🌍به مناسبت روز جهانی ترجمه (2)
بخشی از کتاب «پس از برج بابل» اثر جورج اشتاینر، ترجمه بهزاد قادری سهی جان فلوریو مترجم ایتالیاییتبار در سال ۱۶۰۳ نخستین ترجمۀ کامل آثار
مونتنی (
Essais) را به انگلیسی منتشر کرد. ترجمۀ او نه تنها به زبان انگلیسی غنای بیشتری بخشید، بلکه منبع الهام مستقیم برای شکسپیر شد؛ بسیاری از مضامین و عبارات مونتنی از طریق فلوریو وارد نمایشنامههای شکسپیر، از جمله
هملت و
توفان شدند. توماس نورت در سال 1579 کتاب
زندگی اشراف یونانی و رُمی اثر پلوتارک را به انگلیسی ترجمه کرد. این ترجمه منبع اصلی شکسپیر برای نمایشنامههای تاریخی از جمله
جولیوس سزار،
انتونی و
کلئوپاترا، و
کوریولانوس، بود. اگر شکسپیر سر سفرۀ مونتنی و پلوتارک ننشسته بود، بعید است که این دو مترجم، جان فلوریو یا توماس نورث ــ دستکم در منظر پژوهشگران و شاعران ــ همین جایگاه نیمبند و محدود فعلی را نیز در ادبیات انگلیس میداشتند. نسخۀ ترجمۀ چَپمن از هومر، در غزل کیتس [با نام «نخستین بار که هومر چپمن را خواندم»] با آن رنگوبوی نسبتاً کاذبش است که نام چپمن را زنده نگهداشته. چه کسی میتواند مترجمان اصلی یا آغازین بیکن، دکارت، لاک، کانت، روسو یا مارکس را نام ببرد؟ چه کسی ماکیاولی یا نیچه را برای کسانی که ایتالیایی یا آلمانی نمیدانستند، دستیافتنی کرد؟ در هر یک از این موارد، لحظۀ ترجمه همان لحظۀ شکلگیری معنای تعیینکننده است: لحظۀ گذار از نیرویی بومی به نیرویی عام [و فرامرزی].
پستهای پیشین «روز ترجمه»
بخش اول:
https://t.me/Tarnevisa/197#ترجمه
#جورج_اشتاینر
#بهزاد_قادری
#ترنویسا
@Tarnevisa