جای خالی چهرههای ملی
امروزه بیگانگان به واسطۀ تکرار گسترده در فرهنگ عمومی، برای جامعۀ ایرانی شناختهشده هستند.
آنچه مهرنرسه، بزرگمهر، سورن و تیترائوست را از این چهرهها متمایز میکند، ترکیب دو عامل است:
اول، تاریخ ایران باستان بر خلاف تاریخ غرب و اسلام، به گونهای ساختاری از چرخۀ رسانهای حذف شده است.
دوم، تاریخنگاری ایران باستان در کتب تخصصی محصور مانده و هیچ نهاد نیرومندی برای تبدیل آن به محصول فرهنگ عمومی وجود ندارد.
این وضعیت به جایی رسیده که متأسفانه مردم ایران امروزه ابنزیاد و پوتیفار و اسپارتاکوس را بهتر از مفاخر ملی خود میشناسند.
غرب با سرمایهگذاری بر سینما و بازیهای رایانهای، شخصیتهایش را به استورههای جهانی بدل کرده، اما تاریخ ما در رسانههای داخلی یا به واسطۀ نگاه مذهبی حاکم، به حاشیه رانده شده و یا در سطحی عرضه میشود که از دسترس عامه خارج است.
نمیتوان انتظار داشت که کودکی، تیسافرن را به اندازۀ مالک اشتر و کراسوس بشناسد، در حالی که اولی را هیچ نمای رسمی و عمومی معرفی نکرده است.
مهرنرسه، «وزرگ فرمذار» (صدراعظم) بهرام گور ساسانی و از شخصیتهای برجستۀ تاریخ ایران بوده است.
@midhistor
