مقاله «معمای ایران برای ترامپ: هرچه تأخیر طولانیتر شود، خسارت بیشتر خواهد بود» میگوید تصمیم دوباره دونالد ترامپ برای تعویق حمله به ایران، ناشی از نگرانیهای سیاسی و اقتصادی در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره است. ترامپ با وجود تردید جدی درباره پایبندی تهران، بار دیگر به توافق موقت فرصت داده است؛ زیرا افزایش قیمت نفت و بنزین، تلفات نظامیان آمریکایی یا بیثباتی اقتصادی میتواند اکثریت شکننده جمهوریخواهان در سنا و مجلس نمایندگان را به خطر بیندازد. او برای اجرای اصلاحات داخلی و دستیابی به هدف نهایی خود در برابر ایران—تضعیف شدید یا حتی سرنگونی حکومت—به کنگرهای همسو نیاز دارد.
به نوشته مقاله، سپاه پاسداران با اعمال فشار در تنگه هرمز و بابالمندب میکوشد از آسیبپذیری سیاسی ترامپ استفاده کرده، امتیازهای بلندمدت بگیرد و بقای حکومت را تضمین کند. تهدید خطرناکتر ایران، آتشزدن چاههای نفت خلیج فارس و حمله به پالایشگاهها و زیرساختهای انرژی است؛ سناریویی که تهران از طریق قطر به ترامپ منتقل کرده و میتواند صنعت انرژی منطقه را فلج و قیمت جهانی نفت را بهشدت افزایش دهد.
تصمیم آمریکا برای توقف حمله، علاوه بر درخواست محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان، عمدتاً نتیجه میانجیگری قطر بود. قطر به واشنگتن اطمینان داد که ایران این بار تفاهمنامه بازگشایی تنگه هرمز را اجرا خواهد کرد. عباس عراقچی نیز این تعهد را از طریق قطر و مستقیماً به استیو ویتکاف و جرد کوشنر منتقل کرد. امیر و نخستوزیر قطر هشدار دادند که حمله گسترده آمریکا، بهویژه علیه تأسیسات انرژی ایران، با حمله متقابل تهران به زیرساختهای نفتی خلیج فارس پاسخ داده خواهد شد.
آمریکا خواستار آن شد که هر توافقی بابالمندب را نیز شامل شود و فرماندهان سپاه مستقیماً آن را تضمین کنند، اما مشخص نیست چنین تعهدی گرفته شده باشد. در مذاکرات، جیدی ونس، ویتکاف، کوشنر و در برخی موارد خود ترامپ حضور داشتند.
در مقابل، امارات متحده عربی با این راهحل موقت مخالف است. محمد بنزاید به ترامپ و کوشنر گفته است که ایران ممکن است به توافق عمل نکند، نفتکشها همچنان گرفتار بمانند و تهدید بلندمدت پابرجا باشد. او خواستار راهحلی جامع، قطعی و پایدار برای حذف تهدید ایران علیه تنگه هرمز شده و هشدار داده است که پس از بازسازی توان ایران، مقابله با آن بسیار دشوارتر خواهد شد. بحرین و کویت نیز ظاهراً همین موضع را به واشنگتن منتقل کردهاند.
اسرائیل در کنار امارات، بحرین و کویت قرار دارد و معتقد است تهدیدهای هستهای و موشکی ایران و نیروهای نیابتی تهران باید اکنون و پیش از بازیابی قدرت ایران از میان برداشته شوند.
در داخل دولت ترامپ نیز دو اردوگاه شکل گرفته است: مارکو روبیو و پیت هگست خواهان عملیات نظامی سریع و قدرتمند هستند؛ اما ونس، ویتکاف و کوشنر ادامه دیپلماسی را ترجیح میدهند. اردوگاه ونس نمیخواهد به هر قیمتی توافق کند، بلکه به دنبال کاهش تنش تا پس از انتخابات اوایل نوامبر، جلوگیری از افزایش قیمت بنزین و اجتناب از تلفات نظامیان آمریکایی است تا دولت پس از انتخابات آزادی عمل بیشتری داشته باشد.
مخالفان این رویکرد میگویند مذاکرات به ایران امکان میدهد بر انتخابات آمریکا اثر بگذارد و فرصت اجرای عملیاتی که بتواند معادلات را اساساً تغییر دهد، رو به پایان است. روبیو نیز تأکید کرده که حکومت ایران باید رفتار خود و «صدور انقلاب» را تغییر دهد. به ادعای او، فشار نظامی آمریکا تهران را به گفتوگو درباره خلع سلاح و بازگشایی هرمز واداشته و ایران ذخایر عظیم موشکی و پهپادی را برای بازدارندگی در برابر حمله به تأسیسات هستهای خود ایجاد کرده است.
از دید مقامهای امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل، اهداف جنگ هنوز محقق نشده و حکومت ایران شروط اصلی آمریکا را نخواهد پذیرفت؛ بنابراین ازسرگیری نبرد را ضروری میدانند. نگرانی آنها این است که تعویق عملیات تا پس از انتخابات، دستاوردهای نظامی موجود را فرسوده کند، به ایران فرصت بازسازی توان نظامی و پیشبرد مخفیانه برنامه هستهای را بدهد و پنجره کنونی را ببندد. یک مقام ارشد اسرائیلی هشدار داده است که بازگشت به جنگ شدید، هرچند به صنعت نفت خلیج فارس و اقتصاد جهانی آسیب خواهد زد، با گذشت زمان پرهزینهتر میشود و تأخیر طولانی ممکن است در نهایت دست ترامپ را ببندد.
https://www.israelhayom.com/2026/08/02/trumps-iran-dilemma-the-longer-the-delay-the-greater-the-damage/
Post #1366
678