✒️📕📘📗
پروندۀ آیدا باوئر با نام مستعار دورا - (۲)
فهرست دراز انگهای روانکاو کوکایینی
فروید بلافاصله پس از دیدن آیدا گفت که او هیستریک است چون سرفه میکند! ولی آیدا از جسارت ایام نوجوانی و اعتمادبهنفس کافی برای اعتراض به خزعبلات و فریبکاری روانکاو برخوردار بود و خودشیفتگی جنونآمیز فروید را تاب نمیآورد، پس خیلی زود خواست که مراجعه به او پایان یابد و حتی برای فروید و پدرش مهلت (۳۱ دسامبر ۱۹۰۰) تعیین کرد. چنان شهامت و توهینی بهشدت بر فروید گران آمد و حس انتقام و کینهجویی او را زنده کرد. از آن پس کل گزارش فروید از پرونده، گویی به توصیف یکی از دشمنان مادامالعمر او میماند و روانکاو هرچه در چنتۀ ذهن پلشت و انبان واژهسازیهای موهومی خود داشت، به دخترک نسبت داد.
فروید سپس درد حملۀ آپاندیس و درد پای آیدا را شبح بارداری دانست که احساس زایمان در دخترک پدید آورده است! یا جعبۀ جواهر در یکی از رؤیاهای او را نشانۀ اندامهای تناسلیاش دانست که با واکنش تند آیدا روبرو شد.
ولی نکتۀ اصلی، موضعگیری فروید در قبال تعدی جنسی هانس بود. فروید که روانکاوی آیدا را دقیقاً یک ماه پس از همبستر شدن با خواهرزنش (مینا) و بارداری و سقط جنین مینا شروع کرده بود، بیتردید نمیتوانست چندان به هرزگیهای فیلیپ، جوزپینا و هانس حساس باشد و حتی با شادی و خونسردی از خوشتیپ بودن هانس نوشت و تعجب کرد که چرا آن کودک به تقاضای رابطۀ جنسی هانس جواب رد داده است!:
Standard Edition, 7, p. 38n.
نوشتۀ وقیحانۀ فروید برای دهنکجی به دخترک بیگناه و عادی جلوه دادن آن رفتارها، در تاریخ ثبت شده است:
«آن اتفاق بیتردید فقط موقعیتی بود که احساس متمایز هیجان جنسی را در دخترکی چهارده [سیزده]ساله برانگیخت؛ دخترکی که پیشتر هیچکس به او دست نزده بود. ولی آیدا در آن لحظه به احساس بسیار مشمئزکنندهای رسید، خود را از چنگ آن مرد رهانید، از او دور شد، به سوی پلکان دوید و از آنجا به خروجی خیابان رسید... رفتار آن کودک ۱۴ساله... در این صحنه کاملاً هیستریک بود. بیچونوچرا فردی را که فرصت تحریک جنسی در او باعث ایجاد احساساتی شود که بیشتر یا تماموکمال ناخوشایند باشد، شخصیتی هیستریک میدانم؛ ناچارم به چنین قضاوتی تن دهم؛ صرفنظر از اینکه آن شخص بتواند نشانههای تَنی (سوماتیک) از خود نمایان کند یا خیر». (همان منبع)
باز هم به جنگولکبازی نگارشی او دقت کنید که میخواهد یاوهها را یافتهها - آن هم از مقولۀ علمی - و در نتیجه گریزناپذیر جلوه دهد و میگوید ناچارم به چنین قضاوتی تن دهم!
«تردیدی نیست که در پسِ این گفتههای فروید، رد پای چند عامل به چشم میخورد: بددلی در قبال آیدا، متأثر شدن از جذابیت هانس، الگوی مکانیکی ذهن فروید دربارۀ جریان سیالوار و انسداد سائق جنسی، نگرش اخلاقی او [در صدور جواز] برای لازم بودن ارضای جنسی شوهران سرخورده، و سابقه خودش در زمینه سوءاستفادۀ جنسی در کودکی. با این حال، مهمترین عامل، فقدان درک روانشناختی او بود. فروید سالها نظریهبافی کرد تا آسیبهای جنسی را عامل ایجاد عصبپریشی نشان دهد، ولی وقتی در آن پرونده، تعرض جنسی آشکار به یک کودک وحشتزده را پیش چشمان خود دید، اعلام کرد که لذت نبردن قربانی، نشانۀ حتمیِ هیستریکبودنِ اوست!»:
فروید: شکلگیری یک توهم، فردریک کروز، ایشکا، ۱۴۰۲، ص. ۷۴۸.
✒️📕📘📗
https://t.me/fraudnotfreud
Post #488
1.75K