انرژی هستهای حق مسلم ماست؟
سید محمد هادی موسوی
اوایل دهه هشتاد شمسی، شعار "انرژی هستهای حق مسلم ماست" در کشور طنین انداز بود. حق مسلم دانستن #انرژی_هستهای را میتوان قاطع ترین شعار پس از انقلاب قلمداد کرد چراکه، مردم ایران طی این چند دهه هیچ موضوعی-حتی آزادی، اقتصاد، شغل، رونق اقتصادی، انتخابات عادلانه - را به عنوان «حق مسلم» معرفی نکرده بودند. اما امروزه، حتی در رادیکال ترین تجمعات نیز، این شعار تکرار نمی شود. به راستی چه اتفاقی افتاد که این شعار و عقیدهی پشت آن به محاق رفت؟
در دهه هشتاد، مردم به شدت، تحت تاثیر تک رسانه آن زمان، صداوسیما، بودند. به دلیل نبود شبکههای اجتماعی و عدم توسعه اینترنت، جامعه روشنفکری، ارتباطات کمی با بدنه جامعه داشت و شناخت مردم از جهان پیرامون، محدود به روایتهای صداوسیما بود. به دلیل درآمد سرشار نفتی، ایران در یکی از بهترین دورانهای اقتصادی خود به سر می برد و تحریمهای هستهای هنوز بر کشور، تاثیر، نگذاشته بود. در چنین شرایطی، مردم دستیابی به انرژی هستهای را حق مسلم خود می دانستند. اما منظور از انرژی هستهای ، نه خود انرژی هستهای بلکه "حق غنی سازی اورانیوم" بود. ایران چه در بعد حکمرانی و چه در بعد عمومی همواره تاکید داشته است که #غنی_سازی_اورانیوم براساس حقوق بین المللی، حقی انکار ناپذیر است.
حق غنی سازی اورانیوم برای تمام کشورها گرچه به صورت صریح در "معاهده بین المللی منع گسترش سلاح های هستهای (NPT) "مشخص نشده لکن در بند 4 این معاهده به نحوی این حق، به رسمیت شناخته شده است. گرچه برخی کشورهای غربی، تفسیر خود از این بند را دارند.
انرژی هستهای در زمینه های مختلفی مانند پزشکی، حمل و نقل، کشاورزی، آب و فاضلاب، نفت و گاز، میراث فرهنگی، انرژی، خودرو سازی، فولاد، معدن و غیره کاربردهای فراوانی دارد اما استفاده از این مزایا لزوما به معنای داشتن غنی سازی اورانیوم نیست. کمتر از ده کشور در دنیا، دارای تکنولوژی غنی سازی اورانیوم هستند در حالیکه بیش از 50 کشور از انرژی هستهای استفاده می کنند!
کشورهایی مانند ژاپن، آمریکا، روسیه، چین، مستقلا دارای تاسیسات غنی سازی اورانیوم هستند و کشورهایی مانند فرانسه، اسپانیا، بلژیک و ایتالیا در قالب کنسرسیوم "یورودیف" و انگلیس و آلمان نیز، در قالب کنسرسیوم "یورنکو" اقدام به غنی سازی اورانیوم می کنند. بجز این کشورها، برزیل، پاکستان، هند، ایران، کره شمالی و اسرائیل نیز دارای تاسیسات غنی سازی هستند. اما اگر غنی سازی اورانیوم، حق مسلم همه است چرا مابقی کشورها دست به این اقدام نمی زنند؟
تاسیسات غنی سازی اورانیوم، مانند صنعت هواپیماسازی و خودروسازی، نیازمند سرمایهگذاری فراوان و صرف هزینههای بسیار است. همچنین به دلیل امکان دسترسی به بمب هستهای، هزینه های سیاسی بسیاری برای کشورها دارد از همین رو، عمدتا کشورهای پیشرفته و با اقتصاد مترقی، در پی غنی سازی اورانیوم هستند. مضافا اینکه دسترسی به منابع اورانیوم طبیعی یکی از مهمترین عوامل اقتصادی در توجیه پذیری غنی سازی اورانیوم است. جالب آنکه کشورهای استرالیا، کانادا، قزاقستان و آفریقای جنوبی که به تنهایی حدود 50 درصد از منابع اورانیوم طبیعی جهان را در اختیار دارند، هنوز صاحب صنعت غنی سازی اورانیوم نیستند!
براساس معاهده بین المللی منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT)، کشورهای دارای اورانیوم غنی شده، باید دسترسی تمام کشورها به این ماده را فراهم نمایند. در تاریخچه تقریبا نیم قرن انرژی هستهای در ایران، همواره امکان دریافت اورانیوم توسط ایران فراهم بوده است. حتی ایران در مقطعی در کنسرسیوم "یوردیف" نیز سهام داشت و براساس آن، سوخت مورد نیاز رآکتور تهران را دریافت میکرد اما پس از شروع غنی سازی اورانیوم در ایران، کشورهای غربی از ارسال اورانیوم مورد نیاز کشور، خودداری کردند.
پرداخت هزینه سیاسی جهت دستیابی به غنی سازی اورانیوم مسئلهای است که مردم کشور ما پوست و گوشت خود احساس کردهاند. بارها و بارها این سوال در ذهن مردم ما جرقه زده که؛ دستاوردهای دستیابی به غنی سازی اورانیوم، و نه انرژی هستهای، چه بوده است؟ چه آنکه #نیروگاه_اتمی_بوشهر که قرار بود مشکل برق کشور را حل کند، با سوخت تحویلی کشور #روسیه کار میکند و مشکل برق نیز همچنان پابرجا است. مردم از خود می پرسند طی این دو دهه که از دستیابی به حق مسلم ما گذشته، چه حقهایی را از دست دادیم؟ در ابعاد داخلی و خارجی چه دستاورد مهمی در قبال دستیابی به غنی سازی اورانیوم نصیب کشور و مردم شده است؟ آیا نمی شود از انرژی هستهای استفاده کرد، اما هزینه های سیاسی و اقتصادی غنی سازی اورانیوم را نپرداخت؟
شاید پاسخ این پرسشها بوده که باعث شه پس از دو دهه، کمتر کسی از حق مسلم بودن انرژی هستهای، دم بزند!
@neveshttar
Post #139
428