تراژدی؛ صورت دراماتیک برخاسته از تجربهی زیستهی یک قوم یا داستان زوال یک 'قهرمان' (7)
واژۀ «تراژدی» در سالهای پایانی قرن چهاردهم میلادی وارد زبان انگلیسی شد. چوسر در «پیشدرآمد افسانۀ صومعهنشین» در کتاب افسانههای کانتربری آن را اینطور تعریف میکند:
تراژدی روایت قصۀ خاصی است،
که از کتب باستان به یاد مانده باشد،
دربارۀ آن کس که در اوج نیکبختی است،
اما از آن اوج فرو افتد،
کارش به تیرهروزی بکشد، و با بدبختی پایان یابد.
در اینجا اشارهای به صورتِ دراماتیک نمیشود. تراژدی روایتی است که زندگی کسی از روزگار باستان یا آدم مهمی را که از نیکبختی به زوال میگراید بازگو میکند و پایانش هولناک است. این تعبیر به تعاریف قرون وسطی میآید. دانته در نامهاش به کانا گرانده میگوید تراژدی و کمدی دقیقاً در دو سوی مخالف حرکت میکنند. از آنجا که کردار اثر ادبی ماهیتاً روح را نشان میدهد که از عالم ارواح به سوی نور و از شکِ ترسآور به سوی شادی و یقینِ رحمت عروج میکند، دانته شعرش را «کمدیا» نامید. حرکت تراژدی فرو غلتیدن مدام از نیکبختی به رنج و آشوب است: Exitu est foetida et horribilis [پایان آن با زوال همراه است و بس ترسناک]. در سخن دانته و همین طور در سخن چوسر، این استنتاج منطقی را نمیبینیم که تعریف آنها از واژۀ تراژدی با نمایش پیوند خاصی داشته باشد. کجفهمی قطعهای در آثار لیوی سبب شد که مفسران قرون وسطی گمان کنند که یک راوی، احتمالاً خود شاعر، نمایشنامههای سنکا و ترنس را میخواندهاست. عملاً فضلای ایتالیایی پیشاپیش و بین سالهای 1315 تا حوالی سال 1387 میلادی دو نمایشنامه به تقلید از سنکا نوشتند، اما هیچ یک از اینها را برای اجرا ننوشته بودند. بدین ترتیب، مفهوم تراژیک از مفهوم تئاتری آن دور ماند.
منبع: جورج اشتاینر، مرگ تراژدی، ترجمۀ بهزاد قادری سهی، نشر بیدگل، 1400، ص. 21-22.
📌این بخش در ترجمۀ اصلی با شش پانوشت مترجم همراه است که در بازنشر حاضر، بنا به اقتضائات، حذف شدهاست.
🔗 پستهای پیشین «مرگ تراژدی»
قسمت اول
https://t.me/Tarnevisa/166
قسمت دوم
https://t.me/Tarnevisa/170
قسمت سوم
https://t.me/Tarnevisa/180
قسمت چهارم
https://t.me/Tarnevisa/181
قسمت پنجم
https://t.me/Tarnevisa/183
قسمت ششم
https://t.me/Tarnevisa/184
#مرگ_تراژدی
#جورج_اشتاینر
#بهزاد_قادری
#ترنویسا
✅@Tarnevisa