✳️ مروری بر نظریههای عدالت؛ با هدف برداشتن گامی به سوی ایرانی آزادتر (قسمت دوازدهم) پیشگفتاری برای طرح برخی پرسشهای اساسی
✅ در پاسخ به پرسش پنجم؛ یعنی این پرسش که «آیا اگر جهانی که در آن زندگی میکنیم را کم یا بیش ناعادلانه ارزیابی کنیم، میتوانیم گامی هر چند کوچک به سوی جهانی عادلانهتر برداریم؟» چون پرداختن تفصیلی به آن، نیازمند مجالی دیگر است، صرفاً به ذکر برخی نکات در مورد عدالت جهانی بسنده خواهد شد.
✅ اما آخرین پرسش؛ یعنی «چگونه میتوانیم گامی به سوی ایرانی عادلانهتر برداریم؟» پرسش نهایی و کاربردی در این مطالعه است. به عبارت دیگر، بررسی پرسشهای نظری این مطالعه، برای پاسخ به این پرسش اساسی هستند که پس از جمعبندی مرور نظریههای عدالت در فصل ماقبل آخر، در فصل پایانی این کتاب به آن پرداخته میشود.
✅ حال با جمعبندی مطالب این پیشگفتار، کتاب پیش رو به این صورت سازماندهی میشود. در فصل اول نظریه عدالت رالز و برخی مبانی نظری که برای بررسی تطبیقی نظریهها لازم هستند، تشریح میشوند. (42) در فصل دوم به مقایسه، ریشهیابی و ارزیابی نظریههای عدالت رالز و نوزیک میپردازیم. دلیل عمده برای چنین شروعی و نه مثلاً شروع با نظریه عدالت افلاطون که علاوه بر داشتن قدمتی قریب به 24 قرن، تاثیری عمیق بر نظریهپردازان بعدی عدالت نیز داشته است این است که با وجود اختلافنظرهای چشمگیر بین رالز و نوزیک، اشتراکات بسیاری نیز بین این دو وجود دارد که باعث میشود در شروع مقایسهها، نیازمند بررسی اختلافنظرهای گسترده نباشیم. بویژه این که رالز و نوزیک هر دو فیلسوفان لیبرال قرن بیستمی و همکار در گروه فلسفه دانشگاه هاروارد و هر دو مشترکاً متاثر از اندیشههای کانت و لاک (43) بودند؛ اشتراکاتی که مثلاً در مورد رالز و افلاطون مصداق ندارد.
✅ در فصل سوم نظریه عدالت مطلوبیتگرا معرفی و با نظریه رالز مقایسه میشود، به این دلیل که هم رالز آن نظریه را نظریه اخلاقی مسلط در عصر جدید میدانست و هم نظریه عدالت به مثابه انصاف خود را عمدتاً در مقابل نظریه عدالت مطلوبیتگرا عرضه کرد. علاوه بر این، این نظریه در بین ما اقتصادخوانان، همچنان نظریه مسلط است. در فصل چهارم، با تشریح نظریه عدالت افلاطون به منزله قدیمیترین و بانفوذترین نظریه عدالت، دیده میشود که تا چه حد عموم ما، کم یا بیش، در موضوع عدالت، افلاطونی هستیم و از این رو مقایسه آن با نظریه عدالت رالز، میتواند به آشکار کردن برخی مفروضات نهان در اذهانمان کمک کند. در فصل پنجم نظریه عدالت سن معرفی و با نظریه عدالت رالز مقایسه میشود. البته سن نیز همچون نوزیک، در همان حال که کار رالز را واجد اهمیت بسیار میداند؛ ولی بر مبنای رویکرد قابلیت (44) خود، به نقد نظریه رالز میپردازد. در فصل ششم نظریه عدالت فان پاریس (45) معرفی و با نظریه رالز مقایسه میشود. نظریه فان پاریس همچون نظریههای رالز، نوزیک و سن یک نظریه عدالت لیبرال (46) است. اهمیت نظریه عدالت فان پاریس در این است که در حال حاضر، فان پاریس را میتوان جدیترین حامی ایده درآمد پایه همگانی (47) محسوب کرد که در فصل پایانی از این ایده به عنوان بخشی از چارچوب نهادی پیشنهادی برای اصلاحات نهادی در کشورمان دفاع میشود.
(42) انتقاداتی که محققان مختلف بر نظریه رالز وارد کردهاند، پس از مرور چند نظریه عدالت، در فصل هشتم و قبل از جمعبندی و نتیجهگیری نظریههای عدالت بررسی خواهند شد.
(43) John Locke (1632-1704)
(44) Capability Approach
(45) Philippe Van Parijs (1951-)
(46) نظریههای عدالت را میتوان طبق معیارهای منتخب مختلفی طبقهبندی کرد، معیارهایی که انتخابشان تا حد زیادی، تابع علائق محقق است. از جمله طبق یک معیار لیبرال، میتوان نظریههای عدالت مورد بررسی را به نظریههای عدالت لیبرال و غیرلیبرال تقسیم کرد. گرچه ممکن است بتوان تعاریف مختلفی برای یک نظریه عدالت لیبرال پیشنهاد کرد، در اینجا تعریف پیشنهادی فان پاریس مورد استناد است که طبق آن، یک نظریه عدالت لیبرال، «بر مفهومسازی خاصی از زندگی خوب مبتنی نیست؛ بلکه متساویاً به محترم شمردن مفهومسازیهای متنوع در مورد زندگی خوب که در جوامع متکثر ما رایج است، متعهد است.» (فان پاریس و واندردورف، 109 :2017). طبق این تعریف، نظریههای رالز، سن، فانپاریس و بیوکنن، نظریههای عدالت لیبرال و نظریه افلاطون و نظریه مطلوبیتگرا، نظریههای عدالت غیرلیبرال هستند، اولی از عصر قدیم و دومی از عصر جدید. بنابراین در این کتاب، هم نظریههای عدالت لیبرال و غیرلیبرال با هم مقایسه میشوند و هم نظریههای عدالت لیبرال با هم، با هدف نیل به یک نظریه عدالت لیبرال که ترکیبی سازگار از عناصر نظریههای مورد بررسی باشد.
(47) Universal Basic Income (UBI)
Post #173
95
گامی به سوی ایرانی آزادتر ✳️ مروری بر نظریههای عدالت؛ با هدف برداشتن گامی به سوی ایرانی آزادتر (قسمت یازدهم) پیشگفتاری برای طرح برخی پرسشهای اساسی ✅ از این رو بر مبنای عقلانیت اقتصادی؛ عقلانیتی که نه تنها در بین ما اقتصادخوانان؛ بلکه در بین عموم ما انسانها در قالب «حداکثرسازی…
- ❤ 2