✒️📘📗📕
وقتی معیارها و سنجشها هم پوچ و بیارزش میشوند
فرض کنید گروه هزارنفرهای دارید که استعداد آنها بسی کمتر از حد مطلوب یا حتی کمتر از میانگین جامعه است. چطور میشود آنها را مستعد و توانمند نشان داد و برایشان نان و آب فراهم کرد؟
یک راه تقسیم کردن آنها به صد گروه دهنفره، مثلاً در صد دانشگاه است. سپس قاعده وضع میکنید که در هر گروه دهنفره، شاگردان اول و دوم، دانشآموختۀ درخشان نامیده شوند، و آنهایی هم که بتوانند نیم متر بپرند، ممتاز تلقی خواهند شد. با همین تقسیمبندی ساده، از آن جمع دربوداغان، دویست نفر درخشان ساختهاید و پانصد نفر دیگر هم که نیم متر پریدهاند (مثلاً معدل آنها به ۱۷ رسیده)، ممتاز میشوند تا این افتخارات را برای فریب مشتریان بدبخت و از همهجابیخبر، در رزومههایشان وارد کنند. با این شعبده، یکعالم خروجی سربلند و ظاهراً شایسته از جمعی ساختهاید که همگی خیلی تا حد نصاب معلومات و شایستگی فکری فاصله دارند!
حکایت دانشگاه و مدرک کیلویی و فخرفروشیهای رزومهای در این روزهای تولید فلهای مدرکداران، بهویژه در علوم انسانی کشور، چنین چیزی است! در چنین سیستمی که متکی به محفوظات و تحویل دادن کلمهبهکلمۀ محفوظات جزوهها یا کتابها در جلسه امتحان است و سر سوزنی از نقد و تردید علمی خبری نیست، اتفاقاً بسیاری از شوتترینها آنهایی هستند که لقب معدل اول را یدک میکشند!
https://t.me/fraudnotfreud
Post #926
160
Forwarded from پول، دروغ، توهم