Post #1370
948
مقاله «فارن افرز» استدلال میکند که برخلاف پیشبینی آمریکا و اسرائیل، پنج ماه جنگ، حملات گسترده هوایی، تحریمها و کشتهشدن بسیاری از فرماندهان ارشد نتوانسته جمهوری اسلامی و شبکه منطقهای متحد آن را از میان ببرد. حزبالله همچنان در جنوب لبنان مقاومت میکند، شبهنظامیان عراقی به پایگاههای آمریکا و زیرساختهای نفت و گاز کشورهای خلیج فارس حمله کردهاند و حوثیها نیز عملیات علیه کشتیهای تجاری در دریای سرخ و تأسیسات انرژی عربستان را از سر گرفتهاند. این پایداری نشان میدهد تصور اولیه واشنگتن و تلآویو درباره امکان فروپاشی سریع «محور مقاومت» اشتباه بوده است.
آمریکا و اسرائیل جنگ را بر مبنای آنچه «دکترین اختاپوس» نامیده میشود آغاز کردند: اگر سر اختاپوس در تهران، یعنی رهبری، اقتصاد، تأسیسات تسلیحاتی و خطوط اصلی تدارکاتی ایران هدف قرار گیرد، بازوهای آن در منطقه نیز از بین خواهند رفت. نویسندگان میگویند چنین رویکردی شاید ۲۰ سال پیش مؤثر بود، زیرا انتقال سلاح، فناوری و دانش فنی عمدتاً از مسیر ایران انجام میشد؛ اما محور مقاومت اکنون به شبکهای گسترده، غیرمتمرکز، انعطافپذیر و تا حدی خودتکثیرشونده تبدیل شده است. دانش فنی، منابع، خطوط تدارکاتی و حتی تصمیمگیری در نقاط مختلف این شبکه توزیع شده و گروهها میتوانند فرماندهان کشتهشده را جایگزین، کارخانهها و انبارهای تخریبشده را بازسازی و مسیرهای انتقال سلاح را تغییر دهند.
سپاه پاسداران طی دو دهه، حزبالله، حماس، حوثیها و گروههای عراقی را از شورشیان محلی مجهز به سلاحهای سبک و بمبهای کنار جادهای، به سازمانهایی با تواناییهای پیشرفته نظامی و صنعتی تبدیل کرده است. این گروهها پس از آموزشهای مقدماتی، به پهپادهای انتحاری دوربرد دست یافتهاند و برخی از آنها آموزش دیدهاند که با قطعات وارداتی، سلاحهای خود را تولید کنند. ایران از دستکم سال ۲۰۲۵ پهپادهای شاهد ۱۰۱ و ۱۰۷ را در اختیار گروههای «مقاومت اسلامی عراق» قرار داده است. امروز حماس، حزبالله و حوثیها میتوانند پهپادهای انتحاری با بردی تا حدود ۲۵۰۰ کیلومتر بسازند و شبکههای مستقلی از قاچاقچیان، بازرگانان، مهندسان و تأمینکنندگان قطعات ایجاد کردهاند.
آموزش نظامی نیز دیگر منحصراً در ایران انجام نمیشود. در سال ۲۰۱۰، آموزش پهپادی حزبالله در ایران و به دست مربیان ایرانی صورت میگرفت، اما از سال ۲۰۱۵ حزبالله خود آموزش حماس، حوثیها و شبهنظامیان عراقی را بر عهده گرفت. براساس گزارشی که مقاله به آن استناد میکند، حوثیها در سال ۲۰۲۶ به الشباب سومالی آموزش استفاده از پهپاد دادهاند و احتمالاً همراه نیروهای سپاه، گروههای اسلامگرای سودانی را نیز برای ساخت پهپادهای انتحاری آموزش میدهند. به این ترتیب، دانش و فناوری نظامی اکنون مستقیماً میان اعضای شبکه منتقل میشود و لزوماً از تهران عبور نمیکند.
این شبکه پس از حملات هفتم اکتبر با ضربات بسیار سنگینی روبهرو شد. حماس و بخش بزرگی از غزه ویران شدند؛ اسرائیل در سپتامبر ۲۰۲۴ حسن نصرالله و شمار زیادی از فرماندهان ارشد حزبالله را کشت؛ حکومت بشار اسد در سوریه پس از کاهش حمایت ایران و حزبالله فروپاشید؛ و در جنگ ۱۲روزه ژوئن ۲۰۲۵، آمریکا و اسرائیل پدافند هوایی و توان موشکی و پهپادی ایران را هدف قرار دادند. چند ماه بعد نیز اسرائیل تعدادی از فرماندهان ارشد حوثی، از جمله مسئولان برنامه موشکی و پهپادی این گروه را کشت. مقامهای آمریکایی و اسرائیلی تصور کردند ایران و متحدانش وارد مرحله فروپاشی نهایی شدهاند، اما کمتر از یک سال بعد آنها بخش مهمی از توان خود را بازسازی کردند.
ایران در پاسخ به عملیات «Epic Fury» موج بزرگی از حملات موشکی و پهپادی را علیه زیرساختهای کشورهای خلیج فارس و تأسیسات نظامی آمریکا در خاورمیانه آغاز کرد. گروههای عراقی صدها حمله علیه پایگاههای آمریکا در عراق و اردن و اهدافی در کشورهای خلیج فارس انجام دادند. حزبالله پس از تهاجم زمینی اسرائیل در ماه مارس، در جنوب لبنان مقاومتی شدیدتر از انتظار نشان داد. حوثیها نیز یک سال پس از توافق برای توقف حمله به کشتیهای تجاری آمریکا، دوباره کشتیهای عبوری از دریای سرخ را هدف قرار دادند، عملاً بنادر عربستان را تحت محاصره قرار دادند و برای نخستینبار از زمان آتشبس سال ۲۰۲۲، زیرساختهای انرژی عربستان را مورد حمله قرار دادند.
یکی از دلایل اصلی این بازسازی، تغییر شیوه تأمین تسلیحات است. آمریکا و اروپا تصور میکردند بیشتر سلاحهای حوثیها با لنجهای سنتی از ایران به یمن قاچاق میشود، اما این گروه اکنون بخش زیادی از تسلیحات خود را با قطعاتی میسازد که از شبکه پیچیده تجارت جهانی در دریای سرخ و اقیانوس هند تهیه میشوند. درباره حزبالله نیز فرض بر این بود که سقوط حکومت اسد مسیر اصلی انتقال سلاح از ایران را قطع میکند، اما حزبالله پیشاپیش مسیرهای جایگزین ایجاد کرده بود. در سال ۲۰۲۴ یکی از عوامل حزبالله با استفاده از شرکتهای صوری در اسپانیا و آلمان تلاش کرد حدود دو هزار موتور پهپاد به لبنان منتقل کند؛ مقداری که برای بازسازی کل ناوگان پهپادی حزبالله پیش از سال ۲۰۲۳ کافی بود.
تولید انبوه قطعات ارزانقیمت در چین نیز اثر تحریمهای آمریکا را کاهش داده است. بسیاری از این قطعات کاربرد دوگانه دارند و چین با این استدلال که برای مصارف غیرنظامی تولید شدهاند، فروش آنها را محدود نمیکند و معمولاً علیه شرکتهای چینی تحریمشده از سوی آمریکا اقدامی انجام نمیدهد. ایران و متحدانش میتوانند قطعات لازم برای ساخت پهپاد ابابیل-T را از وبسایتهایی مانند علیبابا با حدود ۱۵۰۰ دلار تهیه کنند. حزبالله نیز برای خرید و تغییر پهپادهای دید اولشخص مورد استفاده علیه ارتش اسرائیل، تنها به کارت اعتباری، ویدئوهای آموزشی یوتیوب و مقداری مهارت فنی نیاز دارد. موتورهایی که زمانی با عنوان جعلی «موتور جتاسکی» به ایران قاچاق میشدند، اکنون در نسخههای چینی و ایرانی برای پهپادهای مورد استفاده در اوکراین و خاورمیانه تولید میشوند.
رهگیری این قطعات بهدلیل حجم عظیم تجارت جهانی بسیار دشوار است. خریدها معمولاً بهوسیله شرکتهای صوری ناشناس ثبتشده در حوزههای قضایی محرمانه انجام میشود و محمولهها در میان پنج تا شش میلیون کانتینری قرار میگیرند که هر روز در دریاها جابهجا میشوند. این کانتینرها از مراکز تجاری عبور میکنند که سرعت تجارت را بر کنترل محمولهها و اجرای تحریمها مقدم میدانند. پس از تحریم یک شرکت صوری نیز مالکان آن بهسادگی شرکت را تعطیل و شرکت جدیدی ثبت میکنند. به همین دلیل، نقاط اصلی کنترل گسترش فناوری پهپادی دیگر در اختیار آمریکا نیست.
ایران در کنار این روشهای جدید، قاچاق سنتی را نیز ادامه میدهد. تهران با کمک شبکهای از بازرگانان بینالمللی، «ناوگان سایهای» ایجاد کرده که رهگیری آن برای دولتهای غربی دشوار است. برخی کشتیها در دریای عمان سامانه شناسایی خودکار خود را خاموش میکنند، به بندر شهید رجایی میروند و تنها پس از عبور مجدد از تنگه هرمز آن را فعال میکنند. این کشتیها پیش از سقوط اسد محمولههای ناشناختهای به سوریه انتقال میدادند و همچنان به بنادر تحت کنترل حوثیها در یمن رفتوآمد دارند. شبکه آنها از طریق شرکتهای صوری به یک تاجر سوری مرتبط است که بارها بهدلیل انتقال نفت و پول برای ایران و حزبالله تحریم شده است.
کشتیهای دولتی ایران نیز پس از چند سال دوری دوباره وارد مدیترانه شده و مرتب در بنادر لیبی پهلو میگیرند. پژوهشگران اسرائیلی و لیبیایی معتقدند تجهیزات ایرانی از لیبی به متحدان تهران در لبنان، سودان و احتمالاً غزه منتقل میشود. همچنین با وجود تعهد دولت جدید احمد الشرع در سوریه برای جلوگیری از انتقال سلاح، قاچاق از طریق جادهها و بنادر سوریه به لبنان ادامه دارد. مجموع این مسیرها، محور مقاومت را به شبکهای پیچیده و سازگار تبدیل کرده که قطع یک مسیر لزوماً فعالیت کل آن را متوقف نمیکند.
نویسندگان نتیجه میگیرند که شکست کامل ایران و متحدانش احتمالاً دستنیافتنی است و تکیه صرف بر حملات نظامی، تحریم و فشار سیاسی فقط چرخههای تازهای از جنگ ایجاد میکند و ممکن است آمریکا را وارد یک درگیری بیپایان دیگر در خاورمیانه کند. واشنگتن باید همزمان شبکههای مالی و تجاری محور را مختل کند، مانع جذب گروههای جدید—بهویژه در شاخ آفریقا—شود و با گروههای تثبیتشدهای که بر سرزمینهایی حکومت میکنند وارد تعامل سیاسی شود. چنین مذاکراتی باید در قالب توافقهای ساختاری برای حلوفصل سیاسی در سطح کشورهای منطقه و همراه با دیپلماسی مستقیم آمریکا و ایران انجام گیرد.
یک گزینه دیگر، تقلید از سپاه و ایجاد شبکهای از نیروهای دولتی و غیردولتی متحد آمریکا برای مقابله با محور مقاومت است، اما نویسندگان این رویکرد را بسیار پرخطر میدانند. آمریکا سابقه موفقی در ساخت نیروهای متعارف متحد ندارد و بارها پس از پایان نیاز خود، متحدان محلی را رها کرده است؛ بنابراین، آموزش گروههای جدید برای تولید و استفاده از تسلیحات میتواند پیامدهای فاجعهباری داشته باشد.
جمعبندی مقاله این است که آمریکا باید مجموعهای از فشار مالی، اختلال در شبکههای تجاری، دیپلماسی، توافقهای سیاسی منطقهای و همکاری بینالمللی برای کنترل فناوری تسلیحاتی را بهطور همزمان دنبال کند. امید بستن به فروپاشی خودکار جمهوری اسلامی و متحدانش کافی نیست، زیرا محور مقاومت دیگر مجموعهای وابسته و متمرکز نیست؛ بلکه به شبکهای گسترده تبدیل شده که میتواند دانش، سلاح و منابع خود را بازتولید و پس از هر حمله دوباره سازماندهی کند.
https://www.foreignaffairs.com/iran/how-axis-resistance-recovered#
آمریکا و اسرائیل جنگ را بر مبنای آنچه «دکترین اختاپوس» نامیده میشود آغاز کردند: اگر سر اختاپوس در تهران، یعنی رهبری، اقتصاد، تأسیسات تسلیحاتی و خطوط اصلی تدارکاتی ایران هدف قرار گیرد، بازوهای آن در منطقه نیز از بین خواهند رفت. نویسندگان میگویند چنین رویکردی شاید ۲۰ سال پیش مؤثر بود، زیرا انتقال سلاح، فناوری و دانش فنی عمدتاً از مسیر ایران انجام میشد؛ اما محور مقاومت اکنون به شبکهای گسترده، غیرمتمرکز، انعطافپذیر و تا حدی خودتکثیرشونده تبدیل شده است. دانش فنی، منابع، خطوط تدارکاتی و حتی تصمیمگیری در نقاط مختلف این شبکه توزیع شده و گروهها میتوانند فرماندهان کشتهشده را جایگزین، کارخانهها و انبارهای تخریبشده را بازسازی و مسیرهای انتقال سلاح را تغییر دهند.
سپاه پاسداران طی دو دهه، حزبالله، حماس، حوثیها و گروههای عراقی را از شورشیان محلی مجهز به سلاحهای سبک و بمبهای کنار جادهای، به سازمانهایی با تواناییهای پیشرفته نظامی و صنعتی تبدیل کرده است. این گروهها پس از آموزشهای مقدماتی، به پهپادهای انتحاری دوربرد دست یافتهاند و برخی از آنها آموزش دیدهاند که با قطعات وارداتی، سلاحهای خود را تولید کنند. ایران از دستکم سال ۲۰۲۵ پهپادهای شاهد ۱۰۱ و ۱۰۷ را در اختیار گروههای «مقاومت اسلامی عراق» قرار داده است. امروز حماس، حزبالله و حوثیها میتوانند پهپادهای انتحاری با بردی تا حدود ۲۵۰۰ کیلومتر بسازند و شبکههای مستقلی از قاچاقچیان، بازرگانان، مهندسان و تأمینکنندگان قطعات ایجاد کردهاند.
آموزش نظامی نیز دیگر منحصراً در ایران انجام نمیشود. در سال ۲۰۱۰، آموزش پهپادی حزبالله در ایران و به دست مربیان ایرانی صورت میگرفت، اما از سال ۲۰۱۵ حزبالله خود آموزش حماس، حوثیها و شبهنظامیان عراقی را بر عهده گرفت. براساس گزارشی که مقاله به آن استناد میکند، حوثیها در سال ۲۰۲۶ به الشباب سومالی آموزش استفاده از پهپاد دادهاند و احتمالاً همراه نیروهای سپاه، گروههای اسلامگرای سودانی را نیز برای ساخت پهپادهای انتحاری آموزش میدهند. به این ترتیب، دانش و فناوری نظامی اکنون مستقیماً میان اعضای شبکه منتقل میشود و لزوماً از تهران عبور نمیکند.
این شبکه پس از حملات هفتم اکتبر با ضربات بسیار سنگینی روبهرو شد. حماس و بخش بزرگی از غزه ویران شدند؛ اسرائیل در سپتامبر ۲۰۲۴ حسن نصرالله و شمار زیادی از فرماندهان ارشد حزبالله را کشت؛ حکومت بشار اسد در سوریه پس از کاهش حمایت ایران و حزبالله فروپاشید؛ و در جنگ ۱۲روزه ژوئن ۲۰۲۵، آمریکا و اسرائیل پدافند هوایی و توان موشکی و پهپادی ایران را هدف قرار دادند. چند ماه بعد نیز اسرائیل تعدادی از فرماندهان ارشد حوثی، از جمله مسئولان برنامه موشکی و پهپادی این گروه را کشت. مقامهای آمریکایی و اسرائیلی تصور کردند ایران و متحدانش وارد مرحله فروپاشی نهایی شدهاند، اما کمتر از یک سال بعد آنها بخش مهمی از توان خود را بازسازی کردند.
ایران در پاسخ به عملیات «Epic Fury» موج بزرگی از حملات موشکی و پهپادی را علیه زیرساختهای کشورهای خلیج فارس و تأسیسات نظامی آمریکا در خاورمیانه آغاز کرد. گروههای عراقی صدها حمله علیه پایگاههای آمریکا در عراق و اردن و اهدافی در کشورهای خلیج فارس انجام دادند. حزبالله پس از تهاجم زمینی اسرائیل در ماه مارس، در جنوب لبنان مقاومتی شدیدتر از انتظار نشان داد. حوثیها نیز یک سال پس از توافق برای توقف حمله به کشتیهای تجاری آمریکا، دوباره کشتیهای عبوری از دریای سرخ را هدف قرار دادند، عملاً بنادر عربستان را تحت محاصره قرار دادند و برای نخستینبار از زمان آتشبس سال ۲۰۲۲، زیرساختهای انرژی عربستان را مورد حمله قرار دادند.
یکی از دلایل اصلی این بازسازی، تغییر شیوه تأمین تسلیحات است. آمریکا و اروپا تصور میکردند بیشتر سلاحهای حوثیها با لنجهای سنتی از ایران به یمن قاچاق میشود، اما این گروه اکنون بخش زیادی از تسلیحات خود را با قطعاتی میسازد که از شبکه پیچیده تجارت جهانی در دریای سرخ و اقیانوس هند تهیه میشوند. درباره حزبالله نیز فرض بر این بود که سقوط حکومت اسد مسیر اصلی انتقال سلاح از ایران را قطع میکند، اما حزبالله پیشاپیش مسیرهای جایگزین ایجاد کرده بود. در سال ۲۰۲۴ یکی از عوامل حزبالله با استفاده از شرکتهای صوری در اسپانیا و آلمان تلاش کرد حدود دو هزار موتور پهپاد به لبنان منتقل کند؛ مقداری که برای بازسازی کل ناوگان پهپادی حزبالله پیش از سال ۲۰۲۳ کافی بود.
تولید انبوه قطعات ارزانقیمت در چین نیز اثر تحریمهای آمریکا را کاهش داده است. بسیاری از این قطعات کاربرد دوگانه دارند و چین با این استدلال که برای مصارف غیرنظامی تولید شدهاند، فروش آنها را محدود نمیکند و معمولاً علیه شرکتهای چینی تحریمشده از سوی آمریکا اقدامی انجام نمیدهد. ایران و متحدانش میتوانند قطعات لازم برای ساخت پهپاد ابابیل-T را از وبسایتهایی مانند علیبابا با حدود ۱۵۰۰ دلار تهیه کنند. حزبالله نیز برای خرید و تغییر پهپادهای دید اولشخص مورد استفاده علیه ارتش اسرائیل، تنها به کارت اعتباری، ویدئوهای آموزشی یوتیوب و مقداری مهارت فنی نیاز دارد. موتورهایی که زمانی با عنوان جعلی «موتور جتاسکی» به ایران قاچاق میشدند، اکنون در نسخههای چینی و ایرانی برای پهپادهای مورد استفاده در اوکراین و خاورمیانه تولید میشوند.
رهگیری این قطعات بهدلیل حجم عظیم تجارت جهانی بسیار دشوار است. خریدها معمولاً بهوسیله شرکتهای صوری ناشناس ثبتشده در حوزههای قضایی محرمانه انجام میشود و محمولهها در میان پنج تا شش میلیون کانتینری قرار میگیرند که هر روز در دریاها جابهجا میشوند. این کانتینرها از مراکز تجاری عبور میکنند که سرعت تجارت را بر کنترل محمولهها و اجرای تحریمها مقدم میدانند. پس از تحریم یک شرکت صوری نیز مالکان آن بهسادگی شرکت را تعطیل و شرکت جدیدی ثبت میکنند. به همین دلیل، نقاط اصلی کنترل گسترش فناوری پهپادی دیگر در اختیار آمریکا نیست.
ایران در کنار این روشهای جدید، قاچاق سنتی را نیز ادامه میدهد. تهران با کمک شبکهای از بازرگانان بینالمللی، «ناوگان سایهای» ایجاد کرده که رهگیری آن برای دولتهای غربی دشوار است. برخی کشتیها در دریای عمان سامانه شناسایی خودکار خود را خاموش میکنند، به بندر شهید رجایی میروند و تنها پس از عبور مجدد از تنگه هرمز آن را فعال میکنند. این کشتیها پیش از سقوط اسد محمولههای ناشناختهای به سوریه انتقال میدادند و همچنان به بنادر تحت کنترل حوثیها در یمن رفتوآمد دارند. شبکه آنها از طریق شرکتهای صوری به یک تاجر سوری مرتبط است که بارها بهدلیل انتقال نفت و پول برای ایران و حزبالله تحریم شده است.
کشتیهای دولتی ایران نیز پس از چند سال دوری دوباره وارد مدیترانه شده و مرتب در بنادر لیبی پهلو میگیرند. پژوهشگران اسرائیلی و لیبیایی معتقدند تجهیزات ایرانی از لیبی به متحدان تهران در لبنان، سودان و احتمالاً غزه منتقل میشود. همچنین با وجود تعهد دولت جدید احمد الشرع در سوریه برای جلوگیری از انتقال سلاح، قاچاق از طریق جادهها و بنادر سوریه به لبنان ادامه دارد. مجموع این مسیرها، محور مقاومت را به شبکهای پیچیده و سازگار تبدیل کرده که قطع یک مسیر لزوماً فعالیت کل آن را متوقف نمیکند.
نویسندگان نتیجه میگیرند که شکست کامل ایران و متحدانش احتمالاً دستنیافتنی است و تکیه صرف بر حملات نظامی، تحریم و فشار سیاسی فقط چرخههای تازهای از جنگ ایجاد میکند و ممکن است آمریکا را وارد یک درگیری بیپایان دیگر در خاورمیانه کند. واشنگتن باید همزمان شبکههای مالی و تجاری محور را مختل کند، مانع جذب گروههای جدید—بهویژه در شاخ آفریقا—شود و با گروههای تثبیتشدهای که بر سرزمینهایی حکومت میکنند وارد تعامل سیاسی شود. چنین مذاکراتی باید در قالب توافقهای ساختاری برای حلوفصل سیاسی در سطح کشورهای منطقه و همراه با دیپلماسی مستقیم آمریکا و ایران انجام گیرد.
یک گزینه دیگر، تقلید از سپاه و ایجاد شبکهای از نیروهای دولتی و غیردولتی متحد آمریکا برای مقابله با محور مقاومت است، اما نویسندگان این رویکرد را بسیار پرخطر میدانند. آمریکا سابقه موفقی در ساخت نیروهای متعارف متحد ندارد و بارها پس از پایان نیاز خود، متحدان محلی را رها کرده است؛ بنابراین، آموزش گروههای جدید برای تولید و استفاده از تسلیحات میتواند پیامدهای فاجعهباری داشته باشد.
جمعبندی مقاله این است که آمریکا باید مجموعهای از فشار مالی، اختلال در شبکههای تجاری، دیپلماسی، توافقهای سیاسی منطقهای و همکاری بینالمللی برای کنترل فناوری تسلیحاتی را بهطور همزمان دنبال کند. امید بستن به فروپاشی خودکار جمهوری اسلامی و متحدانش کافی نیست، زیرا محور مقاومت دیگر مجموعهای وابسته و متمرکز نیست؛ بلکه به شبکهای گسترده تبدیل شده که میتواند دانش، سلاح و منابع خود را بازتولید و پس از هر حمله دوباره سازماندهی کند.
https://www.foreignaffairs.com/iran/how-axis-resistance-recovered#