروز است. فاجعه کرونا و تأثیرات شدید اقتصادی آن بر اقتصاد آمریکا نیز مزید بر علت شده است. اگر دولت ترامپ نتواند تبعات این ویروس بر اقتصاد خود در چند ماه آتی را کنترل کند، پاشنه آشیل او در انتخابات ریاست‌جمهوری خواهد بود. انتخاباتی که نتیجه آن هرچه باشد، سرنوشت تحریم‌های ایران را تعیین می‌کند. اگر شرایط به همین منوال بگذرد و دولت ترامپ به کار خود ادامه دهد، احتمال مذاکرات مستقیم دولت بعدی ایران (احتمالا دولت اصولگرا) و دولت آمریکا وجود دارد. مذاکراتی که در جهت تکمیل برجام بايد پیش رود. اما اگر دموکرات‌ها بتوانند ترامپ را از کاخ سفید اخراج کنند، اوضاع متفاوت خواهد بود چراکه بازگشت به برجام، قول هر دو نامزد اصلی دموکرات‌ها است. با این حال، حداقل در سال آتی اتفاق خاصی در زمینه رفع تحریم‌های ایران نخواهد افتاد. گرچه ممکن است تسهیلات اتحادیه اروپا و چین (به خاطر حمایت‌های ایران در موضوع کرونا) بتواند بخش اندکی از تبعات تحریم را خنثی کند.
در مسائل منطقه‌ای، اتفاقات دو کشور عراق و افغانستان در سال آتی بسیار سرنوشت‌ساز است. درگیری‌های مستقیم و نیابتی ایران و آمریکا در عراق و مصوبه مجلس عراق در اخراج نظامیان آمریکایی چالش‌های فراوانی را طی ماه‌های پیش‌رو در این کشور ایجاد خواهد کرد. این در حالی است که وضعیت سیاسی داخلی این کشور نیز بیش از هر زمان دیگری آشفته است. عراق عملا حدود یک سال است که دولتی ندارد و همین وضعیت باعث شیوع درگیری‌های قبیله‌ای و ظهور مجدد داعش خواهد شد. این اتفاقات بر وضعیت سیاسی و اقتصادی ایران تأثیرات عمیقی خواهد گذاشت، مضافا اینکه احتمال درگیری‌های بیشتر نظامی ایران و آمریکا در عراق روزبه‌روز مضاعف می‌شود.
در افغانستان نیز وضعیت مشابهی برقرار است. این کشور هنوز نتوانسته تبعات انتخابات ریاست‌جمهوری را مدیریت کند و عملا صاحب دو رئیس‌جمهور است. در چنین شرایطی، طالبان که حدود 30 درصد خاک افغانستان را نیز در اختیار دارد، با دولت آمریکا توافق‌نامه صلح امضا کرده است؛ توافق‌نامه‌ای که دولت مرکزی از آن اطلاعی ندارد. طی ماه‌های آتی کشمکش‌های چهارگانه عبدالله‌ عبدالله، اشرف غنی، طالبان و آمریکا، این کشور را چندپاره می‌کند. در صورتی که طالبان بتواند در آینده سیاسی افغانستان نقش جدی ایفا کند، آنگاه چالش دیپلماتیک مهمی بین ایران و افغانستان رخ خواهد داد. البته حضور طالبان در ساختار سیاسی افغانستان منوط به حل مشکلات داخلی و میانجی‌گری آمریکاست. از طرف دیگر، تضاد منافع بازیگران دیگری مانند عربستان، پاکستان و ایران باعث خواهد شد ماتریس معادلات سیاسی در افغانستان پیچیده‌تر از قبل شود. هرکدام از این کشورها، منافع متفاوتی نسبت به صلح‌نامه طالبان دارند و قطعا تضاد منافع آنها در طول سال جاری وضعیت افغانستان را پیچیده‌تر خواهد کرد. همه این اتفاقات تبعات سیاسی، امنیتی بر ایران خواهند داشت.
موضوع مهم دیگر طی یک سال پیش‌رو، وضعیت سیاسی اسرائیل است. در این کشور طی سال گذشته سه‌بار انتخابات برگزار شده، اما هیچ‌کدام از دو حزب اصلی نتوانستند دولت ائتلافی، تشکیل دهند و احتمال دارد برای بار چهارم نیز انتخابات برگزار شود. مشکل اساسی در تشکیل دولت، شخص نتانیاهو است. برخی از احزاب به شرط عدم حضور او در پست نخست‌وزیری حاضر به تشکیل ائتلاف هستند، اما حزب لیکود نیز حاضر به کنارگذاشتن نتانیاهو نیست. از طرف دیگر عدم توافق احزاب افراطی با احزاب عربی نیز مزید بر علت شده است. نتیجه تشکیل دولت اسرائیل هرچه باشد، اما افزایش درگیری‌های غیرمستقیم ایران و اسرائیل در سوریه، طی ماه‌های آتی قابل پیش‌بینی است. اگر نتانیاهو مجددا انتخاب شود، همین رویه موجود را پی خواهد گرفت و چنانچه گانتس بتواند دولت تشکیل دهد، مجبور است برای همراهی احزاب افراطی، حمله به منافع ایران را در دستور کار خود قرار دهد.
درمجموع می‌توان گفت دورنمای سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک ایران طی سال آتی، جالب‌توجه نیست و حتی اگر بلایای طبیعی نازل نشود هم سال خوبی را پیش‌رو نخواهیم داشت.

http://sharghdaily.com/fa/main/detail/261419/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-1400-

@neveshttar
روزنامه شرق ایران تا 1400 سیدمحمدهادی موسوی
Post #91 278
ایران تا 1400
سیدمحمدهادی موسوی
روزنامه شرق 28 اسفند 98
(بخش اول)
سال آینده چگونه خواهد بود؟ این سؤالی است که این‌روزها بسیاری از خود یا دیگران پرسیده‌اند. در این یادداشت قصد داریم دورنمای ایران تا سال 1400 را از جنبه‌های مختلف بررسی کنیم.
بدون شک مهم‌ترین چالش سال آتی، تأثیرات بیماری همه‌گیر «کرونا» در ایران و جهان است. گرچه ممکن است در ماه‌های پیش‌رو، شیب شیوع این بیماری کاهش و حتی کنترل شود اما تبعات اقتصادی و حتی دیپلماتیک آن حداقل تا پایان سال 2020 وجود خواهد داشت. کرونا باعث مرگ هزاران نفر و سقوط بازارهای اقتصادی و تجاری جهان شد. زیان اقتصادی این ویروس، احتمالا فراتر از هزار میلیارد دلار در جهان خواهد رسید. این ویروس باعث رکود جهانی در بخش‌های مختلف صنعت، گردشگری و خدمات شده از این‌رو تقاضا جهت انرژی و کالا در ماه‌های آتی کاهش خواهد یافت. این کاهش تقاضا، اثر خود را بر بازار نفت بیش از بخش‌های دیگر نشان می‌دهد. شوک اولیه به بازار نفت بر اثر رکود جهانی ناشی از کرونا در روزهای اخیر قیمت نفت را به 30 دلار در هر بشکه رسانید. عدم همکاری روسیه با اوپک جهت کاهش عرضه و رقابت این کشور با عربستان و آمریکا در بازار نفت، عامل تشدید این سقوط بود. تبعات این سقوط بازارهای بزرگ مالی جهان را نیز تحت تأثیر قرار داد و شاخص تمام بورس‌های مطرح جهان در چند روز اخیر منفی بوده است. روسیه تلاش دارد قیمت نفت را زیر 40 دلار نگه دارد تا شیل‌اویل آمریکا صرفه اقتصادی نداشته باشد و از این طریق تحریم‌های آمریکا علیه انتقال گاز روسیه به اروپا را جبران کند. در رقابت با عربستان سعی دارد همچنان بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت جهان باقی بماند و بتواند موقعیت خاورمیانه‌ای خود را با کنترل عربستان تثبیت کند. چنانچه تأثیرات کرونا همچنان ادامه داشته و تعادل عرضه و تقاضا برقرار نشود، ممکن است روند کاهشی قیمت نفت مضاعف شود گرچه برخی تحلیلگران امید دارند با شروع مسافرت‌های تابستانی در آمریکا، تقاضای نفت افزایش یابد که احتمالا به دلیل تبعات شیوع کرونا حجم سفرهای تابستانی آمریکا کاهش چشمگیر داشته و تأثیر سنتی خود بر بازار نفت را از دست بدهد.
همه این اتفاقات، خبر خوشی برای ایران نیست. درحالی‌که صادرات نفت ایران به حدود 500 هزار بشکه در روز رسیده، کاهش حدود 50درصدی قیمت نفت، کسری بودجه زیادی برای دولت ایجاد می‌کند. در شرایط تقاضای محدود نفت، ایران مجبور است امتیازات و تخفیفات ویژه‌ای به خریداران بدهد؛ از این رو در صورت تثبیت قیمت نفت در محدوده 30 تا 40 دلار، قیمت فروش نفت ایران از این مقدار نیز کمتر خواهد بود. مشکل مضاعف دیگری که در زمینه نفت به وجود خواهد آمد، دسترسی به منابع ارزی و هزینه‌های دورزدن تحریم و نقل و انتقال ارز است. معضلی که با برگشت به لیست سیاه FATF مضاعف نیز خواهد شد. تأثیرات بازگشت به لیست سیاه این نهاد، در ماه‌های آتی، در نقل و انتقالات ارزی صعوبت ایجاد خواهد کرد. در چنین شرایطی تأمین منابع ارزی کشور بیش از پیش سخت می‌شود، واردات مواد اولیه و صادرات کالای غیرنفتی نیز دچار کاهش شده و در نهایت باعث افزایش هزینه‌های تولید و تشدید رکود تورمی در جامعه خواهد شد. بنابراين از دیدگاه درآمد ارزی نفتی، چنانچه شرایط بین‌المللی تغییر نکرده و در سیاست‌های پولی و مالی بانک مرکزی تغییرات جدی صورت نگیرد، زخم‌های واردشده از تحریم بر پیکر نحیف و کم‌جان اقتصاد ایران، عمیق‌تر خواهد شد.
از نظر اقتصاد خرد، به‌طور تاریخی و سنتی، تأثیرات کاهش درآمد ارزی دولت تا چندین ماه پس از آن نیز در بخش‌های مختلف به‌خصوص خدمات، وجود خواهد داشت از این رو حتی اگر اتفاق مهمی در تعادل بین عرضه و تقاضای نفت بیفتد نیز در یک سال آتی بازار خدمات ایران دچار رکود خواهد شد. برخی پیش‌بینی‌ها حاکی از آن است که بازار داخلی رکود حدود 30درصدی را در سال 99 تجربه خواهد کرد.
(ادامه در بخش دوم 👇👇👇)

@neveshttar
Post #90 378
مصاحبه با سایت انصاف نیوز در خصوص انتخابات آمریکا
سید محمد هادی موسوی تحلیلگر درباره اینکه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در میان حزب دموکرات سندرز یا جو بایدن کدام رئیس جمهور شوند به نفع ایران خواهد بود می‌گوید: نصف راه طی شد، و جو بایدن سه شنبه‌ی بزرگ را برد اما همین ممکن است محرکی باشد برای بقیه‌ی ایالت‌ها که دوباره سندرز را به میدان رقابت برگردانند. به این دلیل که نصف دیگر ایالت‌ها مانده و هنوز پیروزی بایدن قطعی نیست و اختلاف‌شان هم اختلاف فاحشی نبود؛ گرچه بایدن جهش قابل توجهی داشت.
بخاطر اتفاقات سال ۲۰۱۶ که در حزب دموکرات کودتایی علیه سندرز اتفاق افتاد، بعید نیست بدنهی این حزب یک جنبشی به نفع او انجام دهد. بنابراین تا نتیجه نهایی معلوم شود، بین این دو هنوز چیزی مشخص نیست.
او در ادامه گفت: اینکه از میان بایدن یا #سندرز کدام به نفع ایران خواهد بود؛ موضوع این است که رئیس جمهور امریکا هیچ وقت به نفع منافع ایران کاری را انجام نمی‌دهد. اما در سیاست‌گذاری‌ها -حداقل در یک مورد برجام- اگر به مواضع این دو نفر نگاه کنیم، هر دو معتقد هستند که امریکا باید به برجام برگردد، اما با تفاوت‌هایی.
سندرز معتقد است که #برجام فعلی باید با همین مفاد و شکل واقعی‌اش ادامه پیدا کند و کارکرد داشته باشد که شاید گزینه مطلوب ایران هم همین باشد. ولی بایدن معتقد است من به برجام برمی‌گردم و تحریم‌ها را برمی‌دارم ولی تبصره‌ای به برجام خواهم زد و برجام باید پیوست‌های جدیدی داشته باشد، باید افق هسته‌ای آن تغییر کند، باید یکسری مسائل موشکی و منطقه‌ای به آن اضافه شود. اگرچه این تصمیم مطلوب حاکمیت نیست ولی در نهایت فکر میکنم اگر بایدن رئیس جمهور شود باز هم ما مجبوریم پای میز مذاکره بشینیم. لذا دو دوتا چهارتا حساب کنیم، در حقیقت شاید شعارهای فعلی سندرز نسبت به بایدن برای ایران مطلوب‌تر است؛ البته عملکردها هنوز معلوم نیست.
همچنین موسوی درباره اینکه ببن سندرز یا #بایدن کدام یک ترامپ را می‌توانند شکست دهند گفت: این خیلی پیچیده است. چند پارامتر وجود دارد که در هم یک ماتریس عجیب و غریب می‌سازند: پارامتر اول این است که تا به حال هیچ رئیس جمهوری در دوره اولش استیضاح نشده است و بر اساس مدل‌هایی که در آمریکا است، اگر رئیس جمهوری استیضاح شود امکان رای نیاوردنش خیلی زیاد است.
پارامتر دوم اینکه تابحال هیچ رئیس جمهوری در آمریکا دو بار با رای الکترال مخالف، رئیس جمهور نشده است. آرای عمومی ترامپ در دور قبل، حدود ۲ میلیون رای از کلینتون کمتر بود، اما آرای الکترال مخالف، باعث شد رئیس جمهور شود.
پارامتر سوم این است که یک بخشی از سیاه پوست‌ها و اقلیت‌های مذهبی که انتخابات قبلی آمریکا برایشان علی السویه بود، بعد انتخاب ترامپ به تحرک واداشته شدند و در این انتخابات احتمال دارد حضور بیشتری پیدا کنند؛ اگرچه حزب جمهوری خواه کارهایی کرده تا تعداد رای دهندگان ایالت‌های سیاه پوست کم شده. نکته بعدی اینکه اصطلاحا رای‌های الکترال آونگی که خیلی تعیین کننده است و ایالت‌های کوچک آمریکا هستند، اینها بشدت به اقتصاد وابسته هستند، یعنی اقتصادشان تعیین کننده‌ی رای است. الان اقتصاد آنها با این این درگیری‌هایی که ترامپ روی تعرفه‌های تجاری راه انداخت، قدری دچار مشکل شد. در چند وقت اخیر سقوط سهامشان و نشان دادن تاثیرات استراتژی‌های کوتاه مدت #ترامپ خیلی متاثر است؛ به همین علت‌ها واقعا پیچیده است و نمی‌توان پیش‌بینی کرد.
گر امروز از من بپرسید، معتقدم ترامپ رای می‌آورد؛ اما تا آن روز عوامل بسیاری می‌تواند اثرگذار باشد؛ اینکه از حزب دموکرات چه کسی بیاید خیلی متفاوت است و معتقدم اگر بایدن بیاید حتما شکست می‌خورد؛ البته این حتما که می‌گویم با فرض ثابت بودن باقی عوامل است. اما سندرز می‌تواند جنبشی را علیه ترامپ راه بیندازد؛ چون بحث وال‌استریت و ۹۹ درصدی ‌ها هم بوده می‌تواند نسبت به بایدن جنبشی ایجاد کند. بایدن نماد طبقه حاکمی است که قبلا نامزد ریاست جمهوری بوده، معاون رئیس جمهور بوده و از نظر مردم جزئی از حاکمیت است. اما سندرز آدمی است از بیرون و این می‌تواند اتفاقی باشد چون در دهه‌ی اخیر در دنیا افراد گمنام بیشتر شانس پیروز شدن دارند. چون مردم به دنبال تغییر هستند. در آمریکا هم بحث جدی وجود دارد که برای گذر از دوران نئولیبرالیسم و لیبرالیسم جدید احتیاج به تفکرات سوسیالیستی داریم؛ یعنی از‌ نظر فکری هم بخشی از جامعه‌ی فرهیخته و جوان، آماده‌ی پذیرش سندرز است.
https://gourl.page.link/AE8N

@neveshttar
انصاف نیوز آینده سیاست ایران مقابل آمریکا: سندرز، بایدن یا ترامپ؟ | پایگاه خبری تحلیلی انصاف نیوز بابک مجیدی، انصاف نیوز: محمد بهشتی‌پور درباره گزینه مطلوب ایران از میان سندرز و بایدن می‌گوید: ترامپ رقیب قوی و قدرتمندتری نسبت به جو بایدن و سندرز است. سندرز حرفی برای گفتن مقابل ترامپ دارد اما شانسی ندارد. اما بایدن حرفی برای گفتن و هم شانسی برای پیروزی…
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →