🌱
مفهوم ایرانشهر؛ میراث هخامنشی
اسکندر برای مشروعیتبخشی به فرمانروایی خود، سرزمینهای ایرانی را ایرانشهر مینامید. اسکندر واژهای را به کار میبرد که از مشاوران ایرانی خود شنیده بود.
شاهان هخامنشی در کتیبههایشان، سرزمین زیر فرمان خود را «ایرییَ-خشَچَ» به معنای «شهریاری سرزمین میانی» مینامیدند، یعنی درکی جغرافیایی و سیاسی از «ایران» داشتند، نه جمعیتی.
این مفهوم به صورت «اِیران-خشترَ» در کتیبۀ شاپور یکم تداوم یافت. شاپور خود را «شاهنشاه ایرانشهر» خوانده و میگوید «چهر از ایزدان دارم».
در پارسی باستان دو واژۀ متمایز بود:
۱. خشث: شهریاری، قلمرو
۲. چیثره: تبار، سرشت
این تفکیک نشان میدهد که مفهوم «ایران» بر پایۀ سیاسی و سرزمینی استوار بوده است، نه جمعیتی.
«من داریوش... یک پارسی از پارسه؛ یک ایرییَ از شهریاری سرزمین میانی (خونیرث).»
این عبارت، پیوند میان دهیوی پارس، دودمان هخامنشی و «سرزمین بزرگ میانی» را نشان میدهد. بدین ترتیب، «ایرانشهر» میراثی مفهومی است که از شاهنشاهی هخامنشی به ساسانی رسیده است.
@midhistor
Post #3178
141
تاریخ روایی ایران 🍃 ایرانشهر، میراث هخامنشی مهرداد ایرانمهر طبق گزارش مورخین دوران اسکندر، او که میکوشید خود را وارث کوروش و هخامنشیان بنمایاند، ایران را با نام ایرانشهر میخواند. آیا این واژه ابداع اسکندر بود؟ به چه مناسبتی و از کدام ریشۀ واژگانی؟ خیر، او صرفا نامی را…

- ❤ 5