Post #937
24
پول، دروغ، توهم ✒️📗📘📕 تعبیری تأملبرانگیز و دیرینه دربارهٔ این عادت به وَر رفتن با ذهن و بدن، و استفاده از این ذهن و بدن، بهمثابهٔ ابزار و وسیلهٔ سرگرمی (با جراحی و خالکوبی و تراپی سرگردان و عادتوار، و غیره) که در این زمانه بسیار شایع شده است: «ابن عربی، که شاید بزرگترین…
✒️📗📕📘
هیپنوتیسم: شاهراه منتهی به ناخودآگاه یا سراب تشنگی مضاعف؟
داستان هیپنوتیسم، حکایت بازیها و تردستیهای زودگذری است که با توهم دستیابی به لایههای ژرف روان انسان، ابتدا از مصر باستان و دانشجویان جادوی طبیعی در دوران رنسانس شروع شد، بعد در قالب جنگیریهای دلیلآورانهٔ پدر روحانی جوزف گاسنر، و سپس مغناطیس حیوانیِ فرانتس آنتون مسمر در سدههای ۱۸ و ۱۹ ادامه یافت و با چند موج همهگیری و شیوع متنوع، از اوایل قرن بیستم رو به افول رفت.
خواب مغناطیسی مصنوعی چند مولفهٔ اصلی دارد: عُلقه (اعتماد و محبت بین هیپنوتیست و هیپنوتیسمشونده)، تلقین خواب و تلقین مشخصاتش، و تلقین چگونگی خاتمهٔ آن خواب.
تلقین با روشهای مختلف اجرا میشد (حرکات دست، افسون، زل زدن به چشمان هیپنوتیست، یا فرمان تحکمآمیز هیپنوتیست که میگفت: بخواب!). موفقیت تلقین در حضور دیگران و پس از مشاهده هیپنوتیسمشدن نفرات قبلی، بیشتر میشد ولی در هر حال همهٔ هیپنوتیستها میدانستند که خواست و میل فرد، عامل تعیینکننده است و اگر آزمونشونده تلقینپذیر نباشد و نخواهد، نمیتوان او را به خواب برد.
از همان دهههای اولیهٔ رونق هیپنوتیسم در قرن ۱۸ نگرانیهایی بابت سلطهٔ هیپنوتیست بر طرف مقابل و شدت علاقهٔ هیپنوتیسمشوندهها ابراز شد. غیر از نمونههای وابستگی عاطفی زنان به مرد هیپنوتیست، موضوع افشای رازهای مهم زندگی در حالت خواب هیپنوتیسمی نیز نگرانکننده بود. همچنین ویژگی تلقین پساهیپنوتیسمی (اجرای دستورات هیپنوتیست بعد از بیداری و در زندگی روزمره) از عوارض خطرناک این روش بود. خطرناکترین عامل در شکلگیری آن سلطه و احساسات عاطفی و عشقی بین دو طرف، افزایش تعداد جلسات هیپنوتیسم (مثلاً چند بار در ماه) بود.
وقوف به چنان ویژگیها و خطراتی، امواج پیاپی استقبال و بیزاری از هیپنوتیسم را در قرن ۱۹ رقم زد. ابتدا گویی هیپنوتیسم دری برای دسترسی به قلمرویی تازه و اسرارآمیز از روح (از حدت حواس گرفته تا دقت حافظه، احاطهٔ دلچسب بر فرآیندهای جسمی، و پردهبرداری از تواناییهای ناشناختهٔ آزمونشوندهها) را باز میکرد، ولی هنوز کشف در آن قلمروی موهوم تمام نشده بود که کاشف بارها راهش را گم میکرد و گویی بازیچهٔ آن «سراب روی آب» میشد که دستنیافتنی و اغواگر بود.
در هر حال، کنجکاوی بوالفضولانه و عبث برای شناختن عوالم بهاصطلاح ناشناخته، و دلمشغولی با اموری مانند هیپنوتیسم یا احضار روح و شکلهای مختلفش، نوعی سرگرمی و سرگردانی زیانبار از جنس ور رفتن به جسم و روان خویشتن است که بیتردید آثار زیانبار بر سلامت روان میگذارد و فایدهٔ اثباتشدهٔ بلندمدتی جز معرکهگیری جادوگرها و شمنهای مدرن و شیک امروزی ندارد.
✒️📗📕📘
https://t.me/fraudnotfreud
Telegram پول، دروغ، توهم زیگموند فروید «آنچنان که بود»! هیپنوتیسم: شاهراه منتهی به ناخودآگاه یا سراب تشنگی مضاعف؟
داستان هیپنوتیسم، حکایت بازیها و تردستیهای زودگذری است که با توهم دستیابی به لایههای ژرف روان انسان، ابتدا از مصر باستان و دانشجویان جادوی طبیعی در دوران رنسانس شروع شد، بعد در قالب جنگیریهای دلیلآورانهٔ پدر روحانی جوزف گاسنر، و سپس مغناطیس حیوانیِ فرانتس آنتون مسمر در سدههای ۱۸ و ۱۹ ادامه یافت و با چند موج همهگیری و شیوع متنوع، از اوایل قرن بیستم رو به افول رفت.
خواب مغناطیسی مصنوعی چند مولفهٔ اصلی دارد: عُلقه (اعتماد و محبت بین هیپنوتیست و هیپنوتیسمشونده)، تلقین خواب و تلقین مشخصاتش، و تلقین چگونگی خاتمهٔ آن خواب.
تلقین با روشهای مختلف اجرا میشد (حرکات دست، افسون، زل زدن به چشمان هیپنوتیست، یا فرمان تحکمآمیز هیپنوتیست که میگفت: بخواب!). موفقیت تلقین در حضور دیگران و پس از مشاهده هیپنوتیسمشدن نفرات قبلی، بیشتر میشد ولی در هر حال همهٔ هیپنوتیستها میدانستند که خواست و میل فرد، عامل تعیینکننده است و اگر آزمونشونده تلقینپذیر نباشد و نخواهد، نمیتوان او را به خواب برد.
از همان دهههای اولیهٔ رونق هیپنوتیسم در قرن ۱۸ نگرانیهایی بابت سلطهٔ هیپنوتیست بر طرف مقابل و شدت علاقهٔ هیپنوتیسمشوندهها ابراز شد. غیر از نمونههای وابستگی عاطفی زنان به مرد هیپنوتیست، موضوع افشای رازهای مهم زندگی در حالت خواب هیپنوتیسمی نیز نگرانکننده بود. همچنین ویژگی تلقین پساهیپنوتیسمی (اجرای دستورات هیپنوتیست بعد از بیداری و در زندگی روزمره) از عوارض خطرناک این روش بود. خطرناکترین عامل در شکلگیری آن سلطه و احساسات عاطفی و عشقی بین دو طرف، افزایش تعداد جلسات هیپنوتیسم (مثلاً چند بار در ماه) بود.
وقوف به چنان ویژگیها و خطراتی، امواج پیاپی استقبال و بیزاری از هیپنوتیسم را در قرن ۱۹ رقم زد. ابتدا گویی هیپنوتیسم دری برای دسترسی به قلمرویی تازه و اسرارآمیز از روح (از حدت حواس گرفته تا دقت حافظه، احاطهٔ دلچسب بر فرآیندهای جسمی، و پردهبرداری از تواناییهای ناشناختهٔ آزمونشوندهها) را باز میکرد، ولی هنوز کشف در آن قلمروی موهوم تمام نشده بود که کاشف بارها راهش را گم میکرد و گویی بازیچهٔ آن «سراب روی آب» میشد که دستنیافتنی و اغواگر بود.
در هر حال، کنجکاوی بوالفضولانه و عبث برای شناختن عوالم بهاصطلاح ناشناخته، و دلمشغولی با اموری مانند هیپنوتیسم یا احضار روح و شکلهای مختلفش، نوعی سرگرمی و سرگردانی زیانبار از جنس ور رفتن به جسم و روان خویشتن است که بیتردید آثار زیانبار بر سلامت روان میگذارد و فایدهٔ اثباتشدهٔ بلندمدتی جز معرکهگیری جادوگرها و شمنهای مدرن و شیک امروزی ندارد.
✒️📗📕📘
https://t.me/fraudnotfreud


