🌍به مناسبت روز جهانی ترجمه (4)
بخشی از کتاب «پس از برج بابل» اثر جورج اشتاینر، ترجمه بهزاد قادری سهی
بااینهمه، تنها در دورۀ اخیر است که مترجم ــ در هیات کسانی مانند کنستانس گارنت، سی. کی. اسکات مونکریف یا آرتور ویلی ــ از پسزمینۀ حمالی یا بندگی توام با گمنامی سر برآورده است. و حتی اینجا نیز به چشمآمدن مترجم غالباً در چارچوب نشانه رَوی به او است: نقش او در ارائۀ آثار داستایفسکی یا پروست برای ما برجسته میشود، زیرا حس میکنیم این آثار نیازمند بازترجمه اند.
اگر کمی درنگ کنیم و به این موضوع فکر کنیم، روشن میشود که تاریخ اندیشه، تاریخ انواع ادبی و واقعیتهای شکلدهندۀ یک سنت ادبی یا فلسفی، همگی از فرایند ترجمه جداییناپذیرند. بااینحال، تنها در چند دهۀ اخیر است که توجهی جدی و دقیق به تاریخ و معرفتشناسی انتقال معنا معطوف شده است؛ چیزی که در اصطلاح فنی میتوان آن را «هرمنوتیک درزمانی» (('diachronic hermeneutic' نامید.
پستهای پیشین «روز ترجمه»
بخش اول
https://t.me/Tarnevisa/197
بخش دوم
https://t.me/Tarnevisa/198
بخش سوم
https://t.me/Tarnevisa/199
#ترجمه
#جورج_اشتاینر
#بهزاد_قادری
#ترنویسا
@Tarnevisa
Post #200
460