✒️📗📘📕
ذهن رمال اتریشی: تداعیهای کلامی و بازیابی خاطرات از عدم
قدرتی که فروید به خود نسبت میداد، به تلهپاتی محدود نمیشد. او خیال میکرد با «خردورزی محض» توانسته خاطرات را بازیابی کند و ... معنای قطعی به آن خاطرهها نسبت دهد. هیچ دانشمندی نتوانسته بدون اینکه حتی زحمت یک بار آزمایشکردن فریضهای علتومعلولی در مقایسه با دیگر فرضیهها را به خود بدهد، اینقدر آسان اقناع شود.
فروید حتی خود را مجاز دانست که به تداعیهای کلامی، از خودش یا بیماران، اتکا کند و آنها را مستقیماً موتور محرک نشانهشناسی بیماریها جلوه دهد. او علت لنگیدن آنا فونلییبن، ایلونا ویس، اِما اکستاین و آیدا باوئر را با فکر «لغزیدنهای پا» و «شرمندگی» (که واژهٔ پا یا گام در واژههای آلمانیِ آنها هست) توضیح داد. همچنین چون یانگفرو به معنای «دوشیزه» است، فروید گمان کرد چشمانداز آن کوه بزرگ حتماً «آقای ای.» را در ۱۴سالگی به خودارضایی با دیدن کوه یانگفرو واداشته است!
در بسیاری از مثالهای فروید نوعی «روش تحقیق» میبینیم که در آن بدون نیاز به هرگونه شواهد میتوان به یافتههای مد نظر خویش رسید. میشل آنفری میگوید دنیای فروید «نمایشی بود که در آن کلاهها آلت تناسلی مردانه، قفلها مهبل، جعبهها زهدان، پول چیزی مرتبط با مدفوع، دندان لق نشانهٔ میل به خودارضایی، و ریزش مو به معنای اختگی بود». واژهها و حالتهای ازپیشتفسیرشده، شواهد او برای تکرار تفسیرهای مشابه بودند. او بدون هرگونه تردید و برای توجیه پروندهٔ «دورا» گفت: «من با مفاهیم ناخودآگاه، رشته افکار ناخودآگاه، و تکانههای ناخودآگاه، طوری رفتار میکنم که گویی صحت آنها و دادههای روانشناختی خدشهناپذیرشان، کمتر از صحت موارد مشابه در خودآگاه نیست»:
فروید: شکلگیری یک توهم؛ فردریک کروز، صص ۸۹۹ و ۹۰۰.
✒️📗📘📕
https://t.me/fraudnotfreud
Post #922
214