TGViewer
Channel Public Channel
گامی به سوی ایرانی آزادتر

گامی به سوی ایرانی آزادتر

@edalat_ubi

این محبت هم نتیجه دانش است
کی گزافه بر چنین تختی نشست

عدالت نخستین فضیلت نهادهای اجتماعی است.

سیروس امیدوار_هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی

لطفاً نظرات خود را به این ID ارسال فرمائید.
@Cyrousomidvar
Subscribers
268
Photos
6
Videos
10
Links
20
Recent Posts 20 shown
Post #192 35

Forwarded from علی سرزعیم (دوستدار سقراط)

تروتسکی: «در کشوری که تنها کارفرما دولت است، مخالفت یعنی مرگ در اثر گرسنگی. این اصلِ قدیمی که کسی که کار نمی‌کند، نباید بخورد، جای خود را به اصلی تازه داده: کسی که فرمان نمی‌برد، نباید بخورد»
@Savadvabayaz
Post #191 43
گامی به سوی ایرانی آزادتر ✳️ مروری بر نظریه‌های عدالت؛ با هدف برداشتن گامی به سوی ایرانی آزاد‌تر (قسمت نوزدهم) فصل اول: نظریه عدالت رالز، 1-2) موضوع عدالت؛ ساختار اساسی جامعه ✅ می‌توان گفت که بین این دو نوع مفهوم‌سازی از جامعه و دو ایده «تسلیم به تقدیر» یا «تصمیم به تغییر» پیوندهایی…
✳️ مروری بر نظریه‌های عدالت؛ با هدف برداشتن گامی به سوی ایرانی آزاد‌تر (قسمت بیستم) فصل اول: نظریه عدالت رالز، 1-2) موضوع عدالت؛ ساختار اساسی جامعه

✅ اما وقتی رالز موضوع عدالت را ساختار اساسی جامعه در نظر می‌گیرد، دقیقاً منظورش چیست؟ رالز در این مورد چنین می‌نویسد: «انواع بسیار متفاوتی از امور هستند که عادلانه و ناعادلانه گفته می‌شوند؛ نه تنها قوانین، نهادها و نظام‌های اجتماعی؛ بلکه همچنین اقدامات خاص از انواع بسیار، شامل تصمیمات، قضاوت‌ها و اتهامات. همچنین ما گرایش‌ها و خصوصیات افراد و خود افراد را عادلانه و ناعادلانه می‌نامیم. با این همه، موضوع بحث ما، عدالت اجتماعی است. برای ما، موضوع اصلی عدالت، ساختار اساسی جامعه، یا به طور دقیق‌تر، شیوه‌ای است که طبق آن، نهادهای اجتماعی عمده، حقوق و تکالیف اساسی را توزیع می‌کنند و تقسیم برخورداری‌های ناشی از همکاری اجتماعی را تعیین می‌کنند. منظور من از نهادهای اصلی، قانون اساسی سیاسی و ترتیبات اقتصادی و اجتماعی است. بنابراین حمایت قانونی از آزادی اندیشه و آزادی وجدان، بازارهای رقابتی، مالکیت خصوصی در وسایل تولید و خانواده تک‌همسری، مثال‌هایی از نهادهای اجتماعی عمده هستند.

✅ با در نظر گرفتن [این نهادها] به منزله یک طرح کلی، نهادهای عمده، حقوق و تکالیف انسان‌ها را تعریف می‌کنند و چشم‌اندازهای زندگی‌شان را تحت تاثیر قرار می‌دهند؛ یعنی آنچه آنان می‌توانند انتظار بودنش را داشته و به چه میزان امیدوار به انجام دادنش باشند. این ساختار اساسی موضوع اصلی عدالت است زیرا آثارش بسیار عمیق هستند و از همان آغاز موجود هستند. ایده شهودی در اینجا این است که این ساختار، دربرگیرنده موقعیت‌های اجتماعی مختلف است و این که انسان‌های زاده شده در موقعیت‌های مختلف، انتظارات مختلف از زندگی دارند؛ بخشی تعیین شده توسط نظام سیاسی و بخشی نیز توسط شرایط اقتصادی و اجتماعی. به این طریق، نهادهای جامعه، از جایگاه‌های شروع معین در مقایسه با جایگاه‌های دیگر حمایت می‌کنند. بویژه این جایگاه‌ها، نابرابری‌های عمیق هستند. این نابرابری‌ها نه تنها فراگیر هستند؛ بلکه فرصت‌های اولیه انسان‌ها را در زندگی تحت تاثیر قرار می‌دهند؛ با وجود این، [چنین نابرابری‌هایی] احتمالاً با استناد به ایده‌های شایستگی و استحقاق، قابل دفاع نیستند. مسلماً این نابرابری‌های غیرقابل اجتناب در ساختار اساسی هر جامعه‌ای هستند که اصول عدالت اجتماعی باید در وهله نخست، در مورد آن‌ها بکار رود. بنابراین، این اصول، انتخاب یک قانون اساسی سیاسی و عناصر اصلی نظام اقتصادی و اجتماعی را تنظیم می‌کنند. عدالت یک طرح اجتماعی، اساساً به چگونگی واگذاری حقوق و تکالیف اساسی و همچنین فرصت‌های اقتصادی و شرایط اجتماعی در بخش‌های مختلف جامعه بستگی دارد.» (رالز،7-6: 1971)
  • ❤ 1
Post #190 46

Forwarded from مصطفی ملکیان

🔴مصطفی ملکیان:

🔹اگر کسی بگوید که تو تا پنج سالِ پیش می‌گفتی «الف» پس چرا دیگر به آن باور نداری؟ من می‌گویم: بله. تا پنج سالِ پیش، با صداقت و جدیت به «الف» معتقد بودم اما دیگر دلیلی برای آن اعتقاد ندارم و هیچ شرم و عذرخواهی‌ای هم به هیچ‌کسی بدهکار نیستم و عذابِ وجدان هم ندارم. به محضِ اینکه دلیلی برای تغییرِ یک باور پیدا کنم، آن را تغییر می‌دهم، حتی اگر سی یا چهل سال به آن پایبند بوده باشم. اگر اکنون باورِ جدیدی پیدا کنم که با باورهایِ قبلی‌ام متفاوت باشد، آن را با کمالِ صداقت می‌پذیرم و هیچ‌گاه اجازه نمی‌دهم گذشته یا حتی حالِ من، مرا محدود کند.

@mostafamalekian
  • ❤ 3
Post #189 49
گامی به سوی ایرانی آزادتر ✳️ مروری بر نظریه‌های عدالت؛ با هدف برداشتن گامی به سوی ایرانی آزاد‌تر (قسمت هجدهم) فصل اول: نظریه عدالت رالز، 1-2) موضوع عدالت؛ ساختار اساسی جامعه ✅ ب) جامعه به منزله یک موجود انداموار؛ «سیمرغ» مفهوم‌سازی رالز از جامعه به منزله یک نظام همکاری منصفانه بین…
✳️ مروری بر نظریه‌های عدالت؛ با هدف برداشتن گامی به سوی ایرانی آزاد‌تر (قسمت نوزدهم) فصل اول: نظریه عدالت رالز، 1-2) موضوع عدالت؛ ساختار اساسی جامعه

✅ می‌توان گفت که بین این دو نوع مفهوم‌سازی از جامعه و دو ایده «تسلیم به تقدیر» یا «تصمیم به تغییر» پیوندهایی برقرار است به این نحو که بین باور به نوعی تقدیر تغییرناپذیر و تسلیم در مقابل آن و حتی «عادلانه» دیدن آن تقدیر از یک سو و مفهوم‌سازی جامعه به منزله یک موجود انداموار از سوی دیگر، پیوندی عمیق وجود دارد. همچنین اشاره شد که نه تنها این نوع مفهوم‌سازی جامعه، هم در میان خداباوران و هم در میان خداناباوران، پیروان بسیار دارد؛ بلکه گویی پیروان دو روایت الهی و طبیعی تقدیر، در این باور نیز مشترکند که عدول از نظم الهی یا نظم طبیعی مقدر مورد نظر آنان، عین بی‌عدالتی است. برای فهم بهتر تفاوت این دو نوع مفهوم‌سازی جامعه و پیامدهایشان، با طرح یک پرسش مهم و پاسخ رالز به آن، به نکاتی در مورد نهادها و نهادسازی اشاره می‌شود تا زمینه درک بهتر آنچه که رالز «ساختار اساسی جامعه» یا «نهادهای عمده جامعه» می‌نامد فراهم شود.

✅ دو فرد فرضی را در نظر بگیریم که یکی باهوش و دیگری کم‌هوش یا یکی در خانواده‌ای ثروتمند و دیگری در خانواده‌ای فقیر بدنیا آمده‌اند. آیا می‌توان گفت در چنین مواردی «بی‌عدالتی» رخ داده است؟ پاسخ رالز به چنین پرسشی این است: «توزیع طبیعی نه عادلانه است و نه ناعادلانه؛ همان طور که ناعادلانه نیست که افراد در جامعه در موقعیت خاصی بدنیا بیایند. این‌ها صرفاً امور واقع طبیعی هستند. آنچه عادلانه و ناعادلانه است شیوه‌ای است که نهادها به این امور واقع رسیدگی می‌کنند. جوامع اشراف‌سالار و کاستی، ناعادلانه هستند زیرا آن‌ها این حوادث تصادفی را اساس انتساب برای تعلق به طبقات اجتماعی بیش یا کم بسته و ممتاز قرار می‌دهند. ساختار اساسی این جوامع، خودسری بناشده در طبیعت را لحاظ می‌کند؛ اما هیچ ضرورتی برای انسان‌ها وجود ندارد که خود را تسلیم این حوادث تصادفی کنند. نظام اجتماعی یک نظم تغییرناپذیر فراتر از کنترل آدمی نیست؛ بلکه الگویی از عمل انسانی است. در عدالت به مثابه انصاف، انسان‌ها توافق می‌کنند از تصادفات طبیعت و وضعیت اجتماعی استفاده کنند، فقط هنگامی که انجام چنین کاری به خیر عموم باشد. این دو اصل [عدالت] شیوه منصفانه‌ای برای مواجهه با خودسری شانس هستند و در حالی که بدون تردید از جنبه‌های دیگر ناقص هستند، نهادهایی که این اصول را تامین کنند عادلانه هستند.» (رالز،8-1971:87)

✅ آنچه در اینجا مورد انتقاد رالز است این باور گسترده و عمیقاً ریشه‌دار است که گویی آنچه طبیعی است عادلانه نیز هست؛ یعنی وجود معادله «طبیعی=عادلانه» به منزله یکی از باورهای شهودی و ریشه‌دار در ذهن بسیاری و شاید اکثریت ما؛ اما چرا رالز به چنین معادله‌ای باور ندارد؟ ظاهراً دلیل این که از نظر رالز، توزیع طبیعی نه عادلانه است و نه ناعادلانه این است که وی طبیعت را یک موجود با‌شعور و دارای اختیار نمی‌داند که بتوان از آن انتظار انتخاب عادلانه یا ناعادلانه داشت. به عبارت دیگر، از نظر رالز، «انتخاب طبیعی» نمی‌تواند برای ما عدالت را به ارمغان آورد؛ بلکه این انتخاب‌های ما انسان‌ها به منزله موجودات باشعور و مختار هستند که می‌توانند انتخاب‌های طبیعت را در مسیری عادلانه یا ناعادلانه قرار دهند. حال اگر به جای «تسلیم به تقدیر»، عزم ما بر «تصمیم به تغییر» تعلق گرفت، باید به این نکته مهم توجه کنیم که گرچه انتخاب‌های فردی و کوتاه‌مدت ما می‌توانند نقشی در این تغییر داشته باشند؛ اما این «نهادها» به منزله قواعد بازی جاری در یک جامعه هستند که می‌توانند به نحوی جمعی و بلندمدت، چنین نقشی را ایفا کنند؛ اما بلافاصله باید افزود که نهادها نیز صرفاً مجموعه‌ای از گزاره‌های انشایی؛ یعنی گزاره‌های ارزشی یا تجویزی شامل باید و نباید هستند و از این رو به معنای دقیق کلمه، نهادها نیز واجد ‌شعور و اختیار نیستند؛ بلکه این ما انسان‌ها هستیم که از طریق باور قلبی و التزام عملی به باورهایی خاص و تلاش برای نهادینه کردن آن‌ها، بویژه در ساختار اساسی جامعه‌مان، می‌توانیم به سهم خود، عدالت یا بی‌عدالتی را در جامعه ترویج کنیم.

(13) ابیات مشهور زیر از استاد سخن، بویژه مصرع اول؛ گرچه قدرت بالایی در برانگیختن حس نوع‌دوستی ما دارند؛ اما این خطر را نیز به دنبال دارند که همنوعان خود را نه به منزله افراد مستقل آزاد و برابر؛ بلکه همچون اندام‌های مختلف و نابرابر یک موجود انداموار به نام «جامعه» تصور کنیم:
بنی‌آدم اعضای یک پیکرند/// که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار/// دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی‌غمی/// نشاید که نامت نهند آدمی
  • ❤ 1
Post #188 46

Forwarded from با متمم | هایلایت | محمدرضا شعبانعلی

امید

امید، توانایی خاص گونهٔ انسان است.
انسان شاید تنها موجودی است که
می‌تواند وضعیت خود را
نه آن‌گونه که هست،
بلکه آن‌گونه که می‌تواند باشد،
تصور کند.
از همین تصور نیرو بگیرد؛
و با تکیه بر آن، بر هر ترسی غلبه کند.



متن داخل عکس، صفحهٔ تقدیم کتابچه‌ایه که چند سال قبل دربارهٔ پیچیدگی و سیستم‌های پیچیده نوشتم.

جمله‌ای هم که الان نوشتم، نگاه دیگه‌ای به همون مفهومه.
‌
  • ❤ 1
Post #187 44
گامی به سوی ایرانی آزادتر ✳️ مروری بر نظریه‌های عدالت؛ با هدف برداشتن گامی به سوی ایرانی آزاد‌تر (قسمت هفدهم) فصل اول: نظریه عدالت رالز، 1-2) موضوع عدالت؛ ساختار اساسی جامعه ✅ حال می‌توان پرسید که در کنار ایده جامعه بسامان، مفهوم‌سازی جامعه، چه نقش و اهمیتی در یک نظریه عدالت دارد؟…
✳️ مروری بر نظریه‌های عدالت؛ با هدف برداشتن گامی به سوی ایرانی آزاد‌تر (قسمت هجدهم) فصل اول: نظریه عدالت رالز، 1-2) موضوع عدالت؛ ساختار اساسی جامعه

✅ ب) جامعه به منزله یک موجود انداموار؛ «سیمرغ»
مفهوم‌سازی رالز از جامعه به منزله یک نظام همکاری منصفانه بین افراد آزاد و برابر، زمانی بهتر قابل درک است که با مفهوم‌سازی دیگری از جامعه به منزله موجودی انداموار، مثلاً همچون لویاتان؛ یعنی یک هیولای دریایی عظیم شبه‌انسانی ‌تصویرشده بر جلد کتاب لویاتان هابز (10)، مقایسه شود. در این نوع مفهوم‌سازی، افراد به منزله اعضاء یا اندام‌های سازنده یک موجود زنده که معمولاً شبیه یک انسان است تصویر می‌شوند که هر فرد نه به دلیل فردیت خاص خودش؛ بلکه صرفاً به دلیل جایگاه و نقشی که در جامعه دارد، ارزشمند است. طبق این مفهوم‌سازی از جامعه که بر اصالت جمع اخلاقی (11) مبتنی است، افراد نه در انتخاب جایگاه خود در جامعه آزادند و نه برخوردار از ارزش برابر. به عنوان مثال، می‌توان پرسید آیا سر یا پا در انتخاب جایگاه «طبیعی» خود در بدن آزادند؟ یا می‌توان ارزش این دو را برابر شمرد؟ طبق این نوع مفهوم‌سازی، همان‌طور که جایگاه طبیعی و ارزش هر عضو بدن، محصول انتخاب آزادانه آن عضو و همچنین ارزش برابر آن عضو با سایر اعضاء نیست؛ بلکه این جایگاه و ارزش بر مبنای یک «نظم طبیعی زیست‌شناختی» تعیین می‌شوند، جایگاه افراد در سلسله‌مراتب اجتماعی نیز، محصول مشارکت آزاد و برابر افراد در طراحی «ساختار اساسی جامعه» بر مبنای «اصول عدالت» مورد توافق نیست؛ اصول عدالتی که بر مبنای آن‌ها، تحرک اجتماعی از طریق یک «رقابت منصفانه» ممکن و مجاز باشد؛ بلکه این جایگاه و ارزش بر مبنای یک «نظم طبیعی اجتماعی» تعیین می‌شود که معمولاً تصور می‌شود خارج از کنترل افراد شکل گرفته است. (12)

✅ به نظر می‌رسد این نوع مفهوم‌سازی جامعه، قرابت زیادی با ایده «تقدیر» دارد و جالب است که این نوع مفهوم‌سازی جامعه، هم در بین الهیون و هم در بین غیرالهیون، پیروان پرشمار داشته است؛ به طوری که گروهی از الهیون، این تقدیر را معادل خواست «خداوند» و گروهی از غیرالهیون آن را معادل خواست «طبیعت» محسوب کرده‌اند. از اینجا می‌توان دریافت که چرا وقتی برخی افراد؛ اعم از خداباور یا خداناباور، به چنین تقدیری معتقد باشند، عدول از نظم الهی یا نظم طبیعی مقدر را عین بی‌عدالتی محسوب خواهند کرد. (13)

(10) Thomas Hobbes (1588-1679)
(11) در اینجا نیز نکاتی مشابه نکاتی که در مورد انواع اصالت فرد بیان شد، در مورد اصالت جمع اخلاقی (moral collectivism) و اصالت جمع روش‌شناختی (methodological collectivism) قابل ذکر است. اصالت جمع اخلاقی به این معنی است که هر فرد انسانی فقط در صورت تعلقش به یک جمع از قبیل خانواده، قبیله، انجمن یا دولت-ملت است که اخلاقاً ارزشمند محسوب می‌شود؛ در حالی که اصالت جمع روش‌شناختی به این معنی است که تحلیل متغیرهای کلان اجتماعی می‌تواند یا بهتر است یا منحصراً باید برحسب متغیرهای کلان دیگر صورت گیرد. برای توضیحی مختصر در مورد این معانی متفاوت، می‌توان به هابز (1651) اشاره کرد. به نظر می‌رسد هابز از یک سو بر این باور بود که یک فرد، صرف نظر از تعلقش به یک جمع و بویژه تعلقش به واحد سیاسی دولت-ملت، اخلاقاً ارزشمند است و بنابراین باید از «حقوقی طبیعی» برخوردار باشد (گرچه چندان روشن نیست که چگونه این اصالت فرد اخلاقی با توصیف وی از انسان در وضع طبیعی که در قالب گفته‌های مشهور وی از قبیل «انسان گرگ انسان است.»، «جنگ همه علیه همه در وضع طبیعی» و «در وضع طبیعی، زندگی انسان گوشه‌گیرانه، فقیرانه، رذیلانه، وحشیانه و کوتاه است.» و بالاخره این جمله منسوب به وی که «هیچ مترسکی را شبیه گرگ نساختند. شبیه پلنگ یا خرس هم نساختند. به گمانم ترسناک‌تر از آدمیزاد نیافتند!»، سازگار شدنی است!) از نظر هابز، وجود دولت، صرفاً برای حراست از منافع یا حقوق فردی ضروری است. از این رو می‌توان گفت هابز پیرو اصالت فرد اخلاقی و نه اصالت جمع اخلاقی بود.
(12) می‌توان گفت برای پیرو اصالت جمع اخلاقی، مسئله چگونگی سازش بین حقوق فرد و «حقوق جامعه»، با تقدم بخشیدن به حقوق جامعه بر حقوق فرد، در اساس مسئله‌ای حل شده است. مگر می‌توان حقوق جامعه را در مقابل حقوق فرد قربانی کرد؟! در مقابل مسئله اساسی پیش روی یک پیرو اصالت فرد اخلاقی، مثل رالز، نه چگونگی برقراری نوعی سازش بین حقوق فرد و حقوق جامعه؛ بلکه چگونگی برقراری نوعی سازش بین «حقوق مختلف افراد مختلف در یک جامعه» است و گرچه راه‌حل وی برای این مسئله به طور کلی در توالی ۴ مرحله‌ای مذکور در پیشگفتار است که در ادامه بیشتر تشریح می‌شود؛ اما جزئیات راه حل، همواره یک مسئله باز پیش روی یک جامعه مبتنی بر یک نظریه عدالت لیبرال باقی خواهد ماند.
  • ❤ 1
  • 👍 1
Post #186 62
گامی به سوی ایرانی آزادتر ✳️ مروری بر نظریه‌های عدالت؛ با هدف برداشتن گامی به سوی ایرانی آزاد‌تر (قسمت شانزدهم) فصل اول: نظریه عدالت رالز، 1-2) موضوع عدالت؛ ساختار اساسی جامعه ✅ رالز در آغاز کتاب توضیح می‌دهد که از نظر وی، موضوع اصلی عدالت، ساختار اساسی جامعه است و بنابراین از همان…
✳️ مروری بر نظریه‌های عدالت؛ با هدف برداشتن گامی به سوی ایرانی آزاد‌تر (قسمت هفدهم) فصل اول: نظریه عدالت رالز، 1-2) موضوع عدالت؛ ساختار اساسی جامعه

✅ حال می‌توان پرسید که در کنار ایده جامعه بسامان، مفهوم‌سازی جامعه، چه نقش و اهمیتی در یک نظریه عدالت دارد؟ در پاسخ می‌توان گفت امر واقع این است که در هر جامعه انسانی، یکی از مسائل اساسی مورد اختلاف، نحوه مواجهه با مسائل مربوط به «روابط فرد و جمع» است. در مرور نظریه‌های عدالت خواهیم دید که با پذیرش هر نظریه عدالت خاص، نحوه مواجهه با این نوع مسائل، ممکن است تفاوت‌های زیادی با هم داشته باشند. بنابراین ممکن است شناسایی مبانی نظریه‌های عدالت به حل قابل قبول این نوع مسائل کمک کند. در اینجا به منظور مقایسه یکی از مبانی تفاوت دو نظریه عدالت رالز و نظریه عدالت مطلوبیت‌گرا که همان نوع مفهوم‌سازی جامعه توسط نظریه‌پردازان این دو نوع نظریه عدالت است بررسی می‌شود. ابتدا به مفهوم‌سازی رالز توجه کنیم که در آن بر مبنای اصالت فرد اخلاقی (8) به نقش «اصول عدالت» نیز اشاره می‌شود:  

✅ الف) جامعه به منزله یک نظام همکاری منصفانه بین افراد آزاد و برابر؛ «سی‌مرغ»
«برای مشخص کردن ایده‌ها، فرض کنیم که یک جامعه، اجتماعی بیش یا کم خودبسنده از افرادی است که در روابطشان با یکدیگر، قواعد رفتاری معینی را به نحو الزام‌آور می‌پذیرند و در بیشتر موارد طبق آن قواعد عمل می‌کنند. همچنین فرض کنید که این قواعد، یک نظام همکاری طراحی‌شده برای پیشبرد خیر افراد شرکت‌کننده در آن [جامعه] را مشخص می‌کند. در این صورت، گرچه یک جامعه، یک سرمایه‌گذاری مخاطره‌آمیز همکارانه به منظور برخورداری متقابل است، معمولاً با یک تضاد و نیز با یک وحدت منافع مشخص می‌شود. یک وحدت منافع وجود دارد، چون همکاری اجتماعی یک زندگی بهتر را برای همه، نسبت به این که اگر هر فرد بر اساس تلاش‌های خودش، به تنهایی زندگی می‌کرد، ممکن می‌سازد. یک تضاد منافع وجود دارد، چون افراد در مورد این که چگونه منافع ایجادشده بواسطه همکاری‌شان توزیع می‌شوند، بی‌تفاوت نیستند، زیرا هر یک از آنان، به منظور تعقیب اهداف‌شان، سهمی بیشتر را بر سهمی کمتر ترجیح می‌دهند. مجموعه‌ای از اصول برای انتخاب از بین ترتیبات اجتماعی مختلف لازم است تا این تقسیم برخورداری‌ها و همچنین پذیرش توافقی درباره سهم‌های توزیعی مناسب را تعیین کند. این اصول، اصول عدالت اجتماعی هستند: آن‌ها یک شیوه تخصیص حقوق و تکالیف در نهادهای اساسی جامعه را ارائه می‌کنند و توزیع مناسب منافع و مسئولیت‌های همکاری اجتماعی را تعریف می‌کنند.» (9) (رالز، 4: 1971).

(8) اصطلاح اصالت فرد اخلاقی(moral individualism) نباید با اصطلاحات اصالت فرد هستی‌شناختی(ontological individualism) و اصالت فرد روش‌شناختی (methodological individualism) اشتباه شود. در ادامه مفصل‌تر در مورد معانی این اصطلاحات بحث خواهد شد؛ اما در اینجا به طور خلاصه می‌توان گفت منظور از اصالت فرد اخلاقی (یا فردگرایی اخلاقی) این آموزه است که واحد اخلاقاً ارزشمند، فرد فرد انسان‌ها هستند، صرف نظر از تعلق‌شان به یک جمع خاص از قبیل خانواده، قبیله، انجمن یا دولت- ملت. در مقایسه، منظور از اصالت فرد هستی‌شناختی این آموزه است که هستی فرد فرد انسان‌ها معلول وجود موجودی به نام جامعه نیست و منظور از اصالت فرد روش‌شناختی این آموزه است که برای توصیف و تبیین ‌پدیده‌های کلان اجتماعی می‌توان یا بهتر است یا شاید فقط باید، نقطه شروع تحلیل را توصیف و تبیین تصمیمات و کنش‌های فردی در سطح خرد قرار داد. به عبارت دیگر اصالت فرد روش‌شناختی، روشی برای شناخت امور واقع اجتماعی از طریق توصیف و تبیین آن‌ها یا آموزه‌ای مبنی بر امکان، ضرورت و مفید بودن تحلیل متغیرهای کلان جامعه بر حسب متغیرهای خرد است. می‌توان گفت گرچه این سه معنای اصالت فرد با هم سازگارند؛ اما منطقاً از یکدیگر مستقلند به این معنی که یک فرد منطقاً می‌تواند در عین پیروی از اصالت فرد اخلاقی، پیرو اصالت فرد هستی‌شناختی یا پیرو اصالت فرد روش‌شناختی باشد یا  نباشد.
(9) اگر بپذیریم که هر فردی به طور همزمان، هم منافعی و هم حقوقی دارد و مجموعه منافع و مجموعه حقوق هر فرد را مجموعه‌هایی خوش‌تعریف بدانیم، یک پرسش اساسی این است که چه ارتباطی بین این دو مجموعه وجود دارد؟ آیا دو مجموعه جدا از هم هستند؟ آیا با هم اشتراک دارند؟ آیا یکی زیرمجموعه دیگری است؟ آیا دو مجموعه برابر هستند؟ می‌توان یک کارکرد مهم نظریه عدالت رالز را برقراری نوعی سازش بین منافع و حقوق افراد از طریق روشن کردن چگونگی ارتباط بین این دو مجموعه در نظر گرفت.
  • ❤ 2
Post #183 72

Forwarded from تفکر

ساعت سه و‌نیم شب، زنی به من تلفن زد که قصد خودکشی داشت.
او کنجکاو بود بداند که نظر من در این باره چیست. با تمام قدرت نظر مخالفم را با این راه حل بیان کردم و سی دقیقه کامل برای او حرف زدم. در نهایت گفت به جای این‌که به زندگی‌اش خاتمه بدهد، برای دیدن من به بیمارستان خواهد آمد.
اما وقتی مرا دید متوجه شدم که حتی یک کلمه از حرف‌های من، در او اثر نکرده است.
تنها دلیلش برای خودکشی نکردن این بود که تلفن او در نیمه شب، نه تنها من را عصبانی نکرده، بلکه در نهایت شکیبایی، سی دقیقه هم برایش حرف زده بودم.
به این ترتیب او پی برده بود که دنیایی که در آن چنین ازخودگذشتگی اتفاق می‌افتد، به یقین ارزش زیستن دارد.
ما و برخورد‌های ما، هنوز هم می‌توانند از زیبایی‌های این دنیا باشند.

ویکتور فرانکل
@Tafakkor
  • ❤ 2
Post #182 71
گامی به سوی ایرانی آزادتر ✳️ مروری بر نظریه‌های عدالت؛ با هدف برداشتن گامی به سوی ایرانی آزاد‌تر (قسمت پانزدهم) فصل اول: نظریه عدالت رالز، 1-1) مقدمه ✅ در این فصل تلاش می‌شود تا نظریه عدالت رالز و برخی ایده‌های مهم از قبیل ایده‌های «ملت» و «دولت» و چگونگی ارتباط این دو ایده با هم…
✳️ مروری بر نظریه‌های عدالت؛ با هدف برداشتن گامی به سوی ایرانی آزاد‌تر (قسمت شانزدهم) فصل اول: نظریه عدالت رالز، 1-2) موضوع عدالت؛ ساختار اساسی جامعه

✅ رالز در آغاز کتاب توضیح می‌دهد که از نظر وی، موضوع اصلی عدالت، ساختار اساسی جامعه است و بنابراین از همان ابتدا لازم می‌بیند که مفهوم‌سازی (6) خود را از «جامعه» بیان کند؛ اما چون قبل از پرداختن به موضوع عدالت، لازم می‌بیند که جامعه بسامان (7) را نیز معرفی کند، ابتدا به تعریف وی از چنین جامعه‌ای توجه کنیم: «حال بیایید فرض کنیم یک جامعه بسامان است زمانی که نه تنها برای پیشبرد خیر اعضایش طراحی شده؛ بلکه همچنین زمانی که به طور مؤثر با یک مفهو‌م‌سازی عمومی عدالت تنظیم می‌شود؛ یعنی جامعه‌ای است که در آن: (1) هر فرد می‌پذیرد و می‌داند که دیگران نیز اصول عدالت یکسانی را می‌پذیرند و (2) نهادهای اجتماعی اساسی عموماً این اصول را تامین می‌کنند و عموم افراد، تامین شدن این اصول را می‌بینند. در این حالت، در حالی که انسان‌ها ممکن است خواسته‌های بیش از حدی از یکدیگر داشته باشند، با وجود این، یک دیدگاه مشترک را می‌پذیرند که از طریق آن می‌توانند ادعاهای خود را داوری کنند. اگر تمایل انسان‌ها به نفع شخصی، هوشیاری‌شان را در برابر یکدیگر ضروری می‌سازد، حس عدالت مشترک‌شان، وابستگی ایمن‌شان به یکدیگر را ممکن می‌سازد. نزد افرادی با اهداف و مقاصد متفاوت، یک مفهوم‌سازی مشترک عدالت، پیوندهای مودت مدنی را برقرار می‌کند؛ میل عمومی به عدالت، پیگیری سایر اهداف را محدود می‌کند. می‌توان یک مفهوم‌سازی عمومی عدالت را سازنده منشور اساسی یک اجتماع انسانی بسامان تصور کرد.» (رالز، 5-4 : 1971)

(6) به نظر می‌رسد مفهوم‌سازی معادل مناسبی برای conception باشد. این کلمه که از کلمات پرکاربرد در نظریه رالز است، برداشت و مفهوم نیز ترجمه شده است؛ اما مفهوم، معمولاً معادل concept ذکر می‌شود؛ در حالی که conception یک اسم معناست که به یک فرایند فکری فعالانه اشاره دارد که همان فرایند مفهوم‌پردازی یا مفهوم‌سازی است و مفهوم، محصول این فرایند فکری است. یک معنای دیگر conception آبستنی است. طبق این معنا، گویی یک مفهوم پیچیده، همچون مفهوم عدالت به مثابه انصاف، طی یک فرایند فعالانه ذهنی و با کنار هم قرار دادن مفاهیم ساده و پیچیده مختلف از قبیل حق، عاقل بودن، برابری اخلاقی، آزادی، وضعیت اولیه فرضی، حجاب جهل و ... توسط یک نظریه‌پرداز عدالت در یک ساختار نظری منسجم، زاده می‌شود. همچنین طبق یک رویکرد، کلمه برداشت این معنا را به ذهن متبادر می‌کند که گویی عدالت دارای یک «ماهیت ثابت و جامع» است و افراد مختلف به علت مواجهه با فقط بخشی از آن، به برداشت‌های مختلف از آن می‌رسند طوری که با کنار هم قرار دادن این برداشت‌های مختلف، همچون قطعات مختلف یک پازل، می‌توان به فهم آن ماهیت ثابت و جامع نائل شد؛ بسیار شبیه فیل‌شناسی ناقص افراد در داستان مثنوی مولانا؛ اما طبق رویکرد دیگر، عدالت، همچون بسیاری مفاهیم دیگر، یک ماهیت ثابت و جامع ندارد؛ بلکه هر نظریه‌پردازی با توجه به مسائل مورد علاقه خود، یک مفهوم‌سازی خاص از لفظ عدالت دارد. می‌توان گفت رویکرد اول، با نظریه مثل افلاطون و همچنین با «اصالت ماهیت، Essentialism» و رویکرد دوم با «اصالت تسمیه، Nominalism» و نظریه شباهت خانوادگی ویتگنشتاین، (Ludwig Josef Johann Wittgenstein,1889 –1951) خویشاوندی بیشتری دارند. همچنین توجه کنیم که مفهوم‌سازی در مقابل تحلیل مفهومی قرار می‌گیرد که به معنای شکستن یک مفهوم پیچیده‌ به اجزای سازنده آن و توضیح روابط بین آن اجزاء است.
(7) Well-Ordered Society
  • ❤ 1
Post #180 82
گامی به سوی ایرانی آزادتر ✳️ مروری بر نظریه‌های عدالت؛ با هدف برداشتن گامی به سوی ایرانی آزاد‌تر (قسمت چهاردهم) پیشگفتاری برای طرح برخی پرسش‌های اساسی ✅ در تالیف این کتاب نیز، عذرهایی مشابه عذر‌های راسل؛ البته با شدت به مراتب بیشتری باید ابراز شوند. کتابی با چنین گستره وسیع در کنار…
✳️ مروری بر نظریه‌های عدالت؛ با هدف برداشتن گامی به سوی ایرانی آزاد‌تر (قسمت پانزدهم) فصل اول: نظریه عدالت رالز، 1-1) مقدمه

✅ در این فصل تلاش می‌شود تا نظریه عدالت رالز و برخی ایده‌های مهم از قبیل ایده‌های «ملت» و «دولت» و چگونگی ارتباط این دو ایده با هم و همچنین ارتباط این دو ایده با نظریه عدالت رالز در حدی تشریح شوند که بتوان در فصول بعد، این نظریه را با دیگر نظریه‌های عدالت مقایسه کرد. یک دلیل عمده اهمیت این دو ایده این است که در پیشگفتار، نظریه عدالت رالز مصداقی از عدالت ملی در مقایسه با عدالت جهانی سن و همچنین عدالت دولت‌شهری و عدالت نفسانی افلاطون معرفی شد. البته تشریح نظریه رالز در این فصل مفصل نیست زیرا علاوه بر این که بتدریج با مرور و مقایسه دیگر نظریه‌های عدالت با آن در فصول مختلف کتاب، جنبه‌های مختلف این نظریه روشن‌تر می‌شوند، در فصل هشتم نیز، از صورت‌بندی نهایی این نظریه که حاصل بیش از 50 سال مطالعه رالز در مورد ایده عدالت و دریافت نظرات، پیشنهادات و انتقادات محققان مختلف است، استفاده خواهد شد.

✅ اما یک نقطه شروع مناسب برای تشریح نظریه رالز، بررسی هدف رالز از تدوین یک نظریه عدالت است. می‌توان گفت رالز در مقدمه کتابش، با ذکر این جمله که «شاید بتوانم به بهترین وجه هدف خود را در این کتاب به شرح زیر توضیح دهم.»، تلاش کرد تا با کنار هم قرار دادن سه باور به منزله مقدمات یک استدلال، این هدف را به صورت مستدل توضیح ‌دهد. باور اول وی این بود که طی بخش اعظم فلسفه اخلاقی مدرن، نظریه منظم مسلط، شکلی از مطلوبیت‌گرایی بوده ‌است. وی در تبیین این باور خود اشاره می‌کند که علت عمده چنین تسلطی آن بوده است که مطلوبیت‌گرایان بزرگی چون هیوم، اسمیت (1)، بنتام (2) و میل (3) که ضمناً نظریه‌پردازان اجتماعی و اقتصاددانان مرتبه اولی بودند، سازندگان و بکارگیرندگان این نظریه در تقریباً تمامی حوزه‌های مختلف حیات فردی و اجتماعی بودند. باور دوم وی این بود که اصل مطلوبیت‌ دچار کاستی‌های اساسی است و برخی منتقدان توانستند بین الزامات این اصل و احساسات اخلاقی ما ناسازگاری‌های آشکاری را نشان دهند؛ اما بنا به باور سوم وی، با وجود چنین ناسازگاری‌هایی، منتقدان مطلوبیت‌گرایی موفق نشدند یک نظریه رقیب و مقبول در مقابل آن بپرورانند. از این رو رالز تلاشی گسترده را برای پروراندن یک نظریه عدالت که به باور وی می‌توانست و می‌باید بر آموزه قرارداد اجتماعی (4) بنا می‌شد، سامان می‌دهد. البته باور دیگر رالز این بود که گرچه روایت‌های رایج آموزه قرارداد اجتماعی نیز در معرض انتقاداتی مهلک قرار داشتند؛ اما بر خلاف انتقادات وارد بر مطلوبیت‌گرایی، انتقادات وارد بر این آموزه قابل رفع بودند و راه رفع آن‌ها از نظر رالز این بود که باید این آموزه را به سطح بالاتری از انتزاع ارتقاء داد.

✅ اما کاستی‌های اساسی نظریه عدالت مطلوبیت‌گرا از دید رالز چه بودند؟ می‌توان گفت حداقل سه کاستی اساسی مطلوبیت‌گرایی از نظر رالز که وی را به سوی تدوین نظریه عدالت به مثابه انصاف سوق داد، عبارتند از:
1) کاستی در چگونگی سازش بین آزادی و برابری؛
2) کاستی در عدم توجه به ارزش اخلاقی فرد؛
3) کاستی در چگونگی برقراری نوعی سازش بین پیروان آموزه‌های فراگیر مذهبی، فلسفی و اخلاقی به منظور همزیستی همکارانه در یک جامعه متکثر. (5)  

✅ اکنون با گذشت بیش از نیم قرن از ارائه نظریه در 1971، می‌توان گفت نظریه رالز به منزله یک رقیب جدی در مقابل نظریه عدالت مطلوبیت‌گرا مطرح است؛ نظریه‌ای که رالز آن را عدالت به مثابه انصاف نامید؛ نامگذاریی که شاید بر این نیز دلالت دارد که رالز، نظریه عدالت مطلوبیت‌گرا را یک نظریه عدالت «نامنصفانه» می‌دانست؛ اما روش رالز برای تدوین نظریه‌اش و استخراج اصول عدالت پیشنهادی چگونه بود؟ برای این منظور، رالز ابتدا به «موضوع عدالت» می‌پردازد؛ یعنی این که ایده عدالت باید بر چه کسی یا چه چیزی اطلاق شود؟

(1) Adam Smith (1723–1790)
(2) Jeremy Bentham (1747–1832)
  (3) John Stuart Mill (1806 –1873)
(4) Social Contract
(5) می‌توان گفت رالز در صدد ارائه یک مفهوم‌سازی سیاسی از عدالت بود تا طبق آن، پیروان آموزه‌های اخلاقی مختلف بتوانند به نحوی مسالمت‌آمیز در کنار هم زندگی کنند. به عنوان مثال، سه آموزه اخلاقی اساسی زیر را در نظر بگیریم و بپرسیم که چگونه پیروان این آموزه‌های ظاهراً ناسازگار می‌توانند نه تنها به صورت مسالمت‌آمیز؛ بلکه همکارانه با هم تعامل کنند؟
1) آموزه فزون‌طلبانه: طبق اصل موضوع سیری‌ناپذیری در نظریه رفتار مصرف‌کننده: .More is always better than less
2) آموزه درویشانه: در این بازار اگر سودی است با درویش خرسند است///
خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی.
3) آموزه سخاوتمندانه: لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ.
  • ❤ 2
Post #179 116
All_Document_What_Happened_to_Liberal_Democracy_Daron_Acemoglu.pdf3.4 MB
✳️ فصل دوم؛ چرا لیبرالیسم؟

✅ آن اصل عالی و اساسی که همه استدلال‌های مطرح‌شده در این صفحات مستقیماً به آن معطوف می‌شوند، اهمیت مطلق و اساسی توسعه‌ انسانی در غنی‌ترین تنوع آن است. (ویلهلم فون همبولت)

✅ استدلال به نفع آزادی فردی، عمدتاً بر اذعان به جهل اجتناب‌ناپذیر همه‌ ما نسبت به بسیاری از عوامل استوار است که دستیابی به اهداف و رفاه‌مان به آن‌ وابسته است. (فردریش هایک)

عجم‌اوغلو (2026). چه بر سر دموکراسی لیبرال آمد؟ بازسازی یک سیاست شکوفائی مشترک.
  • 👍 1
Post #178 74
گامی به سوی ایرانی آزادتر ✳️ مروری بر نظریه‌های عدالت؛ با هدف برداشتن گامی به سوی ایرانی آزاد‌تر (قسمت سیزدهم) پیشگفتاری برای طرح برخی پرسش‌های اساسی ✅ در فصل هفتم نظریه رالز با رویکرد اقتصاد قانون اساسی (48) یا اقتصاد سیاسی قانون اساسی (49) بیوکنن (50) مقایسه می‌شود. اهمیت رویکرد…
✳️ مروری بر نظریه‌های عدالت؛ با هدف برداشتن گامی به سوی ایرانی آزاد‌تر (قسمت چهاردهم) پیشگفتاری برای طرح برخی پرسش‌های اساسی

✅ در تالیف این کتاب نیز، عذرهایی مشابه عذر‌های راسل؛ البته با شدت به مراتب بیشتری باید ابراز شوند. کتابی با چنین گستره وسیع در کنار دانش اندک مولف، قطعاً لبریز از خطاها و نواقص فراوان شکلی و محتوایی است و از این رو از تمام خوانندگانی که برای مطالعه تمام یا قسمتی از این کتاب وقت صرف می‌کنند، خواهشمندم با هر روشی که مناسب می‌دانند اینجانب را از نظرات انتقادی ارزشمند خود محروم نفرمایند تا با استفاده از آن‌ها، تصحیح و تکمیل لازم را در ویرایش‌های بعدی، اعمال کنم. پیشاپیش از الطاف خوانندگان گرامی سپاسگزارم. 

(53) در فصل هفتم با بررسی نظرات بیوکنن خواهیم دید که چرا می‌توان گفت بیوکنن یک اقتصاددان «نئولیبرال نهادگرا» بود، ترکیبی که در کشور ما همچون عدد زوج فرد یا حلوای تلخ، ترکیبی تناقض‌آمیز به نظر می‌رسد! گرچه نهادگرا بودن وی از همین اشاره مختصر در اینجا نیز روشن است و با مطالعه آثار وی از جمله در فصل هفتم این کتاب، روشن‌تر نیز می‌شود؛ اما در مورد «نئولیبرال» بودن وی کافی است یادآوری شود که وی از اعضای انجمن مونت پلرین (Mont Pelerin Society) بود که با دعوت هایک در ۱۰ آوریل ۱۹۴۷ در دهکده مونت پلرین در سوئیس تاسیس شد و به عنوان یک انجمن لیبرال یا نئولیبرال شناخته شده است. همچنین بیوکنن از سال ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۶ که برنده نوبل اقتصاد شد رئیس این انجمن نیز بود.
  • ❤ 2
Post #177 60

Forwarded from موسسه مطالعات دین و اقتصاد

🎥 «مسئله چپ و راست نیست؛ مسئله منافع مافیاست.»

دکتر فرشاد مؤمنی در این بخش از سخنان خود به یک پرسش مهم می‌پردازد: چرا هنگامی که قدرت خرید مزدبگیران سال‌ها کاهش می‌یابد، کمتر سخنی از «سرکوب دستمزدها» شنیده می‌شود؛ اما به محض آنکه سخن از کنترل نرخ بهره، مهار رانت یا محدود کردن زیاده‌خواهی‌های سوداگرانه به میان می‌آید، فریاد «سرکوب قیمت‌ها» بلند می‌شود؟

او معتقد است بسیاری از منازعاتی که به نام اقتصاد، بازار آزاد یا تقابل چپ و راست مطرح می‌شوند، در واقع بیش از آنکه ریشه در نظریه‌های اقتصادی داشته باشند، با منافع گروه‌های ذی‌نفوذ و ساختارهای رانتی گره خورده‌اند.

🎥 گزیده‌ای از سخنان دکتر فرشاد مؤمنی

۱۰مهرماه ۱۴۰۳
Post #176 60

Forwarded from سیگنال آزادی

نظام بازار و دموکراسی ⬆️

🔘اغلب سیاستمداران دنیا با نظام بازار مخالفند

@signal99
Post #175 76
گامی به سوی ایرانی آزادتر ✳️ مروری بر نظریه‌های عدالت؛ با هدف برداشتن گامی به سوی ایرانی آزاد‌تر (قسمت دوازدهم) پیشگفتاری برای طرح برخی پرسش‌های اساسی ✅ در پاسخ به پرسش پنجم؛ یعنی این پرسش که «آیا اگر جهانی که در آن زندگی می‌کنیم را کم یا بیش ناعادلانه ارزیابی کنیم، می‌توانیم گامی…
✳️ مروری بر نظریه‌های عدالت؛ با هدف برداشتن گامی به سوی ایرانی آزاد‌تر (قسمت سیزدهم) پیشگفتاری برای طرح برخی پرسش‌های اساسی

✅ در فصل هفتم نظریه رالز با رویکرد اقتصاد قانون اساسی (48) یا اقتصاد سیاسی قانون اساسی (49) بیوکنن (50) مقایسه می‌شود. اهمیت رویکرد بیوکنن در این است که گرچه وی نیز همچون رالز، در مورد این مسئله ارزشی اساسی مطالعه کرد که شهروندان یک جامعه باید طبق چه قواعدی، قانون اساسی جامعه خود را انتخاب و در صورت لزوم اصلاح کنند؛ اما رویکرد وی در توالی دو مرحله‌ای قرارداد قانون اساسی (51) و قرارداد پساقانون اساسی (52) با رویکرد رالز در توالی چهار مرحله‌ای مذکور در ابتدای این پیشگفتار، تفاوت‌های مهمی دارد که باعث می‌شود مقایسه نظرات این دو متفکر لیبرال آموزنده باشد. همچنین خواهیم دید که چرا و چگونه بیوکنن بر مبنای رویکرد قانون اساسی خود، از یک نظام جامع مالیاتی-حمایتی دفاع می‌کند؟ چگونه می‌توان آن را با نظام‌های مالیاتی و حمایتی مورد نظر رالز مقایسه کرد؟ و چرا و چگونه می‌توان از نظام جامع مالیاتی-حمایتی بیوکنن، به منزله یک اصلاح نهادی اساسی در کشورمان دفاع کرد؟ (53) در فصل هشتم جمعبندی نظریه‌های عدالت مورد بررسی در این کتاب ارائه می‌شود. بالاخره در فصل نهم، تلاش می‌شود تا بر مبنای جمعبندی فصل هشتم و تحلیل شرایط خاص کشورمان، به پرسش اصلی این مطالعه بپردازم؛ یعنی این پرسش که «چگونه می‌توانیم گامی به سوی ایرانی عادلانه‌تر برداریم؟»

✅ البته پرسشی که در مورد چنین کتابی به ذهن می‌رسد این است که آیا اصولاً تالیف کتابی با چنین زمینه وسیعی؛ اولاً ممکن و ثانیاً مفید است؟ پرسشی که به نظر می‌رسد هنگام نوشتن تاریخ فلسفه غرب، ذهن راسل را نیز به خود مشغول کرده بود و وی در پاسخ به آن در ابتدای دیباچه کتاب چنین نوشت: «برای آن که این کتاب از انتقاداتی سخت‌تر از آنچه بی‌شک سزاوار است در امان بماند، چند کلمه‌ای از باب توضیح و معذرت لازم می‌آید. بسیاری کسان بهتر از من با احوال و آثار فلاسفه‌ای که در این کتاب مورد بحث قرار گرفته‌اند آشنایی دارند. ... بنابراین از متخصصان مکتب‌های فلسفی و فلاسفه عذر می‌خواهم؛ اما اگر باید کتابی نوشته شود که زمینه وسیعی را در بر گیرد، از آنجا که آدمی عمر جاوید ندارد، ناچار کسانی که به نوشتن چنین کتابی دست می‌زنند باید در تدوین قسمت‌های گوناگون آن وقتی صرف کنند کمتر از آنچه ممکن است به وسیله کسی صرف شود که همّ خود را به یک فیلسوف یا یک دوره کوتاه مقصور می‌کند. دانشمندان سختگیر بر آنند که اصولاً نباید کتابی که زمینه وسیعی را در برگیرد نوشته شود، یا اگر هم نوشته شود باید مجموعه‌ای باشد از رساله‌های جداگانه به قلم نویسندگان مختلف؛ اما پوشیده نیست که چون کتاب به دست چند تن تالیف شود، در آن میانه چیزی از دست می‌رود. اگر در جریان تاریخ وحدتی موجود باشد و اگر میان گذشته و آینده رابطه نزدیکی برقرار باشد، باید برای بیان این وحدت، دوره‌های قدیم و جدید فلسفه در ذهن واحدی فراهم آیند.» (راسل، 1340)
    
(48) Constitutional Economics
(49) Constitutional Political Economy
(50) James McGill Buchanan Jr.(1919-2013)
(51) Constitutional Contract
(52) Postconstitutional Contract
Post #173 93
گامی به سوی ایرانی آزادتر ✳️ مروری بر نظریه‌های عدالت؛ با هدف برداشتن گامی به سوی ایرانی آزاد‌تر (قسمت یازدهم) پیشگفتاری برای طرح برخی پرسش‌های اساسی ✅ از این رو بر مبنای عقلانیت اقتصادی؛ عقلانیتی که نه تنها در بین ما اقتصادخوانان؛ بلکه در بین عموم ما انسان‌ها در قالب «حداکثرسازی…
✳️ مروری بر نظریه‌های عدالت؛ با هدف برداشتن گامی به سوی ایرانی آزاد‌تر (قسمت دوازدهم) پیشگفتاری برای طرح برخی پرسش‌های اساسی

✅ در پاسخ به پرسش پنجم؛ یعنی این پرسش که «آیا اگر جهانی که در آن زندگی می‌کنیم را کم یا بیش ناعادلانه ارزیابی کنیم، می‌توانیم گامی هر چند کوچک به سوی جهانی عادلانه‌تر برداریم؟» چون پرداختن تفصیلی به آن، نیازمند مجالی دیگر است، صرفاً به ذکر برخی نکات در مورد عدالت جهانی بسنده خواهد شد.

✅ اما آخرین پرسش؛ یعنی «چگونه می‌توانیم گامی به سوی ایرانی عادلانه‌تر برداریم؟» پرسش نهایی و کاربردی در این مطالعه است. به عبارت دیگر، بررسی پرسش‌های نظری این مطالعه، برای پاسخ به این پرسش اساسی هستند که پس از جمعبندی مرور نظریه‌های عدالت در فصل ماقبل آخر، در فصل پایانی این کتاب به آن پرداخته می‌شود.

✅ حال با جمعبندی مطالب این پیشگفتار، کتاب پیش رو به این صورت سازماندهی می‌شود. در فصل اول نظریه عدالت رالز و برخی مبانی نظری که برای بررسی تطبیقی نظریه‌ها لازم هستند، تشریح می‌شوند. (42) در فصل دوم به مقایسه، ریشه‌یابی و ارزیابی نظریه‌های عدالت رالز و نوزیک می‌پردازیم. دلیل عمده برای چنین شروعی و نه مثلاً شروع با نظریه عدالت افلاطون که علاوه بر داشتن قدمتی قریب به 24 قرن، تاثیری عمیق بر نظریه‌پردازان بعدی عدالت نیز داشته است این است که با وجود اختلاف‌نظرهای چشمگیر بین رالز و نوزیک، اشتراکات بسیاری نیز بین این دو وجود دارد که باعث می‌شود در شروع مقایسه‌ها، نیازمند بررسی اختلاف‌نظرهای گسترده نباشیم. بویژه این که رالز و نوزیک هر دو فیلسوفان لیبرال قرن بیستمی و همکار در گروه فلسفه دانشگاه هاروارد و هر دو مشترکاً متاثر از اندیشه‌های کانت و لاک (43) بودند؛ اشتراکاتی که مثلاً در مورد رالز و افلاطون مصداق ندارد.

✅ در فصل سوم نظریه عدالت مطلوبیت‌گرا معرفی و با نظریه رالز مقایسه می‌شود، به این دلیل که هم رالز آن نظریه را نظریه اخلاقی مسلط در عصر جدید می‌دانست و هم نظریه عدالت به مثابه انصاف خود را عمدتاً در مقابل نظریه عدالت مطلوبیت‌گرا عرضه کرد. علاوه بر این، این نظریه در بین ما اقتصادخوانان، همچنان نظریه مسلط است. در فصل چهارم، با تشریح نظریه عدالت افلاطون به منزله قدیمی‌ترین و بانفوذترین نظریه عدالت، دیده می‌شود که تا چه حد عموم ما، کم یا بیش، در موضوع عدالت، افلاطونی هستیم و از این رو مقایسه آن با نظریه عدالت رالز، می‌تواند به آشکار کردن برخی مفروضات نهان در اذهان‌مان کمک کند. در فصل پنجم نظریه عدالت سن معرفی و با نظریه عدالت رالز مقایسه می‌شود. البته سن نیز همچون نوزیک، در همان حال که کار رالز را واجد اهمیت بسیار می‌داند؛ ولی بر مبنای رویکرد قابلیت (44) خود، به نقد نظریه رالز می‌پردازد. در فصل ششم نظریه عدالت فان پاریس (45) معرفی و با نظریه رالز مقایسه می‌شود. نظریه فان پاریس همچون نظریه‌های رالز، نوزیک و سن یک نظریه عدالت لیبرال (46) است. اهمیت نظریه عدالت فان پاریس در این است که در حال حاضر، فان پاریس را می‌توان جدی‌ترین حامی ایده درآمد پایه همگانی (47) محسوب کرد که در فصل پایانی از این ایده به عنوان بخشی از چارچوب نهادی پیشنهادی برای اصلاحات نهادی در کشورمان دفاع می‌شود.

(42) انتقاداتی که محققان مختلف بر نظریه رالز وارد کرده‌اند، پس از مرور چند نظریه عدالت، در فصل هشتم و قبل از جمعبندی و نتیجه‌گیری نظریه‌های عدالت بررسی خواهند شد.
(43) John Locke (1632-1704)
(44) Capability Approach
(45) Philippe Van Parijs (1951-)
(46) نظریه‌های عدالت را می‌توان طبق معیارهای منتخب مختلفی طبقه‌بندی کرد، معیارهایی که انتخاب‌شان تا حد زیادی، تابع علائق محقق است. از جمله طبق یک معیار لیبرال، می‌توان نظریه‌های عدالت مورد بررسی را به نظریه‌های عدالت لیبرال و غیرلیبرال تقسیم کرد. گرچه ممکن است بتوان تعاریف مختلفی برای یک نظریه عدالت لیبرال پیشنهاد کرد، در اینجا تعریف پیشنهادی فان ‌پاریس مورد استناد است که طبق آن، یک نظریه عدالت لیبرال، «بر مفهوم‌سازی خاصی از زندگی خوب مبتنی نیست؛ بلکه متساویاً به محترم شمردن مفهوم‌سازی‌های متنوع در مورد زندگی خوب که در جوامع متکثر ما رایج است، متعهد است.» (فان پاریس و واندردورف، 109 :2017). طبق این تعریف، نظریه‌های رالز، سن، فان‌پاریس و بیوکنن، نظریه‌های عدالت لیبرال و نظریه افلاطون و نظریه‌ مطلوبیت‌گرا، نظریه‌های عدالت غیرلیبرال هستند، اولی از عصر قدیم و دومی از عصر جدید. بنابراین در این کتاب، هم نظریه‌های عدالت لیبرال و غیرلیبرال با هم مقایسه می‌شوند و هم نظریه‌های عدالت لیبرال با هم، با هدف نیل به یک نظریه عدالت لیبرال که ترکیبی سازگار از عناصر نظریه‌های مورد بررسی باشد.
(47) Universal Basic Income (UBI)
  • ❤ 2
Older posts →

About this channel

How can I read @edalat_ubi without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for گامی به سوی ایرانی آزادتر: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does گامی به سوی ایرانی آزادتر have?
گامی به سوی ایرانی آزادتر (@edalat_ubi) has 268 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does گامی به سوی ایرانی آزادتر know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →