مفهوم واژۀ نژاد،
در جهانبینی ایرانی
مهرداد ایرانمهر
در فرهنگ ایرانی و ادبیات فارسی، واژۀ «نژاد» مترادف با «race» نیست و مفهومی زیستی یا تباری ندارد، بلکه به پشت خانوادگی، دودمان و نسلِ یک خاندان اشاره میکند.
شواهد ادبی، این معنا را تأیید کرده است.
فردوسی میگوید «نژاد از دو سو دارد»، یعنی نسبِ خانوادگی از دو شاخه به دو خاندان مشخص میرسد؛ و نیز «تا صد نژاد»، یعنی تا صد پشت و نسل.
سعدی میگوید «پاکنژاد»، یعنی از خاندان شریف و پاکاصل.
نظامی «پاکی از نژاد پاک ماند» را به معنای تبار خانوادگی میآورد.
حافظ «نژاد» را به خاندان شناختهشده نسبت میدهد.
بنابراین «نژاد» در متون فارسی یعنی دودمان، گوهرِ موروثی خانوادگی و اصل و نسب و پشت شخصی، نه گروه تباری کلان.
در جهانبینی ایرانی، هویت بر پایهٔ فرهنگ، تاریخ، زبان و سرزمین تعریف میشود، نه صرفا تبار زیستی.
گفتنی است، امروزه حتی در نوشتههای جدید غربی نیز «population» (جمعیت) جایگزین «race» (تبار/نژاد) شده است.
زیرا مفهوم نژاد به عنوان مقولهٔ زیستی، اعتبار علمی خود را در دانش انسانشناسی از دست داده و منسوخ گشته است.
@midhistor
