TGViewer
Channel Public Channel
تاریخ میانه

تاریخ میانه

@midhistor

🌱
این تاربرگ، نسخهٔ دوم تاربرگ «تاریخ روایی ایران» است.
حوزه فعالیت این صفحه، شامل مطالب عمومی‌تر تاریخ، تاریخ ایران دوره اسلامی و برخی مسائل اجتماعی و فرهنگی روز خواهد بود.

تماس با مدیر:
@mehrdad_1166
Subscribers
924
Photos
761
Videos
304
Links
241

Showing posts older than #3182 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #3180 158
کودتا یا عزل قانونی؟

این رویداد یک «عزل مسلحانه» بود. اما موافقان مصدق آن را «کودتا» نامیدند.

اگر شاه نیروی نظامی به کار نمی‌برد و فقط فرمان عزل می‌داد، مصدق فرمان را نمی‌پذیرفت. پس شاه دو راه بیشتر نداشت:
۱. استعفا
۲. تسلیم در برابر مصدق

در هر دو حالت، مصدق با انحلال مجلس، قوهٔ مقننه را حذف کرده و قدرت را در دست خود متمرکز می‌ساخت. پس توسل به زور، برای شاه، یک «دفاع مشروع» از جایگاه خود در چارچوب مشروطه بود.

شاه می‌توانست هیئت وزیران را تشکیل دهد و از آن‌ها رأی بر عزل مصدق بگیرد. اما چون همهٔ وزرا با مصدق بودند، این راه بسته بود. همچنین می‌توانست به دیوانعالی کشور یا مراجع شرعی متوسل شود، اما این نهادها هم در آن زمان قدرت اجرایی نداشتند. مصدق تمام نهادهای قانونی را یا منحل کرده و یا تحت مهار خویش در آورده بود.

اگر شاه هیچ اقدامی نمی‌کرد، مصدق به راه خود ادامه می‌داد. یعنی تغییر نظام به سمت جمهوری. در این حالت، مشروطه به شکل موجود ملغی می‌شد، اما یک نظام نیمه‌جمهوری جایگزین آن می‌گردید.
نظام به سمت یک دیکتاتوریِ پارلمانی (به رهبری مصدق) می‌رفت و شکلی دیگر از مشروطه جایگزین می‌گردید.

🌱
Post #3179 158
تاریخ روایی ایران 🍃 نسلی تباه، با معدل ۱۱ مهرداد ایران‌مهر از نسلی که تباه بود و تباه هم شد، چه انتظاری می‌توان داشت! بیچاره‌ها حدشان همین است و در این موضوع، مقصر اصلی هم نبودند، اما شدند. ایشان در دورانی که دورهء راهنمایی سابق برقرار بود، بر اساس قانون موجود، کسانی که معدل…
🌱
نظام آموزشی

وضعیت نابسامان علوم انسانی و به ویژه تاریخ‌پژوهی در ایران، حاصل یک بحران ساختاری و نهادی عمیق است.

یکم: پایه‌های سامانۀ آموزشی کنونی را استعمارگران گذاشته‌اند؛ نظامی که هدفش تولید نیروی کار و متخصصان فنی برای حفظ چرخۀ وابستگی است.
دوم: فرستادن دانش‌آموزان با معدل پایین به علوم انسانی، یک فاجعه است. علوم انسانی اتفاقاً به توان تحلیل بالا نیاز دارد؛ فهم آن مستلزم تفکر انتقادی و درک پیچیدگی‌های انسانی است. در نظام‌های آموزشی پیشرو، علوم انسانی از معتبرترین و رقابتی‌ترین رشته‌هاست. ضعف کنونی محافل تاریخی ایران حاصل همین سیاست نابخردانه‌ای است که استعدادها را از این حوزه دور کرده و سپس همان حوزه را به خاطر نداشتن استعداد، سرزنش می‌کند.
سوم: حوزۀ تاریخ در ایران، از نظر اقتصادی ورشکسته است. همزمان، نظام آموزشی در حال پرورش و‌ گلچین استعدادهای پزشکی و مهندسی مهاجر از طریق المپیادهای علمی برای دانشگاه‌های غرب است؛ این چرخۀ شوم، ادامۀ همان سیاست استعماری است.

علوم انسانی ستون فقرات تمدن است. تا زمانی که نظام آموزشی از بنیاد بازسازی نشود، سخن گفتن از بهبود تاریخ‌پژوهی، چیزی جز شعار نیست.


@midhistor
  • ❤ 4
Post #3178 141
تاریخ روایی ایران 🍃 ایرانشهر، میراث هخامنشی مهرداد ایران‌مهر طبق گزارش مورخین دوران اسکندر، او‌ که می‌کوشید خود را وارث کوروش و هخامنشیان بنمایاند، ایران را با نام ایرانشهر می‌خواند. آیا این واژه ابداع اسکندر بود؟ به چه مناسبتی و از کدام ریشۀ واژگانی؟ خیر، او صرفا نامی را…
🌱
مفهوم ایران‌شهر؛ میراث هخامنشی

اسکندر برای مشروعیت‌بخشی به فرمانروایی خود، سرزمین‌های ایرانی را ایران‌شهر می‌نامید. اسکندر واژه‌ای را به کار می‌برد که از مشاوران ایرانی خود شنیده بود.

شاهان هخامنشی در کتیبه‌هایشان، سرزمین زیر فرمان خود را «ایری‌یَ-خشَچَ» به معنای «شهریاری سرزمین میانی» می‌نامیدند، یعنی درکی جغرافیایی و سیاسی از «ایران» داشتند، نه جمعیتی.
این مفهوم به صورت «اِیران-خشترَ» در کتیبۀ شاپور یکم تداوم یافت. شاپور خود را «شاهنشاه ایران‌شهر» خوانده و می‌گوید «چهر از ایزدان دارم».

در پارسی باستان دو واژۀ متمایز بود:
۱. خشث: شهریاری، قلمرو
۲. چیثره: تبار، سرشت

این تفکیک نشان می‌دهد که مفهوم «ایران» بر پایۀ سیاسی و سرزمینی استوار بوده است، نه جمعیتی.
«من داریوش... یک پارسی از پارسه؛ یک ایری‌یَ از شهریاری سرزمین میانی (خونیرث).»

این عبارت، پیوند میان دهیوی پارس، دودمان هخامنشی و «سرزمین بزرگ میانی» را نشان می‌دهد. بدین ترتیب، «ایران‌شهر» میراثی مفهومی است که از شاهنشاهی هخامنشی به ساسانی رسیده است.

@midhistor
  • ❤ 5
Post #3176 199
🌱
شاگرد شوش

روشنفکر ایرانی تا دهان می‌گشاید، نقلی از افلاطون و ارسطو برمی‌چیند. گویی تنها گواه روشنفکری، محفوظات آکادمی آتن است.
غافل از اینکه افلاطون خود بارها به ایران سفر کرد و با خردمندان شرقی همنشین شد، و ارسطو نیز فلسفه‌اش بی‌مدد شاگردی افلاطون، هرگز به کمال نمی‌رسید.

روشنفکر ما نخوانده که خاستگاه دانش در ایران و میانرودان و سِند و مصر است. نمی‌داند که تالس و فیثاغورث در فضایی ایرانی زیسته‌اند و ارشمیدس از ریاضیات ایرانیان بهره برد.
او خواندن تاریخ ایران را برابر با فروپاشی کل ادعاهای شبه‌نخبگانی خود می‌داند. این قشر، نه مطالعه‌ای در تاریخ ایران دارد و نه حتی در همان فلسفهٔ یونانی که بدان استناد می‌کند. تنها چند نام را حفظ کرده تا در محافل، مُهر روشنفکری بر پیشانی نهد.

تاریخ، خطی سرراست نیست که از آتن آغاز و به پاریس ختم گردد. زنجیرهٔ اصلیِ دانش از شوش و بابل گذشته، به اسکندریه و دوران اسلامی رسیده و سپس سر از اروپا درآورده است.
تا هنگامی که روشنفکر ایرانی از «افلاطون گفتن» دست بر ندارد، این خودفراموشی زنده است. نه برای نفی کور یک پدیده، که برای بازنمایی نیمه‌ای گمشده از جهان‌بینی خویش.

@midhistor
  • ❤ 8
  • 😘 2
Post #3175 164
🌱
استعمار با ما چه کرد

تاریخنگاری نوین ایران، در بستری از رقابت‌های سیاسی و نگاه شرق‌شناسانهٔ اروپایی شکل گرفت.
در این فضا، باورهایی چون «ریشه‌های بیگانهٔ تمدن و زبان و تبار»، «نبود دانش بومی و مکتوبات» و «وام‌گیری خط از دیگران» دربارۀ ایران، نه به عنوان فرضیه‌هایی آزمون‌پذیر، بلکه همچون حقایقی مسلم در ادبیات دانشگاهی غرب‌محور تثبیت گردید.

در حوزۀ «جامعه‌شناسی دانش»، این پیش‌فرض‌ها به «چارچوب‌هایی قطعی» تبدیل شد. چگونگی آن نیز در مولفه‌هایی چون «دور تفسیری» (Hermeneutic) و «استعمار جهت‌دار داده‌ها» نهفته است.
بر این مبنا، فرض‌های کهنه نه تنها باطل نشد، بلکه یافته‌های نو در باستان‌شناسی و زبان‌شناسی نیز در همان قالب‌های از پیش ساخته، تفسیر گردید.
به سخنی، بسیاری از پژوهشگران به دنبال شواهدی رفتند که روایت کهنه را تأیید کند، نه آنکه روایت را بر اساس شواهد نو بازسازی نماید.

پیامد این دور باطل، تداوم نمایی از تاریخ ایران است که دستاوردهای بومی آن، یا نادیده گرفته شده و یا به عوامل بیرونی نسبت داده می‌شود.
راه برون‌رفت از این وضعیت، بهره‌گیری از روش چندصدایی (Pluralism) در بررسی شواهد تاریخی است.

@midhistor
  • 👏 3
Post #3174 152
تاریخ میانه از کدامیک تصویر ذهنی و شناخت بیشتری دارید؟
🌱
جای خالی چهره‌های ملی

امروزه بیگانگان به واسطۀ تکرار گسترده در فرهنگ عمومی، برای جامعۀ ایرانی شناخته‌شده هستند.

آنچه مهرنرسه، بزرگمهر، سورن و تیترائوست را از این چهره‌ها متمایز می‌کند، ترکیب دو عامل است:
اول، تاریخ ایران باستان بر خلاف تاریخ غرب و اسلام، به گونه‌ای ساختاری از چرخۀ رسانه‌ای حذف شده است.
دوم، تاریخنگاری ایران باستان در کتب تخصصی محصور مانده و هیچ نهاد نیرومندی برای تبدیل آن به محصول فرهنگ عمومی وجود ندارد.

این وضعیت به جایی رسیده که متأسفانه مردم ایران امروزه ابن‌زیاد و پوتیفار و اسپارتاکوس را بهتر از مفاخر ملی خود می‌شناسند.
غرب با سرمایه‌گذاری بر سینما و بازی‌های رایانه‌ای، شخصیت‌هایش را به استوره‌های جهانی بدل کرده، اما تاریخ ما در رسانه‌های داخلی یا به واسطۀ نگاه مذهبی حاکم، به حاشیه رانده شده و یا در سطحی عرضه می‌شود که از دسترس عامه خارج است.

نمی‌توان انتظار داشت که کودکی، تیسافرن را به اندازۀ مالک اشتر و کراسوس بشناسد، در حالی که اولی را هیچ نمای رسمی و عمومی معرفی نکرده است.

مهرنرسه، «وزرگ فرمذار» (صدراعظم) بهرام گور ساسانی و از شخصیت‌های برجستۀ تاریخ ایران بوده است.


@midhistor
  • ❤ 7
Post #3173 164
تاریخ میانه 🌱 این نسل که سوخت، اما جان عزیزتان دیگر نام بچه‌هایتان را محمد و فاطمه نگذارید. توی خیابان هر که را می‌بینی، دارد دوستش را محمد و فاطمه صدا می‌کند! این شاهکار نسل ازدواج کردهء اوایل انقلاب بود که اکنون ثمراتش به بار نشسته است! جالب آنکه، نام خود این‌ها اسفندیار…
🌱
تهی شدن گنجینۀ نام‌های ایرانی

۱. پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها با تکیه بر «احترام به بزرگتر»، نام‌های مذهبی (محمد، فاطمه، زینب، امیرحسین) را بر نسل جدید تحمیل می‌کنند. نتیجه، کوی و برزنی است پر از اسامی تکراری مذهبی.
۲. بسیاری از والدین جوان با ظاهر و افکار غیرمذهبی، فرزندان خود را «محمد» یا «زهرا» می‌نامند. این انتخاب نه از روی اعتقاد، که ناشی از فشار بزرگترها، اعتقادات ناخودآگاه و پنهان مذهبی و نیز فشار رسانه‌ای (نامگذاری جنایتکاران با نام‌های ایرانی) است.
۳. برخی خانواده‌ها نامِ شناسنامه‌ای را مذهبی (زینب) و نامِ روزمره را ایرانی (پانته‌آ) می‌گذارند. این شکاف، هویت کودک را نشانه گرفته و میراث ایرانی را به حاشیه می‌راند.
۴. برخی برای فرار از تکرار، به ترکیبات نامعمول (نازنین‌زهرا، محمدسیاوش) روی می‌آورند، و برخی دیگر به نام‌های من‌درآوردی (مانند پینتیا، ریونا، آرتاگون) دست می‌زنند که ریشه‌ای در زبان و تاریخ ایران ندارد و باعث تحقیر کودک در آینده می‌شود.

این جریان‌های موازی، باعث «تهی شدن تدریجی» گنجینۀ نام‌های بومیِ ایران (بهرام، روشنک، آناهیتا، سورنا و...) از بستر رسمی و اجتماعی شده است.

@midhistor
  • 👏 7
Post #3171 166
🌱
در دیوانگیِ عشق

یکی را گویند در آن خانۀ خاموشان، مردی را دیدم که پیشانی بر دیوار می‌سایید و همی‌گفت: «لیلا، لیلا». پرسیدم: «این چه حالت است؟» گفتند: «خواستگارِ لیلی بود، راهش ندادند، در این محنت افتاد.»

چون پیش‌تر رفتم، مردی دیگر را دیدم با زنجیرهای گران بر پای و دست، چنانکه هر دم زنجیر بر زمین می‌کوفت و فریاد می‌زد: «لیلااا، لیلااا». گفتم: «این دیگر چه آفت است؟» گفتند: «این شوی لیلی است. لیلی را به وی دادند و اینک بین که عاقبتِ وصال چه کرد.»

عشق نه در وصل است و نه در هجران؛ عشق آن است که زنجیر را به دست خود برگزینی و خوش باشی که زنجیر، آوازِ وصل می‌دهد. معشوق، آن است که تو را از خویشتن بِبَرَد، خواه در قفس باشی یا در گلستان.

اگر با من نبودش هیچ میلی
چرا ظرف مرا بشکست لیلی


@midhidtor
  • 👏 5
Post #3170 142
تاریخ روایی ایران 🍃 نژاد و قوم امروزه انسان‌شناسان برین باورند که دسته‌بندی انسان‌ها به نژادهای گوناگون، دیگر منسوخ شده و در تحقیقات علمی کاربرد ندارد. در واقع، دوران تکامل گونه‌ای از انسان که از آن به عنوان انسان نوین یاد می‌کنند، هنوز آن اندازه طولانی نشده که بتواند نژادهای…
🍃
کدام قومیت!

مولفه‌های نوین انسان‌شناسی و ژنتیک جمعیت، مفهوم سنتی نژاد را به عنوان یک «طبقه‌بندی زیستی» برای گونۀ انسان، منسوخ اعلام کرده است.
با این حال، بحث دربارۀ تنوع جمعیت‌های انسانی در مناطق جغرافیایی فلات ایران همچنان در کانون توجه است.

از سویی، جامعۀ علمی آلمان (به ویژه دانشگاه ینا) با صدور بیانیه‌ای، بر لزوم حذف واژۀ «نژاد» (Race) از ادبیات علمی، به دلیل فقدان پایۀ ژنتیکی و پیامدهای تاریخی آن، تأکید کرده است.
بیانیه تأکید می‌کند که «حتی یک ژنِ منفرد که تفاوت‌های نژادی را اثبات کند، وجود ندارد».

با تلفیق داده‌های مولکولی (تجزیۀ تشابه نوکلئوتیدی توسط ۵ آنزیم محدودکننده) در میان اقوام ساکن ایران، این پرسش مطرح می‌شود که آیا طبقه‌بندی‌های قومی و نژادی، دارای توجیه زیستی است؟
یافته‌ها نشان می‌دهد که تشابه ژنتیکی میان گروه‌های جمعیتی ایران (به طور متوسط بالای ۸۳.۸٪ و در مواردی تا ۹۵٪)، چنان چشمگیر است که هر گونه گسست ژنتیکی را به چالش می‌کشد.

نتیجه آنکه، مفهوم غیرواقعی قومیت در ایران، در اصل ماهیتی «فرهنگی-جغرافیایی» دارد و فاقد پایگاه ژنتیکی متمایز است.

@oldhistor
  • ❤ 9
Post #3169 186
🌱
هویت زبان فارسی

· اسم ← عربی (نام یا نِواد در پارسی باستان)
· فامیل ← فرانسوی (به جای خاندان، دودمان یا نام خانوادگی)

۱. عادی‌سازی واژگان بیگانه در ساده‌ترین گفتار («اسمت چیه؟» به جای «نامت چیست؟») باعث فاصلۀ کاربر از بافت زبانیِ خود می‌شود.
نام (name) (از ریشهٔ کهن *nōmn-)؛ کاربر با گفتنِ «نام»، به نیمی از زبان‌های جهان متصل است، اما «اسم» این پیوندِ تاریخی را می‌بُرد.

۲. بازیِ سرگرمی «اسم و فامیل»، ناخودآگاه این دو واژهٔ غیرایرانی را در ذهن نسلِ نو جا می‌اندازد؛ در حالی که نامش می‌توانست «نام و تبار» یا «نام و خاندان» باشد.

۳. وقتی واژه‌ای کهن مانند «نام» تنها در متونِ رسمی و ادبی باقی می‌ماند و در گفتارِ روزمره جای خود را به «اسم» می‌دهد، زبان از ریشهٔ عاطفیِ خود تهی می‌شود.

راهکارِ اجتماعی:
· آموزش و پرورش، به جای عبارتِ «اسم و فامیل»، از «نام و نام خانوادگی» استفاده کند و بازی را با عنوانِ «نام و تبار» معرفی نماید.
· صداوسیما و رسانه‌ها از «نام و خاندان» به جای «اسم و فامیل» استفاده کنند، تا این واژگان به گوشِ مخاطب عادت کند.

این تغییرات، در طول یک نسل، عادات زبانی را به سمتِ اصالت بازمی‌گرداند.
  • ❤ 6
  • 👏 1
Post #3168 175
تاریخ روایی ایران 🍃 مفهوم نژاد در فرهنگ ایرانی شیوۀ کاربرد واژۀ «نژاد» در فرهنگ ایرانی به گونه‌ای است که به هیچ وجه با کاربرد آن در دوران کنونی همخوانی نداشته و منطبق نیست. برای مثال، واژۀ «نژاد» در شاهنامۀ فردوسی به معنای نسل و پشت و تبار خانوادگی به کار رفته است: به زال…
🌱
مفهوم واژۀ نژاد،
در جهان‌بینی ایرانی

مهرداد ایران‌مهر
در فرهنگ ایرانی و ادبیات فارسی، واژۀ «نژاد» مترادف با «race» نیست و مفهومی زیستی یا تباری ندارد، بلکه به پشت خانوادگی، دودمان و نسلِ یک خاندان اشاره می‌کند.

شواهد ادبی، این معنا را تأیید کرده است.
فردوسی می‌گوید «نژاد از دو سو دارد»، یعنی نسبِ خانوادگی از دو شاخه به دو خاندان مشخص می‌رسد؛ و نیز «تا صد نژاد»، یعنی تا صد پشت و نسل.
سعدی می‌گوید «پاک‌نژاد»، یعنی از خاندان شریف و پاک‌اصل.
نظامی «پاکی از نژاد پاک ماند» را به معنای تبار خانوادگی می‌آورد.
حافظ «نژاد» را به خاندان شناخته‌شده نسبت می‌دهد.

بنابراین «نژاد» در متون فارسی یعنی دودمان، گوهرِ موروثی خانوادگی و اصل و نسب و پشت شخصی، نه گروه تباری کلان.
در جهان‌بینی ایرانی، هویت بر پایهٔ فرهنگ، تاریخ، زبان و سرزمین تعریف می‌شود، نه صرفا تبار زیستی.

گفتنی است، امروزه حتی در نوشته‌های جدید غربی نیز «population» (جمعیت) جایگزین «race» (تبار/نژاد) شده است.
زیرا مفهوم نژاد به عنوان مقولهٔ زیستی، اعتبار علمی خود را در دانش انسان‌شناسی از دست داده و منسوخ گشته است.


@midhistor
  • 👏 6
  • ❤ 2
Post #3167 167
تاریخ روایی ایران 🍃 کوروش، کیخسرو نیست اجرا: ایران‌مهر تدوین: دیاکو @oldhistor
🌱
هیاهو برای هیچ

ادعاهای موجود در فضای مجازی پیرامون جدولی در آثارالباقیه بیرونی، مبنی بر اینکه «کوروش همان کیخسرو است»، یک استدلال شتابزده می‌باشد.

شاهنامۀ فردوسی برگرفته از خداینامه‌هاست. موبدان به دلیل باور به گاهشماری ۱۲ هزار ساله، نیاز داشتند تاریخ ایران را فشرده‌تر نشان دهند تا زمان اردشیر از پایان جهان دور شود. به همین دلیل، تاریخِ پس از گشتاسپ و ماد و بخش بزرگی از هخامنشی و اشکانی، از این تاریخنگاری حذف شد. البته نام کوروش نه به دلیل فراموشی، بلکه به دلیل خاص دیگری قلم گرفته شده بود، زیرا که داراب و دارا در این روایت حضور دارند.

بیرونی برای تطبیق تاریخ ملل، از جداول اهل مغرب هم استفاده کرد. در این جدول، کوروش اول با کیخسرو و کوروش بزرگ با لهراسب تطبیق داده شده است.
بیرونی به عنوان یک پژوهندۀ دقیق، پس از نقل این جدول، محتوای آن را با عبارت «نامعتبر» رد کرده است. بنابراین، فعالان مجازی که به این نقل قول استناد می‌کنند، در واقع به یک جدول نامعتبر از نگاه خود بیرونی اشاره دارند.

نام کوروش در شاهنامه نیست و با کیخسرو هم یکی نیست. کیخسرو، شاه کیانی و پیش از لهراسپ در شاهنامه قرار دارد.

@midhistor
  • 👏 3
Post #3166 220
تاریخ روایی ایران 🍃 تداوم فرهنگی یعنی این متن سفال ۲۶۳۸ نسا: ۱: ŠNT IC XX XX X III III l ršk MLK BRY-BR [Y ZY(?) Pry] ptk ۲: BRY ḤY-BRY [ZY(?) ršk] ۱: sarδ sad (ud) panǰāst (ud) haft Aršak šāh puhr-puhr čē(?) Fryāpātak ۲: puhr barādarzādag čē(?) Aršak ۱ سال ۱۵۷ اشکانی (۹۱/۹۰…
🌱
فرانسوی‌ها نمی‌توانند تا صد بشمارند

یکی از عجیب‌ترین بخش‌های زبان فرانسه، ساختن برخی از اعداد است.
مثلاً عدد ۷۲ در فرانسه مثل فارسی ساده گفته نمی‌شود و از یک منطق متفاوت پیروی می‌کند. آن‌ها می‌گویند ۶۰ و ۱۲.

این را مقایسه کنید با خوانش یکسان «صد و پنجاه و هفت» در پهلوی اشکانی و فارسی.

@midhistor
  • ❤ 8
Post #3165 175
🌱
دشمنی با دشمن فرضی

فرعون‌ها فرمانروایان تمدنی باشکوه و باستانی با دستاوردهایی چشمگیر بودند، نه صرفاً حاکمانی ظالم. اما متون دینی، این مفهوم غنی تاریخی را به یک فرعون فرضی تقلیل داده و به عنوان نماد خودکامگی و ظلم مطلق معرفی می‌کند.
این تحریف، حقیقت تمدنی مصر را پنهان می‌کند و فرعون را از نهادی تاریخی به برچسبی صرفاً اخلاقی فرو می‌کاهد.

همچنین بیشتر اسلامگرایان، برای گریز از پاسخگویی به ضعف‌ها، تاریخ کهن ایران را «۲۵۰۰ سال ستمشاهی» خوانده و پادشاهان آن را یکسره فاسد و ظالم تصویر می‌کنند. این تحریف هدفمند نیز سه مقصود را دنبال می‌کند:
-منحرف کردن نگاه‌ها از ناکارآمدی اردوگاه خودی
-مشروعیت‌زدایی از هویت ملی ایرانی
-فروکاستن تمدنی شکوهمند با کمک برچسبی غیرمنصفانه

ماجرای فرعون نشان می‌دهد که چگونه یک مفهوم تاریخی، به دستمایه‌ای دینی تقلیل می‌یابد؛ ماجرای ایران نیز نشان می‌دهد که چگونه همان ساز و کار تقلیل‌گرایانه، برای اهداف سیاسی روزمره به کار گرفته می‌شود.

@midhistor
  • 👏 7
  • ❤ 1
  • 🤨 1
Post #3163 220
تاریخ میانه 🌱 آیا ایرانیان مردمی با فرهنگ شفاهی هستند؟ دکتر شروین وکیلی به نظر، بر خلاف آنچه که این روزها باب شده، چنین نیست. اگر گزارۀ مورد نظر این باشد که «فرهنگِ حاکم بر دیوانسالاریِ ایران، بیشتر از اروپا و آمریکا نوشتاری است» یا اینکه «سرانۀ مطالعه در ایران، کمتر…
🌱
ادعای شفاهی‌محوری در ایران باستان

مهرداد ایران‌مهر
ادعای «فقدان کتابت در فرهنگ ایرانی» یک ادعای غیرعلمی و تقلیل‌گرایانه است که با شواهد تاریخی در تضاد قرار می‌گیرد.

۱. دیوان‌سالاری:
همانطور که پی‌یر بریان اشاره دارد، حضور کاتبان در سپاه خشیارشا (جهت ثبت وقایع) و فعالیت آن‌ها بر روی الواح و پارشمن (چرم/پوست) در تخت‌جمشید، اثبات‌کنندۀ وجود یک نظام اداری و تاریخنگاری متمرکز در آن دوران است.
۲. فسادپذیری:
استفاده از پوست و چرم (برای ثبت خط کتابی) باعث نابودی بخش عظیمی از اسناد در طول تاریخ شده است. نابودی اسناد به معنای عدم وجود آن‌ها نیست.
۳. ادامۀ سنت مکتوب:
نقل منابع ایران دورۀ اسلامی (ثعالبی و طبری) از اینکه خسرو انوشیروان «اعمال اردشیر را مطالعه می‌کرد»، نشان‌دهندۀ وجود سنت مطالعۀ متون تاریخی است که ریشه در نظام اداری ایلام، ماد، هخامنشی و اشکانی دارد.

نادیده گرفتن اسناد دیوانی، ناشی از نگاهی سطحی به اقلیم، تخریب‌های تاریخی و تنوع خطوط در ایران است.
ایران کهن دارای دیوان‌سالاری مکتوب، بایگانی‌های منظم و سنت مطالعاتی مستمر بوده و نظام شفاهی تنها بخشی از پیکرۀ فرهنگی آن را تشکیل می‌داده است.

@midhistor
  • 👏 6
  • 😇 1
Post #3161 225
تاریخ میانه 🌱 کودتا، از بالا به پایین؟ مهرداد ایران‌مهر در متن قانون اساسی مشروطه آمده "پادشاه در زمان انحلال مجلس، اجازهء خلع نخست‌وزیر را دارد". شاه حتی مجوز انحلال مجلس را هم طبق آن قانون نداشت. اما دکتر مصدق خود در آن زمان و طبق اختیارات قانونی نخست‌وزیر، مجلس را…
🌱
شوهر دادنِ عروس خلیج فارس

نقش اصلی در ماجرای واگذاری بحرین، بر عهدۀ امیرخسرو افشار قاسملو بود. وی شاه را که از موضوع نگران بود، در دهلی به اعلام این کار ترغیب کرد.

او که در طی دوران مقارن با پاییز ۱۳۵۷ و پس از عباسعلی خلعتبری به مقام وزارت خارجه در دولت شریف امامی رسید، در زمان بحران بحرین، سفیر ایران در بریتانیا بود.
بریتانیا که تهدید به حملۀ نظامی به ایران بابت مسئله بحرین کرده بود، مهرۀ خود یعنی افشار را مامور ترغیب شاه برای ارجاع مسئله به سازمان ملل و انجام همه‌پرسی کرد. از این موضوع در دربار استقبال شد تا نتیجه به عنوان نظر مردم بحرین تلقی شده و این تصمیم با ظاهری آبرومندانه عملی گردد.

مسئولیت هدایت مذاکرات و فرآیند رسمی واگذاری بحرین را نیز خود امیرخسرو افشار بر عهده داشت. وی از قول شاه نقل کرده بود که بحرین را از نظر اقتصادی «سربار» و از نظر راهبردی بی‌ارزش می‌داند.
سرانجام به جای همه‌پرسی، یک نظرسنجی توسط نماینده ایتالیا انجام و استان چهاردهم ایران از کف رفت.

برای آگاهی از چگونگی جدایی بحرین، آثار دکتر احمد اقتداری و دکتر هوشنگ طالع را ببینید.
Post #3160 290
الف + یـ + ر + الف + ن
ایران

خط پهلوی
  • 😍 4
Post #3158 373
🌱
نقد روایتِ انحصار آموزش در دورۀ ساسانی

بر اساس شواهد تاریخی، از جمله بیت
به هر برزن اندر دبستان بُدی... (شاهنامه)


و نیز متون اوستایی و پهلوی، نظام آموزشی ساسانی دارای دو لایه بوده است.
-سوادآموزی عمومی در سطح دبستان‌ها
-آموزش‌های تخصصی در فرهنگستان‌ها

داستان معروف انوشیروان و پسر مرد کفشگر، بر خلاف تفسیر رایج، نشان‌دهندۀ مخالفت با سوادآموزی عمومی و قفل بودن طبقات نیست، بلکه تأکید بر لزوم ورود و طی کردن دوره‌های تخصصی در فرهنگستان برای احراز منصب بالاتر، در اینجا یعنی دبیری، دارد.
انوشیروان به صراحت می‌گوید که با پول پدر نمی‌توان قانون را زیر پا گذاشت، و صرفا باید در ابتدا مراحل آموزشی را طی کرد.
این نشان می‌دهد که ورود به مناصب عالیه، تنها بر اساس شایستگی و طی مراحل آموزشی میسر بوده است، نه بر اساس ثروت و تبار و منصب.

بنابراین، روایت‌های مطلق‌گرایانه‌ای که آموزش را در آن دوران منحصر به اشراف و گذار میان طبقات اجتماعی را ممنوع می‌داند؛ ضمن تفسیر ناقص منابع، تصویری جانبدارانه و تحریف شده از نظام آموزشی ایران باستان ارائه می‌دهد که نیازمند بازبینی جدی است.

@midhistor
  • 👏 3
  • 😘 1
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →