🌱
استعمار با ما چه کرد
تاریخنگاری نوین ایران، در بستری از رقابتهای سیاسی و نگاه شرقشناسانهٔ اروپایی شکل گرفت.
در این فضا، باورهایی چون «ریشههای بیگانهٔ تمدن و زبان و تبار»، «نبود دانش بومی و مکتوبات» و «وامگیری خط از دیگران» دربارۀ ایران، نه به عنوان فرضیههایی آزمونپذیر، بلکه همچون حقایقی مسلم در ادبیات دانشگاهی غربمحور تثبیت گردید.
در حوزۀ «جامعهشناسی دانش»، این پیشفرضها به «چارچوبهایی قطعی» تبدیل شد. چگونگی آن نیز در مولفههایی چون «دور تفسیری» (Hermeneutic) و «استعمار جهتدار دادهها» نهفته است.
بر این مبنا، فرضهای کهنه نه تنها باطل نشد، بلکه یافتههای نو در باستانشناسی و زبانشناسی نیز در همان قالبهای از پیش ساخته، تفسیر گردید.
به سخنی، بسیاری از پژوهشگران به دنبال شواهدی رفتند که روایت کهنه را تأیید کند، نه آنکه روایت را بر اساس شواهد نو بازسازی نماید.
پیامد این دور باطل، تداوم نمایی از تاریخ ایران است که دستاوردهای بومی آن، یا نادیده گرفته شده و یا به عوامل بیرونی نسبت داده میشود.
راه برونرفت از این وضعیت، بهرهگیری از روش چندصدایی (Pluralism) در بررسی شواهد تاریخی است.
@midhistor
Post #3175
164

- 👏 3