TGViewer
Channel Public Channel
بهلول

بهلول

@amirrezaabdolii

amirreza abdoli
Subscribers
2.91K
Photos
5
Videos
10
Links
286
Recent Posts 20 shown
Post #459 855
شهردار تهران می‌خواهد تورم را مهار کند. از آن طرف بانک مرکزی چند روز بعد از جهش نرخ ارز، بعد از کلی بگیر و ببند بی‌حاصل، در یک روز تعطیل بیانیه‌ای صادر می‌کند که گویی عمداً طوری نوشته شده است که هیچکس هیچ چیز از آن نفهمد.

بعد از خامنه‌ای به هرکدام از رجال این حکومت که نگاه می‌کنی به یاد عنتری می‌افتی که لوطی‌اش مرده بود.

https://t.me/AmirrezaAbdolii
Telegram بهلول amirreza abdoli
  • 😁 64
  • 👏 11
  • 👍 4
Post #458 1.2K
از جایی که می‌خوریم

حالا یا هر وقت دیگر، در این حکومت یا در هر حکومت دیگر، اگر قرار باشد به این آشوب پولی و بانکی و ارزی پایان دهیم قبل از هر چیز باید به آزادسازی نرخ بهره فکر کنیم.
بانک‌ها باید آزاد باشند تا برای داد و ستد وجوه با هر نرخی که صلاح می‌دانند با سپرده‌گذاران و وام‌گیرندگان و بانک‌های دیگر قرارداد ببندند. بانک مرکزی هم چنان که از روزگار والتر بجت تا به امروز در همه جای دنیا مرسوم است، با نرخی بالاتر از همه قرض می‌دهد تا همیشه در مقام «آخرین قرض‌دهنده» باقی بماند و پول پرقدرت ویرانگرش سیل‌آسا به اقتصاد سرازیر نشود. هر ترتیباتی غیر از این عنوان تخصّصی‌اش «سرکوب نرخ بهره»، و ماهیتش اخلال و خرابکاری است؛ خرابکاری‌ای که مثل بمب یکباره منفجر نمی‌کند بلکه مثل موریانه کم‌کم می‌خورد و پوک می‌کند.

با این حال سرکوب نرخ بهره یکی از محبوب‌ترین سیاست‌های اقتصادی طول تاریخ است، و قدمتش لااقل به زمانی می‌رسد که حمورابی لوحه قوانینش را نوشت و در میدان بابل گذاشت. در حالت کلّی سیاستمدار با تیر سرکوب نرخ بهره چند هدف را می‌زند که سه‌تا از آن‌ها اهمیت بیشتری دارند. اوّل محبوبیت نزد عوام‌الناس به عنوان کسی که دست تعدّی نزول‌خورهای زالوصفت را کوتاه کرده است. دوم: وقتی نرخ بهره پایین‌تر از حد واقعی است اعتبارات پرتقاضای کم‌عرضه به رانت مهمّی تبدیل می‌شوند که سیاستمدار می‌تواند از آن‌ها به عنوان امتیازاتی جهت تشویق هواداران و تضعیف مخالفانش استفاده کند. و سوم: دولت به عنوان بزرگترین بدهکار بابت بدهی‌هایش بهره کمتری پرداخت می‌کند.

این امتیازات مهم بی‌هزینه نیستند. هزینه‌شان درهم شکستن تدریجی بازار اعتبارات است، به کیفیتی که دیگر محال است درست کار کند. اگر چند اقتصاددان نیمه‌باهوش داشته باشید که قدرت اجتهادشان هرگز از محدوده آموخته‌های دانشگاهی فراتر نمی‌رود، می‌توانند تا زمان بازنشستگی هر روز و هر هفته در این بازار آش و لاش نقص و شکست جدیدی کشف کنند و برایش رگولاتوری تازه‌ای پیشنهاد دهند، امّا شالوده کج با وصله و پینه راست نمی‌شود. به همین جهت است که رؤسا و مدیران بانک مرکزی می‌آیند و می‌روند، کارمندانش بازنشسته می‌شوند و جایشان را به نسل تازه‌ای می‌دهند، ولی تقریباً هیچ‌چیز عوض نمی‌شود مگر اینکه خراب‌تر شده باشد.

نظام بانکی: زیان‌ده و بر لبه ورشکستگی، اعتبار: نایاب، رشد نقدینگی: فزاینده، تورّم: شدید و غیرقابل مهار، و در همین احوال پولی که دیگر به هیچ دردی نمی‌خورد جز آن که به محض دریافت خرج شود راهی هر بازار مربوط و نامربوطی که بتواند می‌شود و همه‌چیز را به هم می‌ریزد.

همه اینها از یک جا آب می‌خورند. انقلابیون 57 اعتبارات بانکی را هم مثل هر چیز دیگری غنیمت پیروزی‌شان دیدند و تصمیم گرفتند آن را به هرکس و هرجا که صلاح می‌دانند اختصاص دهند. برای این منظور لازم بود نرخ بهره به شدّت سرکوب شود تا تخصیص طبیعی اعتبارات به تخصیص رانتی تبدیل شود، یعنی کسی بدون تأیید مراجع ذیصلاح نتواند پول چشمگیر یا حتّی چشم‌نگیری وام بگیرد.

البته که آن زمان علمای اعلام هنوز محلی از اعراب داشتند و اسلامی شدن بانکداری (مثل اجباری شدن حجاب) می‌توانست جگر آن‌ها و مقلّدانشان را خنک کند. ولی گمان می‌کنم این فقط یکی از محصولات جانبی سرکوب نرخ بهره بود. محصول اصلی گروگان گرفتن اعتبارات بود، که احتمالاً بدون آن گروگان گرفتن یک ملّت به آن آسانی ممکن نمی‌شد.

هرچه که هست پافشاری بر این جنون ما را به جایی رسانده که بانک مرکزی اعلام می‌کند دو میلیارد دلار اسکناس به بازار می‌ریزم ولی نرخ ارز تقریباً از جای دیروز تکان نمی‌خورد، و به اقرب احتمال فردا یا پس فردا باز هم به سمت رکوردهای تازه‌ای حرکت خواهد کرد. محاصره دریایی روند رو به متلاشی شدن این اقتصاد را فقط قدری سریع‌تر کرد. پای‌بست ویران این خانه یک نرخ بهره کاریکاتوری ابلهانه است.

شاید کسانی هنوز بر سر این ادعا باشند که قرض‌الحسنه حکم ادیان ابراهیمی است، ولی احتمالاً با کمی بحث می‌توان به همان‌ها هم ثابت کرد که وقتی تورّم به بالای 80 درصد رسیده باشد، 23 درصد بهره به قرض‌دهنده بدبخت پرداخت کردن ترکیبی شیطانی از ظلم و کفر است.

https://t.me/AmirrezaAbdolii
Telegram بهلول amirreza abdoli
  • 👍 46
  • ❤ 8
  • 👏 3
  • ❤‍🔥 1
  • 🤔 1
Post #457 2.53K
متاسفانه مشاهده می‌شود که بعضی وب‌سایت‌ها و کانال‌های معلوم‌الحال رقم‌های غیرواقعی برای نرخ دلار اعلام می‌کنند. لازم است با اینها برخورد گردد. طبق محاسبات الهی هم‌اکنون ارزش دلار پنج تومان و پنج‌زار است و پانزده‌زار از زمان شاه ارزان‌تر گردیده است. نمی‌دانستید بدانید.

https://t.me/AmirrezaAbdolii
Telegram بهلول amirreza abdoli
  • 😁 125
  • ❤ 10
  • 🤬 2
  • 😢 1
  • 🙏 1
Post #456 6.51K
بودجه نظامی، یک سیاهچاله موروثی

ارتش رضاشاهی نتوانست در برابر متفقین مقاومت کند. ارتش محمدرضاشاه از پس اجرای حکومت نظامی برنیامد و پادگان‌هایش به دست نیمه‌چریک‌های انقلابی افتادند. مجموعه قوای نظامی جمهوری اسلامی هم نشان دادند که قلب مواضع دفاعی‌شان در برابر تهاجم خارجی بی‌دفاع است، و گویا غیر از لاف زدن و گزاف گفتن و رجز مفت خواندن انتظار دیگری نباید از ایشان داشت. البته که زمینه و زمانه کاملاً متفاوت این سه شکست آن‌ها را غیر قابل مقایسه جلوه می‌دهد، ولی در نهایت ماییم و این واقعیت که در ایران معاصر هیچ ارتشداری از ارتشداری‌اش طرفی نبست، نه بزرگ ارتشتاران و نه دیگران.

اوّلین سوال این است که این چه وضع ارتشداری است؟ کجای کار می‌لنگد؟ چرا در دوره‌های مختلف سالیان سال وقت و هزینه صرف تربیت و تدارک نیرویی کرده‌ایم که روز مبادا وا می‌رود و توان هیچ مقابله مؤثری ندارد؟ اگر قرار است رهبران کشور خودشان را با سالی چند بار مراسم رژه ارضا کنند که کار با یک گروه تئاتر و یک دسته موزیک و چندتا دوربین تلویزیونی جمع می‌شود، پس این همه مخارج هنگفت چرا؟

سؤال دوم مربوط به همین مخارج است. تا کی می‌خواهیم و می‌توانیم این همه منابع را به چاه ویل مخارج نظامی بریزیم و حرام کنیم؟ راست‌تر بگویم: تا کی می‌خواهیم و می‌توانیم با هزینه‌های نظامی برای خودمان هزینه‌های سنگین‌تری بتراشیم؟ قاعدتاً منظور از تدارک نیروی نظامی حفظ امنیت است. امّا وقتی این نیروی نظامی به هیکل فربهی از هزینه و ناکارآمدی و فساد تبدیل شود، برعکس عمل می‌کند، ناامنی به بار می‌آورد، و دولت و مردم را متحمّل هزینه‌هایی می‌کند که قابل اجتناب بوده‌اند.

جنگی که بیش از یک سال است در نبردهای مختلف آن هزینه و تلفات می‌دهیم، از بلندپروازی‌ها و سوءمحاسبات نظامیانی شروع شد که برای خودشان دشمن خلق کردند و برای ضرب شصت نشان دادن به آن دشمن هم از خط قرمزهایی رد شدند که خونشان را در سطح بین‌المللی مباح کرد. می‌توانید حالتی را تصوّر کنید که نظامیان ایرانی ـ‌مثل اغلب نظامیان جهان‌ـ در سنگرهای مرزبانی مشغول مراقبت از سرحدّات بودند، و باز هم جنگی به این شدّت و در این ابعاد درمی‌گرفت؟ من که نمی‌توانم. این ناامنی فعلی نانی بود که متولّیان متوهّم تأمین امنیت در سفره ما گذاشتند. و کار فقط به همین‌جا هم ختم نمی‌شود.

تورّمی که امروز بیچاره‌مان کرده و هیچکس راه حلی برای مهارش ندارد، یکی از عوامل مهمی است که احساس امنیت را از ما گرفته. چنانکه علمای اقتصاد می‌گویند، این تورّم ناشی از کسر بودجه شدید دولت است. و دولت اگر قرار نبود بارکش هزینه‌های سرسام‌آور و در عین حال بیهوده نظامی باشد، آیا کسری بودجه داشت، یا به این اندازه کسری بودجه داشت؟ پس گویا مخارج نظامی ما فقط بیهوده و بی‌فایده نیستند. آن‌ها تبدیل به یکی از اجزاء کسربودجه‌ای می‌شوند که امروز غیر از خلق نقدینگی و ایجاد تورّم راهی برای تأمین آن وجود ندارد. و همین تورّم و افت ارزش پول است که باعث می‌شود دلار به حدود 250 هزار تومان برسد و به زودی از آن هم گران‌تر شود.

القصّه. همه ما درباره آینده خیال‌هایی می‌کنیم، امّا اگر کسانی هستند که به آینده ایران «فکر» می‌کنند، حتّی اگر از مسائل نظامی سررشته ندارند هم باید برای این سؤالات پاسخ‌های جدّی و قابل دفاعی بیابند: با توجّه به سوابق گذشته آیا بهتر نیست ایرانی‌ها کلاً نظامی‌گری را ببوسند و کنار بگذارند؟ در غیر این صورت، آیا یک نیروی نظامی کوچک و کارآمد در کنار یک دیپلماسی صلح‌طلبانه راه مناسب‌تری برای تأمین امنیت ما نیست؟ و باز در غیر این صورت چطور ارتشی بسازیم که سرکنگبین قدرت دفاعی‌اش به صفرای شکست نظامی و ورشکستگی اقتصادی نیفزاید؟

برای این روزها هم این سؤال بد نیست اگر کسی جرأت فکر کردن داشته باشد: وقتی کار به جایی می‌رسد که هزینه‌های نظامی دیگر نه از طریق مالیات و استقراض، بلکه از طریق دزدی شرم‌آوری مثل ایجاد تورّم تأمین می‌‌شوند، آیا خیانتکار کسی است که بر ادامه جنگ اصرار دارد، یا آن که می‌گوید شکست را بپذیریم و بگذاریم تاریخ از نو ورق بخورد؟

https://t.me/AmirrezaAbdolii
Telegram بهلول amirreza abdoli
  • 👍 71
  • 👎 14
  • ❤ 11
  • 👏 6
  • 😁 1
Post #455 2.71K
سالی که نکوست

ده درصد کوچک‌تر شدن یک اقتصاد مثل این نیست که حجم یک کره یا مکعب ده درصد کمتر شود. انقباض اقتصاد قبل از هرچیز به معنای کمتر شدن محصولات و مشاغل بسیار تخصّصی، کاهش بهره‌وری، و مساعد شدن زمینه برای گسترش هرچه بیشتر فقر است. شغل‌های زیادی از بین رفته‌اند، ولی مهم‌تر از آن پایین آمدن عمومی کیفیت کار است. در یک اقتصاد در حال انقباض شدید، انگیزه‌ فعالیت اقتصادی در حال تضعیف است و از این حیث دستمزدبگیران فرودست با سرمایه‌گذاران فرادست تفاوت چندانی ندارند.

قسمتی از سرمایه اقتصاد از دست رفته و نابود شده است. قسمت دیگری معطّل مانده و به سرعت در حال استهلاک است. قسمت دیگری هم در جریان انتقال به سایر بخش‌های اقتصاد متحمّل افت و خسارت می‌شود. در حالی که هیچ سرمایه‌دار و هیچ سرمایه‌گذاری پی چنین زیان‌های عظیم غیرمترقبه‌ای را به تن نمالیده بود. در همین حال با تیره و تار شدن چشم‌اندازها اعتبار بازاری گران‌تر و کمیاب‌تر می‌شود، و اعتبار دولتی ارزان باتلاق فساد و فرار سرمایه را عمیق‌تر می‌کند.

راجع به هرکدام از این قصّه‌های پر غصّه و نظایر آن‌ها می‌توان چندین کتاب نوشت و باز هم حق مطلب ادا نمی‌شود. ولی همه اینها را در یک جمله خلاصه می‌کنیم و می‌گوییم اقتصاد ایران در بهار چهارصد و پنج، ده درصد کوچکتر شد. با اعلام این آمار درواقع هیچ‌چیز نگفته‌ایم. ویرانی و فرسایش یک اقتصاد را نمی‌توان با یک عدد توصیف کرد. ابعاد فاجعه‌ای که این روزها از سر می‌گذرانیم را فقط خدا می‌داند. و این تازه بهار بود.

بعدالتحریر: بد نیست کمی با خودمان فکر کنیم که بازار بورسی که در ماه‌های انقباض شدید اقتصاد با سرعتی برق‌آسا در حال صعود است چطور مسخره‌بازاری می‌تواند باشد.

https://t.me/AmirrezaAbdolii
Telegram بهلول amirreza abdoli
  • 👍 68
  • ❤ 2
  • ⚡ 1
  • 👎 1
  • 😁 1
Post #454 4.13K
زن، زندگی، آزادی: شرابی چهار ساله

بعضی متفکّران گذشته معتقد بودند که حکومت‌های توتالیتر یک negative society می‌سازند. یعنی جامعه‌ای که هیچ هویت یا آرمان ایجابی ندارد. بنیانگذاران این حکومت‌ها تا قبل از رسیدن به قدرت وعده‌های ایجابی زیادی می‌دهند، ولی وقتی اداره امور را به دست می‌گیرند متوجّه می‌شوند که زورشان به چیزی بیشتر از سرکوب مردم و اپوزیسیون نخواهد رسید زیرا طبیعت انسان و جامعه انسانی به سختی در برابر تحقّق وعده‌های آرمانشهری‌ مقاومت می‌کند. پس از سر ناچاری به ساختن جامعه‌ای رضایت می‌دهند که قرار نیست به هیچ مقصد نهادی‌ـ‌حقوقی مشخصی برسد؛ جامعه‌ای که خودش را صرفاً در ضدّیّت و مبارزه با سایر آرمان‌ها و عقاید (نظیر سرمایه‌داری، امپریالیسم، لیبرالیسم و ...) تعریف می‌کند. نیاز حکومتی که چنین جامعه‌ای می‌سازد به «دشمن» و «تبلیغات» را می‌‌توان با نیاز انسان به آب و غذا مقایسه کرد.

نفی دیگران در کوتاه‌مدت انرژی سهمگینی تولید می‌کند، ولی نمی‌شود با آن یک ساختار پایدار ایجاد کرد. زیرا انسان‌ها به زودی از خود می‌پرسند آیا ارزشش را دارد که رنج ببریم و از مواهب زندگی محروم شویم فقط به این خاطر که با دشمن دشمنی کرده باشیم؟ و تکثیر آشکار و نهان چنین عناصر واداده و مسئله‌داری در همه لایه‌های جامعه نهایتاً حکومت توتالیتر را به یکی از این عواقب محتمل دچار می‌کند: شکست در جنگ، فروپاشی درونی، یا چرخش اجباری به سمت اصلاحات.

احتمالاً بزرگترین فرق جمهوری اسلامی با حکومت‌های توتالیتر کلاسیک، اهداف و دستاوردهای ایجابی آن است. تا قبل از 1401 جمهوری اسلامی می‌توانست ادعا کند که پس از سرنگونی حکومت غربگرای شاه بساط فسق و فجور را از صحن خیابان‌ها برچیده و ظاهری اسلامی به کشور داده است. مثلاً زن‌ها محجبه‌اند، کسی در ملاء عام شرب خمر نمی‌کند، بانک‌ها به جای بهره سود مشارکت پرداخت می‌کنند، و محاکم طبق قانون مجازات اسلامی به جرائم کیفری رسیدگی می‌کنند. و این‌ها گام‌های مقدّماتی‌اند برای تشکیل جامعه‌ای که در آن سایر احکام اسلام نیز به موقع اجرا گزارده شود.

حجاب پررنگ‌ترینِ این دستاوردها بود؛ یک رکن تبلیغاتی بی‌بدیل به عنوان بارزترین تجسّم مادّی جامعه‌ای که مدّعی ساختنش بودند. امّا از چهار سال پیش به این طرف به شهادت مناظری که در هر کوی و برزن می‌بینیم دیگر گزاره‌ «این یک جامعه اسلامی است» نه فقط بدیهی نیست، بلکه اثباتش هم کار ساده‌ای به نظر نمی‌رسد. و ماحصل همه این مشاهدات یک نتیجه‌گیری است که مشکل می‌توان با آن مخالفت کرد: جمهوری اسلامی نتوانست یک جامعه اسلامی بسازد و آن را در گذر روزگار حفظ کند. بنابراین حالا مانند الگوهای توتالیترش ناچار است صرفاً به آرمان‌های سلبی‌ای تکیه کند که از خانه عنکبوت هم سست‌ترند، مثل مرگ بر این یا مقاومت در برابر آن.

جمهوری اسلامی بعد از سقوط سنگر استراتژیک حجاب اجباری مثل یک کشتی بی‌لنگر به نظر می‌رسد که از گردابی به گرداب دیگر می‌افتد. دیگر هدفی جز متلاشی نشدن ندارد. ولی تلاش برای بقا هدف یک ارگانیسم زنده است، نه یک دولت. دولتی که برای بقا دست و پا بزند را باید مرده‌ای فرض کرد که هنوز اعلامیه ترحیمش را به دیوار نزده‌اند. از پاییز 1401 تا به حال فقط یک حکومت بلاتکلیف را می‌بینیم که بین سه گزینه مرگبار پیش رو تلوتلو می‌خورد و یک لحظه از ثبات و آرامش چهار سال قبلش را در خواب هم نمی‌بیند. خون مهسا دامنگیر بود.

https://t.me/AmirrezaAbdolii
Telegram بهلول amirreza abdoli
  • ❤ 75
  • 👍 36
  • 👏 12
  • 👎 3
Post #453 4.88K
زمستان ۵۷ چند هزار نفر از پرسنل صنعت نفت اعتصاب کردند. شش میلیون بشکه صادرات نفت خوابید و بنزین کمیاب شد.

تابستان ۴۰۵ بیش از دویست هزار نفر در همان صنعت نفت مشغول کارند. چند برابر کارکنان غیرنفتی دولت حقوق می‌گیرند و فکر چیزی مثل اعتصاب هم به خیالشان نمی‌رسد. ولی دو میلیون بشکه صادرات نفت قطع شده و بنزین گیر نمی‌آید.

قاعدتاً باید نتیجه بگیریم که اقتصاد مقاومتی اقتصادی است که برای خواباندنش نیازی به اعتصاب نیست.

راستی اگر خواستید در خانه بنزین تولید کنید خیلی مواظب باشید و حتماً سیگارتان را از زیر لب بردارید. یک چیز لامصبی است که ناغافل آتش می‌گیرد. متانولش را هم کمتر بگیرید لطفاً.

https://t.me/AmirrezaAbdolii
Telegram بهلول amirreza abdoli
  • 😁 94
  • 👍 25
  • 👏 7
  • ❤ 4
  • 🤬 1
Post #452 15.1K
کاش مارکس زنده بود و معنی واقعی استثمار را می‌فهمید

https://t.me/AmirrezaAbdolii
  • 👍 42
  • 😁 13
  • 💔 7
  • ❤ 2
  • 👎 1
Post #451 4.97K
اصلاحات اضطراری، اصلاحات عقیم

بیهودگی چندین مرتبه اصلاح قیمت بنزین در سال‌های اخیر در درجه اوّل ناشی از تداوم تورّم بوده است. دولت هر چند سال یک بار، با هزار تشویش و مصیبت، قیمت بنزین را افزایش می‌دهد و میخکوب می‌کند. با این کار قیمت فروش بنزین تا حدّی به هزینه تولید آن نزدیک می‌شود. در نتیجه برای چند صباحی بار مالی تأمین یارانه سبک‌تر و انگیزه قاچاق ضعیف‌تر می‌شود، ضمن اینکه بعضی‌ها به فکر صرفه‌جویی می‌افتند. ولی هیچ‌کدام از اینها زیاد طول نمی‌کشند. چون کسی مایل و قادر به مهار رشد حجم پول نیست، و رودخانه خروشان تورّم همیشه در حال طغیان است. پس همه قیمت‌ها به نسبت‌های مختلف بالا می‌روند، به جز قیمت‌هایی که به فرمان دولت میخکوب شده‌اند؛ ازجمله قیمت بنزین. در شرایطی که همه‌چیز گران‌تر می‌شود، کالاهایی مثل بنزین عملاً در حال ارزان‌تر شدن هستند. این کالاهای جامانده از قافله تورّم آن‌قدر ارزان می‌شوند که دولت بار دیگر از تأمین هزینه یارانه‌شان درمانده می‌شود، سود هنگفت قاچاقشان هر هزینه و ریسکی را کمرنگ می‌کند، و کسی بابت حیف و حرام کردنشان ملالی به دل راه نمی‌دهد. روز از نو و روزی از نو. وقت یک افزایش قیمت دیگر است.

اگر به دولت جمهوری اسلامی بگوییم تورّم را مهار کن، مثل این است که به او گفته باشیم از این به بعد دولت جمهوری اسلامی نباش. چنین توصیه‌ای مهمل است. ولی شاید این را بتوان گفت که این بار، خبر مرگتان، قیمت را به هر جا که رساندید دیگر تثبیتش نکنید. بگذارید قیمت بنزین هم مثل قیمت تخم‌مرغ، گوجه فرنگی، خود اتومبیل، یا لوازم یدکی و روغن و لاستیک آن همراه با تحوّلات بازار نوسان کند. بهتر نیست قیمتی که همیشه از پرش کردن ناگزیرش ترسیده و لرزیده‌اید، دیگر پرش نکند و مثل بقیه قیمت‌ها تدریجاً زیاد شود؟

و البته همین توصیه هم مهمل است. این دولت در برابر مافیایی که از انرژی ارزان، تورّم، تحریم، فیلترینگ و سایر شرور تغذیه می‌کند کاره‌ای نیست. کلّ این مجموعه به سراشیب املاء و استدراج افتاده و فقط قطره قطره پیمانه بی‌کفایتی‌اش را پر می‌کند تا به همان سرانجامی برسد که آرامگاه ابدی همه اصلاح‌ناپذیران است. احتمالاً تنها توصیه به چنین حکومت‌هایی همان است که قرآن گفت: اعملوا ما شئتم؛ هر کار دلتان می‌خواهد بکنید. آن که به هیچ قانونی پایبند نبود، چند وقتی مهلت دارد از آزادی مطلق و مرگبارش لذت ببرد.

https://t.me/AmirrezaAbdolii
Telegram بهلول amirreza abdoli
  • 👍 57
  • ❤ 5
  • 👌 5
  • 🔥 1
Post #450 3.85K
به نظر می‌رسد مهم‌ترین نگرانی چپ‌ها و ملّی‌کن‌های حرفه‌ای، تأسیس هر سازمان سیاسی جدیدی است که چیزی مثل اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی نداشته باشد. این اصل ساختمان عظیم و تودرتویی از فساد بنا کرده که در آن سفره رنگین رانت همیشه پهن است. اگر بتوانید دربان دم در را قانع کنید که خودی هستید و وارد این ساختمان شوید، نانتان مادام‌العمر در روغن خواهد بود چون به عنوان مدیر، معاون، مشاور، رایزن، مسئول روابط عمومی یا ده‌ها نوع طفیلی دیگر تا پایان عمر از انواع مزایا و امتیازات پیدا و پنهان بهره‌مند می‌شوید و به دیگران فخر می‌فروشید، بی‌آن‌که زحمت خاصّی بکشید یا در معرض ریسکی قرار بگیرید.

دولت‌ها و رئیس دولت‌های مختلفی که بر سر کار می‌آیند چیزی بیش از مدیر این ساختمان نیستند. بنابراین حتی اگر هم لیبرال و نولیبرال باشند ( که نیستند، ولی پیره‌منتقدان لیبرالیسم هرگز از تکرار این دروغ شاخدار حیا نمی‌کنند) اختیاری برای برداشتن سقف و ستون‌ها و پی‌ریزی یک عمارت جدید ندارند.

شهادت می‌دهم که من هم اگر از خودی‌های ساکن این ساختمان بودم کوچکترین نقدی به این اصل، یا اندیشه و اخلاقیات باعث و بانیان این اصل را در حکم تیری می‌دیدم که به تخم چشمم شلیک شده باشد.

پی‌نوشت: از این درد بی درمان که هزار کار واجب را زمین می‌گذارم تا به سخنرانی‌ فرشاد مؤمنی گوش کنم یا نوشته‌های علی دینی ترکمانی را بخوانم به ستوه آمده‌ام.

https://t.me/AmirrezaAbdolii
Telegram بهلول amirreza abdoli
  • 👍 60
  • ❤ 5
  • 👏 4
  • 👎 2
  • 👌 2
Post #449 3.24K

Forwarded from عکس نگار

‍ موسیقی ملّی و حس ملیّت

موسیقی ایرانی پشتوانه مذهبی ندارد. برعکس، اهل طرب همیشه خار چشم روحانیون بوده‌اند. گویا در اقیانوس اخبار و احادیث شیعه هیچ مدرکی یافت نمی‌شود که نشان از تأیید موسیقی و تکریم مطربان از ناحیه یکی از بزرگان اسلام باشد. در حالی که احادیث زیادی موسیقی را ابزار شیطان برای تحریک هوای نفس و غفلت از یاد خدا معرّفی کرده‌اند.

از نظر اجتماعی مطرب رقیب بسیار خطرناکی برای واعظان و مدّاحان است، چون محصول بسیار جذّاب‌تری تولید می‌کند. بر همین اساس یکی از اهداف اصلی مذهبیون انقلابی سال 57 تصرّف رادیو تلویزیون، پالودنش از مظاهر نامسلمانی (در درجه اوّل موسیقی) و تبدیل آن به دستگاه تبلیغات اسلامی بود. خمینی دستکم دو بار در ملاءعام به قطب‌زاده، اوّلین رئیس رادیوتلویزیون انقلابی، پرخاش کرد و گفت هرچه من می‌گویم موسیقی پخش نکنید باز هم کار خودشان را می‌کنند.

امّا حالا که بعد از فروخفتن همه آن گردوغبارها به پشت سر نگاه می‌کنیم می‌توانیم بین این ضدّیت با موسیقی و فلسفه سیاسی‌ فقهای انقلابی ارتباطی ببینیم که شاید هیچ‌گاه به دقّت مورد تصریح قرار نگرفته باشد.

موسیقی ملّی ایران از اواخر دوران قاجار و اوایل دوره پهلوی با سر و شکلی مدرن پا به عرصه وجود گذاشت و به سرعت رشد کرد. سیستم نت‌نویسی، ارکستراسیون و برخی سازهای جدید از غرب وارد شدند، در حالی که گوشه‌ها و دستگاه‌ها بومی همین آب و خاک بوده و از زمانی بسیار دور به میراث مانده بودند. افتتاح رادیو ارتش و بعدها رادیو ایران فرصتی بی‌سابقه برای تولید و عرضه و اشاعه این موسیقی فراهم کرد؛ فرصتی برای آشنا شدن گوش همه اهالی ایران با نواهایی که درست مشخص نیست از چه زمانی به بعد نام موسیقی ملّی به خود گرفتند. این که این موسیقی تا چه حد مجموعه وسیع موسیقایی نواحی مختلف ایران را نمایندگی می‌کرد محل تردید است، ولی انکار نمی‌توان کرد که نواهایی از بوشهر تا گیلان را در بر می‌گرفت، و به طور ضمنی حاوی نام‌ها و عنوان‌هایی بود که حاکی از مشارکت موسیقی برخی اقوام بودند؛ عنوان‌هایی مانند بیات ترک، کرد بیات، دستان عرب و غیره.

از این به بعد ساکنان مناطق مختلف ایران با دو جور موسیقی زندگی می‌کردند. یکی موسیقی محلّی خودشان که در مراسم و محافل محلّی نواخته و شنیده می‌شد، و دیگری موسیقی‌ای که از فرستنده رادیو در تهران به گوش می‌رسید. این دومی به اندازه موسیقی محلّی آشنا و خودی نبود، ولی بیگانه هم نبود. فهمیده می‌شد و احساسات را تحت تأثیر قرار می‌داد. مثل موسیقی‌ای نبود که از رادیو مسکو یا رادیو لندن یا جای دیگری از جهان پخش شود. این موسیقی ملّی ایران بود.

سؤالی که نمی‌دانم چطور باید درباره‌اش تحقیق کرد این است که آیا این موسیقی موسوم به ملّی تأثیر معناداری بر حس ملیّت و هموطنی ایرانیان گذاشت؟ شواهد حاکی از آن هستند که از دل این موسیقی چهره‌های فرهنگی شاخصی ظهور کردند که در سرتاسر ایران شهرت و محبوبیت یافتند؛ کسانی مثل اکبر گلپایگانی و ایرج خواجه امیری که امروز به خاک سپرده شد. و بر پایه همین شواهد به نظر می‌رسد این موسیقی از مرزهایی عبور می‌کرد، که زبان فارسی نمی‌توانست عبور ‌کند. همچنین دولت ایران که سرود ملّی خود و سرودی خیلی ملّی‌تر، یعنی ای ایران، را از همین موسیقی گرفته بود از طریق نهادهایی مانند وزارت فرهنگ و هنر، رادیو ایران و مرکز حفظ و اشاعه موسیقی از ارباب طرب که حالا به شأن و منزلتی بی‌سابقه رسیده بودند حمایت می‌کرد.

امّا بعد از طوفان 57 دولتی تأسیس شد که خود را امّ‌القرای جهان اسلام، و رهبرش را پیشوای امّت خیال می‌کرد. موسیقی‌ای که بتواند اجزاء ناهمگون این امّت را زورکی به هم وصل کند شاید همان تلاوت قرآن و تواشیح بود. چیزی که به سرعت جای موسیقی ملّی را در رسانه‌ها گرفت. برنامه 22 ساله گل‌ها را تعطیل کردند. پخش «ای ایران» تا سال‌های سال ممنوع شد. و موسیقی ملّی تقریباً به طور کامل به محاق رفت.

البته بعدها ناگزیر شدند از بعضی مواضع افراطی اوّلیه کوتاه بیایند، ولی واضحاً از سر اکراه و ناچاری. و یکی از نشانه‌های این اکراه همین است که ده‌ها عکس از شخص اوّل مملکت در کنار قاریان قرآن و مدّاحان دیده‌اید، ولی کنار یک آوازه‌خوان گل‌ها؟ هرگز.

https://t.me/AmirrezaAbdolii
  • 👍 54
  • ❤ 16
  • 😁 2
  • 👏 1
Post #447 3.17K
AudioIraj & Amir Ehsan Fadaei [SariMusic.IR]
برام حافظ بخون...

ده‌ها سال آواز خواند. از فاخرترین نغمه‌ها در کنار نکته‌سنج‌ترین اساتید، تا مشهورترین ترانه‌های کوچه‌بازاری. گوش کردن به همه کارهایش سال‌ها زمان می‌خواهد. هیچوقت نشد شعری را غلط بخواند، و سر هشتاد سالگی هنوز می‌توانست با شاگردش در اوج رقابت کند. و شاید از همه مهمتر اینکه هرگز دامنش را به سیاهی سیاست نیالود. هنرش به چیزی جز خود هنر متعهد نبود.

پیشبینی‌ام این است که او هم چیزی شبیه به هایده باشد. محبوب و نامیرا، و همیشه شنیدنی؛ حتی برای آن‌هایی که بعد از مرگش به دنیا می‌آیند. ایرج فراموش‌شدنی نیست.

https://t.me/AmirrezaAbdolii/
  • ❤ 84
  • 👎 7
  • 👍 1
  • 🤣 1
Post #446 3.52K
کروکودیل فکری حزب‌الله حرف‌هایی که چند روز پیش مشهورش کردند را از اساس انکار کرد و جعلی دانست؛ البته با ذکر پیشوند «تقریبا» تا اگر از قضای روزگار آن دنیایی وجود داشت، یقه‌اش را به جرم دروغ رک و راست نگیرند. می‌دانید که. باخت نباید داد.

سؤال: آیا آن‌هایی که پای منبرش نشسته بودند و آن حرف‌ها را با گوش خودشان شنیدند، حالا با نفرت و حسرت از گرد شیخ کذاب ترسو پراکنده می‌شوند؟

جواب: خیر. این تقیه قهرمانانه را نشان دیگری از فضائل آسمانی استادشان می‌شمرند و به او معتقدتر می‌شوند.

سؤال دیگر: وقتی افتضاح به این وضوح نمی‌تواند مریدان را از مرادشان نامید کند، ما انتظار داریم با بحث منطقی و علمی کسی را متقاعد کنیم که اشتباه می‌کند و به اعتقادات نادرستی معتقد است؟

سؤال بعد: حالمان خوب است آیا؟

نتیجه: بهتر است هر وقت درباره انسان‌ها فکر می‌کنیم این فرض را لحاظ کنیم که محال است کسی دست از توجیه احساساتش بردارد و به مسلمات واقعی و معقول تن در دهد. ما بنده احساسات و عواطفمان هستیم؛ حتی اگر از نگاه دیگران کاملاً بی‌احساس به نظر برسیم.

https://t.me/AmirrezaAbdolii/
Telegram بهلول amirreza abdoli
  • 👍 69
  • 👏 4
Post #445 4.07K
خیرخواهی یا شرّگریزی؟

بر سر اینکه خیر چیست و مصادیقش کدامند هزار اختلاف هست، امّا بر سر ماهیت شرّ و مصادیقش تقریباً هیچ اختلافی نداریم. آدمها از هر مرام و مسلکی دعا یا آرزو نمی‌کنند که مرگ، درد، مرض، یا ضرر و مسکنت نصیبشان شود. آدمها نمی‌گویند خدایا آبروی مرا ببر. و آدمها برای عزیزانشان زجر و خواری و آوارگی نمی‌خواهند.

بنابراین در حالی که هیچگاه امکان ندارد بر سر خیرهای مورد نظرمان با هم توافق و ائتلاف کنیم و در واقع حتّی ممکن است در مقام دفاع از همین خیرها به روی هم اسلحه بکشیم و شرّ مطلق به پا کنیم، تقریباً همیشه امکان دارد که با هدف اجتناب از شرّ با هم متّحد شویم. پس گویا برای جامعه بودن و جامعه ماندنِ شماری از آدمیان که در کنار هم زندگی می‌کنند، لازم است هرکسی خیرهایی که می‌خواهد را فقط برای خودش بخواهد و در صدد تحمیل آن‌ها به کس دیگری برنیاید. و در مقابل در فضای سیاسی، آن‌جا که مشترکاً و به همراه دیگران تصمیم می‌گیرد، فقط هدف در امان بودن همگان از شرّ را دنبال کند و دست از خیرخواهی بردارد.

یک مثال: رهبر اوّل جمهوری اسلامی رایگان شدن آب و برق را خیر می‌دانست. قاطبه مردم هم با او موافق بودند. هنوز هم هستند. کسان دیگری که با واقعیات مملکت‌داری آشناتر بودند معتقد بودند خیر ما در آن است که آب و برق ارزان باشند، نه کاملاً رایگان. البته درباره اینکه چقدر ارزان باشند، کسی با کسی توافق نداشت. هنوز هم ندارد. شاید کسانی هم بوده‌اند که فکر کنند در دستکاری بازار خیری نیست. ما از وجودشان اطلاعی نداریم. بعدها هم کسانی خیرهای دیگری مثل محروم شدن مشترکان پرمصرف از نعمت ارزانی، یا محدود شدن ارزانی به دهک‌های نیازمند را پیشنهاد کردند. امّا به هر تقدیر دنبال کردن خیر در این زمینه به شرّی انجامید که در سالیان اخیر زندگی‌اش می‌کنیم: کمبود (یا به قول عدّه‌ای ناترازی) که سال به سال بدتر می‌شود.

حالا اگر از همان اوّل خواسته بودند از بزرگترین شرّ در زمینه آب و برق اجتناب کنند، که همان قطعی و قحطی باشد، قاعدتاً سراغ اقدام ابلهانه توده‌پسندی مثل پایین نگاه داشتن قیمت نمی‌رفتند و پنجاه سال بر آن اصرار نمی‌کردند. در نتیجه صنایع مرتبط با تولید این کالاهای ارزشمند تا حدّ انهدام فرسوده نمی‌شدند و منابع هدر نمی‌رفتند.

احتمالاً با هر مثال دیگری هم می‌توان نشان داد که در عرصه اجتماعی هدف گرفتن خیر (که ماهیتاً انتزاعی و ذهنی و محل اختلاف است) باعث می‌شود سرانجام به ورطه شرّی کاملاً انضمامی و ملموس و غیرقابل انکار بیفتیم که مطلوب هیچکس نیست، و البته مسئولیتش را هم کسی نمی‌پذیرد.

* آن‌چه که خواندید حاصل دقایقی تأمل بدون پیشداوری درباره اهداف مناسب و بایسته دولت بود، در تئوریک‌ترین سطح. واضح است که این استدلال‌ها هراندازه هم که پذیرفتنی به نظر بیایند ربطی به واقعیات سیاسی حال حاضر ندارند. ما در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که همه سیاسیون به نام خیر جامعه با همدیگر رقابت و مبارزه می‌کنند، و مردم هم انتظار دیگری از آن‌ها ندارند. هرچه باشد اصطلاح «خیر عمومی» آن‌قدر در ذهن و ضمیر ما جا گرفته که کنار گذاشتنش محال به نظر می‌رسد، در حالی که احتمالاً هیچوقت چیزی از «شرّ عمومی» نشنیده‌ایم. با این حال به نظر می‌رسد که اگر دولت در همه اعمالش مراقب بود تا شرّ عمومی ایجاد نکند، و پیگیری خیر را حتّی‌المقدور به خیریه‌ها واگذار می‌کرد، به درجه کمتری از ظلم و درجه بالاتری از کارایی می‌رسید.

https://t.me/AmirrezaAbdolii/
Telegram بهلول amirreza abdoli
  • 👍 56
  • ❤ 8
  • 👏 8
  • 🤣 4
  • 👎 1
Post #444 3.43K
«برخی معتقدند اگر می‌خواهیم پیشرفت کنیم باید از اسلام حداکثری دست برداریم، اما امام شهید بر این باور بود که باید از لیبرالیسم فاصله گرفت»

این اراجیف را مش قاسم روانبخش گفته است که به عنوان نمایندگی مردم از بیت‌المال مواجب می‌گیرد. امّا بنده حقیر نیز که نماینده هیچکس نیستم و تنها رابطه مالی‌ام با خزانه مملکت مالیاتی است که به زور از حقوقم کسر می‌کنند تا به دست روانبخش و همپالکی‌هایش خرج عطینا شود، از این تمثیل فاصله خیلی خوشم می‌آید.

حقیقت این است که هم علم و هم تجربه تاریخی به قطعیت گواهی می‌دهند که هرچه از لیبرالیسم فاصله بیشتری بگیرید، عمق باتلاق فلاکت بیشتر می‌شود. این روزها خود غربی‌ها هم تا مچ پا و بعضاً تا زانو در این باتلاق گیر کرده‌اند، چون دیگر از قید و بندهای لیبرال عارشان می‌آید یا اینکه فکر می‌کنند با تخطّی از اصول آن به نتایج بهتری خواهند رسید. ولی شماها تا گردن در فلاکت فرو رفته‌اید و باز هم فروتر خواهید رفت. ادامه این روند همه‌تان را به همان جایی خواهد برد که رهبر شهیدتان رفت. فقط کاش دست از سر ده‌ها میلیون آدمی که اصلاً نمی‌دانند اسلام حداکثری چیست و به چه دردی می‌خورد برمی‌داشتید.

یادش بخیر، مرحوم دایی‌جان ناپلئون این‌جور وقتها می‌گفت: مزخرف نگو قااااااااسم

https://t.me/AmirrezaAbdolii/
Telegram بهلول amirreza abdoli
  • 👍 91
  • 👏 16
  • ❤ 6
  • 😁 5
  • 🤔 2
Post #443 5.66K
به طرز غم‌انگیزی ایرانی

فرهنگ سیاسی ایران‌زمین حکم می‌کند از حریف قوی‌پنجه خارجی شکست بخوری بهتر از آن است تا با آدم‌هایی همتراز خودت در داخل سازش کنی. رضاشاه همین‌طور فکر می‌کرد، محمدرضاشاه همین‌طور فکر می‌کرد، مصدق همین‌طور فکر می‌کرد، رژیم مقدس همین‌طور فکر می‌کند. ما همه به طرز غم‌انگیزی ایرانی هستیم.

‎محمد قائد

‏
و متأسفانه این حرف فقط درباره ارباب قدرت صادق نیست. ما ایرانی‌های معمولی هم همین‌طور فکر می‌کنیم. در سال‌های اخیر دائماً در حال از دست دادن دوستانی هستم که سالیانی با هم نان و نمک خورده و بر دردهای مشترک آه کشیده‌ایم. یکی از آن که گفته‌ام اصلاحات ارضی سیاست اشتباهی بود بدش آمده است. یکی از آن که پرسیده‌ام در شهریور بیست دقیقاً چه کسی به ارتش فرمان عدم مقاومت داد ناراحت شده. یکی از ایراد گرفتن به سیاست‌های تجاری ترامپ رنجیده، و حتّی کسانی از همدلی کردن با عادل فردوسی‌پور نتیجه گرفته‌اند که دیگر لایق مصاحبتشان نیستم.

از دی ماه به این طرف بحث سیاسی حتّی در دوستانه‌ترین جمع‌ها و صمیمانه‌ترین لحظات هم معمولاً حاصلی غیر از دعوا و ناراحتی ندارد. عجیبیم. ده نفرمان نمی‌توانیم اختلافاتمان را تحمّل کنیم و ساعتی با هم حرف بزنیم، مگر این که نه نفر مقلّد چشم و گوش بسته و بی‌چون و چرای یک نفر باشند. حتّی حرف نمی‌توانیم بزنیم، چه رسد به تعریف کردن یک پروژه سیاسی و تحمّل هزینه به خاطر دیگرانی که دوستشان داری، هرچند صد درصد قبولشان نداری. و با این اوصاف در آستانه فروریختن یک نظم سیاسی پوسیده و نفرت‌انگیز ایستاده‌ایم، با این سؤال بزرگ که نظم سیاسی جدید قرار است چگونه تشکیل شود، وقتی ما ماییم؟

نمی‌توانم باور کنم که در بحبوحه یک انقلاب به سرعت عوض می‌شویم و روحیه همکاری سیاسی پیدا می‌کنیم. و این را هم نمی‌توانم باور کنم که از این لحاظی که گفتم روحیات نسل بیست‌ـ‌سی‌ساله‌ فرق قابل توجّهی با ما چهل‌ـ‌پنجاه‌ساله‌ها داشته باشد.

تصوّر می‌کنم همه‌مان هنوز در گذشته سیاه ایران زندگی می‌کنیم. آینده ایران یا دوران جدید ایران، اگر اصولاً وجود داشته باشد، روزی آغاز خواهد شد که اغلبمان فهمیده باشیم سیاست را نمی‌توان با مرگ بر x و جانم فدای y پیش برد. سیاست قدرت تشخیص منافع جمعی، و تشریک مساعی با دیگران (بعضاً دشمنان) در راه دست یافتن به آنهاست. یعنی رسیدن به این شعور که وقتی طاق این زندان فرو بریزد چپ و راست و مسلمان و آتئیست و سلطنت‌طلب و جمهوری‌خواه همه مثل هم زیر آوار خواهیم رفت، و یعنی قوی شدن به اندازه پا گذاشتن روی غرور خویش.

بگذریم. عصرهای جمعه‌ای که آدم به ایرانی بودن خودش فکر می‌کند، عصرهای دلگیرتری هستند.

https://t.me/AmirrezaAbdolii/
Telegram بهلول amirreza abdoli
  • 👏 65
  • 👍 34
  • 👎 18
  • ❤ 10
  • 😢 6
Post #440 9.42K
یارب روا مدار گدا معتبر شود

شروع هر جنگی به معنای افزایش شدید و ناگهانی مخارج دولت‌های درگیر است. این مخارج را نهایتاً مردم هیچکاره بی‌خبر از همه‌جا خواهند پرداخت، ولی شیوه تأمین مالی می‌تواند فشار وارد بر آن‌ها را بیشتر یا کمتر کند. روی همین حساب این سؤال همواره اهمیت داشته است که هزینه‌های جنگ را باید به چه روشی، و از کدام محل تأمین کرد.

از دیدگاه اقتصادی محض معقول‌ترین راه استقراض است. به این ترتیب که دولت به جای افزایش شدید مالیات‌ها، مبالغی را قرض می‌گیرد و بعد از جنگ با افزایش اندک مالیات در یک دوره طولانی، بدهی‌اش را پرداخت می‌کند و پرونده مالی جنگ را می‌بندد.

اما این بهترین روش اقتصادی، بدترین روش سیاسی است. آدام اسمیت به درستی معتقد بود که هرچه بار مالی جنگ نامحسوس‌تر باشد، دست دولتمردان جنگ‌طلب بازتر، و تعداد و مدت جنگ‌ها بیشتر خواهد شد. در حالی که اگر مردم فشار مالی جنگ را فوراً و مستقیماً حس کنند، با قاطعیت بیشتری به سیاستمداران فشار می‌آورند تا اولاً بیخود و بیهوده وارد جنگ نشوند، و ثانیاً اگر بنا بر مصالحی حیاتی مجبور به جنگ شدند، آن را در کوتاه‌ترین زمان ممکن به پایان برسانند.

البته این بحث‌ها قرن هجدهمی، و نهایتاً قرن نوزدهمی است. در روزگار ما که دولت‌های رفاه می‌توانند بیش از نیمی از منابع اقتصادی کشور را در اختیار داشته باشند و هنوز هم ادعای کوچک بودن کنند، دشواری تأمین مالی جنگ به شوخی شبیه است. به هزاران راه مختلف می‌توانید برای مخارج جنگ منابع بیابید. یکی از ساده‌ترین‌هایش این است که پول منتشر کنید، پول منتشر کنید، و باز هم پول منتشر کنید. مطمئن باشید هیچ اتفاق بدی نمی‌افتد. قیمتها بالا می‌روند، ولی به جهنم. در دیکتاتوری‌ها کسی جرأت اعتراض ندارد، در دموکراسی‌ها هم اعتراض کسی به جایی نمی‌رسد. تا دلتان بخواهد هم اقتصاددان و روزنامه‌نگار اجیر یا نادان وجود دارد که به مردم بگوید تورم در زمان جنگ طبیعی و ناشی از فشار هزینه‌ها می‌باشد و باید از طریق سیاست‌های کنترل قیمت و تنظیم بازار با آن مقابله گردد. به همین سادگی.

این مقدمات را چیدم تا بگویم اگر روش‌ها و امکانات مدرن مالیه عمومی وجود نداشتند دولت ناکارآمد نامشروعی مثل جمهوری اسلامی (که من از دولت نامیدن آن احساس حماقت می‌کنم) در پنجاه سال استقرارش احتمالاً صد بار ورشکست شده بود و هرگز نمی‌توانست آن‌قدر بر بلاهت و شرارت اصرار کند که کار خودش و ما را به چنین جاهای باریکی بکشد.

از ما که گذشت ولی کاش آیندگان بدانند که سعادتشان در گرو دولت کوچک دست‌بسته‌ای است که ناچار باشد برای هر ریال خرج و مخارج اضافی کاسه گدایی‌اش را جلو نمایندگان مردم بگیرد و التماس کند. معتبر شدن این گدا تمدن را تهدید می‌کند.

https://t.me/AmirrezaAbdolii/
Telegram بهلول amirreza abdoli
  • 👍 119
  • ❤ 14
  • 👌 8
  • 🔥 5
  • 👏 4
Post #439 4.48K
روایات ممنوعه

: روزنامه پیام ما در گزارشی، آخرین شب زندگی هفت تن از ساکنان روستاهای شهرستان خمیر را که در جریان حملات آمریکا به پل‌ها کشته شدند، روایت کرد.

چقدر خوب. مطبوعاتی داریم که روایت می‌کنند تا مرگ انسان‌های بیگناه به سکوت برگزار نشود. خیلی خوب است. امّا... آدمی بی‌اختیار به یاد گروه دیگری از قربانیان می‌افتد که هر هفته چند نفرشان همراه با صدای اذان به دار آویخته می‌شوند، ولی آخرین شب زندگی‌شان را هیچ روزنامه‌ یا شبنامه‌ای روایت نمی‌کند.

گروه اوّل تصادفاً و بی قصد و منظور کشته شده‌اند؛ در جنگ. گروه دوم تعمّداً و با قصد و نیت قبلی به قتل می‌رسند؛ طیّ تشریفات قانونی. واضح است که اگر مرگ گروه اوّل را باید گفت، مرگ گروه دوم را باید فریاد زد. ولی مشکلی وجود دارد. کافی است درباره مرگ گروه دوم یک کلمه همدلانه بنویسید تا در روزنامه‌تان را تخته کنند و خودتان را هم به جایی بفرستند که عرب نی انداخت. پس چاره‌ای جز سکوت نیست. امّا حالا که بنا بر سکوت است بهتر نیست کلاً سکوت کنیم؟ بیان بخش‌های دستچین‌شده‌ای از حقیقت، گمراه‌کننده‌تر از دروغ نیست؟ آب ریختن به آسیاب سانسور نیست؟ فراهم کردن مصالحی مرغوب برای مظلوم‌نمایی ظالم نیست؟ برعهده گرفتن وظیفه‌ای نیست که شبکه رسانه‌ای عظیم و پرخرج حکومت عرضه انجامش را ندارد؟ نمی‌دانم.

آزادی بیان را هرکسی که می‌خواهد برای این می‌خواهد که بتواند ظلم را روایت کند تا شاید عدالتی در پی بیاید، یا آبرویی از ظالم برود. وقتی روایت ممنوع است هیچکس از هیچ جنایتی در امان نیست، در حالی که همه فکر می‌کنند با رعایت خط قرمزهای به اصطلاح قانونی امنیت و عافیتشان را کم و بیش تضمین کرده‌اند.

همین امشب هم شب آخر زندگی بعضی نفراتی است که ما حداکثر اسمی از آن‌ها خواهیم شنید و عکسی خواهیم دید. بی آن که هیچوقت بدانیم که بودند و چرا باید زندگی‌شان اینجا و اینطور به پایان می‌رسید.

نه می‌دانم و نه می‌توانم. وارفته‌تر و نومیدتر از همیشه به ماه مغموم شب چهاردهم خیره می‌مانم که انگار دارد می‌گوید: کاش کاش کاش کاش، روایتی روایتی روایتی، در کار در کار در کار می‌بود...

https://t.me/AmirrezaAbdolii/
Telegram بهلول amirreza abdoli
  • 👍 62
  • 💔 42
  • ❤ 13
  • 😢 8
  • 👏 6
Post #437 3.84K
برای دکتر غنی‌نژاد آرزوی تندرستی و طول عمر دارم. ان‌شاءالله که بلا دور است.

در ایام عادی هم کارهایی واجب‌تر از جواب دادن به ترهات مسجع عبدالکریم سروش وجود دارد، چه رسد به این روزها و ساعات. برای او که زبان شعر و شاعری را خوب بلد است، اگر به گوشش برسد، همین بیت حافظ کافی است:

پیر گلرنگ من اندر حق ازرق‌پوشان
رخصت خبث نداد، ار نه حکایت‌ها بود

https://t.me/AmirrezaAbdolii/
Telegram بهلول amirreza abdoli
  • 👍 90
  • ❤ 20
  • 👎 4
  • 👏 3
Post #436 4.22K
درد و دریغ

اگر آن‌قدر پست نشده بودید که مردم بی‌دفاع کف خیابان را به رگبار ببندید، آن‌قدر ضعیف نمی‌شدید که خلبان‌های بحرینی و کویتی بتوانند بمبارانتان کنند.

آب سر بالا نمی‌رود. دنیا با کسانی که از حماقت و لاقیدی دست برنمی‌دارند شوخی ندارد. با پرچم‌های یا لثارات الفلان نمی‌توان قوانین جهان را تغییر داد. و آخر کار چوب خدا را از کسانی خواهید خورد که همیشه با پوزخند و مسخرگی تحقیرشان کردید.

شاید مایل نباشیم به روی خودمان بیاوریم اما خاورمیانه جای دیگری شده است، متفاوت با چیزی که تا همین چند روز پیش فکر می‌کردیم. ایران راهی قعر اسفل‌السافلین است.

سعدی فرمود: از مایه بیچارگی قطمیر مردم می‌شود/ ماخولیای مهتری سگ می‌کند بلعام را

https://t.me/AmirrezaAbdolii/
Telegram بهلول amirreza abdoli
  • 👏 83
  • 👍 32
  • 😢 10
  • ❤ 7
Older posts →

About this channel

How can I read @amirrezaabdolii without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for بهلول: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does بهلول have?
بهلول (@amirrezaabdolii) has 2.91K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does بهلول know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →