TGViewer
گامی به سوی ایرانی آزادتر گامی به سوی ایرانی آزادتر @edalat_ubi · 267 subscribers
Post #187 48
گامی به سوی ایرانی آزادتر ✳️ مروری بر نظریه‌های عدالت؛ با هدف برداشتن گامی به سوی ایرانی آزاد‌تر (قسمت هفدهم) فصل اول: نظریه عدالت رالز، 1-2) موضوع عدالت؛ ساختار اساسی جامعه ✅ حال می‌توان پرسید که در کنار ایده جامعه بسامان، مفهوم‌سازی جامعه، چه نقش و اهمیتی در یک نظریه عدالت دارد؟…
✳️ مروری بر نظریه‌های عدالت؛ با هدف برداشتن گامی به سوی ایرانی آزاد‌تر (قسمت هجدهم) فصل اول: نظریه عدالت رالز، 1-2) موضوع عدالت؛ ساختار اساسی جامعه

✅ ب) جامعه به منزله یک موجود انداموار؛ «سیمرغ»
مفهوم‌سازی رالز از جامعه به منزله یک نظام همکاری منصفانه بین افراد آزاد و برابر، زمانی بهتر قابل درک است که با مفهوم‌سازی دیگری از جامعه به منزله موجودی انداموار، مثلاً همچون لویاتان؛ یعنی یک هیولای دریایی عظیم شبه‌انسانی ‌تصویرشده بر جلد کتاب لویاتان هابز (10)، مقایسه شود. در این نوع مفهوم‌سازی، افراد به منزله اعضاء یا اندام‌های سازنده یک موجود زنده که معمولاً شبیه یک انسان است تصویر می‌شوند که هر فرد نه به دلیل فردیت خاص خودش؛ بلکه صرفاً به دلیل جایگاه و نقشی که در جامعه دارد، ارزشمند است. طبق این مفهوم‌سازی از جامعه که بر اصالت جمع اخلاقی (11) مبتنی است، افراد نه در انتخاب جایگاه خود در جامعه آزادند و نه برخوردار از ارزش برابر. به عنوان مثال، می‌توان پرسید آیا سر یا پا در انتخاب جایگاه «طبیعی» خود در بدن آزادند؟ یا می‌توان ارزش این دو را برابر شمرد؟ طبق این نوع مفهوم‌سازی، همان‌طور که جایگاه طبیعی و ارزش هر عضو بدن، محصول انتخاب آزادانه آن عضو و همچنین ارزش برابر آن عضو با سایر اعضاء نیست؛ بلکه این جایگاه و ارزش بر مبنای یک «نظم طبیعی زیست‌شناختی» تعیین می‌شوند، جایگاه افراد در سلسله‌مراتب اجتماعی نیز، محصول مشارکت آزاد و برابر افراد در طراحی «ساختار اساسی جامعه» بر مبنای «اصول عدالت» مورد توافق نیست؛ اصول عدالتی که بر مبنای آن‌ها، تحرک اجتماعی از طریق یک «رقابت منصفانه» ممکن و مجاز باشد؛ بلکه این جایگاه و ارزش بر مبنای یک «نظم طبیعی اجتماعی» تعیین می‌شود که معمولاً تصور می‌شود خارج از کنترل افراد شکل گرفته است. (12)

✅ به نظر می‌رسد این نوع مفهوم‌سازی جامعه، قرابت زیادی با ایده «تقدیر» دارد و جالب است که این نوع مفهوم‌سازی جامعه، هم در بین الهیون و هم در بین غیرالهیون، پیروان پرشمار داشته است؛ به طوری که گروهی از الهیون، این تقدیر را معادل خواست «خداوند» و گروهی از غیرالهیون آن را معادل خواست «طبیعت» محسوب کرده‌اند. از اینجا می‌توان دریافت که چرا وقتی برخی افراد؛ اعم از خداباور یا خداناباور، به چنین تقدیری معتقد باشند، عدول از نظم الهی یا نظم طبیعی مقدر را عین بی‌عدالتی محسوب خواهند کرد. (13)

(10) Thomas Hobbes (1588-1679)
(11) در اینجا نیز نکاتی مشابه نکاتی که در مورد انواع اصالت فرد بیان شد، در مورد اصالت جمع اخلاقی (moral collectivism) و اصالت جمع روش‌شناختی (methodological collectivism) قابل ذکر است. اصالت جمع اخلاقی به این معنی است که هر فرد انسانی فقط در صورت تعلقش به یک جمع از قبیل خانواده، قبیله، انجمن یا دولت-ملت است که اخلاقاً ارزشمند محسوب می‌شود؛ در حالی که اصالت جمع روش‌شناختی به این معنی است که تحلیل متغیرهای کلان اجتماعی می‌تواند یا بهتر است یا منحصراً باید برحسب متغیرهای کلان دیگر صورت گیرد. برای توضیحی مختصر در مورد این معانی متفاوت، می‌توان به هابز (1651) اشاره کرد. به نظر می‌رسد هابز از یک سو بر این باور بود که یک فرد، صرف نظر از تعلقش به یک جمع و بویژه تعلقش به واحد سیاسی دولت-ملت، اخلاقاً ارزشمند است و بنابراین باید از «حقوقی طبیعی» برخوردار باشد (گرچه چندان روشن نیست که چگونه این اصالت فرد اخلاقی با توصیف وی از انسان در وضع طبیعی که در قالب گفته‌های مشهور وی از قبیل «انسان گرگ انسان است.»، «جنگ همه علیه همه در وضع طبیعی» و «در وضع طبیعی، زندگی انسان گوشه‌گیرانه، فقیرانه، رذیلانه، وحشیانه و کوتاه است.» و بالاخره این جمله منسوب به وی که «هیچ مترسکی را شبیه گرگ نساختند. شبیه پلنگ یا خرس هم نساختند. به گمانم ترسناک‌تر از آدمیزاد نیافتند!»، سازگار شدنی است!) از نظر هابز، وجود دولت، صرفاً برای حراست از منافع یا حقوق فردی ضروری است. از این رو می‌توان گفت هابز پیرو اصالت فرد اخلاقی و نه اصالت جمع اخلاقی بود.
(12) می‌توان گفت برای پیرو اصالت جمع اخلاقی، مسئله چگونگی سازش بین حقوق فرد و «حقوق جامعه»، با تقدم بخشیدن به حقوق جامعه بر حقوق فرد، در اساس مسئله‌ای حل شده است. مگر می‌توان حقوق جامعه را در مقابل حقوق فرد قربانی کرد؟! در مقابل مسئله اساسی پیش روی یک پیرو اصالت فرد اخلاقی، مثل رالز، نه چگونگی برقراری نوعی سازش بین حقوق فرد و حقوق جامعه؛ بلکه چگونگی برقراری نوعی سازش بین «حقوق مختلف افراد مختلف در یک جامعه» است و گرچه راه‌حل وی برای این مسئله به طور کلی در توالی ۴ مرحله‌ای مذکور در پیشگفتار است که در ادامه بیشتر تشریح می‌شود؛ اما جزئیات راه حل، همواره یک مسئله باز پیش روی یک جامعه مبتنی بر یک نظریه عدالت لیبرال باقی خواهد ماند.
  • ❤ 1
  • 👍 1
More from @edalat_ubi
  1. Sep 28, 2026فردا هيچ‌کس حق ندارد خسته شود. آنقدر چشم‌های مظلوم به در و ديوار دوخته است که فرصتی برای م…
  2. Sep 28, 2026✳️ مروری بر نظریه‌های عدالت؛ با هدف برداشتن گامی به سوی ایرانی آزاد‌تر (قسمت بیست و یکم) ف…
  3. Sep 27, 2026تروتسکی: «در کشوری که تنها کارفرما دولت است، مخالفت یعنی مرگ در اثر گرسنگی. این اصلِ قدیمی…
  4. Sep 27, 2026✳️ مروری بر نظریه‌های عدالت؛ با هدف برداشتن گامی به سوی ایرانی آزاد‌تر (قسمت بیستم) فصل او…
  5. Sep 26, 2026🔴مصطفی ملکیان: 🔹اگر کسی بگوید که تو تا پنج سالِ پیش می‌گفتی «الف» پس چرا دیگر به آن باور…
  6. Sep 26, 2026✳️ مروری بر نظریه‌های عدالت؛ با هدف برداشتن گامی به سوی ایرانی آزاد‌تر (قسمت نوزدهم) فصل ا…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →